200 baris pertama.
در سال 1850 جنگی سخت در منطقه ثروتمند اورگان
با قبایل سرخپوست در گرفت
گرچه بسیاری از قبایل از منطقه رانده شدند
اما جنگجویان سرخپوست در برابر چالش مهاجمان مقاومت کردند
اما نه سفید پوستان و نه سرخپوستان نمی دانستند پایان این جنگ چه خواهد بود
نبرد رودخانه روگ
با شرکت : جورج مونتگمری
داستان و فیلمنامه : داگلاس هایس
کارگردان : ویلیام کاستل
فکر می کردم بدترین چیز تمام شده
من فکر می کنم بدترین چیزی بود که آنجا دیدیم
تو تمام تلاشت را کردی کاپیتان
واقعاً؟
شما که مرتکب جنایت نشدید فقط یک نبرد را باختید
ممکنه
ترجمه و زیرنویس : م - تاج الدینی دیماه 1402
بیا تو
چیه گروهبان؟ فرمانده هیلمن میخواد شمارو ببینه
با استیسی وایت
بگو بیان داخل
خب نیازی به توجیه نیست
فقط بگو چی شده
واقعاً شگف انگیزه من تا به حال این همه سرخپوست ندیده بودم
ما شکست خوردیم
شما اولین کاپیتانی نیستید که در نبرد با سرخپوستان شکست خوردید
اما چرا؟
چرا نمیتونیم برنده شویم؟
ما اسلحه، تجهیزات و نیرو داریم
اونا قوی هستند چون برای هدف میجنگند
و رهبر دارند؟
رئیس مایک
رئیس مایک
اون سرخپوستهاراسازماندهی کرد و بهترین مردان ما را کشت
چون بخاطر سرزمینش می جنگه
و میدونه چگونه از زمین علیه ما استفاده کنه
درسته
ما از شما و داوطلبان غیرنظامی تشکر میکنیم به خاطر شرکت در جنگ
تشکر لازم نیست
هم مردان شما و هم نیروهای ما خوب جنگیدند
ما فقط وظیفه خود را انجام دادیم
تو بیشتر از سهمت انجام دادی
چطور میتونیم جبران کنیم؟
خب، یه کار میشه کرد ، سرگرد
استخدام داوطلبان جدید
من فکر کنم ما به آنها نیاز خواهیم داشت
باشه ، شما اجازه دارید
متشکرم
خب آقایان فردا روز جدیدی خواهد بود
بهتره فعلاً استراحت منید
میترسم نتونم استراحت کنم
گفتم برو استراحت کن کاپیتان
این یه دستوره
بله قربان
داشتم دنبالت میگشتم
سرگرد شما را برای بررسی مککلین فرستاد؟
من نگران سرگرد هستم قربان
قراره از پیش ما بره براش جانشین تعیین شده
کی شنیدی؟
قبل از اینکه باهاش صحبت کنی ، اطلاع داشتم
اون نمی خواست جلوی وایات به من بگه
خب این بار کی قراره بیاد ؟
اسمش سرگرد فرانک آرچر است
فردا پادگان را تحویل میگیره
خب، سرگرد فرانک آرچر
اون به جایی می رسه که فرشتگان از آن می ترسند
خب، این سومین رشته ایست که دارن قربانی می کنند
اما او سابقه پیروزیهای زیادی داره
من از سابقه اش اطلاع دارم
او مقابل مکزیکی ها پیروز شد
اما هرگز با سرخپوستها روبرو نشده، مککلین
شاید روشهای مخصوص خودش داشته باشه
برای رئیس مایک فرقی نمیکنه
اون دو قبضه توپ با خودش میاره
این فرق میکنه
خب، با دو قبضه توپ ممکنه فرق بکنه
البته اگه رئیس مایک به ما زمان کافی برای استفاده از آنها را بده
شما از سرگرد آرچر چی میدونید؟
فقط چند جمله از کسانی که باهاش خدمت کردن
خب ، چی گفتند؟
قبل از دیدنش قضاوت نکنیم
همانطور که گفتم شما سابقه خوبی دارید
شب بخیر قربان
شب بخیر
ایست
سرگرد، آنجا بین درختها چیزی در حال حرکت دیدم شاید سرخپوست بودند
باشه ، ادامه دهید
اونجا پشت اون درختها
پیاده شوید
پناه بگیرید
توپ را بیار
بیارش اینجا
پرش کن
آماده است؟ بله قربان
اون درخت رو بزن
درخت قربان؟
مگه نشنیدی ، کیبل؟
بله قربان
آتش
حسابی ترسیدند
فکرکنم مهمان های ما از مهمانی لذت نبردند؟
...گاهی اوقات ترس قوی تر از
یک ضربه مستقیمه ، ستوان
دستور دیگری ندارید؟
نه، فقط مطمئن شوید که جاده امن باشه
کیبل؟ بله قربان
وقتی دستوری میدم فقط انجام بده ، سؤال نکن
بله قربان
جالبه
فکر کردم میخواد ازم تمجید کنه
متأسفم، ستوان رایان شما حق دارید شکایت کنید
اما سرگرد فقط با یک شلیک شما را نجات داد
بنابراین، شما باید با احترام از او صحبت کنید
سربازها را پیدا کردی؟ بله
شما باهاشون جنگیدید اما کسی طوری نشده
زنها نیاید در مسائل جنگ دخالت کنند
حرف بزن
یا اومدی بگی که ترسیدی؟
بگو
ما اومدیم به رئیس اطلاع بدیم که رئیس جدید سفیدها وارد شده
خودم از قبل میدونستم
اون سربازان زیادی با خودش آورده
چند نفر سرباز؟ بیشتر از افراد ما
بهشون حمله کردی؟
بله چند نفرشون را کشتی؟
هیچی
چرا؟
رئیس جدید سفیدها یه سلاح جدید با خودش آورده
چه نوع سلاحی؟
خیلی بزرگه من تا حالا ندیده بودم
توسط چند نفر کار میکنه
باروت زیادی مصرف می کنه
درختها را قطع میکنه
آنها با این سلاح تمام جنگل را ناپدید می کنند
تمام قبایل می میرند
تو همه اینها را دیدی؟
با چشمان خودم دیدم
دیدی که همه قبایل مُردن؟
نه
دیدی که جنگل ناپدید شد؟
نه
اما دیدم یه درخت افتاد
راست میگه
اما جنگل ناپدید نشد
نه
اما دیدم درختی افتاد
منم دیدم
پس، هر دوی شما سقوط درخت را دیدید؟
... وقتی دیدی درخت افتاد
چه کار کردین؟
ترسیدیم و فرار کردیم
از سقوط درخت ترسیدید؟ نه ، از سلاح بزرگ
نمیدونی چطور بود
مثل صاعقه بود
مثل آتش و مرگ بود
فکر میکردم شما شجاع ترین جنگجویان اینجا هستید
اکنون باید به روح بزرگ دعا کنیم
تا رئیس سفیدها دیگه با آن سلاح به ما شلیک نکنه
مثل زنها حرف میزنید
چند نفر از شما مردید؟
حرف بزنید
چند نفر از شما توسط آن تفنگ بزرگ کشته شدید؟
هیچکس
پس مثل بچه ها از صدای رعد فرار کردید
حالا گوش کنید
این همه اغراق خوب نیست
من از این صحبت ها خوشم نمیاد
در مورد سقوط درخت توسط تفنگ
ما بچه نیستیم، ما مَردیم
رئیس جدید سفید ها هم یک شیطان نیست
اونم َمردیه مثل ما
فقط برو شورا را خبرکن
آبجوی مجانی به نیروهای وایت بپیوندید
پس برای یه بوسه از برت مک لین اومدی به نیروها بپیوندی؟
بنظرم آدم شجاعی هستی
من برای این کارها وقت ندارم بذار کمی لذت ببرم
خب، برای پیوستن باید ثبت نام کنیم
آن بوسه ارزش فداکاری را داره
راحت باش برت، ما باید این بچه ها را سالم نگه داریم
خب، نفر بعدی کیه؟
من استیسی هستم
خواهر پرینگل؟
نگو که میخوای سرباز بشی
نه، اومدم برای سه نفر درخواست استخدام کنم
چون با پدرم زمین را شخم می زدند نتونستند بیایند
اما وقتی کارشون تمام شد میان
خوش آمدی استیسی
وسلی، کلمنت و پرینگل
من به جای هر سه نفر امضاء میکنم
بنظرت این کار قانونیه؟
البته ، اونا برادران من هستند
اما فکر می کنم اونا بهترین بخش جذب نیرو را از دست دادند
دلتنگ بوسه هات هستند عزیزم
من براشون ذخیره میکنم
هر چند شما خیلی مهربان هستید
اما من نظر بهتری دارم
اگه الان آن بوسه هارو بگیرم
به برادرانم منتقل خواهم کرد
باشه موافقم
این برای پرینگل
اینم برای کلمنت و این یکی برای وسلی
No comments yet. Be the first to leave one.