200 baris pertama.
ارائه ايي مشترک از TvCenter | TvWorld
تــرجــمــه از رضــا KingSlayer
چرا به پنجره خيره شدي، ويل؟
از برف خوشت مياد؟
ميدوني، واسه بعضي از آدما برف يه احساس خيلي مخصوص بهشون ميده
آه، بعضيا عاشق برف ـن
،احساس پاکي و خالصي داره مثل يه شروع تازه يا آغاز
واسه بقيه، ترسناکه
سرد و ساکت و افسرده کننده
نظر تو وقتي به برف نگاه ميکني چيه؟
ميگم که بايد برف ها رو پارو کنم
ويل، ميخوام مثل آدم بزرگها باهات حرف بزنم
چونکه بنظرم تو جوان باهوشي هستي
و توانايي فهم حرف هام رو داري
توي گروه روان درماني، يه چيز "روان شناسي هست که بهش ميگن "رفتار ناجي
اغلب يه شخص داخل گروه احساس ميکنه
که بايد ديگران رو از يه خطر يا يه احساس
که بنظر اون شخص خطرناک هست، نجات بده
گاهي اينجور آدما...بچه هاي والديني هستن که مشکلات مواد مخدر و الکل دارن
اين آدما مجبورن که خودشون رو
از دست پيامدهاي احساسي اعتياد والدينشون خلاص کنن
پدرت نتونست سارا پاترل رو پيدا کنه
و تو ميخواستي که کمکش کني، مگه نه؟
و اين کار، يه واکنش طبيعي کاملاً درسته، ويل
،تو ميخواستي که کمک کني اين چيز خوبيه
اما گاهي اوقات، وقتي ميخوايم که به يه نفر کمک کنيم، يکي ديگه ضربه ميخوره
گاهي اون شخص، خود ماييم گاهي هم يکي ديکه
...و من قصد و نيت تو رو ميدونم قصدت صدمه زدن به کسي نبود
ولي وقتي ميگي که ميتوني سارا رو
يا روحش رو ببيني و باهاش حرف بزني
باعث ميشه ديگران صدمه زيادي ببينن
مخصوصاً والدين سارا
اونا دارن با بدترين چيزايي که يه والدين ميتونه تحمل کنه، دست و پنجه نرم ميکنن
حالا تا اونجايي که تونستم باهات صادق بودم، ويل
تو هم ميتوني باهام صادق باشي؟
تو هنوز سارا رو ميبيني؟
ساکت
نه
به ايسلند خوش آمديد
لطفاً تا زمان توقف تا درب ورودي بر روي صندلي خود نشسته و و تا زمانيکه
خلبان علامت کمربند ايمني را خاموش نکرده کمربند ايمنيتان را باز نکنيد
من خيلي سردمه
از اين تندتر نميتونم برم
...بيا
کت منو بگير
نه، نه، نه، نه، نه خودت احتياج داري
من خون گرمم نگران نباش
ميخوام که هردوتون گرم باشيد
بيا
!اوه، درد ميکنه! خيلي - ميدونم -
...دارن زودتر از موعد ميان، اوه
نگران نباش، عزيزم به زودي ميرسيم، فقط طاقت بيار
پيش خودمون چي فکرکرديم که رفتيم پيش اون قابله؟
اشتباه بزرگي بود
نه، تقصير اون نيست تقصير منه، بخاطر طلسمه
من طلسم شدم - بهت که گفتم، بخاطر طلسم نيست -
تو خودت جادويي
سحرآميزترين چيزي که
واسه من اتفاق افتاد
خودمون رو تا اونجا ميرسونم، قول ميدم
رايلي
مگنوس
رايلي...باهام بيا
مگنوس؟
...مگنوس
مگنوس
مگنوس...نه
...مگنوس
اوه، نه
لوناي من
لوناي من
يه نفر داره مياد دنبالمون
همه چيز درست ميشه
يه نفر داره مياد
ويل
دارم ميام دنبالت
خبراي بد دارم و خبراي بدتر
اول خبراي بد رو بگو - فهميدم که دارن کجا ميبرنش -
يه ساختمان تحقيقاتي که کنار ساحل توسط سحب کنترل شده
خوبه - در واقع نه -
بشدت محافظت شدهست اما دنبال يه راه ورودم
خيلي خب، خبراي بدتر رو بگو
يه هواپيماي خصوصي همين الان با يه سرنشين
به نام دکتر اليسون اجازه فرود گرفت
ويسپرز - بايد خودش باشه -
من از اون جلوترم - زياد نه -
يه هليکوپتر منتظرشه تا ببرتش
به يه وسيله نقليه احتياج دارم - ماشين همين الان ثبت شد -
اونجاست
شما ويل گورسکي هستيد؟ - بله، خودمم -
به ايسلند خوش آمديد
لطفاً، اينجا رو امضا کنيد
از کِي تابحال مزه چيزاي گرون قيمت رو چِشيدم؟
از وقتي که به کارتهاي اعتباري متزگر دسترسي پيدا کردم
!ها
از اقامتتون لذت ببريد
اون ساختمون روي هيچ نقشه اي نيست
اما من مختصات رو توي جي پي اس وارد کردم
نشون ميده که 20 دقيقه اي ميرسي اونجا
10دقيقه اي ميرسم
متاسفم
متاسفم
خيلي متاسفم
من تنهات نميذارم
قول ميدم که تنهات نميذارم
بچهام...کجاست؟
تو واسه اون هرکاري ميکني
بخاطر بچهات جونت رو هم ميدي
آره
اين آخرين شانسته
ازش استفاده کن
ازشون محافظت کن
رايلي
ازشون محافظت کن
...رايلي
لطفاً اينکارو نکن
دارم ميام دنبالت
تسليم نشو
ممکنه بهترين اتفاقي باشه که رخ داده
چرا؟
وقتي ويسپرز برسه اون بيهوشه
الان کجاست؟
همين الان سوار هليکوپتر شد ميدونه که اينجايي
نقشه اي واسه داخل شدن داري؟
با يه اسلحه نه ميليمتري که زير دستم جاساز کردم ميرم
بافي بهت اعتماد نداره
اون معتقده که تو ميدوني که چه بلايي سر استاينر اومده
از ديروز دارم به پسرم زنگ ميزنم، اما جواب نميده
ميدوني استاينر کجاست؟
ميدونم
کجا؟
تو بهم گفتي که نميخواستي که از بين من و اون يکي رو انتخاب کني
حالا هم مجبور نيستي
!پسر من کجاست؟
...من بهت جزئيات رو ميگم اما ميتوني خودت خيلي زود ازش بپرسي
چي؟
!عوضي
مراقب باش
صداي گلوله ها رو شنيدم
من صداي گلولهاي که به جليقه ضدگلوله برخورد ميکنه رو ميشناسم
اسلحه باديگارده نيست
!اي حروم زاده
تو پسرم رو کُشتي؟
!اون عوضي رو بکشيد
چه اتفاقي داره ميوفته؟
فکرکنم اومدم خداحافظي
اين بود نقشهات؟
از کجا بايد ميدونستم که جليقه ضدگلوله ميپوشه؟
کي توي زندگي واقعيش جليقه ضدگلوله ميپوشه؟
چيکار داري ميکني؟
من مثل سان نيستم بلد نيستم چطوري از مُشت هام استفاده کنم
اما به اين معني نيست که ندونم چطوري بجنگم
من آماده خداحافظي کردن باهات نيستم
!اوه، لعنتي
چرا، ولفگانگ؟
چرا؟
تو عضو اين خانوادهاي
ما تو رو بزرگ کرديم
کدوم آدمي به خانواده لعنتي خودش خيانت ميکنه؟
تو گفتي که همه چيزت رو ميدي تا بدوني قاتل پدرم کيه
اين هديه رو من بهت ميدم
اوه، خدايا
چرا؟
خودت دليلش رو ميدوني
هميشه ميدونستي
و با اينحال، هيچ کاري نکردي
...ولفگانگ، من...من...من
...خيلي متاسفم، من
...لطفاً
منو ببخش
تو گفتي که خون تو توي رگهاي منه
خب مال اونم هست
پدرم...يه هيولا بود
و تو هم همينطور
و همينطور من
به همين خاطر بايد با راجان ازدواج کني
!لعنتي - ماشين رو نگه دار -
چي؟
نه، نه، نه، خودشه - ميدونم -
ويسپرز اول ميره اونجا
از قبل به محافظين گفته که دنبال تو بگردن بايد حواسشون رو پرت کني
ماشين رو نگه دار
موتور پشت ماشينه لوله روغن موتور سمت رانندهست
صندوق رو بده بالا لوله روغن رو پيداکن
بشکونش
ماشين رو خراب ميکنه - ميدونم -
اين فکر آمانيتا بود واسه همين اين ماشين رو انتخاب کرديم
مردها نميتونن ببينن که يه ماشين خوشگل خراب بشه
مثل يه غريزه اوليه ميمونه نگاه کن، دو دل شدي
واقعاً ماشين خوبيه - ديدي؟ -
اينطوري چطوري بايد فرار کنم؟
تو کسي هستي که بدون هواپيما پريدي تو هواپيماي به سمت ايسلند
داريم رو يه استراتژي خروج کار ميکنيم
اين يارو چي؟ رفته سفر
ضمناً، فکرکنم يه راه ورود پيدا کرديم
داريم سابقه کارمندها رو بررسي ميکنيم، دنبال يه نفوذ ميگرديم
کارت شناسايي رو دارم ميپزم - وقتي برشته شد واست ميفرستيم -
گوشيت رو ميگيري تو دستت و بعد راحت ميري داخل
جدي؟
مثل يه مکعب سه بعدي ميمونه
No comments yet. Be the first to leave one.