200 baris pertama.
...آنچه گذشت
!بیلی
!بابایی
صبرکن، تو همون بچهی ساحل هستی؟
.به حموم نیاز داری
یعنی، کار دیگهای نیست که بتونیم بکنیم؟
.میتونم ضربه مغزیت کنم
هر دوی این روشها خودآگاه ذهن رو باز میکنند
تا بتونی تو سرزمین لو .قدم بزنی
!بابایی
!تندی
.فکرکنم باید صحبت کنیم
فکر میکنی؟
.زیاد مطمئن نیستم از کجا شروع کنم
خب، چطوره با این شروع کنی
.چطوری من رو اینجا پیداکردی
...این کلیسا، من
...راستش تو یه تور وودوو دیدمش، ولی
.بعد توی ذهنت دیدمش
توی ذهنم؟
شاید قلبت بوده؟
.شاید هیچی نبوده
.خب، هیچی که نبوده
.چون اینجا هستی
درست همونطور که ...وسط جاده بودی
.با اسلحه شلیک کردی
...و اون شب توی قبرستان
.خدا میدونه چی رو شلیک میکردی
اونجا چه اتفاقی برامون افتاد؟
چرا هنوز داره اتفاق میافته؟
میدونی؟
چرا ما؟
.نمیدونم
.ولی دربارهی یه چیز درست میگی
.باید صحبت کنیم
.قضیه رو حل کنیم
شاید اونجوری این نمایش مسخره رو .تموم کنیم
مترجم: مریم ، امیرعلی illusion , careless whisper
.همه چیز با یه حموم شروع شد
حموم؟
آره، قرار بود یه جور پاکسازی باشه
...با جادو جمبل و
.اینجور چیزها - معجونهای جادویی برای روح؟ -
.آره. یه همچین چیزی
گول اون مزخرفات توریستی رو خوردی؟
.نه
نه، ولی زنه گفت
.مسیر جوابها رو بهم نشون میده
.و یه جوری کرد
.ولی فکرکنم جوابهای تو بودن
.یعنی، تو درست اونجا بودی
.مثل روشنی روز
.تمام زندگیت
،اول به عنوان یه دختر کوچولو
.رقاص باله، راستش
.شاید حرفم دیوانگی به نظر بیاد
.نه، نه به اندازهای که فکر میکنی
خب چی بودن؟
جوابهام؟
اسم راکسان معنایی برات داره؟
آره، بابام قبلاً .اونجا کار میکرد
.خب، اون اونجا بود، فکرکنم
.بابات
آدمهای راکسان، داشتن .بلا سرش میآوردن
.میکشتنش، شکنجهاش میکردن
.بارها و بارها
من چیکار میکردم؟
.به فرار کردن ادامه میدادی
.آره، به نظر درسته
.ولی بعد دست برداشتی
.آخرین بار، موندی
.و مقابله کردی
.نجاتش دادی
.نه، غیرممکنه
.بابام تو شب توفان مرد
خب اینها چه معنایی داره؟
امروز تمرین داری؟
!هی! هی
مادرت از .یه سؤال پرسید
چی؟ - خوبی؟ -
.آره، خوبم .فقط دیرم شده
.نه، نشده
حالا، مادرت .صبحونه درست کرده
.حالا، بشین و همراهمون ازش لذت ببر - !نه
باشه؟ .کار دارم
.خب، اگه میخوای بیای تو بیا
باید دربارهی اون خانوم اَفسره ازت سؤال بپرسم؟
یا اونطوری شریک جرم میشم؟
.دختر اشتباهی رو گرفته بود
خب چی باعث شده بیای اینجا؟
.میخوام دربارهی قضیهی راکسان بدونم
.پروندهی بابا
یعنی پروندهای که همیشه دربارهاش .من رو مسخره میکنی
مامان، بابت اون .متأسفم
میدونم تمام این مدت تمرکز کرده بودی
که زندگی قدیمیمون رو .پس بگیری
.با خونه و پول
.فقط قضیه پول نیست
.یعنی، پول میتونه خوب باشه
.خیلی خوبه
.قضیه اسم پدرته
.اعتبارش
چقدر خوب به یادش میاری؟
واقعاً؟
یادمه وقتی باهاش بودم .احساس امنیت میکردم
.که مهربون و باهوش بود
.یادمه جوکهای بد میگفت
.ولی هیچکدوم از اونها رو یادم نمیاد
خب، اون سختکوشترین شخصی بود .که به عمرم دیده بودم
...اگه مشکلی بود
.واسه درست کردنش مصمم میشد
،شیرآبی که چکه میکرد .گرمای جهانی
.مهم نبود
.از هم بازش میکرد
.بخشهای متحرکش رو درک میکرد
.و میرفت سراغشون - پس، چرا اون سکو منفجر شد؟ -
.نمیدونم
.ولی میدونم تقصیر اون نبوده
اون قربانی یه شرکت .طمعکار شد
میدونن مردهها نمیتونن .مقابله کنن
باشه، پس ما چطور میتونیم؟
.میتونیم درخواست کمک کنیم
از کسی که میدونه .دنبال چی بگرده
.دوست پسرت
ببین، میدونم گرگ ،نقصهایی داره
.ولی یه وکیل واقعیه
.و وکیل خوبیه - .مامان -
.دیروز دنبال پلیست افتاد
.بسه
در افتادن با شرکتی مثل راکسان .آسون نیست
مامان، تو 8 سال گذشته زندگیت رو متوقف کردی
به انتظار یه ثروت بادآورده .که هرگز قرار نیست بیاد
.عزیزم، میاد
.باید امید داشته باشی
...خب، اگه امید وجود داره
فکر نمیکنم .شبیه گرگ باشه
چون گرگ یه مرد متأهل دیگه است
که هرچی بخوای بشنوی رو بهت میگه
چون فکر میکنه .کون عالیای داری
،این قضیه هیچوقت آخرش خوب نمیشه خودت میدونی، درسته؟
.سلام! خوار و بار آوردم
.میذارمشون اینجا
.وای
.خوشگل هستن
چیه؟
چیه؟ میخوای آروم برم؟
.نه، نه. ادامه بده
فقط برام سؤاله .این تایرون جدید کیه
کی میگه خود واقعیم نیستم؟
یه چیزی دربارهی ترس هست .که من رو تحریک میکنه
.کل زندگیم رو در بر گرفته
.فکرکنم این رو درونت دیدم
.با بابات و راکسان
یه جورایی انگار .تاریکترین ترست داره اتفاق میافته
این اتفاق قبل از من برات افتاده بود؟
.آره .یه بار با مامانم
.و قبل از اون
فکرکنم کسی که .برادرم رو کشت
یه پلیس بود، درسته؟
.کسی که به برادرت شلیک کرد
از کجا میدونی؟
.چون من هم میتونم انجامش بدم
خوب شد به اندازهی یه ارتش .فاحیتا آوردم
سورپرایز دلپذیری بود که .اینجا پیدات کردم، خانوم تندی
میدونی، داشتم یه نگاهی .به حیاط جلوئیتون میانداختم
،با خودم فکر کردم ،شاید این آخرهفته
بتونیم بریم اونجا .و شاید کار کنیم
.یکم تمیزش کنیم
همه جا کلی خار و خاشاک .در اومده
.کلی آت و آشغال اون بیرون هست
به این فکر میکردم شاید بتونیم .اونها رو تمیز کنیم
شاید یه باغ بکاریم؟
.فلفلهای خودمون رو بکاریم
میخوای چندتا خورد کنی؟
خب هدفت اینجا چیه؟
خیانت؟
،پول خورد کَندن از شرکت طرف پرونده
یا فقط یه مرد کلاهبردار عادی هستی؟
،کلمهی مرد کلاهبردار یکم تبعیض جنسی داره اینطور فکر نمیکنی؟
یعنی، دخترها هم میتونن کلاهبرداری کنن، درسته؟
،یعنی .وسایل داخل اون کیف رو دیدم
میدونی، من کارم رو .به عنوان یه مدعیالعموم شروع کردم
.تو بینقص نیتسی
،من هم نیستم ...باورکن، ولی
مامانت؟
.خیلی برام مهمه
پس امیدوارم .باهام صبوری کنی
گاهی وقتی ...به کسی دست میزنم
...پوستم به پوستش برخورد میکنه
.نمیدونم
.یه چیزی میبینم
تو هم میتونی ترسهای مردم رو ببینی؟
.نه
.ترسهاشون رو نه
به طرز کنایهآمیزی، میتونم .امیدهاشون رو ببینم
،میدونی چیه .من اون فلفلها رو خورد میکنم
.دروغ نمیگم
خیلی مشتاقم توی آشپزخونهی .اون سرآشپز جدید کار کنم
.خب، پیمانکار گفت دو هفته
.احتمالاً یعنی سه هفته
No comments yet. Be the first to leave one.