Demimonde

Demimonde (Félvilág)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Demimonde-2015
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian Demimonde 2015 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

other
Diterbitkan pada: 2026-01-25
Unduhan: 11
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

دخترِ مجار

پلیس! باز کنید

پلیس! اون در رو باز کنید

چهار روز قبل

برای کار اومدی؟

توصیه‌نامه‌ت کو؟

نداری؟

ندارم

حتماً قبلاً یه جایی کار کردی

توی این شهر ۷۰ هزار تا خدمه هست

می‌دونی چند نفر می‌خوان اینجا کار کنن؟

من زود یاد می‌گیرم و خیلی هم کاری‌ام

این برای ما خیلی کمه

رخت‌شویی، پله‌شویی، خیاطی، قلاب‌بافی و پخت‌وپز بلدم

و شیشه‌ها رو هم تمیز می‌کنم

مادرم، خدا بیامرز، همه چی رو یادم داده

بدون توصیه‌نامه نمی‌تونم استخدامت کنم

خانم، خواهش می‌کنم

بیرون سرده و من جایی رو ندارم برم

خداوند روزی‌رسونه

خدا خیرت بده

آشپزی بلدی؟

اگه موادش توی آشپزخونه باشه، بله

میگو، برنج، لیمو، پودر فلفل، نمک و آووکادو

شبیه گلابیه

این گلابی ۴۵۰۰ کیلومتر راه اومده تا برسه به سینیِ خانم

یک و نیم میلیون مجاری به ایالات متحده مهاجرت کردن

یک و نیم میلیون کشاورز کثیف

آقایون، ایشون همیشه می‌گفت که آمریکا مستعمره مجارستان می‌شه

خب، اون یانکی‌های زرنگ قوانین جدیدی برای مهاجرها دارن

توی همچین کشور بزرگی، باید برای همه جا باشه

البته، اگه همه خدمه تصمیم بگیرن برن چی؟ کی به ما خدمت می‌کنه؟

می‌گن مهاجرها باید سواد خوندن و نوشتن داشته باشن

ایشون همون خانمه؟

بیا دیگه

میگو رو با برنج، لیمو، فلفل و نمک مخلوط کن

آووکادو رو از وسط نصف کن، هسته‌ش رو دربیار

برش دار، یه ذره سس و نصفِ یه گردو بذار روش

و در آخر هم سس مخصوص روی اون

آووکادوی شکم‌پر می‌خوای

همون‌طوری که توی تراس «اسپا آبازیا» سرو می‌کنن

فهمیدی؟

دوشیزه رُزی، این مرد جوان کنار خانم کیه؟

گرگلی شوواگو. یه جورایی شاعره

صدات می‌زنن

اون گرگلی شوواگوئه؟

آره، می‌شناسیش؟

شعرهای عاشقانه قشنگی می‌گه

سس رو فراموش نکن

در ضمن، بهم نگو دوشیزه

کمکم کن گرگلی. عنوانش چی بود؟

رقصنده باله. رقصنده باله

فیلم جدید «آستا نیلسن»؟

آره، توی سینما شیکاگو اکران شده بود

گرگلی لطف کرد و همراهم اومد

یه ملودرام دانمارکی

چه زن ساده‌ایه این آستا

اون شهرت جهانی داره

مشهور جهانی باشه یا نباشه، حتی منم می‌تونستم اون کار رو بکنم

براوو! براوو

دوشیزه الزا برای هنر هفتم زاده شده

مگه فرقی هم می‌کنه؟

گرگلی فیلمنامه رو می‌نویسه

تو هم سرمایه‌گذارش می‌شی

تو کارگردانی‌ش می‌کنی

و منم نقش اولش می‌شم

من دوشیزه الزا رو خیلی وقته می‌شناسم

و اون می‌تونه خیلی متقاعدکننده باشه

چه نقشی مد نظرته؟

قول بده بهم نخندی. - ما هیچ‌وقت بهت نمی‌خندیم

دوشیزه اورلئان

ژاندارک

آره، گرگلی نوشتن فیلمنامه رو شروع کرده

رُزی

کبک زیادی پخته شده

برگ‌های مو رو توش باقی گذاشته؟

برو. می‌دونستم

بوردوی بیشتری بیار

تموم شده

تموم شده؟

خودتون خواستین

شما سه تا بطری سفارش دادین

من گفتم چهار تا

دیوانه

کر هم که هستی

بهترین شراب رو بیار

مشکلی نیست

چیز دیگه‌ای بیارم؟

شراب نابی برای این شهید باکره داری؟

فقط همون

این رو ببر اونجا

ژاندارک نقش سختیه

لقمه‌ایه که راحت گلوگیر می‌شه

اگه تو مربیم باشی

با هم از پس اون کار برمی‌آیم

لوئیزا بلاها هم از بدو تولد آماده نبود

یکی اون رو ساخت

درسته

به سلامتی همون

تازه‌ست

کلبه

حداقل اینش خوبه

دختره رو فرستادم بره

چرا؟

یه لیوان «هاس و چیزک» رو شکست

نمی‌شکست

اگه چهار بطری بوردو خریده بودم

اینم تقصیر منه؟

به نظر دختر خوبی می‌آد

اون می‌مونه

اگه من همچین کاری می‌کردم یه هفته ملامتم می‌کردی

«زمانی دنیادیده‌ای را می‌شناختم...»

«که از گذشته‌اش هیچ نمانده بود، جز دختری...»

«دوستانش می‌گفتند او به زیباییِ...»

مکس رو آوردم

با کی؟

قسم بخور به کسی نمی‌گی

قسم می‌خورم

با گرگلی شوواگو

با اون

پسر؟

اون کاملاً پخته‌ست

از تو چی می‌خواد؟

اون عاشق منه

و منم عاشق اونم

باعث می‌شه احساس جوونی کنم

از شرش خلاص شو

سعی کردم

از راه بد امتحان کردم

از راه نرم

اما بعدش برام یه شعر می‌نویسه و من از پا درمی‌آم

اگه مکس بفهمه چی؟

نباید بفهمه

«فکر کردم که خدا چگونه رحمتش را به او نشان داد...»

«که نگذاشت به سرنوشت همیشگی دچار شود...»

«بلکه او را در اوج زیبایی و وقار از زمین برگرفت...»

«یعنی پیش از آنکه پیر شود...»

«نخستین مرگ برای زنانی چون او...»

«دوستانش می‌گفتند او به زیباییِ...»

خانم خیلی خشمگین بود

لیوان مورد علاقه‌ش رو شکستی

اتفاقی بود

منم همین رو بهش گفتم

اون‌قدر التماس کردم تا متقاعدش کردم

یه فرصت دوباره بهت بده

خدا خیرت بده

دوباره شروع نکن

قول می‌دم جبران کنم

خداوند تو و دخترت رو حفظ کنه

ستایش بر مسیح خداوند

تا ابد، آمین

دوشیزه رُزی. - بله، دوشیزه کاتو؟

رُزی

چند وقته اینجا کار می‌کنی؟ - پنج سال

و قبل از اون چی؟

کارهای دیگه‌ای می‌کردم

چطور شد که مستخدم شدی؟

من دوستِ خانم بودم

هنوزم دوست هستیم، ولی قبلاً صمیمی‌ترین دوستای هم بودیم

اون توی تخت من می‌خوابید و سر میز من غذا می‌خورد

اما بعدش راهمون از هم جدا شد

اوضاع کمی بهتر و کمی بدتر شد

زندگی همینه

حالا من توی تخت اون می‌خوابم و پشت میز اون می‌شینم

کمترین کاری که می‌تونم بکنم اینه که همه چی رو مرتب نگه دارم

منتظر مهمون هستیم؟

روز بخیر قربان

روز بخیر قربان

شما مکس اشمیت هستید

وجب به وجبِ این خونه رو اون طراحی کرده

اون به‌طرز باورنکردنی‌ای بااستعداده

مردی ثروتمند و مشهور

نمی‌دونستم خانم ازدواج کرده

نکرده

تو عاشق خداوندی و خانم رو هم دوست داری

چرا اونا با هم ازدواج نمی‌کنن؟

ایشون غولِ مشهورِ صنعتِ مبلمان در جهان هستن

شب و روز توی دفترش در خیابون «سن استبان» کار می‌کنه

ما هفته‌ای یک بار ایشون رو می‌بینیم

بقیه هفته رو چی کار می‌کنید؟

پولِ ارباب رو خرج می‌کنیم

این گناه نیست؟

که بدون ازدواج با هم می‌خوابن؟

گناه باشه یا نه، برای اونا که این‌طوری جواب می‌ده

منم همین‌طور فکر می‌کنم

چاق شدی؟

این فقط وزنِ زمستونیِ منه

با اومدن بهار آب می‌شه

عجله داری؟

باید قصر «فستتیچ» رو تا دوشنبه تموم کنم

باید با هم حرف بزنیم

یه ساعت دیگه. موضوع فوریه

پول لازم داری؟

نه

چقدر؟

این یه

سرمایه‌گذاریه

توی یک فیلم

یک فیلم؟

چرا باید روی یه فیلم سرمایه‌گذاری کنم؟

Demimonde subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left