Billions

Billions

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 2

Informasi rilis

Billions Season 2 720p WEBRip x264 Pahe in
Billions S02 All Episodes All HDTV
Billions S02Full Episodes 1080p WEBRip x264-SKGTV
Billions S02Full Episodes ALL WEBRip
Billions S02Full Episodes WEB X264-DEFLATE
Billions S02Full Episodes 480p WEBRip x264-RMTeam
Billions S02Full Episodes 720p WEBRip HEVC x265 RMTeam
Season 2 Complete
Komentar oleh SantaFilm
****اصلاح لغات بورسی و مالی****

Tag

HDTV
hdtv
HD
Diterbitkan pada: 2019-12-24
Unduhan: 57
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

!توجه تماشای این سریال به همراه خانواده توصیه نمی‌شود

‫ آنچه در فصل اول گذشت

‫ «بابی اکسلراد» لعنتی... مردی از جنس مردم

‫پرتش می‌کنیم توی یه سلول... دیگه شمشیر رو از رو بستیم

‫هرکاری که لازم باشه انجام میدیم

‫ارزش تو برای این شرکت ثابت شده است

‫من قبل تر از اینکه ازدواج کنیم اونجا کار می‌کردم

‫و خیلی قبل تر از وارد شدن تو به دفتر دادگستری

‫من مراقب افرادم هستم

‫وقتی «میک دنزیگ» رو داخل خونه خودش

‫با یه مسلسل گرفتن، کاری کردم که مشکل برطرف بشه

‫بدون تحمل ریسک خیلی زیاد

‫به جایی که من هستم نمی‌رسی

‫"ما"... جایی که ما هستیم...

‫ یه سری تصمیمات گرفتم.

‫رستوران و مزرعه رو تعطیل کردی

‫بزنید به چاک! همه برن بیرون!

‫تو با یه جنایتکار ازدواج کردی

‫از این ننگ دوری کن. تن لششو طلاق بده

‫ازم میخوای به همسرم فشار بیارم که عقب بکشه

‫- میدونی که نمیتونم اینکارو بکنم ‫- چرا نه؟

‫از این به بعد، من نقش تو رو توی این پرونده مشخص میکنم

‫اگه اصلا نقشی داشته باشی!

‫رییست اون اطلاعات قلابی درمورد اکس و پلیسا رو با

‫خوندن یادداشت‌های خصوصی همسرش بدست آورده.

‫تو به اعتماد من خیانت کردی

‫اونجا نشستی و داری ادعای اخلاقیات می‌کنی؟

‫عه عه عه عه، ادعاش میکنم؟!

‫درحالی که به کار کردن توی یه نهاد جنایتکار ادامه میدی

‫و حتی نمی‌تونی اینو واسه خودت اعتراف کنی

‫بهت درمورد مشکلاتم با دنزیگ گفتم،

‫بعد یه بازپرسی لعنتی به راه افتاده!

‫من تو رو نفروختم

‫تست دروغ سنج بگیر، مادرسگ!

‫وقتی برگشتم،

‫رفته باش!

‫پرونده به پایان رسیده.

‫بیا برای شرکت «اورین باخ» کار کن، به حساب من.

‫نشنیدم بگی "نه"

‫خیلی متاسفم که بهت شک کردم

‫پاداشت...

‫قصد داشتم بهت 2 میلیون بدم

‫همین الان شد 5 میلیون

‫من استعفا میدم، بابی

‫ دیگه نمیتونم انکار کنم

‫که اینجا چطور جاییه و تو چطور آدمی هستی.

‫ میدونی، تنها دشمنی که خطرناک تر از...

‫ یه مرد با منابع نامحدود ِ...

‫مردی که هیچی واسه از دست دادن نداره.

‫و تو دقیقا داری به همین آدم نگاه میکنی

‫دقیقا همینجا

‫ترجمه و زیرنویس از: امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

فصل دوم قسمت اول: مدیریت ریسک 98/01/23

‫ببخشید دیر وقت خواستمت

‫هیچ وقت مجبور نیستی این حرفو به من بزنی

‫از جهات مختلف، این مکان منو ساخت.

‫بشین

‫هیچ جایی نیست که اینقدر تفاوت بازنده ها

‫و برنده ها اینقدر سرراست مشخص باشه.

‫آها

‫امشب خواستمت بیای اینجا تا بهت بگم

‫که ما چطور قراره برنده بشیم.

‫ سه روز قبل

‫ببخشید

‫ببخشید. باید بریم سر کار، عزیزم

‫اینجا بهم نگو "عزیزم"

‫هیچکس درها رو باز نمیکنه تا زمانی که اکس بگه

‫سه هفته لعنتی کار کردن دور از دفتر خودم،

‫لَه لَه میزنم که برم داخل.

‫صبح اولین نفر اومدم اینجا

‫زود اومدی که یه نگاه به اطراف بندازی مگه نه؟

‫که ببینی علت واقعی ماجرا چی بوده. ‫مگه اینکه توام اون مزخرف ِ ...

‫"خرابی سیستم اطفا حریق" رو باور کرده باشی.

‫- کشتی خودتو از بس اینو گفتی ‫- بیخیال

‫- سکته که نداشت ‫- کی سکته کرده؟

‫- «کلمنزا». فقط سکته نبوده ‫- «برادران روساتو» کشتنش ‫(دارن اسگلش می‌کنن - کاراکترها از فیلم پدرخوانده)

‫و اونم میگه به همین راحتی.

‫این جای سوال داره. سیستم های حریق ‫خاموش کننده خودکار داشتن

‫حتی بهمون اجازه ندادن بریم داخل که وسایلمونو برداریم

‫منم اندازه شما میدونم

‫شنیدم اکس عصبانی شده بوده

‫- کدوم خری از تو پرسید؟ ‫- اگر اکس گفته

‫خرابی سیستم بوده، پس همین بوده.

‫وقتشه؟

‫به وگز نیاز داریم

‫جدی؟

‫اجازه نمی‌دیم حیوونا بیان داخل

‫تا وقتی که نگهبان‌شون هم اینجا باشه

‫ترتیبشو میدم

‫باید از یقه ات دفاع کنی

‫آرنجت رو ببر داخل زانوش و آرنجتو خلاص کن

‫آره، دفعه بعد همه اینا رو انجام میدم

‫هر وقت بتونی توی حرکاتی مثل این ماهر بشی

‫میتونی دفاع رو به حمله تبدیل کنی

‫حتی وقتی از پشت سر بهت حمله بشه

‫وقت نمایشه، دوستان

‫اون منتظر شماست

‫«دانا»!

‫لطفا اینو از اینجا ببر بیرون، بده به یه...

‫ببخشید قربان سعی کردم جلوشو بگیرم

‫من «اولیور دیک» هستم، از دفتر مسئولیت‌های شغلی ‫

‫«د.م.ش». و برای یه ملاقات ساده هم نیومدی ‫

‫وگرنه با یه قرار ملاقات قبلی میومدی.

‫درسته. ما کاملا با این موضوع مشکلی نداریم که

‫در مورد پرونده هایی مثل این هشدار قبلی ندیم.

‫و دقیقا چه نوع پرونده ای...

‫تحقیق درمورد عملکرد اخیر شما

‫- خب، به نظر جدی میاد ‫- آره هست

‫مطمئنم نیاز به یه دفتر دارید

‫همینطوره

‫دنبالم بیاید

‫عه! اینجا رو ببین

‫پس بهتون هشدار رو دادن

‫حتی یه لحظه هم به این فکر نکنید که این بهتون برتری میده

‫اصلا کی به این چیزا فکر میکنه؟

‫من چیزی برای قایم کردن ندارم. از ‫طرف من همکاری کامل خواهید داشت

‫چه همکاری کنید چه نکنید ‫سر در میارم حقیقت چیه

‫اینو بدون.

‫روش حساب میکنم

‫آره، دِیک هستم

‫درمورد پرونده رودز به کجا رسیدیم؟

‫میدونی چیه...

‫بیا فرم های مالیات رو هم به اون داده ها اضافه کنیم...

‫- وقتشه وگز ‫- تقریبا

‫نمیخوام این تبدیل بشه به فاجعه «سینسیناتی» ‫(در سال 1979 یازده نفر بر اثر ‫ازدحام جمعیت در کنسرت جان باختند)

‫بفرستشون داخل

‫حالا شما عوضیا وقتی یه مدت نیومدید اینجا

‫قدرشو می فهمید

‫هیچ وسیله الکترونیکی مجاز نیست ‫چه شخصی چه نوع دیگه

‫به جز یه تلفن همراه

‫تمامی کارمندان می‌بایست دستبند شناسایی مغناطیسی داشته باشن

‫که برای ورود و خروج به ساختمان لازم هست.

‫مردم از من می پرسن، پول چه چیزی رو نمیتونه بخره

‫در جمع عوام، مزخرفاتی مثل

‫"عشق و متعلقاتش"

‫جواب واقعی اینه...

‫چیز زیادی نیست که پول نتونه بخره

‫و بهترین چیز اینه که به من دسترسی به

‫باحال ترین آدمای دنیا رو میده

‫مثل سخنران بعدی‎‌مون

‫بهترین مشاور و سخنرانی که دیدم.

‫دلم میخواست بهتون توصیه کنم که ‫تمام توجه‌تون رو بهش اختصاص بدید

‫ولی مجبور نیستم

‫خودش توجه‌تون رو جلب میکنه

‫کارش همینه

‫دکتر ویندی رودز

‫سخنران...

‫این کلمه بار روانی داره

‫ترسناکه... فشار زیادی داره

‫نه برای من

‫اوه

‫میتونی سخنرانی (مشاوره) کنی؟

‫البته که میتونم

‫بیا به دفترم و امتحان کن

‫- تابحال شاکی نداشتیم ‫- نایس!

‫میدونی، میگن یه حرفه ای آموزش دیده

‫همیشه میتونه تشخیص بده که یکی داره دروغ میگه

‫این بزرگنمایی‌ـه ‫هیچ وقت مطمئن نیستیم.

‫ولی الان من مطمئنم.

‫تو داری دروغ میگی

‫لاپوشونی میکنی

‫از همه‌مون شاکی میشن، درسته؟

‫برات سخته که گلایه ها رو یادت بیاری نه؟

‫خیلی عمیق جا گرفتن

‫تو رو تسخیر کردن

‫چون میخوای باور کنی که بی نقص هستی

‫ولی میدونی که نیستی

‫به همین دلیله که هر سال حدود دو میلیارد دلار ‫(قرص افزایش قدرت جنسی ویاگرا)

‫از این قرصا فروخته میشه. ‫(قرص افزایش قدرت جنسی ویاگرا)

‫چون اونا بهتون اطمینان میدن که وقتی زمانش برسه،

‫میتونید آستین ها رو بالا بزنید.

‫بعضی هاتون از این قرص استفاده میکنید.

‫یه قرص کوچیک آبی چیزی نیست که ازش خجالت بکشید

‫ولی اگر همین الان این بطری رو پرت کنم داخل جمعیت

‫هیچکس برش نمیداره

‫فکر اینکه شاید کسی متوجه بشه که شما به کمک نیاز دارید

‫بدتر از اینکه که اون کمک بهتون نرسه

‫با این حال، وقتی زمانش برسه

‫وقتی باید تصمیم قطعی رو برای...

‫خریدن یا فروختن سهام بگیرید،

‫بهتره مثل یه صخره استوار باشید و آماده.

‫چون این سیاحتی‌ـه که داوطلبش شدید

‫میلیون ها سال پیش

‫یه شهاب سنگ به زمین خورد و عصر یخبندان درست کرد.

‫حتی دایناسورهای تی-رکس با اون جثه عظیم‌شون

‫چیزی جز اسکلت ازشون نموند.

‫یه شهاب سنگ فریاد زنان...

‫داره میاد سمت این سالن

‫و همه سالن هایی مثل این.

‫تمام صنعت صندوق‌های تامینی

‫تحت محاصره قرار گرفته

‫حق‌مونه

‫طوری رفتار کردیم که انگار تا ابد همینه

‫حتی با تمام این ها

‫طغیان پول بنگاهی...

‫و افزایش بودجه نقدینگی، راه رو برای نابودی ما باز کردن.

‫ولی بازم ما نخواستیم که عوض بشیم.

‫تا یه مدت دیگه

‫ما همگی منقرض میشیم.

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left