200 baris pertama.
آنچه در مجموعه "او.سی" گذشت
رایان، تو... رو ندیدی؟
لیندزی
سلام
دوستدختر سابقم اومده شهر
ولی ما هیچوقت واقعاً از هم جدا نشدیم
اون دوست سابقشو دیدی؟
میدونم که دیدیش
خیلی خب آره، دیدمش
خب کی هست؟
اون یه زنه
جودی رفت بخوابه
خوبه
خب من چی کار کنم؟
خودت میخوای چی کار کنی؟
کاری که دلم میخواد بکنم
اینیه که همین الان برم دم آپارتمانش و رک و پوستکنده ازش بپرسم
"الکس، ما با همیم یا نه؟"
خوبه پسر، باید همین کارو بکنی
این کاره نیست
رایان، الان تقریباً یه هفته گذشته، خب؟
و من هنوز تکلیفم رو با الکس نمیدونم
یعنی دوباره با اون دوستدختر سابقش رفته تو رابطه؟
و اگه اینطوریه، پایه هستن
که یه جورایی رابطه سهنفره داشته باشیم
مثل فیلم "عاشقان تابستانی"؟
اوه، اصلاً به فکرم نرسیده بود
آره خب، ولی من راستش خیلی بهش فکر کردم
اگه برات سوال شده، پس احتمالاً قراره اتفاق نیفته
کدوم بخشش؟ سهتاییه یا اصل رابطه؟
یعنی تو هیچوقت، حتی واسه یه لحظه هم شک نکردی
در مورد خودت و لیندزی؟
نه واقعاً
لابد به گردهی گل حساسیت دارم
خیلی خب، شاید یه لحظاتی بوده
یا دو لحظه. خب چی کار کردی؟
اون رفت دم در خونه لیندزی و بهش گفت
"تا وقتی یه فرصت بهش نده، از اونجا جُم نمیخوره."
تو هم باید همین کارو بکنی داداش
باید بری پیش الکس
اما به جای اینکه ازش بپرسی
که اون چی میخواد، بهش بگو خودت چی میخوای
بین تو و سامر هم همینطوریه؟
یا اینکه کلاً باید تمرکز کنی
روی چیزای خوب زندگیت، مثل مدرسه
یا کمیکبوکها
هوم
آره، من که هیچی به ذهنم نمیرسه
ولی حداقل رفیقای خوبی دارم
خب، ببین کی اینجاست، سه تفنگدار
هولا. سلام
خیلی گشنمه
سلام
هنوز چیزی سفارش ندادین، نه؟
مرسی
هی، بیا، یه جا برات باز میکنیم
نه، ردیفه
بعداً میبینمتون بچهها
اوه، نه، نه. کجا داری میری؟
برم دنبال چیزی که میخوام
کیک توتفرنگی اینجا حرف نداره
* کالیفرنیا، ما داریم میآیم *
* درست همونجا که ازش شروع کردیم *
* کالیفرنیا *
* کالیفرنیا... *
سندی: "شوهر به دنبال جلب رضایت همسر کنجکاو
از اسباببازی لذت میبرد..." اوه، مواظب باش
اوه، این یکی رو ببین عزیزم
یه سوئیت مهمان نزدیک ساحله
پارکینگ و یخچال و امکانات اتصال داره
تو که دفتر کار لازم داری، چرا دنبال سوئیت مهمانی؟
آدم میتونه یه سوئیت رو به یه دفتر عالی تبدیل کنه
تازه، این یکی امکاناتش هم کامله
این مجتمع اداری بلندمرتبه
نمای پانوراما رو به اقیانوس و کلاب تفریحی داره
شبیه دفتر "پارتریج، سویج و کان" به نظر میاد
کجاست؟
درست بغل دستِ "پارتریج، سویج و کان"
حداقل مشتریهای قبلیت میدونن کجا پیدات کنن
اوه، من هیچکدوم از مشتریهای شرکتیم رو با خودم نمیبرم
حالا که واسه خودم کار میکنم، میخوام برگردم سراغ کارهای عامالمنفعه
همون چیزایی که اصلاً باعث شد بخوام وکیل بشم
هنوزم میتونی وکیل کارهای عامالمنفعه باشی
توی یه دفتر خصوصی
اجارهی این سوئیت ماهی ۸۵۰ دلاره
اون که تو میگی چقدره؟
من میتونم از طریق دفتر خودم یه تخفیف خوب برات بگیرم
نه، ممنون
باید برم مشاور املاکم رو ببینم
شاید بهتره منم باهات بیام
نه نه نه نه، خودم از پسش برمیآم
همون خانمیه که
خونه مجردی جیمی رو براش جور کرد
که اینطور. پس حتماً باهات میآم
ماریسا
تو اینجا چی کار میکنی؟
ببخشید، صدای آهنگ رو شنیدم
تو که مدرسه نیستی
آره، تو هم که سر کار نیستی
نه، دیرم شده
این آخرین پیرهن تمیزمه که تنمه
قهوهمون هم تموم شده
وقتی مامانت میره مسافرت
زندگی من از هم میپاشه
آره خب، باید باهاش میرفتی
به نظر میاد یه مسافرت برات لازم بود
اون نرفته مسافرت
داره برای یه مجله تحقیق میکنه
رفته اروپا برای یه مجله تحقیق کنه
اونم در مورد "اورنج کانتی"؟
میخوای برسونمت مدرسه؟
اوه، من نمیرم
حالِ درستی ندارم
متأسفم که اینو میشنوم
میدونی چیه؟
به پزشکم زنگ میزنم
بگم بعد از ناهار بیاد یه سری بهت بزنه
اوه، نه، نیازی نیست
فکر کردم بهتره فقط خونه بمونم و استراحت کنم
شاید یه وقت... (سرفه میکند)
ویروس نیل غربی یا یه همچین چیزی باشه
خیلی خب. اگه کاری داشتی من تمام روز توی دفترمم
بهت زنگ میزنم که حالت رو بپرسم
ممکنه جواب ندم، میدونی که؟
فقط میخوام بخوابم
الو
خب امروز برنامهمون چیه؟
من دارم میخوابم
نه، نمیخوابی
میریم صبحانه بخوریم
بعدشم میریم خرید
مگه مدرسه نداری؟
آره، ولی مامانم اروپاست
ناپدریم هم کلاً تو باغ نیست
هنوز از دستم خسته نشدی؟
کل این هفته رو هر روز با هم بودیم
نه، چرا؟ تو از من خسته شدی؟
نه، نه، معلومه که نه
فقط، اوم
جودی هنوز اینجاست
فکر کردم قرار بود برگرده لسآنجلس
آره، آره، قرار بود بره
ولی، اوم، یه دعوای حسابی با هم کردیم
و بعدش، اوم
و بعدشم بقیهی شب رو داشتین با هم آشتی میکردین؟
کیه ساعت ۹ صبح داره در میزنه؟
آره دیگه، زنگ در نجاتت داد
نکنه داری از پشت در به من زنگ میزنی؟
چون اون وقت واقعاً
ترسناک میشه
آه، منم از دیدنت خوشحالم، الکس
سث
سث؟
میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
مگه دیگه کسی مدرسه نمیره؟
گوش کن، ببخشید بیدارت کردم. من
صدای آب میاد؟
آره
جودی داره دوش میگیره
جودی. جودی هنوز اینجاست
اوه، چه عالی
فوقالعادهست
حداقلش اینه که با هم دوش نمیگیرین
ببین... گوش کن
فقط باید تکلیفم رو بدونم، خب؟
سث، بهت گفتم که من اهل رابطه نیستم
آره خب، ولی ظاهراً با جودی هستی
آره، و ببین چقدر خوب از آب درآمد
منظورت چیه؟
جودی
سث
ببخشید
میخواستم شما رو به هم معرفی کنم
ولی نمیخواستم با هم روبهرو بشین
من میرم دوباره بخوابم
معذرت میخوام. متأسفم
شاید بخوای با هم صبحانه بخوریم؟
میتونیم بریم همون
یه جای خوب سراغ دارم
خب، یعنی واسه کرستن و سندی مهم نیست
که سث زنگ اول رو نرفته؟
قطعاً از این موضوع خوشحال نمیشن
ولی کلاً آدمای آسانگیری هستن
واقعاً؟ کرستن هم هست؟
سندی هست. کرستن بیشتر
شبیه باباشه؟
یه جورایی آره، فکر کنم
هوم
منم هستم؟
آخه اون بابای منم هست، برای همین
این یه سوال انحرافیه؟
نه، فقط چون من نمیشناسمش
و تو میشناسیش، واسه همین
چرا، مگه غوله؟
اوه، خب، بهترین آدمِ دنیا نیست
حداقل برای من که اینطور بوده
اون، اوم، فکر میکنه من دنبال پول خانواده کوهن هستم
آره، میدونم
ولی به جز این، آدمِ فوقالعادهایه
باید بهش زنگ بزنی. که چی بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.