200 baris pertama.
خیل خب
هر بار که برای بار اول وارد رختکن میشدم
هر سال به بازیکنام میگفتم و برای 21 سال بهشون گفتم
من داک ریورز هستم و منم یه انسانم و منم قراره که مرتکب اشتباه بشم
یه توپ ربایی ... و کار تیم کلیپرز یکسره میشه
بهشون میگم ، مبنای هر تصمیمی که میگیرم منفعت تیمه
تو داری تعیین میکنی که چی پیش بیاد
تو نمیدونی چی قراره پیش بیاد
و این تصمیم شاید به نفع من یا تو نباشه
ولی اگر برای تیم خوبه ، پس تصمیم خوبیه
داک ریورز غرور و کار تیمی رو به جایی برگردوند
که در گذشته همه اینا رو داشت
سرمربی تیم بوستون سلتیک
داااک ریورز
خیل خب
گردش صبحگاهی
صبح های من مثل ساعت منظمه
متوجهی ، از جام بلند میشم
چند تا شنا میرم یه ورزش قدیمیه
از وقتی که صبح ساعتم زنگ میزنه تا وقتی که میشینم تو ماشینم دقیقا 30 دقیقه طول میکشه
من آدمیم که همیشه طبق برنامه ریزی همیشگیم عمل میکنم
وقتی جوون بودم هر روز کارم همین بود
هر روز تمرین میکردم ، هر روز بازی میکردم
ضمنا هیچوقت به این کار تمرین نمیگفتم از این کلمه متنفرم
متوجهی
وقتی بچه بودم هیچوقت بهش تمرین نمیگفتم
مثلا اگر یکی ازم میپرسید داری کجا میری
همیشه میگفتم دارم میرم بسکتبال بازی کنم
هیچوقت این جمله دارم میرم تمرین کنم رو واسه خودم هضم نکردم
میدونی قضیه اینه که
بسکتبال یه بازیه منم عاشقشم
میدونی
هیچوقت بهش به دید یه چیز طاقت فرسا نگاه نکردم
هر کی ازم میپرسید کجا میری میگفتم دارم میرم بازی کنم
جالبه که هر وقت میرم خونه ...بزرگترا میگن
جوری هم میگن که انگار من پیششون نیستم
ولی همشون میگن : گلن تو بچگی با بقیه متفاوت بود
یادمه زمانی که مدرسه مرفتم ، کلاس اول
همه میخواستن هر چه سریع تر زنگ بخوره
تا سریع برن خونه بعدش هم برن بازی
همه بچه ها تو این بازی ها
دنبال همدیگه میدویدن
گرگم به هوا و این چیزا بازی میکردن
همه غیر از من من کنار دستم مادرم مینشستم
میدونید ، من مثل بچه های عادی تو اون سن بی قرار نبودم
و من فقط تماشا میکردم
اون سال معلممون از همه بچه ها خواست
که رو تخته بنویسن که میخوان در آینده چه کاره بشن؟
منم نوشتم : من میخوام یه بسکتبالیست حرفه ایی بشم
اون سریع تخته پاک کن رو برداشت و جمله من رو پاک کرد
و به من گفت که واقع بین باشم
انتظارت رو پایین بیار و یه چیز دیگه رو تخته بنویس
:منم دوباره رفتم پای تخته و نوشتم
باشه من میخوام یه بسکتبالیست حرفه ایی بشم
:و اون دوباره پاکش کرد و گفت ما میفرستیمت بری خونه
:بعدش پدرم با من به مدرسه اومد و گفت
تو کارای خیلی بدی تو مدرسه میکنی تو درست گوش نمیدی ، توجه نمیکنی
همیشه داری بازیگوشی میکنی و معلمت درست میگه
تو به اونجا نمیرسی تو به هیچ جا نمیرسی
ولی قبل از اینکه در رو باز کنیم
گفت : بیین این هدف بزرگیه
بعد گفت هر هدفی که داری فعلا براش زوده
ولی وقتی که پا گذاشتی تو این مسیر فقط تا تهش برو
و این بهترین قسمتش بود چون من برگشتم به کلاس
و معلم بهم گفت که رو تخته بنویسم
و من نوشتم : میخوام یه بسکتبالیست حرفه ایی بشم
همه بچه ها زدن زیر خنده ...معلم هم به پدرم نگاه کرد و پدرم
و رفت بیرون روز خوبی بود
در پست پوینت گارد شماره 25 ، دااااک ریورز
ریورز توپ رو میگیره ، ویلکینز همراهیش میکنه عجب حرکتی
- بابی - سلام داک
چه خبرا ؟
دوست دارم قبل از اینکه بقیه بیان بیام تو دفترم
خوبه که همه جا ساکته
من عاشق کارمم
این سی و چهارمین سالیه که تو این کارم و هنورم همینو میگم
ارزشش رو داره واقعا عاشق کارم هستم
برای موفقیت تو کار من
قطعا باید به سختی فداکاری کنید
من چهار تا بچه دارم پنج تا ، یکی رو به سرپرستی گرفتیم
دلم برای کلی از کارهای اونا تنگ شده چون داشتم کار میکردم
بعضی وقتا پیششون بودم و دلم برای کاراشون تنگ میشد
من فقط کنار اونا حضور فیزیکی داشتم
ولی فکرم تو این بود که اگر تو بازی بعدی
عقب بیوفتیم باید چی کار کنیم
و این سخته چون من خودم خیلی به والدینم نزدیک بودم
اول بگم که ، پدر و مادرم هر دو پیشم بودن و من در جایی زندگی میکردم که
تمام دوستام فقط یکی از بین اون ها پیششون بود
و من مطمئنم که بدون والدینم امکان نداشت من الان اینجا باشم
مادرم ، زن سر سختی بود
اون بود که جدای از هر چیزی به من یاد داد
که ادامه بدم
مچ پات پیچ خورده مشکلی نیست خوب میشی
بازی رو باختی بلند شو طوری نیست
انگار که نمیخواست هیچوقت نسبت به خودت حس بدی پیدا کنی
اون اجازه نمیداد همچین چیزی اتفاق بیوفته
او و پدرم این ذهنیت قربانی نبودن رو داشتن
میگفتن تو قرار نیست قربانی کسی باشی
نباید باشی
عزیزم . معذرت میخوام
منم معذرت میخوام
به من گفتند که یه نوار پخش شده
گفتند نگران نباش مساله مهمی نیست
منم فکر کردم که موضوع مهمی نیست
موضوع چیه ؟
موضوع اینه که تو مجبور نیستی همه چی رو پخش کنی
من چیزی رو پخش نکردم
روزی که اون نوار پخش شد
مسئول روابط عمومی ما اومد پیش من و گفت تو باید اینو ببینی
نه نه مرسی مساله مهمی نیست
اقلیت ها چه ایرادی دارند؟
- ایراد سیاه پوستا چیه ؟ - هیچی هیچی
اقلیت ها مشکلی ندارن اونا فوق العاده ان
آخرسر اون خودش نوار رو شنید و گفت تو باید اینو بشنوی
متاسفانه وقتی اینو گفت که نوار دیگه داشت پخش میشد
من دویدم بالای پله ها ما اون موقع وسط مسابقات حذفی بودیم
و من موقعی نوار رو شنیدم که همزمان مردم هم داشتند از تلویزیون میشنیدند
هم اکنون خبری به دست ما رسید
که ورزش آمریکا رو به جامعه و فرهنگ مربوط میکنه
اتحادیه بسکتبال آمریکا مشغول تحقیق بر روی موضوعی است که
اظهارات مخرب و توهین آمیز نامیده میشود
که ظاهرا توسط یک مالک تیم بیان شده اند
این ادعاهای جنجالی درست قبل از بازی حذفی
بر علیه مالک باشگاه لس آنجلس کلیپرز بیان شده اند
- ...دونالد استرلینگ - ...دونالد استرلینگ
دونالد استرلینگ در یک نوار صوتی
اظهارات نژاد پرستانه ایی علیه آفریقاهای آمریکایی تبار داشته
و این تو رو آزار داده
من فقط دارم میگم تو اون اینستاگرام لعنتیت
لازم نیست با سیاه پوستا عکس بذاری
من یک نفر رو دیدم تحسینش میکنم
- من مجیک جانسون رو تحسین میکنم - باشه ، خیل خب
من دارم میگم چه بد که نمیتونی فقط واسه خودت تحسینش کنی
تو کل زندگی کوفتیت تمام زندگیت
تحسینش کن ، بیارش اینجا ، خرجشو بده باهاش رابطه داشته باش
هیچ اهمیتی برام نداره
هر کاری دوست داری بکن
ولی عکسشو تو اینستا گرام نذار که دنیا ببینتش
بعد ربطش بده به من
و سر بازی های منم نیارش فهمیدی؟
من شکه شده بودم
عصبانی و ناراحت بودم
اممم
اولین چیزی که بهش فکر میکردم این بود
میدونستم نباید میومدم اینجا باید تو بوستون میموندم
ذهن من بهم ریخته بود ولی من اونجا بودم
بیایید تحریمشون کنیم و از اینجا نریم
وحشت زده شدند NBA به نظرم افراد زیادی توی
و قطعا این اتفاق روی تیم کلیپرز تاثیر میذاره
NBA داک ریورز ، یکی از قابل احترام ترین مربیان
NBA یکی از با هوش ترین مربیان
تو موقعیت بسیار بدی قرار گرفته
چه کسی دوست داره واسه کسی کار کنه
که همچین دیدگاهی بهش داره افتضاحه
جناب سرمربی از امروز صبح
وضعیت روحی و روانی بازیکنانتون چطور ارزیابی میکنید ...بعد از
من هیچ نظری نظری ندارم . یعنی ، در واقع اگر راستشو بخوایید نمیدونم
در جایگاه یه سرمربی نگرانم
آنها از هزار جهت تحت فشار قرار گرفتند
ما یه تمرین داشتیم و من نمیدونستم که چی باید بپوشم
میدونید ، واقعا احمقانه بود
من مدام پیراهن ورزشی کلیپرز رو میپوشیدم
روی پیراهنم نوشته بود " سرمربی تیم لس آنجلس کلیپرز "
درش آوردم
چون من نمیدونستم باید چه کار کنم
هیچکس تا اون موقع بهم نگفته بود توی همچین شرایطی باید چه کار کنم
لس آنجلس کلیپرز وسط مسابقات حذفی هستند
گفته میشود که بازیکنان از این اتفاق عصبانی هستند
تصمیم گرفتم بپوشمش من سرمربی ام . پیراهن رو میپوشم
رفتم داخل و نگاه سرد بازیکنان به خودم رو دیدم
باشه . اینو اشتباه کردم سریع اینو فهمیدم
و شروع به صحبت کردم و همه بازیکنان دست به سینه بودند
اگر شما بخواهید تو جمعی صحبت کنید که همه دست به سینه هستند
اون صحبت راه به جایی نمیبره
باید اینو بدونید
من همیشه یه پد و یادداشت هام رو همراه داشتم
از رایلی گرفتمش
گذاشتمش کنار . واسه اینکه نشون بدم هیچی از این حرفا نوشته نمیشه
بعد گفتم خیل خب
من گلن ریورز هستم اهل میوود من سیاه پوستم
اونا زدند زیر خنده من گفتم نه... هستم
من ... من یه آمریکایی سیاه پوستم
شما من رو تو قامت یه سرمربی میبینید
این چیزیه که تیم کلیپرز رو نشون میده
و شما در حال حاضر سیاهی من رو نمیبینید
بعد گفتم ، اگر توی این جمع کسی فکر میکنه که از من ناراحت تره
پس بذارید در مورد خودم بهتون بگم
بذارید در مورد اتفاقاتی که تو زندگی خودم افتاده بهتون بگم
اینکه تو مدرسه راهنمایی و دبیرستان شما رو کاکا سیاه صدا کنن
و توی یه منظقه مجزا تو شیکاگو زندگی کنید
شاهد شورش های نژادی باشید
وقتی با همسر قبلیم ازدواج کردم روی ماشینمون نوشته بودن کاکاسیاه
و لاستیک هاش رو پنچر کرده بودن
سفید پوستا تو خونه من ریختن و خونم رو آتیش زدن
و بعد به تیمم گفتم اگر الان پدر و مادر من اینجا بودن
سر من داد میزدن که
ما هرگز قرار نیست قربانی باشیم
من در طول این جریان اینو بارها گفتم
هم جلوی مردم گفتم هم به تیمم
قرار نیست قربانی باشیم قرار نیست ما قربانی باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.