200 baris pertama.
«:: مــتـرجـمــیـن: علی ، امـیـرعـلـی ::»
.زودباشید، دیگه .یه کاری بکنید
جریان چیه؟
چیشد؟ ندیدمش؟
چی رو؟
نبرد غیرقانونی توی قفس
که بین دو دشمن خونی راه انداختی؟
.آروم باش .به هرحال اتفاقی نیوفتاد
.قضیه نتیجه نیست، جینجر .قضیه تقلب کردنه
آره؟ خب، باید قبل از اینکه دو تا به درد نخورد
.رو گیر من بندازید به اون فکر میکردی
دو ثانیه وقت داری بذاری بیان بیرون
قبل از اینکه تا ابد .از زندانی فانتزی محرومت کنم
باعث تأسفه برای دوستیهای حیوانی ،بعید امتیازی نذاشتیم
چون کاملاً مطمئنم پرنده و خفاش قدیمی .همدیگه رو بوسیدن و آشتی کردن
.اون هرزه رو میکشم
.خواهرم فکر میکرد صلح کردیم
.عوضی احمق
میخوام بارب و تمام بلوکش رو .از بین ببرم
،میخواستم همونجا انجامش بدم
ولی اون نگهبان کل مدت .حواسش بهمون بود
،یه بار هم روش رو اونور نکرد .مثل یه منحرف توی یه شهر فرنگ
،میدونی .به هرحال فکر میکنم اینطوری بهتره
،خونسرد عمل کردن، عجله نکردن .برنامهریزی درست
،وقتی بارب اصلاً انتظارش رو نداره .حمله میکنیم
مثل یه مغول میانسال روی .یه کارآموز دانشجو
پس قراره کیرهامون رو در بیاریم و روشون جغ بزنیم؟
.این شوخی نیست، بدیسون
...این
.جنگه
.از این تیکه شکلات سیاه خوشم میاد
.مطمئناً آره است
خب، اصلاً چندتا نگهبان نیاز داری برای این فیلم کوچیکت؟
این فیلم کوچولو یه بخش کلیدی .برای برندینگ مجدد شرکتیمونه
.و میخوام از چندتا از زندانیهامون هم بگیرم
،شرمنده .دیگه از اینکارها نمیکنیم
بانمک بود. البته من، میخوام ،اول باهاشون مصاحبه کنم
.که یه وقت قاتل سریالی نباشن
.راستش، به قاتلهای سریالی نیاز داری .جامعهستیزها بازیگرهای خیلی خوبی هستن
فقط چندتا از زندانیهای بهترت رو بهم بده .به ترتیب رنگ پوست
.یه تبلیغ بنتون براتون آماده میکنم
قبلاً توی دبیرستان .عاشق ژاکتهاشون بودم
،صحبت از مد شد .نگهبانها اینها رو میپوشن
واقعاً، اینطوری میخوای بحران روابط اجتماعی اِمسیسی رو درست کنی؟
با کلاههای مسخره؟
.اِمسیسی دیگه وجود نداره .حالا شدیم پُلیکان
،پس، یه فیلم میگیرید ،یه اسم جدید انتخاب میکنید
و هیچکس یادش نمیاد نیروی کاری بنجل شما یه شورش راه انداخت؟
.خیلی بیشتر از اونه
ماههاست داشتم روی یکپارچگی .رأسیمون کار میکردم
و به لطف نرمافزار ردیابی پیکیوی جدید ،پُلیکان
همین الان میزان سودمون رو .تا 12 درصد افزایش دادم
پیکیو؟
.کسر امتیاز زندانی .ایمیلهات رو بخون، ناتالی
قرار بود هفتهها پیش .پیکیوهای تمام زندانیهات رو وارد کنی
،دارم روش کار میکنم .پی و کیوهام رو جمع میکنم
.خب، بهتره اینطور باشه
.چون داریم این اطراف تغییرات بزرگی ایجاد میکنیم
تا 36 ساعت آینده میخوام تمام جمعیت .زندانت امتیازبندی شده باشن و روی میزم باشه
فکر میکنم چطوری قراره وارد دانشکده بیزنس بشم
وقتی تمام دستیابیهام جرمهای همه جانبه هستن؟
.چی؟ دارم مزخرف میگم، میدونم .دارم میگم
.پایپر - .چی؟ ببخشید، گوش نمیدادم -
چت شده؟
.هیچی اگه بگم هیچی باور میکنی؟
.نخیر .عجیبیت رو توضیح بده
.بدیسون سعی داره روزم رو بدزده
،اول ...فکر میکردم فقط حرف میزنه، ولی
.این اتفاق افتاد
...اون - .هروئینه؟ آره -
باشه، اون هروئینه و اون محل مخفیکردن تو؟
.میکشمش
نه. دیدی؟ واسه همین .نمیخواستم بهت بگم
.چون میدونستم میخواستی کمک کنی
...پایپر - .از پسش برمیام -
.تحت کنترلمه .یه نقشه دارم
بهتر از نقشهی فعلیت برای مخفی کردن یه کیسه هروئین زیر پات؟
.میخوام برم پیش یه نگهبان دوستانه
،وضعیت رو توضیح میدم مواد رو تحویل میدم
و ازشون میخوام من رو برای .محافظت خودم توی اَد سگ قرار بدن
یا میتونی کیسه رو بندازی توی .مستراح و از شرش خلاص بشی
.بدیسون یه قلدر شبیه توی کتابهاست .اینطوری قدرتش رو حفظ میکنه
خب، شخصیت برندهاش .مطمئناً این نیست
این کیسه تنها مدرکیه که .از کاری که بدیسون باهام میکنه دارم
و فکر میکنم مسواکم رو برداشته .و تو کونش فرو کرده
،پایپر، عاشقتم .ولی توی نقشه ریختن خیلی بد هستی
فکر میکنی قراره این رو به یه نگهبان جادویی نشون بدی
و حرفت رو باور کنه؟
.توی سلول اشتباهی هستی، واس .هرکدومتون یه اخطار
،ببین، پایپر .یه نگهبان دوستانهی دیگه که داره کارش رو میکنه
انجام شد؟ - چی؟ -
دیگه چی؟ .فریدا
.نه، درست پیش نرفت
.الان نمیتونیم وقتمون رو صرف نگرانی واسه اون هدر کنیم .ماهی بزرگتری واسه سرخ کردن داریم
.فریدا ماهی نیست .نهنگ سفیدمونه
،میتونه چندتا بلا سرش بیاد .ولی من بودم اونقدر زیادهروی نمیکردم
.تو نمونهی جهالت آمریکایی هستی
و تو یه عوضی پیر هستی .که باید گم بشه
،کارول، خواهش میکنم .باید صحبت کنیم
ترجیحاً جایی که بچهی مورد علاقهی .وایتی بولگار نباشه
،لعنتی، زن عقل نداری؟
.فریدا اخبار دیروزه .اینجا داریم یه نقشهی جنگ میریزیم
.بارب، خوش برگشتی
.بشین، نیکی .بشین
.یه چیز مهم داریم که بهت بگیم
،مهم یعنی یا همجنسگرا هستی ،داری طلاق میگیری
.یا سگه مرده
.مگه اینکه این یکی بگه من دگرجنسگرام .که در اون صورت پیشنهاد یه مدلموی جدید رو میدم
.قراره با بلوک سی وارد جنگ بشیم
.به نظر به طرز افتضاحی شدیده
کسی دیپلماسی رو امتحان کرده؟
.اخیراً گندهای زیادی بوده .زیاد
.گذاشتیم دست و پا چلفتی و ضعیف بشیم
اون عوضیهای بلوک سی باید .بدونن رئیس کیه
و شما سه تا دختر .رهبرهای ارتش من تو خطوط مقدم هستید
.امیدوارم کسی کف پاش صاف نباشه
کف پای من قوسداره و .واکنشهام مثل یه گربهی شکاریه
.وحشتناکه
میشه اینجا تمرکز کنیم، خانومها؟
میخوام شما سه نفر برید اون بیرون .و چندتا سرباز برام استخدام کنید
.هرچی قویتر و بدجنستر باشن، بهتر
بعضیها فکر میکنن عقل .خیلی مهمتر از ماهیچه است
نه وقتی سرشون رو با یه بیل .از جا بکَنن
.بعدش هیچی نمیگن
،از هرچی بتونیم تو یه نبرد استفاده کنیم .لازم داریم
،و خواهش میکنم .بیخیال دخترهای تازهوارد نشید
باید به اون کلوچهها یه فرصت بدیم .تا جایگاه خودشون رو پیدا کنن
درست میگم، نیکی؟
.اینجا هستی
.شیفت من تا 10 دقیقه شروع نمیشه
.بیا دنبالم .باید صحبت کنیم
یه مشکلی داریم، یا .دقیقتر بگم، تو یه مشکلی داری
.هرچی اون داخله مال من نیست
حالا هست. اسناد زندانیهاست و .شش تا جعبهی دیگه هست
ظاهراً پُلیکان میخواد ،وارد این سیستم کامپیوتری جدید بشن
تا بتونن یه جور لیست اصلی با رتبهی همه .روش درست کنن
،یه جورایی مثل دبیرستانه .جز اینکه هیچکس وقتی تموم میشه به دارتموث نمیره
چطوری باید بهشون رتبه بدم؟
.تو فقط میمونی هستی که دادهها رو وارد میکنه
.خود اَلگوریتم کار رو انجام میده
،رفتار مناسب ،شدت جرم
.انگشت کردن یه زندانی توی دماغش یا نه رو محاسبه میکنه .هرجور مزخرفاتی که مربوط باشه
!عالیه .چندتا از بچهها رو میفرستم تا بقیهشون رو بیارن
لعنتی، اگه میدونستم اینقدر دربارهی ،وارد کردن دادهها هیجانزده میشی
.اسمت رو روی کارتهای کریسمسم مینوشتم
.گفتم، آمین .تیم کیکبال بلوک دی اومده
.لابد توی هوا یکم مسیح هست
!هی - .گفتم، آمین -
!گوش کنید؟ میشه یکم استراحت کنید؟ لطفاً - ...تیم کیکبال بلوک دی اومده -
.نمیتونم با داد زدن تمرکز کنم
شاید اگه بذاری خدا ،به قلبت برگرده
.تمرکز کردن برات آسونتر میشه
شاید اگه تو خفه خون بگیری .توی عوضی رو از تیم نندازم بیرون
بیاید فقط یه دعای بیصدا .برای خواهرمون ماریا بگیم
آره، همینکار رو بکنید، مطمئنم مسیح .واقعاً به کیکبال ما علاقمنده
.انگار کار دیگهای نداره
!یا مسیح !لعنتی
.باشه، زندانیها .کافیه، تمرین واسه امروز بسه
.ما تازه اومدیم
نمیشه فقط یه توپ دیگه بیاری؟
.شنیدین چی گفتم .همه به بلوکهاشون برگردن
.منصفانه نیست - .وقت بیرون بودنمونه -
آروم باشید. همه .آروم باشن
!همه آروم باشن
.الان وقتمونه که بیرون ورزش کنیم
!همه الان روی زمین
.مسخره است .ما کاری نکردیم
!خفه خون !همهتون، دهنهاتون رو ببندید
.هی، هی. لعنتی، مککالا .یه نفر باید آروم باشه
باید بعداً حرف بزنیم. شاید بتونم .با یکم از این انرژی اضافیت کمکت کنم
!بریم، زندانیها !برگردید به قفسهاتون. الان
چی گفتی، زندانی؟
،اونهایی که علاقمند هستن
آزمونهای انتخابی برای فیلم شرکت .از الان توی اتاق چند منظوره برگزار میشه
...ببخشید. من جلو نمیزنم .نمیرم داخل
هی، هی، میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟
آروم باش، چپمن، مطمئنم .از تو فیلم میگیرن. دخترهای سفیدپوست کم آوردن
.کارت عالی بود، آروین !ممنون! همچنین
.دربارهی فیلم نیست .بدیسونـه
همهاش باهام کارهایی میکنه که .سعی کنه وقت زندانم رو بیشتر کنه
میدونم تنها دلیلی که اومدم پیشت اینه که
چون افرادی مثل من ،از مقامات جواب مثبت میگیرن
،که از یه طرف وحشتناکه
...ولی از طرف .شاید به نفعم باشه
...حداقل امیدوارم باشه چون
ازت میخوام من رو به اَد سگ منتقل کنی تا .بدیسون نتونه تاریخم رو بدزده
اگه جای تو بودم، توی ترس زندگی نمیکردم و .به سمت مشکل میرفتم
.با بدیسون بیشتر وقت بگذرون .واقعاً باهاش آشنا بشو
.شاید اونقدر که فکر میکنی بد نباشه
،همونطور که دکتر فیل میگه
دشمنها دوستهایی هستن" ".که هنوز همدیگه رو بغل نکردن
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
...آرایشگاهم واسه پدیکور وقت خالی نداشت، واسه همین
منظورم دزدیدن تاریخ .پایپره
فکر میکنی میخوام اون هرزه بیشتر اینجا باشه؟
میدونی توی خواب صدای جویدن در میاره؟
.فکرکنم میدونی .شاید خوشت میاد
.خفه شو، بدیسون .شوخی ندارم
لابد چپمن یه کس ناب داره
اینجوری که تو حاضری براش .بجنگی
No comments yet. Be the first to leave one.