A Shop for Killers

A Shop for Killers (킬러들의 쇼핑몰)

Unduh Subtitle Farsi/persian

Musim 2

Informasi rilis

A Shop for Killers S02E05 1080p DSNP WEB-DL Filamingo Fa
Komentar oleh filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-08-06
Unduhan: 3
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi/persian

200 baris pertama.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خیلی وقته ندیدمت، جونگ جین‌مان.‏

‏کیو،‏

‏متأسفانه عملیاتی که همه‌تون درگیرش بودید‏

‏فعلاً متوقف می‌شه.‏

‏متوقف؟‏

‏داری چی می‌گی؟‏

‏حتی بعد از اینکه جی و ایکس رو از دست دادیم؟‏

‏پس…‏

‏جونگ جین‌مان چی می‌شه؟‏

‏دستور بالادستی‌هاست.‏

‏اولویت ما امن‌کردن سروره.‏

‏برای بابیلون مهم نیست جین‌مان بمیره.‏

‏اولویت؟‏

‏بهتره برگردی ژاپن.‏

‏باید جی رو هم برگردونیم خونه.‏

‏«فروشگاهی برای قاتلان ۲»‏

‏قسمت پنجم‏ ‏«مذاکره»‏

‏ ووجین، هی! ‏

‏ چشم‌هات رو نبند! نه، نباید! ‏

‏خانم آرین؟ به هوش اومدید.‏

‏من خانم آرین نیستم.‏

‏چی؟‏

‏من جی‌آنم.‏

‏جونگ جی‌آن.‏

‏اِم…‏

‏پزشک کشیک تا نیم ساعت دیگه می‌رسه.‏

‏لطفاً بلند نشو، جی‌آن.‏

‏این کارت شناسایی جدیدته.‏

‏- یه هویت تازه برات ساختیم.‏ ‏- عمویم چی؟‏

‏مطمئنم قبل‌تر توی اتاقم بود.‏

‏درسته. چند دقیقه قبل از اینکه به هوش بیای‏ ‏اینجا بود.‏

‏ولی کاری براش پیش اومد و رفت.‏

‏ کارت تأمین اجتماعی‏ ‏لی یه‌نا ‏

‏به این کارت احتیاجی ندارم.‏

‏عوض‌کردن هویت هم عملاً فایده‌ای نداره.‏

‏همون جونگ جی‌آن می‌مونم.‏

‏می‌دونم هنوز داری همه‌چی رو هضم می‌کنی،‏

‏ولی یه روایت رسمی برات آماده کردیم.‏

‏قایق کنار اسکله پهلو گرفته بود.‏

‏بعد آقای ووجین برای تعمیر و بازرسی تو رو هم‏ ‏با خودش برد.‏

‏وسط دریا بودیم که قایق خراب شد.‏

‏قایق به صخره خورد و سوراخ شد.‏

‏آب با فشار وارد شد و قایق شروع کرد به‏ ‏غرق‌شدن.‏

‏من جلیقهٔ نجات داخل قایق رو پوشیدم.‏

‏اما ووجین…‏

‏ فکر کرد با تعمیر موتور می‌تونه نجاتمون بده. ‏

‏ پاش توی کابین آسیب‌دیده گیر کرد. ‏

‏ و همراه قایق کشیده شد زیر آب. ‏

‏من… بیهوش شدم.‏

‏توی بیمارستان به هوش اومدم.‏

‏خیلی خب، فعلاً کافیه.‏

‏می‌تونی بری. حتماً خسته‌ای.‏

‏ووجین بیچاره. باورم نمی‌شه این اتفاق افتاد.‏

‏دست‌کم خوش‌شانسیم که کار تایلند موفق بود.‏

‏فعلاً وسایل رو بردارید و…‏

‏اون وسیله رو بردار و برگرد کره.‏

‏واقعاً مردم این کشور هیچ آداب اولیه‌ای‏ ‏ندارن.‏

‏چه خبر شده؟‏

‏اِم…‏

‏موضوع اینه که…‏

‏ ائتلاف کوه سیاه سال‌هاست حمایت سازمان‌یافته ‏ ‏ دریافت می‌کنه ‏

‏ از یک شرکت نظامی خصوصی به نام بابیلون. ‏

‏ درگیری میان جناح‌های مسلح حالا داره گسترش ‏ ‏ پیدا می‌کنه ‏

‏ به مناطق همسایه. ‏

‏ - مقام‌ها این رو… ‏ ‏- فقط این نیست…‏

‏فقط همین نیست.‏

‏ ترور مقام‌های بلندپایهٔ دولتی شدت گرفته. ‏

‏ طبق گفتهٔ منابع، احتمال داره ‏

‏ این بخشی از یک عملیات برنامه‌ریزی‌شده بوده ‏ ‏ باشه. ‏

‏ شواهد ما را به سوی یک سازمان خصوصی می‌بره… ‏

‏ امروز یک کارشناس این حوزه مهمان ماست. ‏

‏ سلاح‌هایی که کرهٔ شمالی در رژهٔ روز پیروزی ‏ ‏ رونمایی کرد ‏

‏ به‌طور چشمگیری ارتقا پیدا کرده‌اند. ‏

‏جونگ جین‌مان.‏

‏اون انگل چندش‌آور.‏

‏آرین.‏

‏آرین…‏

‏خودت رو سرزنش می‌کنی؟‏

‏بیشتر زن‌های اینجا شوهرهاشون رو از دست دادن‏

‏چون توی دریا بلایی سرشون اومده.‏

‏این رو قسمت خودشون می‌دونن.‏

‏زندگی همینه.‏

‏متأسفم.‏

‏خاله، واقعاً متأسفم.‏

‏متأسفم.‏

‏متأسفم.‏

‏ببخشید، خاله.‏

‏خیلی متأسفم.‏

‏خوب گوش کن.‏

‏سرزنش‌کردن خودت ووجین رو برنمی‌گردونه.‏

‏باید زندگی خودت رو ادامه بدی. فهمیدی؟‏

‏می‌دونم الان سخته، ولی وقتی به عقب نگاه کنی،‏

‏می‌بینی این فقط یه لحظه از زندگی‌ت بوده.‏

‏باید محکم باشی.‏

‏سمج و جسور زندگی کن.‏

‏آرین، با خوب زندگی‌کردن کم‌کم خوب می‌شی.‏

‏ما خوبیم.‏

‏نگران ما نباش.‏

‏فقط زندگی کن.‏

‏آرین، برو.‏

‏ما رو فراموش کن.‏

‏زندگی خودت رو بکن.‏

‏تنهایی از پسش برمیای؟‏

‏فردا برمی‌گردیم.‏

‏حالا…‏

‏دیگه کاملاً تنها شدم.‏

‏ جونگ جین‌مان… ‏

‏ این تاریکی رو تو ساختی. ‏

‏ تاوانش رو ازت می‌گیرم. ‏

‏تو و برادرت همیشه بچه‌های خوبی بودید.‏

‏از وقتی اون این‌قدری بود و تو این‌قدری.‏

‏مدیونتونم.‏

‏قربان، بابت این چند روز ممنونم.‏

‏ایچیکا…‏

‏هر وقت چیزی لازم داشتی باهام تماس بگیر.‏

‏ممنونم.‏

‏خیلی ممنون.‏

‏قوی باش.‏

‏اِم هنوز تایلنده؟‏

‏با محموله برگشته کره.‏

‏- بابت اینکه نتونست بیاد عذر خواست.‏ ‏- آره.‏

‏ممنون که اومدی.‏

‏حالا چی؟‏

‏برگردیم کره.‏

‏جونگ جین‌مان رو با دست‌های خودم می‌کشم.‏

‏هی، باید صبر کنی، باشه؟‏

‏ممنون. واقعاً خیلی ممنون.‏

‏رئیس، از فیلیپین سفارش‌های زیادی داره‏ ‏می‌رسه.‏

‏هوم؟‏

‏اوه!‏

‏جونگ جی‌آن!‏

‏کی اسباب‌کشی کردی؟‏

‏اِم… از قبل همه‌چی رو آماده کرده بودیم،‏

‏ولی فقط حدود ده روزه که اینجا مستقر شدیم.‏

‏من می‌برمش.‏

‏- خودم می‌برم.‏ ‏- باشه.‏

‏واقعاً خوشحالم که آسیبی ندیدی، جونگ جی‌آن.‏

‏جونگ جین‌مان… اینجاست، نه؟‏

‏هوم. رئیس خیلی نگرانت بود.‏

‏حالت خوبه، درسته؟‏

‏خیلی خوشحالم که اومدی.‏

‏فعلاً این اتاق مال توئه.‏

‏عالیه. باز هم اتاق بی‌پنجره.‏

‏خب معلومه. زیرزمینه.‏

‏یه کم استراحت کن. حتماً خسته‌ای.‏

‏سعی کردم مثل خونهٔ قبلیمون درستش کنم.‏

‏من رو یاد اون روز می‌اندازه.‏

‏دقیقاً همون نیست، نه؟‏

‏این بار توی اتاقم دوربین نداریم؟‏

‏تصمیم درستی گرفتی.‏

‏ممنون که برگشتی، جونگ جی‌آن.‏

‏برای خوشحال‌کردن تو برنگشتم.‏

‏ترسوندیم.‏

‏دیگه بس کن.‏

‏رئیس، گفتم نباید اونجا دوربین نصب کنیم.‏

‏یه لحظه.‏

‏اون دوربین از قبل اونجا بود. خودت تصمیم‏ ‏گرفتی اتاق جی‌آن باشه.‏

‏این مهم نیست.‏

‏فکر جاسوسی‌کردن ازش رو از سرت بیرون کن.‏

‏- هی، ببین. یه لطفی در حقم بکن.‏ ‏- هان؟‏

‏قبل از اینکه بفهمه جمعش کن.‏

‏- این یارو…‏ ‏- ممنون.‏

‏ این افشای اطلاعات حدود بیست میلیارد دلار ‏ ‏ خسارت زده. ‏

‏ اگه بفهمن چه اتفاقی می‌افته ‏

‏ که هم به دولت و هم به شورشی‌ها سلاح ‏ ‏ می‌فروختیم؟ ‏

‏ الان شورشی‌ها مشکل اصلی نیستن. فکر می‌کنی ‏ ‏ کرهٔ شمالی چه واکنشی نشون بده؟ ‏

‏ دولت آمریکا هم دست روی دست نمی‌ذاره. ‏

‏شعبهٔ کره گند زد. من اومدم جمعش کنم.‏

‏ چرند نگو! ‏

‏ مسئولیتش رو قبول کن! ‏

‏ بااین‌حال… ‏

‏ این اطلاعات فوق‌محرمانه ‏

‏ به‌خاطر شکست عملیات تو علنی نشد؟ ‏

‏شکست عملیات کاملاً مسئولیت من بود.‏

‏ خسته نباشید. از اینجا به بعد با من. ‏

‏ بی‌احتیاط بودی و عجولانه عمل کردی. ‏

‏ فکر کردی چه می‌شه ‏

‏ اگه جونگ جین‌مان تصمیم بگیره اطلاعات ‏ ‏ محرمانهٔ دیگه‌ای رو هم افشا کنه؟ ‏

‏برای کارم عذر می‌خوام.‏

‏ فکر می‌کنی دستت رو نمی‌خونم؟ ‏

‏ منافع شخصی‌ت کاملاً معلومه. ‏

‏ می‌خوای از برنامهٔ مرث‌هلپ برای راه‌انداختن ‏ ‏ کسب‌وکار خودت استفاده کنی، نه؟ ‏

‏نه، قربان. فقط منافع بابیلون برام مهمه.‏

‏ متوجه‌ام. گزارش رو هم خوندم. ‏

‏ می‌فهمم که مدل تجاری خیلی جذابیه. ‏

‏ ولی نباید اولویت اولمون باشه. ‏

‏ درسته؟ ‏

‏ برای ما اون سوسکِ جونگ جین‌مان هیچ اهمیتی ‏ ‏ نداره. ‏

‏ می‌خوای بکشیش یا بخرش، هر کاری خواستی بکن. ‏

‏ باید اولویت‌بندی کنی. ‏

‏ اول سرور رو پس بگیر. ‏

‏دستور رو گرفتم.‏

‏ در مورد سامانهٔ مرث‌هلپ، ‏

‏ تصمیم اینکه چطور تصاحبش کنی و کار رو جلو ‏ ‏ ببری با خودت. ‏

‏ اگه موفق بشی، تمام بابیلون کره رو به تو ‏ ‏ می‌سپارم. ‏

‏توی هتلی نزدیک بابیلون اقامت داره.‏

‏چون یه هتل معمولیه، دسترسی بهش نباید خیلی‏ ‏سخت باشه.‏

‏تضمین می‌کنم به اون راحتی که فکر می‌کنی‏ ‏نیست.‏

‏با هم صبحانه می‌خوریم.‏

More Farsi/persian subtitles for A Shop for Killers

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left