200 baris pertama.
بن! بن، باید بیای. موضوع هوپه. هوپ کجاست؟
اون
اون دیگه تموم کرد
من استعفات رو قبول میکنم
ببخشید؟
حتماً لای کاغذبازیها گم و گور شده
خب، شاید اینطوری دردش کمتر بشه
تا اینکه بخوای رسماً تحویلش بدی
امم، خانم ویتول اینجاست؟ قیافهاش به آدمایی میخوره که اینجا باشن؟
باید منگنه رو قرض بگیرم
آخه چرا سراغ منگنه رو میگیرن
اگه فقط یه بسته چیپس میخوان؟
چون یه جور رمزه که مجبور نشن بگن آه در بساط ندارن
من خودم قبلاً تو کار آموزش بودم
چی شد که یهو اینهمه تغییر شغل دادی؟
داستانش مفصله. آخه میدونی، بعضی معلما فکر میکنن الکل حالشون رو بهتر میکنه
تو هم همین کار رو میکردی؟
میچ سوئیفت هستم. از دیدنت خوشبختم. اوه، پس مشاور آموزشی جدید تویی
نه، فقط دارم ازت میخوام مصلحت «شویی» رو در نظر بگیری
فکر کنم جفتمون میدونیم قضیه خیلی فراتر از این حرفاست
اوه، خیلی خب، فقط میشه پیداش کنی؟
زدیم به چاک. یه آخر هفته دور از همه چی
بدون استرس
اصلاً... کیه که اینو نخواد؟
و همش حس میکنم دارم کم میارم. تو کم نیاوردی
اصلاً هم اینطور نیست. متاسفم
داره سختتر میشه
اینکه تو اون فضا و اون محیط نباشم
اون قدیما
مثل... علائم نگارشی بود، میفهمی؟
درس میدادم
مدرسه رو میچرخوندم، آتیشها رو خاموش میکردم
بعدش میرفتم خونه
یا یه جای دیگه
با اون بطری ویسکی
آخر سر همهچیزم رو ازم گرفت
و حالا دوباره برگشتم به همون جای اول
منظورم اینه که... ساختمونش فرق کرده
و من الان مشاورم، نه معلم
اما تمام اون محرکهای قدیمی با شدت تمام برگشتن سراغم
ماه پیش یه بچه همینجا تو مدرسه مُرد
بعدش هم یکی دیگه دچار حمله روانی شد
و من... دیدم که
دارم کنترلم رو از دست میدم
با یکی از همکارام رابطه داشتم
و خودم رو تو موقعیتی قرار دادم که آسیبپذیر شدم و
خب
بذار اینجوری بگم، امم
داره سختتر میشه
و هر روز به اون بطری ویسکی فکر میکنم
هفتهها بود داشتم به خودم میگفتم بیام اینجا
فکرشو نمیکردم تو رو اینجا ببینم
خب، دیگه میدونی
اگه اینطوری راحت نیستی، جلسات دیگهای هم هست
نه، نه. داشتن یه همراه خوبه
همرزم شدیم دیگه، نه؟ هوم
چند وقته که... معتادی؟
انگار تمامِ عمرم
هی، گوش کن، هر چی تو این اتاق گفته میشه
همینجا میمونه، باشه؟
من هواتو دارم
آره، منم همینطور
راستی یادت نره، بعداً با مددکار اجتماعیمون قرار دارم
هر چی زودتر این وضعیتِ موقت رو دائمی کنیم
بهتره. آره، ردیفه
خب، پس همهمون برای قبولِ سرپرستی موافقیم؟
یه شانسِ دوباره بهش بدیم؟ آره، همهمون پایهایم
مطمئنی حالت اونقدر خوب هست که امروز اومدی؟
آره، آره، خوبم
تازه، اگه یه روز دیگه تو خونه بمونم دیوونه میشم
باید استلا رو هم در جریان بذارم. آره
هی، بیا اینجا
بیا اینجا، لای ریشت خرده نون گیر کرده
فقط
فقط... ولش کن، بذار باشه
یه جاشو جا انداختی
مایک
میدونی که هنوزم رفیقِ فابِ خودمی، مگه نه؟
هنوزم، بعد از ۱۵ سال
چطوره امشب ببرمت بیرون شام؟
و شویی رو
غذای بیرونبر خوبه. شبِ مدرسهست دیگه، نه؟
درختِ "هوپ" رسیده، پس اگه همه چیز خوب پیش بره
مراسمِ درختکاری سر وقت برگزار میشه
بن، یه درخت آخه چه کمکی میتونه بکنه؟
منظورم اینه که وقتی مامان قرار نیست اونجا باشه، اصلاً چه فایدهای داره؟
خب، سعی کردم بهش زنگ بزنم ولی هنوز جوابِ تلفنهامو نمیده
کی میتونم دوباره ببینمش؟
هوم؟
کی از بیمارستان مرخص میشه؟
اون داره تمامِ تلاششو میکنه. تو طرفِ کی هستی؟
طرفِ تو. ولی انگار هر چی میگم اشتباهه
واسه همین میدونم چه حسی داره
صبح بخیر، استلا
جک، تو هم برای مراسم درختکاری میای دیگه؟
مگه میشه نیام؟
به هر چی حمایته نیاز دارم
فکر میکردم بهشون کمک میکنه، ولی حس میکنم دارم در حقش کوتاهی میکنم
شاید فقط زمان بیشتری لازم داره. عوض کردن مدرسهش ممکنه کمک کنه
هر روز اومدن به اینجا نباید کار راحتی باشه
نه. و اگه امروز هر کمکی از دستم بربیاد انجام میدم
ممنون داریوش. خیلی لطف میکنی
من اومدم. برنامه صبحانه تموم شده؟
داداشم بیدارم نکرد
آره، شرمنده
فکر کنم مشق ریاضیمو جا گذاشتم
اینا رو یه لحظه بگیر. آره
خب، حتماً یه جایی همین توئه
هی
داری چیکار میکنی؟
اِ... داری ساندویچای منو بلند میکنی؟
ببخشید. به صبحانهی مدرسه نرسیدم
خب، حالا از گشنگی که نمیمیری، میمیری؟
برو واسه خودت بگیر
اینم کادوی خداحافظی من به تو
باورم نمیشه داری میری
خیلی دلمون برات تنگ میشه. البته، نه استلا
بعداً مصاحبهی خروج دارم. اوه، به نظر عذابآور میاد
خب، راستش خودم خواستم
نیاز دارم این قضیه برام حل بشه. سعی کنم از همهچی سر در بیارم
خب، امیدوارم بهش برسی
خیلی دلم میخواد وقت بیشتری رو با جورج بگذرونم
به استلا گفتم تا وقتی یه جایگزین پیدا کنه، میمونم
اما انگار قراره صد سال طول بکشه
اوه، استلا. خبری نشد از
بذارش برای یه وقت دیگه کورال. امروز تا خرخره درگیرم
لطفاً اون پروندههای مصاحبه رو داری؟
آره، الان میارمشون
I'm glad you're getting out
For your sake
HE SNIFFS
Excuse me. I need to see Miss Whitwell
سرش شلوغه
اِ، اگه بگم منگنه، میری بیاریش؟
البته. ولی حتماً پسش بیار
اه، اصلاً بیخیال
ببخشید؟
خیلی خب بچهها، یالا دیگه. هی
آره، دقیقاً سر وقت
خیلی قشنگه. از طرح پلنگیش خوشم میاد
دقیقاً طبق یونیفرم نیست، اما... میدونم
چطوری دوین؟ خوشحالم که میبینم برگشتی
حس میکنم همه میخوان بهم زل بزنن
آره خب... بذار بزنن، باشه؟
چون تو شجاعترین پسری بودی که از اون درها رد شد
آره؟ برو تو دیگه. یالا
روز خوبی داشته باشی رفیق
اون بچهی احمق. آره، برو تو
مامانش میگه الان دیگه حالش خیلی بهتره
ببخشید
طوری نیست
ببخشید، امم
ببین، میدونم تمام این هفته داشتی ازم دوری میکردی
و فقط میخوام بگم که واقعاً معذرت میخوام
if I've made you feel uncomfortable
Mitch, it's... I know that you are a married man
و منم به این موضوع احترام میذارم، میچ
شاید بهتر باشه یه مدت، خب، یه کم از هم فاصله بگیریم
فقط تا وقتی که دوباره همهچی عادی بشه، باشه؟ آره. از همین الان شروع میکنم
ببین. باشه؟ آره. منم همینطور، ببین. من رفتم. ببین
چهار قدم. چهار قدم... حداقل
جینکس
نیگاش کن
ردیفی؟ آره، میبینمت
پِست. نوئل... چیزی واسه خوردن گیر میاد؟
تایم صبحانه خیلی وقت پیش تموم شد. خب؟
خارج از اون ساعت نمیتونیم غذا بدیم
دیر رسیدم. از دستم پرید و الان دارم از گشنگی میمیرم
از دیروز ناهار تا حالا هیچی نخوردم
خب چرا؟
اصلاً حرفشم نزن، داداش
فقط یه چیزی بده بخورم. خب، دفتر رو امتحان کردی؟
آره، کلمه رمز «منگنه» رو هم گفتم
ولی به جایی نرسیدم
باشه. بیخیال نوئل، توروخدا
خواهش میکنم. همین الانشم بابت غذای مجانی دادن تو دردسرم
شرمندهتم، رفیق
نوئل؟ آره. انقدر فک نزن
من سرِ کارم
اومدم، اومدم
ببخشید، آره. استلا فعلاً درگیر مصاحبههای
ببخشید
تقریباً کلِ صبح رو، و
وقتِ ناهار هم مراسمِ درختکاری برای «هوپ» رو داره
که حضور در اون برای هر کسی که بخواد ادای احترام کنه، آزاده
آهان، و اگه میشه امروز همهمون حواسمون به «بِن» باشه
امروز دیگه روزِ آخرِ وندیه
خب، پس همگی کارت رو امضا کنید و یه کم هم سرِ کیسه رو شل کنید
یه سر میرم بیرون، بعداً یه چیزی میگیرم
آره، فکر کنم همینه
خب، آره، فقط برین اونجا و بهترینِ خودتون باشین
آره، باشه
امروز حالش چطوره؟ خوب نیست
این کار تمامِ زندگیش بوده
و هنوزم اصرار داره که هیچوقت رسماً استعفا نداده
خب، من که خوشحال میشم بره
اوه
چیه؟
بیخیال بابا، اون فقط بلده طبق مقررات خشک رفتار کنه
میخوای همین رو توی کارتش بنویسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.