200 baris pertama.
اسم من کارا زوراله.
من از سیاره کریپتون هستم.
من یه پناهنده روی این سیارم.
من برای محافظت از پسرعموم فرستاده شدم.
اما سفینم از مسیر خارج شد.
و زمانیکه رسیدم اینجا،
پسرعموی من بزرگ شده بود و سوپرمن شده بود.
من شخصیت واقعیم رو مخفی کردم تا یک روز
وقتی که یک تصادف مجبورم کرد که خودم رو به دنیا نشون بدم.
برای اکثر مردم، من یه خبرنگار توی شرکت رسانه ای کت کو هستم.
اما در خفا من با خواهرخوندم کار میکنم
توی دی ای او تا از این سیاره ای که بهش میگم خونه محافظت کنم
از هر کسی که بخواد بهش صدمه بزنه.
من سوپرگرل هستم.
آنچه در سوپرگرل گذشت...
همونطوری که من استعفا میدم،
من به معاون اول بیکر اعتماد کامل دارم
به عنوان فرمانده کل قوا.
نظر مردم به بیگانه ها داره عوض میشه.
اما من نمیتونم باهات بجنگم. متاسفم.
اونا سوسکا میخوان مثل ما بشن مامور جنسن.
اونا اومدن سیارمون رو بگیرن.
و وظیفه تو محافظت از اونه.
از کمکی که کردی قدردانی میشه.
اول زمین.
چی شده؟
هشدار آلودگی کریپتونایته.
پیداش کن.
سوپرگرل ما یه هشدار کریپتونایت داریم
- تو یه جایی از نشنال سیتی. - رئیس دنورز...
باید عقب نشینی کنی تا
بفهمیم با چی سرو کار داریم.
- الکس - چیه؟
فقط نشنال سیتی نیست. همه جاست.
سوپرگرل صدامو داری؟
اول زمین! اول زمین! اول زمین!
- الکس - ژان!
اتمسفر با کریپتونایت آلوده شده.
- چی؟ - مطمئن نیستم که چطور این اتفاق افتاده،
اما سوپرگرل داشت از واشنگتن برمیگشت
و حالا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.
اون با ارتفاع بالا پرواز میکرد ژان،
و آخرین جایی که ازش سیگنال دریافت کردیم توی نوادا بوده.
میرم سراغش.
سوپرگرل
کجایی تو؟
پیداش کردم.
- اون داره سریع سقوط می کنه. - زودباش ژان کجایی؟
- اون خیلی دوره. - اون میرسه.
اگه نرسه با تشعشعات کریپتونایت،
اون میمیره.
زودباش. دخترمون رو بگیر.
گرفتمش.
آره!
الکس اون خیلی حالش بده. من سریع میام.
نه نه نه. ما باید اونو به یه اتاق پاک ببریم.
فایده ای نداره. کل اتمسفر
در یک لحظه آلوده شده.
- هیچ جا امن نیست. - ما باید یه کاری بکنیم.
تابش نور خورشید زرد باید کمک کنه.
باشه، بیا انجامش بدیم.
چه چیزی میتونه همچین کاری کنه؟
دستگاه پراکندگی سرب.
اونی که برای مبارزه با دکسامایت ها استفاده کردیم؟
بعیده. اون دستگاه اینجا تحت تدابیر شدید امنیتیه.
فقط یه مامور دی ای او میتونه... جنسن.
سپر ضد کریپتونایت آسترا چطور؟
ما یه سپر ضدکریپتونایت داریم؟
وین اونو برای چنین مواقعی ساخت.
میتونه کریپتونایت رو از سیستمش بکشه بیرون.
- خزانه 97. - میرم میارمش.
لامپ های خورشیدی رو فعال کنید.
- منظورش از جنسن چی بود؟ - ما یه رخنه امنیتی داشتیم.
مهاجمای رئیس جمهور از زندان فرار کردن،
و یکی از اعضای دی ای اوی ما کمکش کرد.
ژان، من میتونم اینو درست کنم. میتونم حال اونو خوب کنم.
من خواهرم رو امروز از دست نمیدم.
پیداش کردم.
اون تشنج کرده.
- چرا کار نمیکنه؟ - به زمان بیشتری نیاز داره.
چه جور آدمی قادر به انجام چنین کاریه؟
حالا، در هرکدوم از شماها،
نوری وجود داره که نمیشه اونو نادیده گرفت.
و اون تسلیم نمیشه. من هیچوقت شما رو تنها نمیزارم.
و من هرکاری بتونم برای مبارزه همراه شما انجام میدم
اما من نمیتونم تنها این کار رو انجام بدم. دوباره به کمک شما نیاز دارم.
نیاز دارم که امید داشته باشید.
اره حتما.
همه ما میتونیم از ساختمونای بلند بپریم.
یادتون بیاد که همه شما میتونید...
و هممون میتونیم حالشو بگیریم.
داشتم تماشا میکردم.
داشتی از روی نفرت نگاه میکردی.
جورج. بابا فکر میکنم کافیه.
اونقدر این سخنرانی رو نشون دادن که
انگار نطق آبراهام لینکنه.
پروژه منیاک هفته ها پیش بود.
- اسمش میریاده. - اوه، درسته.
پروژه میریاد.
چه اسم احمقانه ای.
و چه کسی مقصر بود؟
سوسکای دیگه از سیاره اصلیش.
پیت، ما توی این خونه اینجور حرف نمیزنیم.
نه مشکلی نداره. بعضی وقتا توی مدرسه هم اینا رو میشنوم.
مشکل چیه؟ فقط دارم میگم که
بیگانه ها مثل سوسکا مقاومن.
یه سیاره ممکنه بمیره،
اما اونا زنده میمونن و یکی دیگه رو آلوده میکنن.
- بابا! - چیه؟
خانواده سوپرگرل به
سیاره ما با قدرت خدایان حمله کردن.
و همه ما آدم کوچولوها قراره بشینیم
آروم باشیم و امید داشته باشیم؟
همینه؟
در حالی که رئیس جمهور همشون رو عفو میکنه؟
عفو.
خب تو به من بگو جورجی،
این توطئه چقدر عمیقه؟
بن، فکر میکنم بهتره بابات رو ببری سر کار.
امروز اون کارخونه بیگانه ها اونور خیابون راه افتاد.
ده ها دنیای بیگانه شناخته شده،
و فلز انث محکمترین ماده ایه که
تا به حال توسط هر کدوم از اونا به زمین اورده شده.
باید به کارای خوبی که باهاش میشه کرد فکر کرد.
ماشینا، آسمان خراشا...
اسمش حتی حرف صدادارم نداره.
قراره یه آسمونخراش رو نگه داره؟
ما هفته قبل قرارداد شرکت لوثر رو از دست دادیم.
- چی؟ - من باید دوتا کوره انفجاری رو میبستم.
فقط در حدی کار میکنم که ضرر ندم.
اگه کارخونه رو تغییر کاربری بدی
برای پردازش فلز انث چی؟
میتونی کارگرات رو آموزش بدی.
این شهر با فولاد ساخته شده.
فولاد آمریکایی.
این پایه و اساس رو ازش بگیری،
همه چیز فرومیریزه.
ببین کی گفتم.
مردم فکر میکردن که پارچه پایان جامعه مدرنه،
اما انقلاب صنعتی،
فرصت های بی سابقه ای ایجاد کرد...
منم یکی از دانش آموزات نیستم بن.
و من بهت یادآوری میکنم،
یه دلیلی داشت که بهش گفتن "انقلاب".
و اینم بهت یادآوری میکنم که،
فولاد بود که پول
تحصیلات دانشگاهی گرون تو رو داد،
که بنظر میاد فقط وقتی ازش استفاده می کنی که
میخوای باباتو تحقیر کنی.
کاملا ارزشش رو داشت. مگه نه بابا؟
نه خیلی.
گوش بده. هی، هی
تو قوی ترین آدمی هستی که میشناسم.
تو از فلز انث هم قوی تری.
کارگرات هم قوی هستن. من...
تو یه راهی پیدا میکنی.
درست میشه.
میبینی.
بیا، بیا. جلوشون رو بگیر.
ما باید اون بیگانه ها رو تعطیل کنیم.
- جلوی اون سوسکا رو بگیر! - زود باش!
اون ماشین رو نگه دار!
بیا پایین!
چه خبره؟
تک! تک، اینجا چه خبره؟
ما نمیزاریم اونا این شهر رو نابود کنن بن.
- چی؟ نه! - ما نمیزاریم.
صبر کن! نه نه نه نه.
بابا! بابا باید جلوی اینو بگیری.
اونا کارگرای تو هستن. بهت گوش میدن.
- بابا! - خواهش میکنم!
ما هم مثل شما کارگریم.
اون دندونه داره!
نه! نه! نه نه نه.
بچه ها، بچه ها گوش کنید! اون شکلش اینجوریه!
شکلش اینجوریه! چیزی نیست.
- من دعوا ندارم! - باشه، همگی آروم باشید.
و معقول باشید.
نمیخواستم این کارو کنم!
نمیخواستم! نمیخواستم!
یکی آمبولانس خبر کنه!
هی، با من بمون. با من بمون.
اون سوپرگرله؟
نه. مامور الکس دنورز. اف بی آی.
سوپرگرل رو جای دیگه کار داشتن. تو مسئولیتت با منه.
خیلی بده؟
حتی نصف اون کاریم که تو
و دوستات سر براویکه در اوردید بد نیست.
چی؟ نه نه نه. نه من...
میخواستم کمک کنم
اما آدمای ما عصبانی بودن. اونا ترسیدن، اونا...
- آدمای شما؟ - خانوادم،
ما همین نزدیکی کارخونه فولاد داریم.
اونا کارگرم، اونا آدمای خوبی هستن.
اونا آدمای خوش شانسی هستن.
چون سوپرگرل خیلی بهشون آسون گرفت.
اونو تمیز نگه دار، چند وقت یه بار باندش رو عوض کن،
و از دردسر دوری کن.
خیلی آسون بهشون گرفت؟
اف بی آی قراره برای مردم کار کنه.
No comments yet. Be the first to leave one.