Supergirl

Supergirl

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 4

Informasi rilis

Supergirl S04E03 720p WEB-DL DD 5 1 H 264-QOQ
Komentar oleh WEB-DL-Man
فقط هماهنگ کردم زیرنویس از میثم موسویان

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Diterbitkan pada: 2018-10-29
Unduhan: 42
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫اسم من کارا زوراله.

‫من از سیاره کریپتون هستم.

‫من یه پناهنده روی این سیارم.

‫من برای محافظت از پسرعموم فرستاده شدم.

‫اما سفینم از مسیر خارج شد.

‫و زمانیکه رسیدم اینجا،

‫پسرعموی من بزرگ شده بود و سوپرمن شده بود.

‫من شخصیت واقعیم رو مخفی کردم تا یک روز

‫وقتی که یک تصادف مجبورم کرد ‫که خودم رو به دنیا نشون بدم.

‫برای اکثر مردم، من یه خبرنگار ‫توی شرکت رسانه ای کت کو هستم.

‫اما در خفا من با خواهرخوندم کار میکنم

‫توی دی ای او تا از این سیاره ‫ای که بهش میگم خونه محافظت کنم

‫از هر کسی که بخواد بهش صدمه بزنه.

‫من سوپرگرل هستم.

‫آنچه در سوپرگرل گذشت...

‫همونطوری که من استعفا میدم،

‫من به معاون اول بیکر اعتماد کامل دارم

‫به عنوان فرمانده کل قوا.

‫نظر مردم به بیگانه ها داره عوض میشه.

‫اما من نمیتونم باهات بجنگم. متاسفم.

‫اونا سوسکا میخوان مثل ما بشن مامور جنسن.

‫اونا اومدن سیارمون رو بگیرن.

‫و وظیفه تو محافظت از اونه.

‫از کمکی که کردی قدردانی میشه.

‫اول زمین.

‫چی شده؟

‫هشدار آلودگی کریپتونایته.

‫پیداش کن.

‫سوپرگرل ما یه هشدار کریپتونایت داریم

‫- تو یه جایی از نشنال سیتی. ‫- رئیس دنورز...

‫باید عقب نشینی کنی تا

‫بفهمیم با چی سرو کار داریم.

‫- الکس ‫- چیه؟

‫فقط نشنال سیتی نیست. همه جاست.

‫سوپرگرل صدامو داری؟

‫اول زمین! اول زمین! اول زمین!

‫- الکس ‫- ژان!

‫اتمسفر با کریپتونایت آلوده شده.

‫- چی؟ ‫- مطمئن نیستم که چطور این اتفاق افتاده،

‫اما سوپرگرل داشت از واشنگتن برمیگشت

‫و حالا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

‫اون با ارتفاع بالا پرواز میکرد ژان،

‫و آخرین جایی که ازش سیگنال ‫دریافت کردیم توی نوادا بوده.

‫میرم سراغش.

‫سوپرگرل

‫کجایی تو؟

‫پیداش کردم.

‫- اون داره سریع سقوط می کنه. ‫- زودباش ژان کجایی؟

‫- اون خیلی دوره. ‫- اون میرسه.

‫اگه نرسه با تشعشعات کریپتونایت،

‫اون میمیره.

‫زودباش. دخترمون رو بگیر.

‫گرفتمش.

‫آره!

‫الکس اون خیلی حالش بده. من سریع میام.

‫نه نه نه. ما باید اونو ‫به یه اتاق پاک ببریم.

‫فایده ای نداره. کل اتمسفر

‫در یک لحظه آلوده شده.

‫- هیچ جا امن نیست. ‫- ما باید یه کاری بکنیم.

‫تابش نور خورشید زرد باید کمک کنه.

‫باشه، بیا انجامش بدیم.

‫چه چیزی میتونه همچین کاری کنه؟

‫دستگاه پراکندگی سرب.

‫اونی که برای مبارزه با ‫دکسامایت ها استفاده کردیم؟

‫بعیده. اون دستگاه اینجا ‫تحت تدابیر شدید امنیتیه.

‫فقط یه مامور دی ای او میتونه... جنسن.

‫سپر ضد کریپتونایت آسترا چطور؟

‫ما یه سپر ضدکریپتونایت داریم؟

‫وین اونو برای چنین مواقعی ساخت.

‫میتونه کریپتونایت رو از سیستمش بکشه بیرون.

‫- خزانه 97. ‫- میرم میارمش.

‫لامپ های خورشیدی رو فعال کنید.

‫- منظورش از جنسن چی بود؟ ‫- ما یه رخنه امنیتی داشتیم.

‫مهاجمای رئیس جمهور از زندان فرار کردن،

‫و یکی از اعضای دی ای اوی ما کمکش کرد.

‫ژان، من میتونم اینو درست کنم. ‫میتونم حال اونو خوب کنم.

‫من خواهرم رو امروز از دست نمیدم.

‫پیداش کردم.

‫اون تشنج کرده.

‫- چرا کار نمیکنه؟ ‫- به زمان بیشتری نیاز داره.

‫چه جور آدمی قادر به انجام چنین کاریه؟

‫حالا، در هرکدوم از شماها،

‫نوری وجود داره که نمیشه اونو نادیده گرفت.

‫و اون تسلیم نمیشه. ‫من هیچوقت شما رو تنها نمیزارم.

‫و من هرکاری بتونم برای ‫مبارزه همراه شما انجام میدم

‫اما من نمیتونم تنها این کار رو انجام بدم. ‫دوباره به کمک شما نیاز دارم.

‫نیاز دارم که امید داشته باشید.

‫اره حتما.

‫همه ما میتونیم از ساختمونای بلند بپریم.

‫یادتون بیاد که همه شما میتونید...

‫و هممون میتونیم حالشو بگیریم.

‫داشتم تماشا میکردم.

‫داشتی از روی نفرت نگاه میکردی.

‫جورج. بابا فکر میکنم کافیه.

‫اونقدر این سخنرانی رو نشون دادن که

‫انگار نطق آبراهام لینکنه.

‫پروژه منیاک هفته ها پیش بود.

‫- اسمش میریاده. ‫- اوه، درسته.

‫پروژه میریاد.

‫چه اسم احمقانه ای.

‫و چه کسی مقصر بود؟

‫سوسکای دیگه از سیاره اصلیش.

‫پیت، ما توی این خونه اینجور حرف نمیزنیم.

‫نه مشکلی نداره. بعضی وقتا توی ‫مدرسه هم اینا رو میشنوم.

‫مشکل چیه؟ فقط دارم میگم که

‫بیگانه ها مثل سوسکا مقاومن.

‫یه سیاره ممکنه بمیره،

‫اما اونا زنده میمونن و ‫یکی دیگه رو آلوده میکنن.

‫- بابا! ‫- چیه؟

‫خانواده سوپرگرل به

‫سیاره ما با قدرت خدایان حمله کردن.

‫و همه ما آدم کوچولوها قراره بشینیم

‫آروم باشیم و امید داشته باشیم؟

‫همینه؟

‫در حالی که رئیس جمهور همشون رو عفو میکنه؟

‫عفو.

‫خب تو به من بگو جورجی،

‫این توطئه چقدر عمیقه؟

‫بن، فکر میکنم بهتره بابات رو ببری سر کار.

‫امروز اون کارخونه بیگانه ‫ها اونور خیابون راه افتاد.

‫ده ها دنیای بیگانه شناخته شده،

‫و فلز انث محکمترین ماده ایه که

‫تا به حال توسط هر کدوم از ‫اونا به زمین اورده شده.

‫باید به کارای خوبی که ‫باهاش میشه کرد فکر کرد.

‫ماشینا، آسمان خراشا...

‫اسمش حتی حرف صدادارم نداره.

‫قراره یه آسمونخراش رو نگه داره؟

‫ما هفته قبل قرارداد شرکت ‫لوثر رو از دست دادیم.

‫- چی؟ ‫- من باید دوتا کوره انفجاری رو میبستم.

‫فقط در حدی کار میکنم که ضرر ندم.

‫اگه کارخونه رو تغییر کاربری بدی

‫برای پردازش فلز انث چی؟

‫میتونی کارگرات رو آموزش بدی.

‫این شهر با فولاد ساخته شده.

‫فولاد آمریکایی.

‫این پایه و اساس رو ازش بگیری،

‫همه چیز فرومیریزه.

‫ببین کی گفتم.

‫مردم فکر میکردن که پارچه پایان جامعه مدرنه،

‫اما انقلاب صنعتی،

‫فرصت های بی سابقه ای ایجاد کرد...

‫منم یکی از دانش آموزات نیستم بن.

‫و من بهت یادآوری میکنم،

‫یه دلیلی داشت که بهش گفتن "انقلاب".

‫و اینم بهت یادآوری میکنم که،

‫فولاد بود که پول

‫تحصیلات دانشگاهی گرون تو رو داد،

‫که بنظر میاد فقط وقتی ازش استفاده می کنی که

‫میخوای باباتو تحقیر کنی.

‫کاملا ارزشش رو داشت. مگه نه بابا؟

‫نه خیلی.

‫گوش بده. هی، هی

‫تو قوی ترین آدمی هستی که میشناسم.

‫تو از فلز انث هم قوی تری.

‫کارگرات هم قوی هستن. من...

‫تو یه راهی پیدا میکنی.

‫درست میشه.

‫میبینی.

‫بیا، بیا. جلوشون رو بگیر.

‫ما باید اون بیگانه ها رو تعطیل کنیم.

‫- جلوی اون سوسکا رو بگیر! ‫- زود باش!

‫اون ماشین رو نگه دار!

‫بیا پایین!

‫چه خبره؟

‫تک! تک، اینجا چه خبره؟

‫ما نمیزاریم اونا این شهر رو نابود کنن بن.

‫- چی؟ نه! ‫- ما نمیزاریم.

‫صبر کن! نه نه نه نه.

‫بابا! بابا باید جلوی اینو بگیری.

‫اونا کارگرای تو هستن. بهت گوش میدن.

‫- بابا! ‫- خواهش میکنم!

‫ما هم مثل شما کارگریم.

‫اون دندونه داره!

‫نه! نه! نه نه نه.

‫بچه ها، بچه ها گوش کنید! اون شکلش اینجوریه!

‫شکلش اینجوریه! چیزی نیست.

‫- من دعوا ندارم! ‫- باشه، همگی آروم باشید.

‫و معقول باشید.

‫نمیخواستم این کارو کنم!

‫نمیخواستم! نمیخواستم!

‫یکی آمبولانس خبر کنه!

‫هی، با من بمون. با من بمون.

‫اون سوپرگرله؟

‫نه. مامور الکس دنورز. اف بی آی.

‫سوپرگرل رو جای دیگه کار داشتن. ‫تو مسئولیتت با منه.

‫خیلی بده؟

‫حتی نصف اون کاریم که تو

‫و دوستات سر براویکه در اوردید بد نیست.

‫چی؟ نه نه نه. نه من...

‫میخواستم کمک کنم

‫اما آدمای ما عصبانی بودن. ‫اونا ترسیدن، اونا...

‫- آدمای شما؟ ‫- خانوادم،

‫ما همین نزدیکی کارخونه فولاد داریم.

‫اونا کارگرم، اونا آدمای خوبی هستن.

‫اونا آدمای خوش شانسی هستن.

‫چون سوپرگرل خیلی بهشون آسون گرفت.

‫اونو تمیز نگه دار، چند وقت ‫یه بار باندش رو عوض کن،

‫و از دردسر دوری کن.

‫خیلی آسون بهشون گرفت؟

‫اف بی آی قراره برای مردم کار کنه.

More Farsi Persian subtitles for Supergirl

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left