The First Man

The First Man (Le premier homme)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Le premier homme (The First Man) (2011) persian
Komentar oleh Mosy-beygi

Tag

other
Diterbitkan pada: 2018-09-03
Unduhan: 41
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

subscene: Mosy-Beygi

بر اساس رمانی ناتمام از آلبر کامو

چی بود اسمش؟

کورمری

باهاش نسبتی دارید؟

پدرمه

کورمری،هنری

در نبرد مارن مجروح شد

12اکتبر 1914 مرد

وقتی که مرد من 6 ماهم بوده

این چیزی رو عوض نمیکنه با این حال مرده های زیادی هستن

ولی اونا که 1914 بودن کجان؟

C یا D ، Pردیف

عذر میخوام.الان میرم بررسی میکنم

25سال

پدرم 25 سالشه

"مرد اول"

آغاز تابستان

آخرین باری که به الجزیره اومدین کی بود؟- یه سال و خورده ای پیش-

خیلی عوض شده بنظرتون اینطور نیست؟

براتون روزنامه خریدم- نه.متشکرم-

پیش بینی هوا رو خوندم و قراره فردا بارون بیاد.تابستون الجزایری

آخرین مصاحبتون خیلی جنجالی بود

بعضی ها اعتقاد دارن که اظهارات شما دوپهلو ئه

یه جمله خیلی ما رو تحت تاثیر قرار داد

"یه نویسنده هرگز نمیتونه مثل اونایی باشه که میمیرن"

جاده بلکون رو بلدی؟

اونجا زندگی میکنم- از اینجا مستقیم میریم دانشگاه-

و بعد میبریمتون هتل- چرا هتل؟-

امشب امن نیست که خونه بخوابید

و همینطور شب های دیگه اگه قصد دارید که تو الجزیره بمونید

امن نیست؟- این فقط یه حرکت محتاطانه است-

که مادرتون هم به خطر نیفته

روز بخیر،فرانگلو هوسون "L'Echo d'Alger" خبرنگار

شما عنوان کردید که به سیاست علاقه ندارید

ولی تو الجزایر امروز همه چیز سیاسته

سوالتون چیه؟

خودتون رو جناح چپی میدونید یا راستی؟

برگرد خونه کورمری ما به آدمایی مثل تو نیاز نداریم.خائن

اینجا خونه تو نیست- بهتره که بریم داخل-

خائن زنده باد الجزایر فرانسه

زنده باد الجزایر فرانسه

باور عمومی اینطوره که دانشگاه رو قشر برجسته و نخبه اجتماع شکل میدن

جایی که معبد علمه

ولی بجای فکر کردن اونا فحش میدن به آدما

و مثل آدمای پرخاشگر رفتار میکنن

خوشبختانه زمان نشون داده که اینا فقط اقلیت معدودی هستن

فکر کنم یه مقدار بیشتر از اقلیت معدود

آخرای صحبتشه بعد نوبت شماست

لازم بود که خون فرانسوی ها

در خیابون ها و منازل الجزایر جاری بشه

تا ما چشم هامون رو باز کنیم و حقیقت رو ببینیم

دیگه زمان توافق و مصالحه نیست

در این لحظه سیاست فقط باید یک هدف داشته باشه

جواب این آدمکش ها رو بده دونه دونه شونو

و اکنون مفتخریم که کسی رو داشته باشیم

که نیازی به معرفی نداره

لطفا استقبال گرمی داشته باشید از آقای ژاک کورمری

متشکرم

روز همگی بخیر

آخرین باری که به این سالن اومدم هنوز محصل بودم

من اونجا مینشستم ردیف آخر

بله

زمان زیادی گذشته خیلی چیزا عوض شده.مگه نه؟

برای یه الجزایر جدید

چه موضوعی میتونه برای ما مهم تر باشه

اینجا و الان مهمتر از این؟

هیچی برای من مهمتر از سرنوشت کشورمون نیست

تو دیگه الجزایری نیستی

الجزایر فرانسه نیست

و دیگه الجزایر هم نیست

الجزایر این سرزمین فراموش شده است فراموش شده،دور و خوار شده

با بومی های مرموزش و فرانسوی های بیگانه

رها شده به حال خودش

الجزایر این منطقه است

که دو دسته مردم ساکن داره که یه دسته مسلمانان

خیلی نخواهند بود

به سادگی میپذیریم

این باور رو، که فقط خون میتونه تاریخ رو به جلو سوق بده

وظیفه یک نویسنده

این نیست که به کسانی ملحق شه که تاریخ رو میسازن

بلکه کمک به کسانیست که تحت تاثیرش قرار دارن

قویا باور دارم که

امکان همزیستی بین اعراب و فرانسوی ها در الجزایر وجود داره

و این امکان همزیستی بین انسان های آزاد و برابر

تنها راه حله

فکر میکردم شامل من نمیشه

ولی اشتباه میکردم

نگران نباش.خطری در کار نیست

تو چه فکر میکنی؟

نه.هنوز نه فردا میرم ببینمش

نه.باهات تماس میگیرم

نه.یادم نمیره

شب بخیر

خانم منزل نیستن رفتن خرید

متشکرم سعید- به خونه خوش اومدین آقای ژاک-

ممنونم- اینجا منتظرشون میمونید؟-

نه.میرم پیشش

آقای ژاک

درسته که بین ما جنگه؟

بفرمایید

مامی

مادام کورمری

فکر میکردم دیروز میرسی

برات کباب و پیز و کاسنی درست کردم

امروز میخورم

نه.بعد یه روز دیگه خوب نیست- ببخشید-

امشب یا فردا دوباره درست میکنم

اینبار چقدر میمونی؟

هرچقدر که تو بخوای

عکس دختر کوچولوت رو دیدم

حالا که بزرگ شده دیگه اصلا شبیه تو نیست

کاملا شبیه مادرشه

حال مادرش خوبه؟

فراز و نشیب داره.مثل همیشه باید حواسش به خودش باشه

بیماری بدیه

اسمش چی بود؟همیشه فراموش میکنم- افسردگی-

تب نداری

دائما خسته ای

و انگیزه ات برای زندگی کردن رو از دست میدی

خدا رو شکر که تو حالت خوبه

بهت نگفتم که چقدر زیبایی

من پیرم

موهام رو دیروز درست کردم و حالا نگاهش کن

موهات زیباست

حالا بریم یه مقدار قدم بزنیم و بعد میریم یه رستوران

بعدا.بذار یه ذره بیشتر اینجا بمونیم- هر طور که تو دوست داری-

نگاه کن

شروع کردی به خریدن روزنامه؟

نمیتونم بخونم ولی پسرم رو میتونم بشناسم

عکس خوبیه مگه نه؟

هنوز میگردی؟ دنبال چی هستی؟

اسم پدرم فقط هنری بود؟

اسم دیگه ای نداشت؟- نمیدونم.یادم نمیاد-

من شبیهشم؟

چشمان روشنی داشت.مثل تو

بهم گفتی که وقتی بچه بود پدرش رو از دست داد

و گذاشتنش یتیم خانه

اون هم نمیتونست بخونه

تو یتیم خانه چیزی نمیتونی یاد بگیری

ولی اون از جبهه جنگ برات کارت پستال میفرستاد

بعدا یاد گرفت

فکر کنم وقتی 20 سالش بود

نمیدونم اینا واسه خیلی وقت پیش بود

وقتی که ازدواج کردیم اون هرکاری از دستش برمیومد

پدرت باهوش بود درست مثل تو

و بعد؟

تو اومدی

و بعد اون تو جنگ مرد

یه ترکش از اون نارنجک رو برام فرستادن

داخل جعبه بیسکوییته

خسته نیستی؟

برو دراز بکش

ملافه های تمیز گذاشتم

خوشحالم وقتی اینجایی

کجا میری؟

برگرد به تختت

برگرد به تختت

یالا بیا سگ ها رو آزاد کنیم

بازش کن

یالا بازش کن

بازش کن

کودن

تو کثیف

خواهش میکنم آقا.بذار بیام بیرون من هیچ کاری نکردم

بخاطر تک تک سگ هایی که آزاد کردی، باید تنبیه بشی

اونا بودن بذار بیام بیرون.خواهش میکنم

به ازای هر سگ یه ساعت تو قفس میمونی

بذار بیام بیرون خواهش میکنم آقا

آقا بذار بیام بیرون

درو باز کن بذار بیام بیرون

عوضی

احمق

حرومزاده ابله

آشغال

اینا خوشگلن

بیا- بیارش اینجا-

الان وقت خونه اومدنه؟

صندل های جدیدت کجان؟

گمشون کردم

همه جا رو دنبالشون گشتم ولی پیداشون نکردم

بخاطر این کارت کل تابستون رو باید پا برهنه باشی

و تو؟

چرا اونجا وایستادی؟ برو به برادرت برس

کل روز رو سخت کار کرده

ولی اول برام چیزی رو بیار که برای پسرت لازمه

درو ببند

بیا نزدیکتر

بیا نزدیکتر

هرچی ضربه شدیدتر

دروغ بزرگتر

برو

بخور

اینو به بیمار میدن اول از همه

پولدار ها

یه مرد بیرون بود

یه مرد؟

وقتی میام ببینمت همیشه اونجاست

امروز بهم خندید

فکر کنم منو میشناسه

The First Man subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left