200 baris pertama.
، آتش روشن میگردد
کاتلر ، ایالت می سی سی پی ، چهارشنبه شب
، امیدوارم بودم بدانی چطور عشق بورزی
. سریعتر
. سریعتر ، با دستت بیشتر کار کن
. حالا خیلی تند شد
،" دست بردار " کامی حالا دیگه من باید بهت یاد بدم چکار کنی ؟
." تو که انقدر دلقک نبودی " رِی
. من دارم سعی میکنم
من توی عمرم ساک نزدم ، متوجه ای ؟
. باشه عزیزم
. باشه
، ولی مدتها داری برای من ساک میزنی
. پس میدونی من چجوری خوشم میاد
پس بیا یه کمی درستش کنیم ، باشه ؟
، و کی میدونه ، شاید منم یه چیز کوچیک
. یه چیز کوچیک کردم پشتت
، تو با " رِی " کوچولو راه بیا ، اونم هواتو داره
. حالا برو سراغش
. اول لباست رو دربیار
. اینجوری نگام نکن
. منم منظورم همین بود
. ادامه بده
. زودباش ، خیلی وقت ندارم
. خیلی بهتر شد
. اَه این مادرجنده
. تو ادامه بده خیلی طول نمیکشه
سلام " رِی "، چه خبر ؟
،" مث اینکه " اورت ." ترتیبت رو داده " ویلی جو
تو چی میخوای ؟
. همینه
داری با کی حرف میزنی ؟
، دارم با یه داف حرف میزنم
. که الان داره برام ساک میزنه
تو چت شده ؟
کامی کینگ " اومده سراغت ؟ "
،" لعنتی " کامی . بهت گفتم ادامه بده
کِی میای خونه مادرم ؟
تو چی میخوای " ویلی جو " ؟
. نصفش رو
. این دختره یه کمی کار کرده
. تو به کارِت برس
. بده عوضی
. بیست تا بیشتر
چرا ؟
. مزاحم وقت قهوه-ی من شدی
میخوای یا نه ؟
. حرومزاده عوضی
. برو برای خودت خوش باش
." تو یه آدم عوضی هستی " رِی
، چرا از یه عوضی دیگه خرید نمیکنی عوضی ؟
، صبر کن . کسی دیگه توی " کاتلر " نیست
. گمون کنم تو خوش شانسی
، حالا برو گمشو
. تا بخاطر چیزی که داری دستگیرت نکردم
." لعنت به تو " لوکاس
من نگفتم دقیقه ؟
. دست کم 5 دقیقه شد
، چرا منو از برنامه-هات باخبر نمیکنی
، که وسط کار . میری سراغ یه جنده خیابونی
." من جنده خیابونی نیستم " لوکاس
." ببخشید " کامی
. نمیدونستم تو بودی
، لوک "، چرا نمیری "
، یه گوشه ای بشینی
، از خوردن قهوه لذت ببری تا ما هم اینجا کارمون رو بکنیم ؟
، یا اینکه برگردی خیابون
. یه کلوچه عسلی برای خودت بخری
. یکی هم برای من بگیر
. ممنون رفیق
. عوضی
. یالا دختر
. آره خوبه
. فقط تمرکز کن
منطقه واشینگتن دی سی ، چهارشنبه شب
. ممنون
." سلام " چارلی
. یه دونه شیرین و پرانرژی برام بریز
. ممنون
. خیلی دیر کردی
. من داشتم میخوردم و حال میکردم
. ببخشید ، یادم نبود شروع کردی
، باید اسناد تورو تموم میکردم . که همه رو به هم زده بودی
. من به هم نزدم
، من فقط
. اصلاً کاری به این ندارن
فقط فکر کردم زیادی هستن ، قبول داری ؟
، خُب ، متأسفانه . اداره با نظر تو موافق نیست
. هی بیا اینجا
. من اینجام
. امشب بیا پیش من بخواب
. ممنون
. فقط با من بخواب
." واون "
، هیچی نگو
. تا صبح بمون
. قرار نیست وانمود کنیم چیزی نشده
. قبوله
، بعدش من یه موزیک میذارم
. یعنی ، خونه-ی تو ، خونه-ی منه
امشب چه فرقی داره ؟
، اگه از اون راه نمیرفتیم راحتتر نبودیم ؟
. بودیم
. ولی به هر حال به مشکل خوردیم
من فقط میگم چرا داریم دست و پا میزنیم ؟
، میدونی چیه ، فقط یک شب ، فقط یک شب
. فقط برای یک شب
. نه " واون "، من خودمو قاطی نمی کنم
نمیکنی ؟ - . نه -
. پیمان برادری در برابر قانون
. پیمان برادری
. نصف این سازمان با هم دیگه خوابیدن
. یه لطفی بهم بکن
. بذار ببینیم چه خبره
، آره ، میدونی چیه
، میدونم باورش سخته
. که تو هنوز سرپرست منی
. ولی ما هنوز باید بتونیم با هم کار کنیم
. نه فقط تا فردا
. آوردن " کامی کینگ " ایده-ی خوبی نبود
چرا تو فقط سرت توی کار خودت نیست ؟
. بذار خودم تصمیم بگیرم چکار کنم و چکار نکنم
. تو این مُدلی هستی
. من فقط نمیخوام ببینم که داری اشتباه میکنی ، همین
، میدونی چیه ، اگه من نیاز داشته باشم که
، یه نفر نگران کار من باشه
. میرم خونه پیش زنم
داری کجا میری ؟
. میرم پمپ بنزین
، من انجامش میدم . تو بپرس کجا میتونیم بمونیم
. شب بخیر آقایون
. شب بخیر
یه مهمونخونه-ی ارزون اینطرفا سراغ دارین ؟
برای شما ها ؟
. ما کلانتریم ، نه افسر
. اوه خدای من
. ببخشید
. باید خیلی از خونه دور باشین
. آره یه جورایی
. ولی خوبه
. داریم ازدواج میکنیم
، موقتی اینجائیم
، فقط دنبال یه جای آروم هستیم
. که بتونیم یه کمی با هم بخوابیم
. یه کمی
، یه جایی اونجا هست
. نیم بها
. نه ، نرو
، اون جای لعنتی . سوسک داره به اندازه خرگوش
. من فکر بهتری دارم
. حدود 2 کیلومتر اونطرف جاده
، همون کامیون که سمت چپ ایستاده
، یه راه کوچیکی قبلش هست ، جاده با یه تابلو بسته شده
، همون رو ادامه بده ، یه کمی راه هست
. بعدش 10 متر برو توی خاکی
، همون رو برو پائین ، یه جای بزرگ میبینی
. هردو طرفش دریاچه و درخته
. احتمالاً فکر میکنی رمانتیکه
اونجا کسی مزاحم نمیشه ؟
. نه شاید چندتا بچه مدرسه ای باشه
. ظاهراً خوبه ، بریم
. از پیشنهادت ممنون
اونارو فرستادی به " هالو " ؟
. میدونی که اینروزها اونجا چه خبره
. به من چه اونجا چه خبره
. رئیس همیشه میره اونجا
،" قسم میخورم " لوکاس
. تو یه عوضی شدی
. بله
. خُب تا 10 اونجام
. جری " یه چیزی جدید پیدا کرده "
. مهم نیست
. امیدوارم نخوای منو درگیرش کنی
،" تو الان درگیرش هستی ،" لوکاس
. پس بهش عادت کن
. گمون کنم این جاده خاکیه
. آره ظاهراً همینه
. مراقب باش
. حسابی ترسیدی
. زود قضاوت نکن
. گفت رُمانتیکه
اون بچه رو دیدی ؟
چرا باید تا این موقع بیرون باشه ؟
خوبه ؟
. فکر نکنم فکر خوبی باشه
. ماجرا جوییه
کلاً همینو داریم ؟
. آره مث اینکه همینه
. ولی ماجراجویه ما توی هتله
. فکر کنم همش همینه
. من فرقی نمی بینم
. اینجا واقعاً زیباست
. شاید یه پتو بخوای
بریم بیرون ؟
. صندلی پشتی
، خوشحالم که اینکارو کردیم . مهم نیست چی میشه
. دوستت دارم
. منم دوستت دارم
فکر میکنی چیه ؟
، بچه جایی ندارن برن
No comments yet. Be the first to leave one.