Bangkok Hilton

Bangkok Hilton

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Bangkok Hilton E4
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Bangkok Hilton زیرنویس فارسی سریال

Tag

other
Diterbitkan pada: 2026-01-28
Unduhan: 10
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

هتل بانکوک، قسمت چهارم

چطوری؟ تو مست کردی

اینطوری نیست. به خودتون نگاه کنین، اوضاعتون خیلی خرابه

مربا، هر جا رو که نگاه می‌کردم مربایی بود

من مست نیستم، فقط اون جلو خوردم زمین. همین

لابد قدیمیه

پائو؟ دستات داره می‌لرزه و مثل سگ داری عرق می‌کنی

تو الکلی هستی، نه؟

راستش این چند روزه داشتم می‌خوردم. دلیلش

خب، دلیلش اینه که از بودن در اینجا شوکه‌ام

عالیه

طفلکی، شوکه شدی چون تازه اومدی اینجا، نیم ساعت دیگه میری

متأسفم، می‌دونم چه حسی داره. تو هیچ ایده‌ای نداری

تو یه سلول بدبو و خفه حبست می‌کنن، جایی که اونقدر گرمه که سخت می‌شه نفس کشید

سوسک‌ها از هر طرف لول می‌زنن

منو تنها نمی‌ذارن، حتی دستشویی هم نمی‌تونم بدون همراه برم

چرا در مورد این حرف نزنیم که تو منو از کجا می‌شناسی، چون من که نمی‌دونم

هر روز صبح می‌رفتم ملاقات و جنازه‌ها رو از سلول‌ها می‌کشیدم بیرون

فکر نکنم جواب بده

کت، من سه سال از زندگیم رو تو زندان گذروندم. دقیقاً می‌دونم اونجا چه خبره، با تمام جزئیات

کجا؟ - تو سنگاپور، دوران جنگ. هزاران نفر اونجا بودن

همه‌مون اونجا یه جورایی مرگ رو تجربه کردیم

متأسفم. نمی‌دونستم

قسم خوردم که دیگه هیچ‌وقت به زندان برنگردم

برای همین، ترسم رو نمی‌تونم خیلی خوب کنترل کنم

می‌ترسم هیچ‌وقت از اینجا نیام بیرون

فکر کنم اونقدر قوی نیستم. بیا بیرون! تسلیم نشو

ما هر کاری بتونیم برات می‌کنیم، ولی خودت هم باید قوی باشی

حیفِ اون مرباها

آره، دفعه بعد بیشتر مواظبم

صد دلار آمریکا لازم دارم. - البته

ویتامین بیشتری لازم دارم. نباید اینجا مریض بشم

چیز دیگه‌ای هم لازم داری؟ اسپری تنفسی و قرص سردرد

هر چقدر که بتونی. خوبه

ببخشید

کجا میری؟ یه جا که بتونم فکر کنم

دلم می‌خواد ببرمش یه جایی که بتونیم با آرامش حرف بزنیم

تو آشپزخونه؟ آره، تو آشپزخونه می‌شه

آره، آشپزخونه خوبه

کارلایل مسئول بخش حقوقیه

هر نوع مورد مشابه یا جزئیات فنی‌ای رو که بتونه بهمون کمک کنه پیدا کن

اون سعی می‌کنه ثابت کنه که اون موقع تحت صلاحیت قضایی تایلند بودی

از تمام کلک‌های قانونی معمول که بشه، استفاده می‌کنه

اگه بشه، سعی می‌کنن اتهامات رو سبک‌تر کنن

خیلی با اعتماد به نفس حرف می‌زنی. راستش رو بخوای، فقط همین کار از دستم برمی‌اومد

خیلی سخته که کسی رو متقاعد کنی قصه‌ت رو باور کنه

منم همین‌طور فکر می‌کنم

من زیاد به دادگاه اعتماد ندارم که بخواد حقیقت رو کشف کنه

باید مدرک انکارناپذیر بهشون ارائه بدیم. اما چطوری؟

باید پیداش کنیم، کاترینا. باید اونجا رو بهشون نشون بدیم

بعدش سخت‌ترین قسمتش می‌رسه، باید دادگاه رو متقاعد کنیم که اون... یه قاچاقچیه

از کجا شروع کنیم؟ فکر کردم تو می‌دونی

تو بهم بگو، تو وکیل منی

من؟ تو اینطور خواستی

تو و ریچارد وکیل‌های من هستین

می‌ذارم ریچارد به جنبه‌های حقوقی رسیدگی کنه

بهم یه سرنخی بده که از کجا شروع کنم

گفتی «آرکی ریگان» رو تو لندن دیدی

اونجا چیکار می‌کردی؟

از پدرم پرسیدم

وقتی بچه بودم بهم گفتن اون مُرده

ولی بعد از مرگ مادرم فهمیدم که این حقیقت نداره

کی مُرد؟ چند ماه پیش

متأسفم. حتماً خیلی سخت بوده

یه جورایی. ولی هیچ‌وقت زیاد با هم صمیمی نبودیم

وقتی پدرم رفت، مادرم از نظر عاطفی داغون شد. هیچ‌وقت حالش خوب نشد

فکر کنم برای اون، پدرم واقعاً مُرده بود

و برای اون چی؟ مادرت برای اون مُرده بود؟

نمی‌دونم. می‌خواستم از خودش بپرسم

ولی اون نمی‌خواست منو ببینه

وقت تعطیل کردنه

مسخره‌ست، من ۲۰۰ بت دادم! - من همیشه همین کارو می‌کنم

پس، رفتی لندن. اونجا پدرت رو پیدا کردی

به جاش، با «آرکی ریگان» آشنا شدم. - فکر می‌کنی اون عمداً باهات آشنا شد؟

حدس می‌زنم من دقیقاً همون کسی بودم که اون دنبالش می‌گشت

می‌خوام همه چیز رو یادت بیاد. می‌خوام دوباره به تمام جزئیات فکر کنی

درباره هر لحظه‌ای که باهاش بودی و هر حرفی که زده شد. می‌تونی این کارو بکنی؟ - بله

سعی می‌کنم یه سندی بیارم اینجا که ببینی و شناساییش کنی. - خوبه

سلامت باشی. - سلام

یه چیزی یادم اومد. چی؟

عکس‌ها

تو چمدونش نبود، کارلایل چکش کرد. - من تو گوا ازش عکس گرفتم

یه حلقه فیلم کامل گرفتم. هنوز توی دوربینه

عالیه! همین‌طوری به فکر کردن ادامه بده

خداحافظ. سلام

خوش گذشت

چی آوردی؟ همه چی. بیشتر غذا

دربازکن آوردم! بله

بدش به من. - نمیدم

سلیطه بازی درنیار، به هر حال یکی ازت می‌گیرتش

بهت میدمش. من چیزهایی رو که خریدیم لازم دارم

تو برمی‌گردی. من نه

بیا با هم تقسیمش کنیم. خوبه

یه ذره بهم بده. بدش به من. نه، بیخیالش شو

بذار من انجام بدم، باشه؟

می‌دونی، خدا وجود نداره

چرا هست، یه ربطی به این بودایی‌های لعنتی داره

بهشون گوش کن، از کاتولیک‌ها هم بدترن

خدایا، چرا برام یه مرسدس بنز نمی‌خری؟

همه دوستام پورشه سوار می‌شن، من باید عقب‌موندگی‌ها رو جبران کنم

تمام عمرم رو سخت کار کردم، بدون کمک دوستام

پس خدایا، برامون یه مرسدس بنز بخر

دربازکن رو بده به من. چرا؟

قراره تمام وسایل رو بگردن. تو از کجا می‌دونی؟

خانم تای گفت. چرا باید این کارو بکنن؟

بیا اینجا، می‌خوای؟

تو یه دربازکن داری، درسته؟ ولی تا وقتی بقیه چیزها رو نداشته باشی، به هیچ دردی نمی‌خوره

به خانم تایلند گفتم که چند تا ماهی دارم و می‌خوام باهاش تیکه‌تیکه‌شون کنم. - کی؟

ای وای من! از کجا می‌دونستم اینجا زندانه؟

یکی داره نقشه می‌کشه، یکی پاپوش می‌دوزه و ما باید قبلش قایمش کنیم

پس اون وامونده رو بده به من وگرنه از دستش میدی

می‌خوای باهاش چیکار کنی؟ قایمش کنم

اگه کسی بخواد منو بگرده، باید غافلگیر بشه

داری از یه دربازکن نگهداری می‌کنی؟ اصلاً نمی‌فهمم چی میگی

کجاست؟

سلیطه خودتی. دختر خوبی باش

سلیطه

بدون دربازکن باید گشنگی بکشیم. شانس آوردن که ما داریمش

نقشه عالی‌ای بود مندی. حالا دربازکن داریم ولی هیچی دیگه نداریم

احمق نباش. می‌تونی ازش پول دربیاری

این آشغال چیه؟ بدش به من

پنج بت. - راه نداره مندی. اینا همیشه مال خودمون بوده

پنج بت. - نمی‌تونی چیزی رو که مال تو نیست برداری

بله، موافقم. ولی هنوزم قیمتش ۵ بَته

اینا دارن جیب منو می‌زنن. تو شاید کارهاشون رو فراموش کنی، ولی اونا نه

پنج بت. من فقط ۲۰ تایی دارم

بقیه‌ش رو بهت پس می‌دیم. نفر بعدی

بانکوک پست: هروئین استرالیایی

این همون مردیه که دنبالشیم، «آرکی ریگان»

این رو از کجا آوردی؟ - تو گوا ازش عکس گرفتم. فیلمش توی دوربین مونده بود

خب، اون تو زندان بود؟

خب، درست همون‌طوری که افتادم. فقط حماقت خودم بود

چیزی نیست که بخوای فراموشش کنی؟ مثلاً خاطراتت رو، می‌دونی که

ولی نه، در واقع هیچی

می‌دونی، خیلی وقت پیش بود. - خوبه

بهش گفتی کی هستی؟

نگفتم. اون و بیل ورتینگتون همدیگه رو بهتر درک می‌کنن

ولی بالاخره باید بهش بگی

مجبورم نکن، ریچارد. پدرش یه بار ولش کرده و رفته

نمی‌خوام فکر کنه که دوباره این اتفاق می‌افته. این براش کشنده‌ست

کی می‌تونه قضاوت کنه؟

فکر کردم باید بری. خب رفتم دیگه

فقط اینکه، من و جانی خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم

نمی‌تونم همین‌طوری بدون هیچ حرفی ولش کنم و برم، درسته؟

حداقلش سزاوار یه آغوش گرمه

آقای واکر، دلم می‌خواست می‌تونستم بگم که دوباره همدیگه رو می‌بینیم

ولی می‌ترسم که... این اتفاق نیفته

صحنه خیلی تاثیرگذاریه، ببخشید که مزاحم شدم

کنجکاوم بدونم حالا که زنده موندی، نقشه‌ت چیه

اون دیگه حل شده

می‌دونیم که پرواز کرده به استرالیا، شاید هنوز همون‌جا باشه

یکی دیگه؟ خب، چرا که نه؟

ممنون. آفتاب داغی بود، می‌دونی که؟

همون‌طور که انتظار داشتم، پیدا کردن تاریخ ورودش کار سختی نبود

داده‌های گمرک نشون میدن که «احمد وینسنت ریگان»

با پاسپورت انگلیسی به شماره CC16665C

از بانکوک با پرواز وارد سیدنیِ استرالیا شده

بعدش کجا رفت؟ هیچ اطلاعاتی در این مورد نیست

پس هنوز تو استرالیاست. نه لزوماً

معاون وزیر میگه که اگه حرف‌های شما درست باشه

احتمالاً تا الان با یه پاسپورت جعلی از کشور خارج شده

به احتمال زیاد پاسپورت استرالیایی. راهی هست بشه چک کرد؟

توی فرم مهاجرت باید آدرس محل سکونت رو وارد می‌کرد

آدرسش کجاست؟ مزرعه زندان، نزدیکی سیدنی

عجب حس شوخ‌طبعی‌ای داره

البته، می‌تونست از همون پاسپورت انگلیسی برای خروج از استرالیا استفاده کنه

ولی الزامی نیست که اون پاسپورت اصل باشه

پس باید برم سراغ اون انگلیسیه، درسته؟

من بهت پیشنهاد دادم. بذار پاسپورت CC16665C چک بشه

هیچ‌وقت نمی‌دونی، شاید یه چیزی دستگیرمون شد

ممنون که اومدی باب. می‌دونی که متنفرم از کسی تقاضای لطف بکنم

امیدوارم بتونی کمک کنی

نمی‌فهمم الان باید چیکار کنم. یه کم به کارلایل کمک کن

چیز خاصی نیست، فقط می‌خوام یه مدت اینجا بمونم

نوشیدنی؟ نه، ممنون

خوبی مَرد؟ آره، خوبم

اشکالی نداره اگه من بنوشم؟

نه، بفرما. «بلک لیبل» با یخ

در هر صورت

هر چی که بود، یه چیزهایی ازش بیرون کشیدم

این مال توئه

همون‌طور که گفتی، یه پاسپورت به نام «احمد وینسنت ریگان» صادر شده

شماره CC16665C. صادر شده در لندن

اینم جزئیاتش. آدرس رو پیدا کردی! ممنون باب

مجبور شدیم دفتر خودمون رو تو خونه بگردیم

وقتی پای مواد مخدر وسط باشه، این چیزا غیرعادی نیست

«آرکی ریگان» سال‌هاست که مُرده

اگه یه پاسپورت جعلی بخوای، چیکار می‌کنی؟ از اسم یه آدم مُرده استفاده می‌کنی

متوجهم

همون‌طور که حدس زدی، الان اسکاتلندیارد هم درگیر شده

اونا از من جزئیات می‌خوان

اون کیه بیل؟ این «احمد وینسنت ریگان» دیگه کیه؟

کتاب «روز شغال» رو خوندی؟ من

یه مَردی هست که هر وقت فکر می‌کنی گرفتیش

با آغوش باز

اون انجامش میده

باب، می‌ترسم، چون فکر می‌کنم «آرکی ریگان» ممکنه همچین آدم زبلی باشه

مطمئنی نمی‌خوری؟ نه، نمی‌خورم. نه، ممنون

بابت اون ممنون

متأسفم

Bangkok Hilton subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bangkok Hilton

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left