Club Zero

Club Zero

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Club Zero 2023 VOSTFR 1080p WEB H264-FW
Komentar oleh CinemaDreamingChannel

Tag

web
1080
Diterbitkan pada: 2024-01-15
Unduhan: 62
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫والدینم رژیم غذایی پارینه‌سنگی دارن.

‫می‌گن که خیلی سالمه.

‫من هم دوست دارم چنین رژیمی بگیرم.

‫محافظت از محیط زیست ‫به شدت برای من مهمه،

‫و مصرف آگاهانه از منابع غذایی ‫می‌تونه سرعت گرمایش جهانی رو کند کنه،

‫برای مثال انسان‌ها می‌تونن ‫مصرف گوشتشون رو کمتر کنن.

‫من که دوست دارم چربی‌هام رو آب کنم ‫تا هیکلم روی فرم بیاد.

‫ورزش می‌کنم.

‫برای همین خیلی روی خورد و خوراکم حساسم.

‫این دوره برای شخص من ‫حکم تمرینی برای خودلگامی داره.

‫ممالک ثروتمند مثل کشور ما ‫دچار مشکل مازادی مواد غذایی می‌شن،

‫برای همین باید حواسمون ‫به مصرف مواد غذاییمون باشه.

‫من ویدیویی دیده بودم...

‫که توش در مورد کاهش استرس ‫از طریق خودآگاهی صحبت می‌کرد،

‫به نظرم غذاخوردن آگاهانه هم ‫مقوله‌ای مشابه همینه.

‫تغذیه سالم در قالب زندگی ‫پایدار و باثباتی امکان پذیره،

‫که همین برای شخص من خیلی مهمه.

‫من با شرکت توی این دوره می‌خوام ‫امتیازات رفاه و سلامت شامل حالم بشه،

‫تا بتونم بورسیه تحصیلی بگیرم.

‫به نظرم همگی تصمیم درستی گرفتین ‫که توی این دوره شرکت کردین.

‫چرا که غذاخوردن آگاهانه کمکتون می‌کنه ‫به تمام اهدافی که نام بردین، برسین.

‫بهتون فرصتی می‌ده تا در...

‫نجات سیاره زمین مشارکت کنین.

‫اندامتون رو روی فرم میاره.

‫باهاش می‌شه به خودلگامی رسید.

‫بعد اینکه...

‫شما هم می‌تونی به امتیازات ‫رفاه و سلامتت برسی.

‫بسیارخب...

‫به نظرتون چطور می‌شه با خوردن شکلاتی...

‫آدم به خودآگاهی برسه؟

‫خب، پس بیاید بررسی کنیم.

‫کی دوست داره شروع کنه؟

‫فرد، قبل اینکه شکلات رو باز کنی،

‫باید چند نفس عمیق بکشی.

‫با بینی دم بگیر،

‫و با دهان بازدمت رو بیرون بده.

‫سعی کن ذهنت رو خالی از افکار کنی.

‫جوری باشه که هیچ‌چیزی حواست رو پرت نکنه.

‫فقط روی خودت و شکلات تمرکز کن.

‫- ایشون معلم جدیده است؟ ‫- فکر کنم.

‫«باشگاه صفر»

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫تمام شاگردان ما بچه‌های بااستعدادی هستن.

‫حداقل والدینشون که چنین تصوری دارن.

‫ما هم موظف هستیم ‫تا انتظارات والدین رو برآورده کنیم.

‫به شاگردان کمک می‌کنیم ‫تا توانایی‌هاشون رو گسترش بدن.

‫شعارمون هم اینه: ‫«هنوز تمام توانت رو ندیدی.»

‫البته که هیچ فشاری به بچه‌ها وارد نمی‌کنیم.

‫ولی اگه روحیه رقابتی شاگردان رو ببینین، ‫حسابی جا می‌خورین.

‫به شدت هم روحیات حساسی دارن.

‫از بابت من خیالتون راحت باشه.

‫والدینشون معقتدن شدیدا مهمه...

‫که تغذیه بچه‌ها رو بهبود ببخشیم.

‫این «غذاخوردن آگاهانه» هم ‫به نظر میاد مد روز باشه.

‫خوشحالیم بهمون افتخار دادین.

‫بنده هم خیلی خوشحالم ‫که افتخار همکاری دادین.

‫آخرین مورد رو هم بگم.

‫ازتون می‌خوام در وظایف ‫آخر هفته هم مشارکت داشته باشین.

‫سخت می‌تونیم کسی رو پیدا کنیم.

‫بنده که تنها زندگی می‌کنم.

‫پس از اون جهت مشکلی نیست.

‫عالی شد!

‫بسیارخب.

‫بد نمی‌شه خودم هم کمی ‫آگاهانه‌تر روی تغذیه‌ام تمرکز کنم.

‫پس حتما این چای رو امتحان کنین.

‫براتون هدیه آوردم.

‫متشکرم.

‫وای خدا!

‫چه لبخند قشنگی هم داره.

‫این غذای وگانه.

‫مخصوص خودت درست کردم.

‫جدی می‌گی؟

‫وگان که دوره‌اش سر اومده.

‫خب، معلم جدیدتون چطوره؟

‫همون‌قدر که توی سایتش ادعا داره، ‫آدم باسواد و فهمیده‌ای هست؟

‫چای مخصوصش رو سفارش دادم.

‫آره، ظاهرا برنامه غذاییش خیلی سالمه،

‫داشتیم مواردش رو می‌خوندیم.

‫شاید توی کنترل وزن بهت کمک کنه.

‫واسه چی باید نگران وزنم باشم؟

‫چون می‌تونه... توی عملکردت ‫روی ترامپولین بهت کمک کنه.

‫ناراحت نشو قربونت برم. ‫مامانت که منظوری نداشت.

‫خب...

‫دوست داری بهمون یاد بدی ‫که چطور می‌شه خودآگاهانه غذا خورد؟

‫مشتاقیم ببینیم چطوریه.

‫- مگه نه؟ ‫- آره.

‫راستش خیلی آسونه.

‫در واقع من بهشون پیشنهاد کردم ‫خانم نوواک رو استخدام کنن.

‫توی جلسه اولیا مربیان معرفیش کردم.

‫- از کجا پیداش کردی؟ ‫- سایتش رو دیدم.

‫والدین بچه‌ها از همون اولین دیدار ‫عاشق خانمه شدن.

‫انتخابت حرف نداشت قربونت برم.

‫ولی واقعا...

‫به نظرم خیلی مهمه که بچه‌هامون ‫یاد بگیرن چطور می‌شه مصرف رو کاهش داد.

‫فعلا باید ببینیم راگنا به رژیمش ‫پایبند می‌مونه یا نه. خیلی لوسش می‌کنی.

‫آسون نیست که آدم کار درست رو بکنه.

‫السا، خواهش می‌کنم.

‫می‌شه واسه تنوع هم که شده غذا بخوری؟

‫صرفا چون مامانت غذا نمی‌خوره، ‫دلیل نمی‌شه تو هم اداش رو در بیاری.

‫لطفا اینطوری نگو.

‫دارم خودآگاهانه غذا می‌خورم.

‫توی مدرسه بهمون یاد دادن.

‫کار سالمیه، اراده‌ام رو قوی می‌کنه،

‫و از محیط زیست حفاظت می‌کنه.

‫چقدر قشنگ.

‫بدون عذر و بهانه بشین ‫مثل بچه آدم غذات رو بخور، خب؟

‫تو که اصلا هدف این کار رو نمی‌فهمی.

‫خب، فرد...

‫واسه آخر هفته خونه نمی‌ری؟

‫بیا بریم.

‫می‌خوام یه چیز ویژه نشونت بدم.

‫چقدر عکس قشنگی دارین.

‫اونجا رو خیلی دوست دارم.

‫مطمئنم تو هم خوشت میاد.

‫راگنا!

‫آفرین راگنا!

‫ولی ته زورت که این نیست.

‫چرا انقدر عصبانی‌ای؟ ‫شونه‌هات رو شل کن.

‫اونطوری که گفتم دستت رو بالا ببر.

‫انگار داری نخی رو از پشتت به بالا می‌بری.

‫رز کوچولوی بیچاره چی؟

‫نگاه کن چقدر خوشگله.

‫از محیط اطرافت لذت ببر.

‫اینطوری که نباش.

‫بعد ولش می‌کنی، خب؟

‫از اول.

‫حاضری؟

‫خب فرد...

‫امیدوارم بیشتر با والدینت صحبت کنیم.

‫من روی غذایی که می‌خورم، ‫تمرکز کامل می‌کنم.

‫اینکه چطور می‌چشم ‫و توی دهنم حسش می‌کنم.

‫آفرین.

‫آره، در نتیجه کمتر عصبی شدم ‫و دچار پرخوری نشدم.

‫به همین ترتیب تونستم ‫دوز انسولینم رو پایین بیارم.

‫ضمنا بعد اینکه غذام رو خوردم، ‫کمتر از همیشه خسته بودم.

‫واقعا آفرین فرد.

‫خب، در واقع غذاخوردن آگاهانه ‫روی متابولیسم بدنت تأثیر گذاشته،

‫برای همین دوز انسولینت کاهش پیدا کرد ‫و کمتر خسته بودی.

‫نتیجه محشریه!

‫کسی نظری داره که جدای از سلامت، ‫چرا باید کمتر غذا خورد؟

‫تا زمین رو نجات بدیم؟

‫درسته، ولی فقط این مورد نیست هلن.

‫دلیل دیگه‌ای داره که چرا ‫انسان‌ها باید کمتر غذا بخورن.

‫چون اگه در مدت زمان مشخصی، ‫مواد غذایی بهمون نرسه،

‫بدن به صورت خودکار ‫شروع به تمیز کردن خودش می‌کنه.

‫سلول‌ها از شر زباله‌های بی‌مصرف خلاص می‌شن،

‫و خودشون رو بازتولید می‌کنن.

‫اسم این فرآیند خودخواریه.

‫بدنمون رو تقویت و تصفیه می‌کنه.

‫با غذاخوردن آگاهانه، می‌تونیم به صورت عمدی ‫این مکانیسم بدن رو فعال کنیم.

‫بله؟

‫- ولی مگه با کمتر غذا خوردن، ضعیف نمی‌شیم؟ ‫- خیر، اتفاقا برعکس.

‫تجربه فرد رو در نظر بگیرین.

‫احساس قدرت بیشتر و خستگی کمتر کرد.

‫خودخواری حتی می‌تونه ‫برخی بیماری‌ها رو درمان کنه،

‫و عمر انسان رو ده الی بیست سال افزایش بده.

‫نخور بن.

‫این لقمه خیلی بزرگه.

‫آفرین، ولی آروم‌تر بجوش.

‫آفرین.

‫هر چقدر غذا رو آروم‌تر بجوی، ‫غذای کمتری مصرف می‌کنی.

‫اینطوریه که فرآیند خودخوری شروع می‌شه.

‫عمرا اگه خانم نوواک بتونه این رو درست کنه.

‫چقدر حیف.

‫می‌دونم چه حسی داری.

‫جان؟

‫دارم می‌بینمت.

‫منظورت چیه؟

‫دلت می‌خواد دیده بشی.

‫حواست باشه، فکر کنم خاطرخواهت شده.

‫حواسم بهت بود السا.

‫اراده قدرتمندی داری.

‫برام مثل روز روشنه.

‫توانایی کنترل بدنت رو داری.

‫عده کمی می‌تونن چنین کاری بکنن.

‫خیلی می‌تونی توی غذاخوردن ‫خودآگاهانه پیشرفت کنی و...

‫حتی ازش فراتر بری.

‫بعضی وقت‌ها با خودم می‌گم ‫کاش اصلا هیچ غذایی توی بدنم نبود.

‫ولی...

‫پدرم...

‫مجبورم می‌کنه.

‫می‌دونم.

‫برای آدم‌ها سخته که غذانخوردن ‫کسی رو تحمل کنن.

‫می‌دونی علتش چیه؟

‫چون باعث ترشون می‌شه ‫و حس می‌کنن ماهیتشون زیر سوال رفته.

‫پدرت هم مثل اکثر آدم‌هاست.

‫عقاید این افراد براشون مثل عصا می‌مونه،

‫که انگار بدون کمکش ‫حتی نمی‌تونن قدمی بردارن.

‫اکثر آدم‌ها هیچ نمی‌دونن ‫که بدنشون چه توانایی‌هایی داره.

‫به یقین رسیدن که غذاخوردن، ‫لازمه‌ی زنده بودنه.

‫مگه... این باور درست نیست؟

‫به نظرت بهتر نیست ‫خودت رو کمی عوض کنی؟

‫اینطوری که تو مدام غذا می‌خوری، ‫عمرا اگه السا خاطرخواهت بشه.

‫چرا پیش خودت...

‫مگه همین رو نمی‌خواستی؟

‫می‌خواستی عضوی از ما باشی.

‫واقعا نمی‌دونم مشکلت با خانم نوواک چیه.

Club Zero subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left