200 baris pertama.
آرام هستم، استوار
خوب خوابیدم. ۸.۲ ساعت. بدون خواب بد
برای رفتن آمادهام
آمادهام تا وظیفهام را با نهایت توانم انجام دهم
تنها بر مسائل ضروری تمرکز دارم و دیگر هیچ
تنها تصمیمات واقعگرایانه خواهم گرفت
اجازه نخواهم داد تمرکزم به هم بخورد
اجازه نخواهم داد ذهنم درگیر مسائل بیاهمیت شود
به هیچکس و هیچچیز اتکا نخواهم کرد
تسلیم خطا و اشتباه نخواهم شد
ضربان قلب در حال استراحت، ۴۷. ثبت کن
ارزیابی روانشناختی شما تأیید شده است
جهت یادآوری، لطفاً تمامی بازبینیهای ایمنی و تجهیزات را انجام دهید
همیشه میخواستم فضانورد شوم
برای آیندهی بشریت و اینجور چیزها
حداقل، این چیزی بود که همیشه به خودم میگفتم
خودم را از بیرون میبینم
لبخند بزن، جنبهای از خودت را نشان بده
این یک نمایش است
در حالی که چشمم به راه خروج است
همیشه به دنبال راه خروج
فقط به من دست نزن
مواظب خودت باش سرگرد. احتیاط کن
بابتش ممنونم
روی، پایگاه براوو یک بازوی رباتیک روی بخش ۹۳ اکو داره
به نظر میرسه دچار نقص فنی شده
ازیت میخوایم یه تیم برداری بری اونجا و بررسیش کنی
چندتا تست عیبیابی انجام بده. تمام
مفهوم بود. دارم میرم اون سمت
صبحبخیر به فضانوردهامون اون بالا در آنتن فضایی بینالمللی
واقعاً روز زیباییه
عالیه برای اینکه سعی کنیم با
همسایههای دورمون اون بالا در آسمانها ارتباط بگیریم
حداقل اینجا بیرون راحته
اینجا چندتا نتیجهی بازی دارم
بذار ببینم، ایالت آیوا ۳۵ به ۱۶ کانزاس رو برد
فضا رو درک میکنم
مرکز کنترل، بازو در دیدرسم هست. تمام
تایید میشه سرگرد. ادامه بدید
مفهوم بود. دارم به سمت واحد حرکت میکنم
مرکز کنترل، دارم نوسان برق در پایگاه سی میبینم. شما هم داریدش؟
دریافت شد روی
مرکز کنترل، آدمهای زیادی اون بالا هستن. تمام
مرکز کنترل. مرکز کنترل، فکر کنم جهشهای جریانی داریم
لطفاً منتظر بمونید، داریم روی مشکل کار میکنیم
فقط منتظر بمونید. -مرکز کنترل، همه جا داره اتفاق میافته
ستاد فرماندهی، دارم برق رو قطع میکنم
همین الان از برج بیا پایین
باید بپری بیرون
اوه خدای من
مرکز کنترل، مکبراید هستم
دارم دور خودم میچرخم. غلظت جو برای پایداری خیلی کمه
دارم سعی میکنم جلوی ملق زدن رو بگیرم تا بیهوش نشم
مرکز کنترل، صدام رو دارید؟
"یک جنبهی خودویرانگر."
این چیزی بود که او همیشه به من میگفت
باید چیزی حس کنم
من زنده موندم
باید چیزی حس کنم
در اتفاقی که به "نوسان" معروف شده
مجموعهای از طوفانهای الکتریکی مخرب در سراسر جهان ویرانی به بار آورده است
و دانشمندان نگراناند که این هنوز پایان ماجرا نباشد
منشأ آنها؟ فضای بیرونی
دلیل؟ تا کنون نامشخص
این پیامی از سوی اسپیسکام است
با توجه به فاجعهی اخیر
حضور شما برای ارائهی گزارش الزامی است
که در ساختمان ۹۱ پایگاه وندرستین برگزار میشود
لطفاً توجه داشته باشید، این جلسه در ردهی "بهکلی سری" طبقهبندی میشود
روی، چطوری؟ ممنون که اومدی. لطف کردی
تیمسار. ایشون سپهبد ریواس هستن
مدیر عملیات ویژهی اسپیسکامِ آمریکا. سلام
قربان. سرگرد
سرلشکر ووگل، رئیس امنیت
سرگرد. خانم
اونا همین دیشب تمام راه رو از ویرجینیا پرواز کردن تا فقط تو رو ببینن
خب، متشکرم
سوابق شما واقعاً تأثیرگذاره
در تمام آزمونهای ارزیابی بهطور استثنایی عمل کردید
رزم مقدماتی، آموزش فضایی. در تمام زمینهها استثنایی بودید
شایعه شده که ضربان قلب شما هرگز از ۸۰ بالاتر نرفته
در هیچکدام از پیادهرویهای فضایی، آسمانی و حتی در همین سقوط اخیر
درسته؟
خب، تا الان که اینطور بوده قربان
واقعاً تأثیرگذاره
طبق این پرونده، یک بار ازدواج کردید و فرزندی ندارید؟
بله قربان
همونطور که میدونیم کار خطرناکیه. بهتره بقیه رو درگیرش نکنیم
منطقیه
خب، روی، ما تو رو برای صحبت دربارهی سقوطت اینجا نیاوردیم
موضوعی داریم
با ماهیت بهشدت محرمانه که میخوایم بهت نشون بدیم
بفرمایید بنشینید، سرگرد
بله خانم
چیزی که قراره ببینید تصاویر طیفنگاری سیارهی نپتون است
اینها فورانهای پرتوهای کیهانی هستند
این تصویر همین ۱۱ روز پیش ثبت شده
این فوران، ذرات پرانرژی آزاد کرد
که باعث اون نوسان برق فاجعهبار در سراسر جهان شد
و همون چیزی بود که نزدیک بود تو رو به کشتن بده
این پرتوها با تابش به سمت ما در زمین، قویتر میشوند
سرگرد، دربارهی پروژهی لیما چه اطلاعاتی دارید؟
اولین سفر اکتشافی سرنشیندار به لایههای بیرونی منظومهی شمسی، قربان
حدود ۲۹ سال پیش، همونطور که میدونید
و فرماندهاش
پدرم بود، قربان
فضاپیما تقریباً ۱۶ سال پس از شروع ماموریت ناپدید شد
هیچ دادهای هرگز بازیابی نشد. بعد از اون، ماموریتهای فضای دور متوقف شدن
بله، خودشه
میتونید بگید چطور با غیبت پدرتون کنار اومدید؟
خب
مادرم قطعاً از این بابت رنج میبرد. اون موقع خیلی مریض بود
اما اون به کارش متعهد بود
و مطمئنم برای خودش هم خیلی سخت بود
روی
چیزی داریم که ممکنه برات خیلی شوکهکننده باشه
ما باور داریم که پدرت هنوز زنده و در نزدیکی نپتون است
اینکه دقیقاً کجاست رو نمیدونیم
ما پهپادهای متعددی فرستادیم، اما مشخصاً منطقهی وسیعی برای جستجوئه
پدرم زندهست، قربان؟
اینطور فکر میکنیم
روی، به نظر میرسه "نوسان" نتیجهی نوعی واکنش پادماده باشه
پروژهی لیما با اون ماده تغذیه میشد
و پدرت مسئول اون بود
ما داریم دربارهی یک واکنش زنجیرهای احتمالاً مهارنشدنی صحبت میکنیم
انتشار کنترلنشدهی پادماده
در نهایت میتونه ثبات کل منظومهی شمسی ما رو تهدید کنه
تمام حیات ممکنه نابود بشه
سرگرد، از شما میخوایم یک پیام شخصی از مریخ و از طریق لیزر امن بفرستید
به جایی که امیدواریم پروژهی لیما اونجا باشه
متن پیام شما از قبل آماده میشه، البته
مریخ، قربان؟ من دارم میرم مریخ؟
اونجا آخرین مرکز امنی هست که داریم
روی، ما باید بفهمیم دقیقاً با چی طرف هستیم
پایگاه زیرزمینی مریخ ما تنها جایی بود که از "نوسان" در امان موند
و معتقدیم یک خواهش شخصی از طرف تو برای پدرت، ممکنه واکنشی رو در پی داشته باشه
ما میتونیم اون سیگنال رو ردیابی کنیم
جاش رو پیدا کنیم و راهی برای متوقف کردن این وضعیت پیدا کنیم
چیزی که اون بیرون داره اتفاق میافته، بحرانی با ابعاد ناشناختهست
حالا، ما برای پیدا کردن اون روی تو حساب میکنیم
با ما هستی؟
بله هستم، قربان. خوبه
تو اول به ماه اعزام میشی
موشکهای دوربرد ما اونجا در سمت پنهان ماه مستقر هستن
همهچیز بعد از اون، بر اساس ضرورتِ دونستن بهت اطلاع داده میشه
بله قربان
با توجه به ابعاد این تهدید
یک داستان پوششی در حال طراحیه تا از هرگونه وحشت عمومی جلوگیری بشه
برای اینکه جلب توجه نکنی، با پرواز تجاری به ماه میری
از اینجا به بعد، سرهنگ پرویت رابط شما خواهد بود
رازداری مطلق باید حفظ بشه
"با ما هستی؟"
انگار حق انتخاب دیگهای دارم
پدرم یک پیشگام بود
او خودش را فدای جستجو برای یافتن حیات هوشمند کرد
پدرم خودِ این برنامه بود
ساله بودم که رفت، ۲۹ ساله بودم که ناپدید شد ۱۶
پیام بایگانیشده، دریافت شده در ۲۷ سال
۳ ماه و ۲ روز پیش. و تمام
روی، این پیامی از طرف پدرته
از پروژهی لیما باهات صحبت میکنم
همین الان از کنار مشتری رد شدیم و در نهایت به سمت نپتون میریم
میدونم دیدی که علاقهی واقعی و شدیدی رو
در سراسر جهان برانگیختیم و بابتش سپاسگزاریم
داریم کارهای بزرگی اینجا انجام میدیم، واقعاً بزرگ
یعنی در آستانهی پاسخ به سوال اول بشریت هستیم
چه زمانی تمام حیات هوشمند اون بیرون رو پیدا میکنیم؟
و میدونیم که پیدا خواهیم کرد
داریم به لبهی هلیوسفر میریم
جایی که میدان مغناطیسی خورشید کوچکترین تأثیری روی ابزارهامون نمیذاره
میتونیم هر منظومهی ستارهای رو برای حیات پیچیده بررسی کنیم
قبلاً هرگز انجام نشده و ما قطعاً خوشبین هستیم
انرژی شما رو از خونه حس میکنم و البته، به یاد خدا هستم
از دیدن و حس کردن حضورش مبهوت شدهام
تا این حد نزدیک
دوستت دارم پسرم
سلام روی
من اینجا هستم تا در این سفر همراهت باشم
هوات رو داشته باشم
سرهنگ پرویت، از دیدنتون خوشحالم
در واقع
قبلاً همدیگه رو دیدیم
خیلی وقت پیش بود. من پدرت رو میشناختم
من و اون صمیمی بودیم
با هم شروع کردیم، با هم به دانشگاه پردو رفتیم
آدم نابغهای بود
میدونم. بله
و یادمه که به خونهتون میاومدم و تو رو میدیدم
همهجا میدویدی و بازی میکردی
مادرت رو کلافه میکردی، اما
چه حسی داری؟
این هم بخشی از ارزیابی روانشناختی منه؟
نه واقعاً، ولی بله
منظورم اینه که مدام تحت نظارت خواهی بود
وضعیت ذهنیت، وضعیت عاطفیت
تو رابطهی مستقیمی با سوژه داری
سرهنگ، هر چی که باشه، من فکر میکنم پدرم مرده
بله
من ۳۱ سال فضانوردِ ماه برای اسپیسکام بودم
و اون بیرون به این درک رسیدم
No comments yet. Be the first to leave one.