200 baris pertama.
تنها کسی که میشناسم
اومده که منو با خودش ببره
تنها کسی که میشناسم
وقتی زخمامو میدوزه مال منه
آمادهباش. آمادهباش
تنها کسی که میبینم
یه دردی رو توی وجودم پیدا کرده
تنها کسی که میبینم
زبونش رو به جونم انداخته
پلیسها اینجان
پلیس مسلح! اسلحهها رو بذارید زمین! پناه بگیرید! پناه بگیرید
بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین
یالا! یالا
حرکت! حرکت! حرکت
خوبی؟ خیلی از بیخ گوشمون گذشت
اوف
اوه
پلیس مسلح! اسلحهها زمین
تیر خورده به باسنت. آره، میدونم
باید از اینجا ببریمت بیرون. بیا عقبنشینی کنیم
گروهبان جوئل ریونسکرافت. فقط میخواستم بابت اینکه جونم رو نجات داد ازش تشکر کنم
باشه. زیاد طولش نده
سلام جوئل. من النا هستم
اوه
خب، من، اوم
فکر میکردم ملاقات قبلیمون یه چیزی بود، ولی این یکی دیگه... اوم
چی بگم؟
فقط دوست دارم تاثیر اولیهی خیلی قویای بذارم
آه
همه قبلاً ضربه خوردن
همه اون درد رو میشناسن
چون من
من هستم
یه کم شرور
دستهای خونی
دستهای خونی
درست همونطوری که گفتی
من هستم
یه کم شرور
هر اتفاقی که اینجا افتاده به من ربطی نداره
من فقط پیج رو لازم دارم
نمیدونم کجاست. ناپدید شده
چرا دنبالشی؟ - دارم دنبال یکی از دوستاش میگردم
هنری تورپ
یه مرد جوون که اونم هشت روزه مفقود شده
اسمش برات آشنا نیست؟
نه
از بچههام میپرسم ببینم چیزی ازش شنیدن یا نه
اوم
خب پس، یالا دیگه
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
مالِ پیج، اوم
دوستپسرش
آرون
چند روز پیش کشته شد. از اون موقع هم کسی پیج رو ندیده
همون کارتنخوابی که توی ویدیو بود؟
همونی که کتکش زدی؟
ببین، لازم نیست توضیح بدی
اما چطوری کشته شد؟
با خشونت. فعلاً در همین حد بدون
پیج نمیتونسته انجامش بده
بلایی که سر آرون اومده رو
نه، ولی تو میتونستی. نه
آره
شاید
ولی من نکردم
پرونده دست کیه؟
اه، کارآگاه آیزاک فاگبنله
یه آدم عوضیِ به تمام معناست
گوش کن، من
ما که به سوالاتت جواب دادیم
این آدرس رو از کجا آوردی؟
آخرین ایمیلی که هنری بعد از ناپدید شدنش گرفت، از طرف پیج بود
این آدرس رو بهش داده بود و بعد پشیمون شده بود
بهش گفته بود تحت هیچ شرایطی نره اونجا
دانشگاه مِیبریج برات آشناست؟
چطور؟
آیپیِ ایمیل پیج به محوطهی اون دانشگاه میرسه
ایدهای داری که چرا یه هفته قبل از غیب شدنش اونجا بوده؟
سام
پسرم
اونجا دانشجوئه
شرایط خیلی سختی رو داری با همسرت میگذرونی
واقعاً متاسفم
میدونی پیج چرا باید توی دانشگاه پسرت باشه؟
فقط باید پیداش کنم
اوه، بچه داری؟
نه
نه، این... فقط پروندهایه که روش کار میکنم
البته ممنون که فکر کردی بچه دارم نه نوه
نوه هم ندارم
البته یه شوهر داشتم. اونم گاهی مثل بچهها میشد
"داشتی"؟ طلاق گرفتی؟
نه، مُرد
ای وای، متاسفم
اوه، مشکلی نیست
لباسای کمتری برای تا کردن هست
تو چی؟ خیلی وقته ازدواج کردی؟
بیست و سه سالِ رویایی
اوه، رویایی، آره؟
مال تو رویایی نبود؟
نه، بودن، امم
بهطرز مسخرهای رویایی
خب بعدش؟
فکر نکنم واقعاً میشناختمش
نه کامل
ببین کی یهو عجله پیدا کرده بره یه جایی
اونم با چه سرعتی
این با کل اظهارات اینگرید درباره اون شب تناقض داره
علاوه بر این، دکتر استنفیلد ادعا کرد که اون اصلاً بخش رو ترک نکرده
داره سعی میکنه ازش محافظت کنه؟
یا میخواد گندکاری خودشو بپوشونه
در هر صورت، اون دروغ گفته
قطعاً داره یه چیزی رو مخفی میکنه. باید فردا صبح باهاش حرف بزنیم
خب، حداقل اولِ صبح آمادهی رفتنی
چی؟
بعضی از ما دوست داریم آماده باشیم
نظم سلامت عقله و مایه تندرستیِ
اوه. کثیفکاری کردم
ببخشید
راحت باش
وقت کافی داشت که برسه به آپارتمان آرون و بکشتش؟
کی برگشت؟
هیچ فیلمی از برگشتنش به بیمارستان پیدا نکردن. اما
برگشت که شیفتش رو تموم کنه؟
چون، ببین
این قطعاً خودشه که فردا صبح داره میره
باید بفهمیم چه ساعتی برگشته
و اصلاً از اول کجا میخواسته بره
هوم
اما نه همین الان
برگرد اینجا
پاشو. پاشو، پاشو
داری چیکار میکنی؟
هشت ماهه که اینجا میخوابم، آیزاک
میدونم تا همهچی ردیف نباشه نمیتونی کارت رو انجام بدی
یه گوشه رو جا انداختی
سم. بیا اینجا
اوه، سلام. برگشتی
ببخشید، شما کی هستید؟
این الناست. کاراگاهه. قراره کمکمون کنه پیج رو پیدا کنیم
سم، امم
میشه چند لحظه باهات حرف بزنم؟
تنهایی؟
بابا. چه خبره؟
هیچی. میشه فقط با عمهت بری؟
فقط برای یه مدت کوتاه، بعدش با هم گپ میزنیم
بیا. بریم برات یه شکلات داغ بگیرم
خب
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
داری در مورد چی حرف میزنی؟
پیج رو دیدی؟
سم
آره
آره، دیدمش
مثلاً یه هفته پیش بود که سر و کلهش پیدا شد
توی خوابگاه دانشگاهم. سورپرایز
بعد از اینکه توی پارک دیدیش؟
چی گفت؟
به مامان و بابا چیزی نگو. باشه؟
فقط گفت لازم داره یه مدت از دست آرون دور باشه
چرا؟ نمیدونم
شایدم به خاطر همون دعواتون توی پارک بود. نمیدونم
حرفی از جاهایی که ممکنه رفته باشه نزد؟
جایی که احتمال داشته بره؟
اوم... اه
نه، فکر نمیکنم
چند وقت پیشت موند؟
چقدر، سم؟
چهار روز. یا خدا
فکر میکردم حالش خوبه. فکر میکردم ردیفه
خب معلومه که نبود
خب چی شد؟
نمیدونم. خیلی داغون بود و نمیخواست در موردش حرف بزنه
منم میخواستم حال و هواشو عوض کنم
بعدش سیم گیتارش پاره شد
رفتم بیرون که بدم درستش کنن
وقتی برگشتم، رفته بود
تقریباً نصف وسایلمم با خودش برده بود
کیف پولم، لپتاپم، سوییچم و
وسایل خیلیا رو هم توی راهرو زده بود
چطور تونستی بهم نگی؟ خب، به عمه ایوان گفتم
چی...؟ نه در مورد پیج
فقط گفتم دزدی شده و تقصیر من بوده
چون در رو قفل نکرده بودم
سعی کردم خودم حلش کنم، اما نشد
و... و... اونم فقط کمکم کرد پول بقیه رو پس بدم. همین
اگه میاومدی پیش من، لازم نبود اون این کار رو بکنه
اگه انقدر سرت شلوغ نبود، میاومدم
که با مشت زدن به یه معتاد، کل اینترنت رو به گند بکشی
اینا بهانه نمیشه، سم. ببین، اون خواهرمه
بهش قول داده بودم بهت نگم
خب میدونی که اینجور قولها وقتی پشم میشن که
وقتی خواهرت غیبش زده باشه
داشتم سعی میکردم ازش محافظت کنم. نکردی. باید میاومدی پیش من
پیج اومد پیش من، نه تو. شاید بهتره فکر کنی چرا
این دیگه چه معنیای میده؟
هان؟
پس واسه همین بود که پیج داشت از لپتاپ سم استفاده میکرد
هوم
No comments yet. Be the first to leave one.