200 baris pertama.
....آنچه گذشت
یه روز تصمیم گرفتن دور شهر دیوار بکشن
و 72 ساعت بعد دیدیم داریم .تو بغداد زندگی میکنیم
بیشتر شما برای زامبی بودن .از خونهتون بیرون شدید
.کلید نجات ما مجتمعسازیه
.اون من رو چنگ انداخت
.ببین اون هرزه چیکار کرد
.هی، صبرکن
لیو، میدونم یه مغز رمانتیک خوردی
.ولی میخوام تمرکز کنی
،این تیمـه .عشق زندگیم
دیشب بازیو رو توی .مچل چنگاندازی دیدم
.داشت به کلایو خیانت میکرد
عملیات رنگید انسانهای بیشتری رو تبدیل به زامبی میکنه
نسبت به مجموع تمام .حاملهای دیگه
،رنگید رو برام بیار
میتونی بدون مشکل تأسیساتت رو .اداره کنی
.بروس
اونها آدمهای ناگزیر رو از دیوار .میارن داخل که بکشنشون
.تا حالا خیلی اینکار رو کردم
.کایوتیمون آشغالهاش رو میانداخته اینجا
.با یه قاتل زنجیرهای سر و کار داریم
پاپتی خیلی گرسنه
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
فکرکنم نصفهشبها وقتیه .که سوسکها میان بیرون
.خیلی متأسفم این مال شماست؟
.نمیدونستم شما اینجا هستید، آقا
.فکرمیکردم اینها فقط آشغال هستن
فکرمیکنی من آشغال میخورم؟
مثل یهجور آشغالفشرده کن؟
مثل یه ولگرد؟ مثل تو؟
...نه، نه، من
.آروم باش مرد، فقط دارم شوخی میکنم
.من راس هستم - .آره -
.خدایا
.دست لعنتیم رو شکستی
،من از فیلمور گریوز هستم .و ما شوخی نداریم
آغـاز
عـفـونـت
تـبـدیـل
نـامـزد سـابـق
رفـیـق صـمـیـمـی
پـیـامـبـر
مـتـحـد
هـمـکـار
ولـی مـن یـه زامـبـیام...
illusion مـترجم: امیرعلی
چطوری میشه کسی به خیرگی تیم رو پیداکرد
.ببین، کلایو
.کلاه من روش کلاه داره
.میبینی، این جیرههای مغزی خیلی بد نیستن
...هیچچیزی مزهاش به خوبی
حسش چطور؟
کورهی مردهسوزی تنها جاییه
.که میدونیم بروس رفته اونجا
.حواست به اون در باشه
.دفتر خاطرات عزیزم .یه سری نتیجهگیریهای وسطسالی
.یاد گرفتم عاشق رژیمگرفتن بشم
.دیگه با پستچی لاس نزنم
،و بروس هولتز رو بگیرم
،قاتل زنجیرهای ،و قاچاقچی انسانی
که من و کلایو کل هفته .مراقبش بودیم
کلایو بیچاره همینجوری ،بین مدارک میگرده
امیدواره چیزی بیشتر از الهام من پیداکنه
.که بتونه بروس رو به قربانیها متصل کنه
ولی همچین شانسی به نظر از
پیداکردن یه جفت مانولو بلاننیکس سایز 8
.در فروشگاه بارنی نادر تره
،و پس ،این تفکر دست خودم نبود
که این مغز رمانتیک من رو
ناامید گذاشته بود؟
اینکه اینجا بوی .کارنه آسادا همه جا رو برداره کمک نمیکنه
ولی بروس تنها مرد مرموزی نیست
.که باعث شده کل شب بیدار بمونم
.تیم .خرچنگ من
.داوسون من
.نیمهی گمشدهی من
.اون لبخند رؤیایی
لیو؟ - ...اون لبهای سکسی و نافذ -
.دوباره شروع شد
،لبهاش اینقدر بینقص بودن ...که همهاش از خودم میپرسیدم
اون کالین فرثـه؟ - کجا؟ -
.زیرزیرکی واسه خودت خیلی بدجنسیها
.تو حتی فامیلی طرف رو نمیدونی .ببین
،نوشتی .همسر خانوم تیم
کلایو، اصلاً نام خانوادگی چی توش داره؟
.ذیحسابی - .زیادی دست بالا گرفته شدن -
،من فقط میخوام تیم به شب انسان-زامبی برگرده
.تا بتونیم دوباره آتشمون رو روشن کنیم
.اینجا، سیاتل
.خیلی آسونه
.خوشحالم یه چیزی آسونه
چون الان 3 روز گذشته، و هیچکس نمیتونه فیلم
تلفن همراه تاکر فریتز رو پیداکنه
که دانشجوی نظامی خودمون .داخلش به زامبی تبدیل میشه
نقشه برای درست کردن این اوضاع چیه، لیلیوایت؟
میخوایم بریم جاهایی که
.زامبیها زیاد تحویل گرفته نمیشن
.منطقهی بنبست - .خوبه -
انجامش بدید قبل از اینکه این فیلم .به ضررمون تموم بشه
.فهمیدیم، رفیق
جدی، گلدول؟
پس همچنین باید بفهمی تنها دلیلی که
الان پاگیرت نشده
اینه که اون افراد نمیدونن .چی تو دستشون دارن
یه فیلم از من دارن که یه عوضی رو .چنگانداختم
یه فیلم از یه سرباز فیلمور گریوز دارن
.که یه شهروند انسان غیرمسلح رو چنگمیاندازه
.این بدترین کابوس آمریکاست
.فیلم رو پیداکنید
قبل از اینکه تاکر و دوستهاش .از این قضیه باخبر بشن
.تاکر
.دیگه نمیتونی بیای اینجا
...آره، ولی - .پاپ، آروم بگیر -
،میتونی یه استثنائی قائل بشی مگه نه؟ فقط این یه بار؟
.یه آبجو
.برای قدیمها
.رزی ولم کرد
.حتی صحبت هم نکردیم .فقط گفت، خدافط، عوضی
سک من، کجا میری؟
.فکرمیکنم میره به رزی زنگ بزنه
مطمئنم. فکرکنم داره .مستقیم میره خونهاش
.ممنون
قرار که نیست سس تند داخلش بریزی، مگه نه؟
.چون اینطوری بالا میارم
.بریم پرش کنیم
خب زندگی زامبیوار چطوره؟
.داغونه
.راستش، خیلی اذیتکننده است
اولین باری که مست کردیم رو یادته؟
.آره. آره
با اون دخترها تو کلاس دهم؟
...جوزی و - .مری آن -
.از مری آن خوشم میاومد
اینقدر، که وقتی اون تکیلای ارزون قیمت رو از کوله پشتیش در آورد
...سعی کردم یه نفس کل بطری رو برم پایین
،و بعدش همهاش رو بالا آوردی
روی اون لباس تورمانند که مجبورت کرد .ببریش خشکشویی
،اون شب، وقتی حالم داغون بود .مطمئن شدی سالم برسم خونه
.مراقبم بودی
.همیشه کار درست رو میکردی، تاکر
.حالا هم فرقی نداره
...درست میشه .خوب میشی
.قرار نیست زامبی بشم !ما یه قولی دادیم. پس انجامش بده
.هی، نه. اونکار رو نکن .منظوری نداره
!انجامش بده
.زودباش
.تانر، تانر، تانر
کی میخوای یاد بگیری
در پشتی رو قفل کنی؟
.به خاطر این شیفتهای شب پشتسرهمه
.گیج میشم
آره، من هم میزنم مغزت رو پخش دیوار میکنم
.اگه باز غر بزنی
کلی زامبی میشناسم که حاضرن برای .کار تو آدم بکشن
نمیدونم، بلین. شاید بهتره .به یکیشون زنگ بزنیم
.شاید
،ولی بعدش باید گولشون بزنیم
تمام وقت بدون .سود کارکنن
،و هیچوقت، پول اضافهکار نمدیم .که حتی من هم حس بدی دربارهاش دارم
پس چطوره از مسیر حداقل ،مقاومت بریم
و تانر، تو یاد بگیری .چطوری در رو ببندی
...پس من
حقوقم کمه؟
.به شدت - .نه -
تانجون، چطوره بری یه نوشابه واسه خودت بریزی؟
عقل لعنتیت رو از دست دادی؟
،متأُسفم ،مغز یه آدم دهنلق رو خوردم
.واسه همین دهنلقی میکنم
میدونی کاملاً لخت میخوابم؟
.تعجبی نکردم - .آره -
خب، چیس گریوز میخواد این پیرزنه رو پیداکنم
،که یه سازمان کایوتی داره ،با کد رمز رنگید
،پس یکی از 16 داروی درمان زامبی بودنم رو خوردم
یکی از مشتریهای قبلیش رو انسان کردم
،تا بتونم مغزش رو بخورم ،تا الهام بگیرم
.تا بتونم این رنگید رو پیداکنم
داروهای زامبی دست توئه؟
!خدای من
!میلیاردر میشیم
.نه، نه .من یه میلیاردر بالقوه هستم
تو فقط یه مردی هستی که ناگزیر ،میخواد وفاداریش رو به من ثابت کنه
تا بتونی سود موفقیت من رو .درو کنی
.منصفانه است
.پس این فرصتته
میخوام همهجوره این الهامات رنگید .رو به دست بیاریم
چیزی برای ترس نداری
ولی شاید عمیقترین و تاریکترین .رازهات رو بریزی بیرون
چرا که نه؟ .من یه بازیکن تیمیام
،هرچی نباشه .کلمهی میلیاردر توش آی نداره
.دو تا داره - .سه تا -
.سومیش بیصداست
،به سلامتی زندگی
.آزادی و تعقیب خوشحالی
.میدونی، هیچوقت خوشحال نبودم
.حتی وقتی بچه بودم
.اوضاع قراره جدی بشه
باقی میمونه تا دیده بشه
خب، قسم میخورم، این .رو از خودم در نمیارم
.لری، مو و هارلی
No comments yet. Be the first to leave one.