Magic City

Magic City

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Magic City S01E02 DvdScr Xvid-2hd
Komentar oleh Msd FK
By Foad.r TvShow.iR

Tag

DVD
dvdscr
XviD
HD
Diterbitkan pada: 2012-04-26
Unduhan: 33
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

... آنچه در "مجيک سيتي" گذشت

"به "مايک استراوس" بگو توي بار "هافمنز .ساعت ده صبح ميخوام ببينمش

."آروم باش، "آيک

... داري راجب بقاي لعنتي من حرف ميزني

.راجب هتلم، راجب خانوادم

.هرکاري که براي بقام لازم باشه انجام ميدم

.دو روزه برگشتم، و ميشنوم که با "اتحاديه" مشکل داري «اتحاديه ي کارکنان»

.ازت ميخوام با "مايک استرواس" صحبت بکني

.امشب با هم بريم بيرون

.يکي از ما صاحب کاره و اون يکيمون خدمت کار

.تو خدمتکاري منم يه پا دو ـم

... پدرت - .براي پدر تو کار ميکنه -

تو کي هستي؟

.زن اشتباهي

حالا داري بهم ميگي ؟

.همين حالا اعتصاب رو لغو کن .آره. همه رو بکشيد بيرون

.تمومه

تــرجــمــه و زيــرنــويــس از فــــــواد.ر .::. F O A D .R .::.

."از ليمو، ليومناد درست کن "نيت «در بدترين موقعيت بهترين حرکت رو بکن»

... لس آنجلس زمين لرزه ميشه ، هتل امنيت نداره

.و حالا اين مشکل لعنتيه منه

.بعله، و رسانه ها براي "بانوي سال 1959" ـت عاشق ما هستن

.550تا اتاق، 1500 نفر ظرفيت در سالن رقص

.تو همه چي داري "هاس" و اينو همه ميدونن

... اما رفقامون توي "فينيکس" دارن

.پيشنهاد پول خيلي بيشتري بهم ميدن

... "اما منم دارم بهت پيشنهاد ميدم "نيت

... به کميسون ـت يا سهام دارات پيشنهاد نميدم، دارم به تو ميدم

.ده درصد براي بازار يابي، و فقط يه بار پيشنهاد ميدم

.هشت روز از امشب

... "برنامه ي "کليتون" مراسم "بانوي سال 59

Coast to Coast يا به صورت زنده از شبکه ي ."پخش ميشه يا نه ، "هاس

."نميدونم "ايک

شير مادر؟

.حسابي بازش کن

.اوه، يا عيسي مسيح . بايد از اول دوتا ميخواستم

.بيا، "وييلي" بيا اين طرف. توام امتحانش کن

.آره

... هي، اين آخر هفته رو بهم

وقت بده تا يک سري محاسبات مالي بکنم، ها نظرت چيه؟

.باشه

... و خيلي ـم بدم نمياد سويت

.فرانک سيناترا" رو بدي بهم"

.هيچ کسي نميتونه سويتش رو داشته باشه

چي، يعني فقط "سيناترا" اونجا ميمونه؟

اگه اينجا نباشه چي؟ اگه سويتش خالي باشه چي؟

!قاتلهاي بي پدر مادر

استيوي" هي هي هي" - .تو -

"آل" - !تو پسر منو کشتي -

آل"، بهم گوش بده. "مايکي" رفيق منه باشه؟"

.گم شده، نمرده

.ايمان داشت باشه .اونا پيداش ميکنن

.اونجايي که تو انداخيتش رو پيدا نميکنن ... توي جهنم بسوز

.بزدل بيشرف. هي هي

.بيا بريم

...اه، يه پيرمرده ديگه اون

.پيرمرديه که شکه شده

.استيوي" يه اتاق تميز به رفيقامون بده"

ويسکي 15 ساله، و بهترين شامپاين صورتيمون رو هم براي خانومها ببر

لعنت. تو خوبي؟

.آره، خوبم ... گوش کن، به "ويکتور" بگو

.بعد از آخر هفته راجب "بانوي 59" بيشتر اطلاع پيدا ميکنيم

قرار ملاقاتي با تمام اعضاي گروه .براي دوشنبه صبح توي "تروي" آماده کن

.باشه، بابا؟ بهت تبريک ميگم

"ريئس اتحاديه "مايک استراوس

.قبل از ساعتي از اعتصاب بزرگ کارکنان هتل، غيبش زده

.اعتصابي که هتل "ميرامار پليا" رو ميبست

.شايد براي هميشه

.بدون "مايک" خبري از اعتصاب نيست

خُب، حالا از غيب شدن "مايک" اين وسط کي بيشتر نفع ميبره؟

."آيک ايونز"

.هتل داره، اما يک قاتل نيست

."قصاب"

.هاوانا" سقوط ميکنه، و "بن دايموند" به "ميامي" برگشته" «هاوانا : پايتخت کوبا»

.و داره توي "ميرامار" قمارش رو بازي ميکنه

... سعي کرديم، "بن" رو دستگير کنيم

.ما "بن دايموند" رو ميخوايم بايد از لابي "ميرامار" عبور کنيم

... "خُب، "بيلون جفي

.دو سال زندان در "ليونورث" ، براي گوشت مخدر دار

.پنج سال زندان در "ريفورد" براي تصادف، قتل غير عمد

"پنج سال زندان ديگه در "کينتاکي .براي اخاذي و دزدي مسلحانه

قصاب"، "ايونز" رو گير انداخته، "بيل" رو" ... توي مغازه ي لباس زير زنانه "نيسم دريا" گذاشته

که براش حساب کتاب بکنه، و قمار ... راه بندازه، "ايونز" بهش اجازه ميده

.قصاب" داره از "ميرامار" مثل دفتر لعنتي کارش استفاده ميکنه"

رفقا، من سر تيتر رو ميبينم اما مقالش کو؟

.ايونز" قويه، افراد نزديکش نم پس نميدن"

.من يکي رو داخل هتل ميشناسم

ببخشيد؟

... ببخشيد، قربان، من با "دني" هم کلاس بودم

."با پسرش "دني ايونز

خب؟

و، ام، خُب، من رتبم بالاتر بود .و "دني" هم يه تاز‌ه کار بود

.امسال اولين سال حضورش توي دانشگاه حقوق ميامي

احمق بيچاره. ميخواد وکيل بشه؟

.دني" واقعا باهوشه" .پسر صاف و صادقي ـه

... شايد .. بخواد

پدرش رو توي دام بازداشت بندازه؟

.. خُب، نه اما شايد لازم نباشه بدونه

.ما دقيقا دنبال چي هستيم

.شايد ... به طور تصادفي چيزي ديده باشه

.يا شنيده باشه

... نميدونم ... منشي بازپرس بخش قضايي

.براي رزومه ـش خيلي خوب ميشه

.يه سوال

بله، قربان؟

خودت رو زدي به کوچه علي چپ ؟

.بازه

"ويرا"

.خدا کنه مزاحمت نشده باشم

.نه، نه اصلا

.بيپيرز" رمان " عاشقان خانوم چاترلي" رو تحريم کرده"

.اونا از سکس بدشون مياد

مگه يه خورده خوش باشي بديش چيه؟

.هيچي

حلوا شکري ميخواي؟

.نه مرسي

.به جشن بلوغ "لوران" نميام

.نميخوام حضور داشته باشم

.اوه، همسرت زن خيلي زيبايي بوده

."مثل "هدي لمار

.اونجا 20 نه، 21 سالشه

.اونهم کلت خزدار مادرشه

.براي اولين قرارمون پوشيد که منو تحت تاثير قرار بده

.اي کاش ميتونست "لوران" رو ببينه

اگه بود، هر خواسته اي که "لوران" داشت برآورده ميکرد

لوران" دوست داره، "آرتور" اون تنها" .نوهِ دختره

.منم دوسش دارم

ميدوني امروز صبح بهم چي گفت؟

. اگه تو اونجا نباشي اونم به " بت ميتسوا" ـش نميره «جنش تکليفي يهوادن که براي پسر و دختر گرفته ميشه»

.باشه. مشکل حل شد

... من عاشق پسرتم

بيشتر از اونکه فکر ميکردم ميتونم .يه نفر رو دوس داشته باشم

.آيک" نميخواد که تو يک يهودي کامل و واقعي باشي"

.اصلا براش مهم نيست

.ميدونم

پس چي؟

... اين چيزا، اين چيزاي مسخره

.ما رو بهم متصل کرده. ما رو خانواده کرده

.حداقل ميخوام اين چيزا باشن

اين عالم هاي يهودي؟ اين آتوآشغالهاي بي معني؟

... خُب

.مرسي

.خواهش ميکنم

.خداحافظ

... اينم از ايشون

... خانوم .بابا تمومش کن

.ببخشيد، تمومش ميکنم

... اينم از ايشون

!"ويرا"

.باشه، ببخشيد

.اما تو خيلي خوشگل شدي

.نميتونم جلوي خودمو بگيرم

ميتوني انجامش بدي؟ با کفش پاشنه دار؟

.و 500 نفر که دارن تو رو ميبينن

پانشه بلند؟ 500 نفر؟

... همچنين دود خشکم هست

.فقط، ميدوني واسه اينکه دور قوزک پات بياد

جدي؟ دود خشک؟

.دود صورتي

.ريکي" مراسم جنش تکليفه "زوريتا" نيست که" «اسم مستعار "کرتين بويد"؛ رقاص»

... جودي سيگال" دود صورتي داشت"

... و "جودي سيگال" از پُل خودشو انداخت پايين

"آيک"

.عزيزم، تو با "ريکي" تمرين کن باشه؟ بيا اينجا

.حالا من از اين پله ها مشکل بزرگتري دارم

.مشکل"آرتو"ـه؛ نميخواد بياد

.پدربزرگ از يهودها بدش مياد

باشه، اون از يهوديها بدش نمياد .خودش يهوديه

فقط خيلي اهل دين نيست، هر ديني

.پدربزرگ کومونيست ـه "دني"

.تو مياريش اينجا

... باشه، و تو بهش ميگي نوشيندي به سلامتي

.نوه اش رو بکنه

.نميخوام تحقير بشيم

.تو بايد از پس اون ديوونه ي حرمزاده بر بيايي

.اوه، اون حرمزاده ي ديوونه به طور اتفاقي پدر منه

.اين مراسم تکليف دخترته

.اوه خداي من

... با "ريتا هيورث" خوابيدم «بازيگر و رقاص آمريکايي»

.و فرداش با "گولد مير" بيدار شدم «معلمي که چهارمين نسخت وزير اسرائيل شد»

.به سلامتي زندگي

.توي رم براي خودش کسيه

.هيچکسي تا حالا اين طرفا واسه خوانندگي نياودتش .استيوي" اين جديده جديده"

.اما آدم به گرامافون گوش ميده

.بهش نگا که نميکني، عين يخچال ميمونه

.آره، آره

چيه؟

اوه اوه

اين زن جديده "قصاب"ـه؟

.نميدونم

.ميدوني، هيمنجا بزارش

.بزار باهاش سر کنم

.دارم بهت ميگم "استيوي" اين آينده ـست

.لعنت

!بچه

.بيا اينجا

امروز از اون ماهي هاي سياه داري؟

اونهاي که از "ترفتي" هستن؟

مـاهي؟

.آره، ماهي سياه

More Farsi Persian subtitles for Magic City

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left