200 baris pertama.
« چـهار سـال قـبل »
کامیل؟
این تمرین دوشنبهست
کامیل؟
صدامو میشنوی، مگه نه؟
بله
ممنون
چهارتا سوال به دلخواه انتخاب کنید
بعدش باید تمام تلاشتون رو کنید که حل بشن
« امــروز »
بــازگشــته «قسمت اول - فصل اول »
جیمی، گمونم تو نفر بعد باشی
،ولی قبلش
کریس میخواد یه چیزی به هممون بگه
ممنون، پیتر
...خب من
...راستش، من و متیو
...میخواستیم بدونید که
داریم بچهدار میشیم
،و به لطف همهی شما
...تونستیم که
خب، نه اینکه کاملا تونسته باشیم ...با غم درگذشتمون کنار بیایم ولی
تونستیم ادامه بدیم
.و باهاش کنار بیایم
،گمونم چیزی که یاد گرفتم اینه که زندگی
...همیشه برما غلبه میکنه، و ما هممون
خب، زندگیای که داریم یه موهبت بزرگه
...خبری که دادی
،برامون مثل یه هدیه بود، کریس
.تو هم همینطور متیو
مثل اینکه برق کل شهر رفته
معلوم نیست چی شده
تو آسمون یدونه ابر هم نیست
...خب بگذریم، همونطوری که میگفتم
این اثر یادبود هفتهی بعد ...از کارخونه میرسه
.و آمادهی نصب میشه
...شما میتونید از این قسمت وارد شید
و از بین این 32 تا سوراخ نگاهش کنید
هر سوراخ برای یکی از دانش آموزها
...قراره
قراره خیلی خوشگل بشه
گمونم اون ماکت باید خیلی دقیق باشه درسته؟
بله
...خیلیخب، من
من میخوام یه چیزی بگم
،نمیخوام به کسی توهین کنم
.ولی اون خوشگل نیست
جک، وقتی این موضوع رو مطرح کردیم
،تو خوب فکرات رو کردی
ما هم بهت گوش دادیم
رای گیری کردیم
میشه ادامه بدیم؟
...اگه به نظرت اینکار اینقدر مسخرهست
واسه چی به خودت زحمت میدی که به این جلسهها بیای؟
...خب، کریس من به این جلسات میام
،چون واقعا خیلی برام مفید بودن
...باور کنید یا نه
،مثل شما
...و شاید یه روز زندگی به منم
یه موهبت بزرگ بده
لینا؟
لینا؟
ازم عصبانی نباش
تقصیر من نیست
یه چیز خیلی عجیب اتفاق افتاد
میدونم احتمالا نگران شدی
،اگه میتونستم بهت زنگ میزدم ولی گوشیمو هم گم کردم
تو رو خدا اونطوری بهت نگاه نکن
خیلی خیلی عجیب بود
توی کوهستان به هوش اومدم
از تپه اومدم بالا
گمونم... دو ساعتی شد که به خونه برسم
...به خدا مامان
هیچ کدومش رو از خودم در نمیارم
هیچی نداشتم بخورم
خیلی گشنمه
تو خوبی؟
آره
خوبم
لینا خونهست؟
نه، خونه یکی از دوستاشه
بعدا جمعش میکنم، خب؟
معذرت میخوام، همیشه جواب نمیده
اشکال نداره
...معمولا یه چیزی میاد
ولی امروز... عجیبه
هیچی
هنوزم مثل همیشه خوب بود
!فقط خوب بود؟
واقعا خوب از پس بار (مشروب فروشی) بر اومدی
اینجا سیگار نکش
تونی" خوشش نمیاد"
واسم مهم نیست تونی چی فکر میکنه
اینجا مال منه
میتونم سه شنبه بازم ببینمت؟
...من
..."من باید برم "سیاتل
که وکیلم رو ببینم
پس پول میخوای؟
تو خیلی خوبی، جک
شوهر قبلیم خیلی آشغال بود
داره بازم جلسهی حضانت رو میندازه عقب
...خودش میدونه نمیتونم
از پس مخارج استشهادنامه ها بر بیام
یه چک واسهت میارم
چهارشنبه چطوره؟
بذار برنامهم رو چک کنم
آره، خوبه
هی، کلیر
باید بیای اینجا
همین الان
چرا؟ چی شده؟
لینا طوریش شده؟
نه
بیا
هی، لینا
بابات بازم پیش لوسی بود
جدی "هانتر"؟ اون بیخیال پسر
چیه مگه؟ راست میگم دیگه
هانتر خفه شو
هی، یه جک واسهتون دارم
!نه بابا، خیلی هم چرت بود
میشه حولهم رو واسم بیاری، لطفا؟
مرسی
بیا داخل
چی شده؟
کامیل اینجاست
میخوای ببینیش؟
...گوش کن
لینا؟
نه، منم
!چکار میکنی؟ برو بیرون
!بابا
...هیچی یادش نیست
...نه از تصادف، نه اینکه چی شده
فقط یادشه توی ...یه اتوبوس مدرسه بود
...و بعدش یه دفعه توی جنگل
بهوش میاد
امکان نداره
،نه، نداره
ولی خودت که دیدیش
ولی حتما یه توضیح دیگه هم هست
مثلا چی؟
هر دومون با هم دیوونه شدیم؟
چی شده؟
مشکلی هست؟
از کی دوباره شروع کردی سیگار کشیدن؟
مامان بهت گفت امروز چه اتفاقی برام افتاد؟
خیلی عجیبه، نه؟
مثل کما میمونه
.یا یه چیز عصبی
شاید باید یه دکتر ببینم
الان چطوری؟
خوبم
شماها خیلی عجیب و غریب رفتار میکنین
مطمئنید همه چی روبهراهه؟
آره
فقط خوشحالیم که حالت خوبه
سلام، پیلار
دکتر هان
تا دیروقت سر کاری؟
آره، امشب کلینیک بودم
مگه کلینیک ساعت 8 تعطیل نمیشه؟
میدونم، ولی مردم رو که نمیشه بیرون کرد
خوبه
هی
تو این بیرون چکار میکنی؟
پدرمادرت کجان؟
گم شدی؟
حتما سردته، جلیقهت کجاست؟
اسمت چیه؟
بیا داخل
...خب... خب
ایشون کی هستن؟
چه پسر بامزهای، اسمت چیه؟
اسمش چیه؟
ویکتور
شب بخیر، انی - شب تو هم بخیر جولی -
،اگه باهام حرف نزنی
با پلیس تماس میگیرم
خیلیخب، دارم زنگ میزنم
اینم از این
امرتون چیه؟
الو؟
ببخشید
اشتباهی گرفتم
همه چی مرتبه
،میتونی امشب اینجا بمونی
ولی فردا، میبرمت پیش پلیس
کلیر؟ - اینجا -
سلام
سلام
چی... چی شده؟
کامیل برگشته
میخوای ببینیش؟
تو اتاقشه
بیا ببین
عزیزم، میتونیم بیایم داخل؟
آره
...این شمعها و عکسای من
No comments yet. Be the first to leave one.