The O.C.

The O.C.

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 2

Informasi rilis

The O C S02E14 The Rainy Day Women 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 14 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-01-08
Unduhan: 26
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

آنچه در «او.سی» گذشت. سندی: ربکا رفته

بهش چی گفتی؟

ازش پرسیدم که آیا

عاشقت هست یا نه، اونم گفت که هست

خواستم به سامر بگم اما نتونستم

پس اومدی اینجا که باهام به هم بزنی؟

بعدش بهش گفتم

من فقط معتقدم که باید همه جوانب احتیاط رو رعایت کرد

کیلب می‌خواد درخواست تست دی‌ان‌ای بده

نباید بذاری به فرزندی قبولت کنه

داری چی میگی؟

ممکنه اون پدرت نباشه

سامر: وقتی که نزدیک بود

یه صدایی توی سرم می‌پیچید

ست؟

ایتالیا خیلی بهت خوش بگذره

من باهاش مشکلی ندارم

دیگه ازت گذشتم

دی‌جی رادیو: خب، باورم نمیشه دارم اینو میگم

اما داره توی «او.سی» بارون میاد

گزارشگر: می‌دونم، عجیبه. باید بهتون بگم که

ترافیک کابوسه. اتوبان ۴۰۵ قفل شده

اتوبان‌های ۵ و ۷۱۰ همه‌شون گره خوردن

دی‌جی: مواظب خودتون باشید، خیس نشید

و بیاید همگی دعا کنیم دوباره آفتاب دربیاد

خیلی خوبه

هی. یه جورایی لازمه باهات حرف بزنم

خب، برای صبحانه میای این‌ور؟

می‌دونی، یه خرده کار دارم که باید جمع‌وجور کنم

چرا یه سری به «پول‌هاوس» نمی‌زنی؟

اه، بیرونِ پنجره رو دیدی؟

انگار سکانس اول فیلم «روز پس از فردا»ست

فقط بارونه. اگه خواستی حرف بزنی من همین‌جام

پسر، بی‌خیال

من بچه‌ی کالیفرنیای جنوبی‌ام

تو این هوا نمی‌تونم برم بیرون. ذوب میشم

می‌خوای پشت تلفن حرف بزنیم؟

برای من که فرقی نمی‌کنه

این آب‌وهوا هم همین‌طور

قشنگ، اه، بازتاب‌دهنده‌ی وضعیت روحیِ الانمه

آره، می‌فهمم چی میگی

پسر، دارم از دستش میدم

سامر فردا میره ایتالیا

و اونجا دیگه خبری نیست جز شیرینی‌های کانولی

و لاس زدن با زک

آره، خب، منم از وقتی لیندزی از خونه‌ی کیلب زد بیرون

باهاش حرف نزدم

خب، باید باهاش حرف بزنی

اون با هیچ‌کس حرف نمی‌زنه

نمیدونم

شاید آخرش همه چی به بهترین شکل درست بشه

آره، شاید

فکر نمی‌کنی خدا داره سعی می‌کنه یه چیزی بهمون بگه

مگه نه؟

نمی‌خوام این ریسک رو بکنم. باید با لیندزی حرف بزنم

آره؟ فکر می‌کنی باید با هم بمونیم؟

یه جورایی جفتی، مثل همون کاری که نوح کرد؟

اون خیلی دانا بود رایان، ریش داشت

فقط بارونه، نمی‌تونه بهمون صدمه بزنه

نه بدتر از بلایی که زن‌هامون می‌تونن سرمون بیارن

* کالیفرنیا، داریم می‌ایم *

* درست برمی‌گردیم همون‌جایی که شروع کردیم *

* کالیفرنیا *

* کالیفرنیا... *

ساعت ۱۰ـه

می‌خوای کل روز رو توی تخت بمونی؟

شاید

اینجا رو دوست دارم

اوه، احساس می‌کنم

احساس می‌کنم مثل غریبه‌ها شدیم

خب، بهم یاد دادن هیچ‌وقت با غریبه‌ها حرف نزنم

بامزه بود

سعی نداشتم باشم

متاسفم که ناراحتی. واقعاً؟

چون آخرین باری که چک کردم، همه چی تقصیر من بود

من هیچ‌وقت همچین حرفی نزدم

نه دقیقاً با همین کلمات

الو؟

سندی؟

ربکا

حالا دیگه بیدار شدم

می‌خواستم فرار کنم، سندی

من، امم، سوار اتوبوس شدم. توی راه بودم

ولی فهمیدم بدون خداحافظی نمی‌تونم برم

خب، تا وقتی که فرار نکنی

برای پرونده‌ات شانس داریم

خواهشا... همون‌جایی که هستی بمون

سلام

صبح بخیر، مریس

اوه. نمی‌دونستم دیشب دوستی پیشت بوده

من جولی کوپر نیکول هستم. الکس

آه، پس تو همون دختر جوون و جسوری هستی که کالب می‌گفت

خب، داشتم نون بیگل درست می‌کردم

فکر کردم اگه خانواده کوهن می‌تونن انجامش بدن، چرا ما نتونیم؟

اوه، برای من نه، ممنون. من صبحانه نمی‌خورم

اوه، این کارت خیلی پانک‌طوریه

میدونی

زمان ما، من از سبک پانک خوشم می‌اومد

مامان

اوه، راست میگی مریسا

هنوزم دور دورِ منه. فقط داشتم شکسته‌نفسی می‌کردم

اوه

چیزی نمی‌گذره که دیگه کاملاً کوشر می‌شیم

خب، نظرت درباره این هوا چیه، هان؟

باورنکردنیه

آره

فکر کنم دیگه باید برم

ولی از دیدنت خیلی خوشحال شدم

اوه، ایول. بترکون

دختر خوبی به نظر میاد

اوهوم. و می‌دونی که من اصلاً مشکلی ندارم

اگه بخوای یه دوست شب پیشت بمونه

فقط کاش از قبل بهم خبر می‌دادی

اوه، مگه در جریان نبودی؟

می‌دونی چیه مریسا

فکر نمی‌کنم خواسته زیادی باشه

که بدونم زیر سقف خونه‌م چه خبره. همین

اوه، پس می‌خوای بدونی تو زندگی من چه خبره؟

می‌خوام حقیقت رو بهت بگم

بدون داد و بیداد، بدون گریه، فقط حقیقت

اصلاً نمی‌دونی شنیدن این حرف چقدر خوشحالم می‌کنه

خوب گوش کن

الکس دوست‌دخترمه

می‌دونم، و خیلی خوشحالم که یه دوست جدید پیدا کردی

هرچند امیدوارم رابطه‌ت رو با سامر هم حفظ کنی. نه، مامان

منظورم یه دوستِ معمولی که دختر باشه نیست

دوست‌دخترمه

آره

داری چیکار می‌کنی؟

در رو باز نمی‌کردی

چون نمی‌خوام کسی رو ببینم

لطفاً بذار بیام تو

با دوچرخه تا اینجا اومدم

دوچرخه. اونم تو این طوفان

واقعاً نقشه مزخرفی بود

دارم یخ می‌زنم

بی‌خیال دیگه، بذار بیام تو

مرسی

خوبی؟ آره

یه لحظه صبر کن

خب، بیا اینجا

خب، می‌تونستی نیم‌ساعت پیش در رو برام باز کنی

اِ، فکر کردم کیلیبی

که اومده منو ببره برای آزمایش دی‌ان‌ای

اون برات وقت آزمایش دی‌ان‌ای گرفته؟

اوهوم

یا این بود یا یه اسب پونی

پس نمی‌ری؟

نه، عمراً. (پوزخند)

خب، پس داری

یه جایی می‌ری

آره، داشتم وسیله‌هامو جمع می‌کردم که برم پیش بابام زندگی کنم

ولی از اونجایی که ممکنه اون بابام نباشه

داشتم فکر می‌کردم وسیله‌هامو جمع کنم واسه

نمی‌دونم، شاید

نمی‌دونم، شیکاگو

واو. «نمی‌دونم، شیکاگو»؟

آره. اونجا فامیل داریم

یه فامیلِ واقعی و بی‌برو‌برگرد

و مامانم هم فکر می‌کنه

که حالا که قضیه خودش و کیلیب لو رفته

شاید بهترین کار این باشه که

همه‌چیز رو از اول شروع کنیم

و تو هم باهاش می‌ری؟

خب، اگه کیلیب بابام نباشه، دیگه چیکار می‌تونم بکنم؟

جز اینکه هنوز نمی‌دونی بابات نیست

نمی‌دونم اصلاً دلم می‌خواد بدونم یا نه

تا وقتی حقیقت رو نفهمی، این ماجرا تموم نمی‌شه

تازه

اگه دخترش باشی

حداقل یه دلیل برای موندن داری

منظورم

اون یکی دلیلت بود

نمی‌دونم رایان

«آزمایش دی‌ان‌ای» خیلی علمی-تخیلی و ترسناک به نظر میاد

من باهات میام

هوم؟

باشه

آخه کی با این‌همه رنگ زرد خوب به نظر میاد؟

ای‌وایِ من

زک؟

خداروشکر. ببین، واقعاً در مورد این لباس مطمئن نیستم

سلام. فقط ست کوهنِ صمیمی محله‌تون هستم

خب. که چی؟

خب، من با کلاه احمقانه به نظر میام

بارونی هم ندارم

پس این مرد عنکبوتیِ اینجا، در واقع

تنها کلاه محافظ ضدآبی که دارم

خب، حیف شد که کلاه محافظ سرت نبود

وقتی که بچه بودی و با مخ خوردی زمین

ایول

خب گوش کن

اوم، می‌دونم که سر زدنام به اتاق‌خوابت

احتمالاً داره یه کم تکراری می‌شه

همم، داری کمک می‌کنی که کمتر دلم برات تنگ بشه

اوه، خب، عالیه

پس، اوم

واو

واقعاً داری می‌ری، نه؟

آره، معلومه که دارم می‌رم

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left