Another Country

Another Country

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Another Country 1984fa
Komentar oleh erazerhead

Tag

other
Diterbitkan pada: 2009-09-12
Unduhan: 80
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

.سلام .جولی اسکوفیلد هستم

.سلام

،اون چیزتون درست کار میکنه دیگه مگه نه؟

.اوه، نه کار کردنش مشکلی نداره

می خوام کلماتم بدون دستکاری .برای آیندگان باقی بمونه

.نترسین. من چیزی رو جا نمی اندازم

نوشیدنی؟? .خیلی ممنون

.بوربون نداریم متاسفانه. فقط اسکاچ هست

.اسکاچ خیلی هم عالیه

یخ؟ .اوهوم

.البته که می خواین

.شرمنده می کنین

.من همیشه دوست داشتم مشهور بشم

همیشه از این تصور خوشم می اومد که .اسم من یه جایی تو تاریخ ذکر بشه

حتی اگه به عنوان یه جاسوس واسه روسیه ذکر بشه؟

.خوشنامی یا بدنامی... چه فرقی می کنه

.در هر صورت من نباید فراموش بشم

...اگه مادرم می تونست الان من رو ببینه

آخرین نفر از یه جمع کوچک

حالا واقعاً فقط یه جمع کوچک بوده؟

اوه، خب البته خیلی ها منتظر بودن .که ببینن باید کدوم وری بپرن

فقط شرایط می بایست یک کم متفاوت می بود .و خب.. می دونین دیگه

.اما، آره، در عمل؛ فقط یه جمع کوچیک بودیم

.یه جمع کوچیک شاد

«یه گروه برادر»

.«شکسپیر. «هنری پنجم

.میهن پرست ترین پادشاه ما

حالا این گروه برادران شما چقدر بزرگ بود؟

بعضی چیزها باید یه راز .باقی بمونن. حتی الان

مطمئنین؟

.مسلمه. شک ندارم

گذشته ی من تنها چیزیه که .می تونم بهتون بگم، خانوم عزیز

.همه گذشته ی انگلیسی دلپذیر، و سر تا ته نفرت انگیز خودم

،خب؛ دلپذیریش رو درک می کنم ،باشه

.اما اینکه چرا ازش متنفرین رو نمی فهمم

اینکه چه طور یه نفر از طبقه شما ...و، خب، سابقه تون

به همه این هایی که گفتین پشت پا بزنه؟ .دقیقاً

شما اصلاً نمی تونین تصور کنین که زندگی .تو انگلستان در سال های 1930 چه طور بوده

خیانت و وفاداری، هر دو با هم خویشاوندن، می دونی؟

خیانت به چی؟

وفاداری به کی؟

.اینه که اهمیت داره

،با تو عهد می بندم... ای میهن

...تمام مائده های زمینی را

...تمام و کمال و یکپارچه

...خدمت عاشقانه ام را

...عشقی بدون سوال و پرسش

...عشقی که هر امتحانی را پشت سر می گذارد

...که حاضر است قربانی کند

...عزیزترین و بهترین چیزها را

...سرزمینی که همواره پاینده است

...عشقی که هر بهایی را می پردازد

...عشقی که از چیزی واهمه ندارد

...فداکاری نهایی

..و سرزمین دیگری نیز هست

...که قبل ها درباره اش شنیده ام

...عزیزترینِ کسانی است که به آن عشق می ورزند

...والاترین چیزِ کسانی است که می دانند

...لشکریانش در شماره نیست

...شاهنشاهش را شاید ندیده باشیم

دژ مستحکمش ...قلبی با ایمان است

...غرورش تاب می آورد

...و از روحی به روح دیگر، به آهستگی

...مرزهای درخشانش گسترده تر می شوند

...و مسلکش شیوه نجابت و ملایمت است

!مارتینئو! رابینز

...و از هر طریق که وارد شود، طریقتش صلح است

آن ها کهنسال نخواهند شد .چون ما که تا کهنسالی رها گشتیم

،پیری آن ها را از پا در نخواهد آورد .و گذر سال ها بر آنان بی اثر است

،هنگام پایین رفتن خورشید

،و در هنگامه صبح

.آنان را به یاد خواهیم آورد

.همه): آنان را به یاد خواهیم آورد)

می خوای بیای پیشم واسه نهار؟ .مادر و پدرم نیستن

.خیلی لطف داری. ممنون

.داشتی می خندیدی- .نخیر. اصلاً-

.پس پوزخند زدی- .هیچ صدایی از من در نیومد-

.یواشکی پوزخند زدی- .اصلاً نتونستم تمرکز کنم

،دِوِنیش، حتی یه محافظه کار پیر خشن مثل تو

،مسلماً متوجه مضحک بودن این مسئله میشه

که چهارصد تا پسر به صف بشن و برای .کسایی که اصلاً نمی شناسن روضه بخونن

منظورت چیه که نمی شناسن؟

یعنی کسایی که تو جنگ یه تاجر مردن

چون اون قدر احمق بودن که نمی تونستن .یه گلوله به کله افسرهای مافوقشون شلیک کنن

و انقلاب راه بندازن .مثل روس ها

،خب اون ها افسرهای مافوقشون بودن نبودن؟

.واسه ماها که روشنه «تو» به کی داشتی فکر می کردی

!وارتون! وارتون

یه گیلاس شری می خوای؟

بله، بارکلی؟- .این ها رو به تموم بخش های مدرسه ببر-

می خوام قبل از نهار روی هر .تابلو اعلانات یکی از اینا باشه

.بله، بارکلی

چیزی که تو فراموش کردی اینه که .تمام اون آدما به خاطر ما مردن

.اونا به خاطر طبقه شون مردن- .خب تو هم از طبقه همونایی-

.ابلهانه ست که بخوای تظاهر کنی نیستی

.همه ش سعی می کنی متفاوت با بقیه باشی

خب متفاوت بودن چه اشکالی داره؟- .نکته ش همینه-

منظورم اینه که تو می خوای به عنوان یکی از متولی های مدرسه انتخاب بشی مگه نه، دونیش؟

.آره- .خب اونا هم متفاوتن-

.منظورم یه چیز دیگه بود

.صبر کن

نیم تنه های من قراره متفاوت ترین چیزی .باشن که تو تا حالا دیدی

چرا یه آدم هوشمندی مثل تو

باید بخشی از یه نظام ...تا ابدالدهر اولیگارشی باشه

باعث ناراحتیه که قبل از اتتخاب شدن ،باید حتماً یه ارشد شده باشی

اگه طور دیگه ای بود الان یکی از .اون لباسا پوشیدن بودم

.بالاخره یکی می پوشی. منزیز هوات رو داره !خودت چی؟ سوال اینه

.خودم هم همین انتظار رو دارم

ادای تعهد رو هم انجام میدی؟- .البته که انجام میدم-

خب، باید بگم به نظر من .این بهترین تشریفاتمون تا به حال بوده

.بله

پسرا! هیچ کدومتون مارتینئو رو دیدین؟

.بنت، خودت رو جمع و جور کن

حالا انگاری همین الان .اونجا وایساده

.هنوز نه

الان هر لحظه ممکن است ،درهای بزرگ و ساخته شده از بلوط لانگفورد

...بر لولاهای فرسوده خود بچرخند و باز شوند

.اون در روغنکاری می خواد

...و پنداره شکوهمندی از آن قدم بیرون بگذارد

لحظه ای می ایستد، با مسرت .در قابی از گذرگاه طاق دار برجسته

بعد چی می کنه؟

.باد را استشمام می کند

.مثل یه آهوی خال خالی

.اوه، خدای من

و سپس... سپس نگاهی می افکند ،آرام و در عین حال سوزان

ملایم و در عین حال پر شور

به 300 یارد آن طرف تر ،از فراز زمین چمن مقدس

با امیدی سست که .من اینجا باشم و نگاهش را ببینم

.هوم

.و من قلبم را به پایش خواهم انداخت

اگه پاهاش از لانگفورد تا اینجا می رسن .لابد باید خیلی گنده باشن

هستن! می خوای ببینی؟ .نه، ممنون

مارتینئو رو دیدی؟

نه من تو کل دنیا چشمم فقط .به همین یه نفره

شما دو تا چی؟ .لابد با والدینشه

.فکر نکنم اونا اومده باشن

.به هر حال، مهم نیست. ممنون

نه من ممنونم بابت خود داریت در برابر خوشمزگی

.که از همون طریق قدرتت رو اعمال می کنی

،نه تنها عادلانه نیست .که معقول هم نیست

.ول کن دیگه، جاد

والدین ما سالانه صدها پوند صرف می کنن که ما رو به این زندان بفرستن که تحصیل کنیم

.و ما تمام وقت مشغول بازی کردنیم

.کاملاً درسته اتفاقاً .بازی واسه بلشویک ها مفیده

.بهشون داشتن روح جمعی یاد میده

می تونستی تو کریکت بازیکن خوبی بشی .البته اگه سعی می کردی

من نمی خوام سعی کنم. می خوام ولم کنن .که به کارای خودم برسم

امیدوارم اون یادداشت های زندگینامه رو .بیرون از خونه با خودت نبری، بنت

.پس امیدت بیهوده ست، فاولر

فارسکال به من اجازه داده که اونا رو .واسه مطالعه طبیعت استفاده کنم

کی؟- .فارسکال-

اگه منظورت مدیر آموزشگاست بهتره .اسم کاملش رو صدا بزنی

مگه تو کردی؟- چی؟-

.اسم کاملش رو به کار نبردی

.اسم کاملش آقای فارکارسون هست

داری زرنگ بازی در میاری؟- .لازم نیست زرنگ بازی در بیارم. زرنگ هستم-

کم کم به این فکر می کنم که .برم اجازه کتک زدنت رو بگیرم

.خب تو اصولاً کم فکر می کنی .من هم قبول دارم

!ساکت

.همه لباساشون رو عوض کنن

هر کس واسه مسابقات آموزشگاه دیر کنه

قبل از بارکلی بیدار میشه که .شش بار شلاق بخوره

!همه): واااااااای)

،چیزی که باید حالیت بشه، دونیش

اینه که فاولر دقیقاً همون چیزیه .که این مدرسه به خاطر تولید کردنش ساخته شده

.نه بنیان گذارهای امپراتوری. آه، نه .امپراتوری ساختن نیاز به تخیل داره

.حکومت امپراتوری- !اوه، تموم کن دیگه-

فاولر مستقیماً از تفنگداری گردان افریقای پادشاه

.منتقل میشه به سرویس استعماری

.آخرش به درجه افسر نیروهای بریتانیا میرسه- .و همین طور سفلیس-

بنت، ول می کنی؟

.اون این مرض رو از یه دختر کوچولوی بومی می گیره

بعد از تاریک شدن هوا میره یه کلبه ی .بخار آلود عصر حجری دختره

وقتی بر می گرده به بکسیل آن سی ،پیش زن کپک زده خودش

دیگه نمی شه حواسش یه اون دختره باشه ...واسه همین دختره رو تحویل میده

!به خاطر خدا

حقوقش البته برای ازدواج با .یه امپریالیست و یه استثمار کننده حفظ میشه

...سرویس استعماری مگه چه اشکالی داره

«یه شغل کاملاً نجیبانه و آبرومندانه ست» !خفه شو-

.تو استعمار هیج چیز آبرومندانه ای نیست

.من نمی فهمم چرا تو باید با همه چیز مخالفت کنی

.نه با همه چیز. من با انقلاب موافقم

!خیله خب... همه

داور می خوایم واسه مسابقه لانگفوردز با چانسلرز؟

.من، من میام. من و جاد

.خیله خب

.من نمی خوام بیام داور شم- .چرا... می خوای! بیا ببینم-

!داور

.داور! پرتابش اوت بود

.نخیر. نبود

.من امکان نداشت دستم به اون برسه

.معلومه که امکان داشت. خودت سعی نکردی

.عملاً اون طرف کل خط سفید بود

ببینم، داری با داور مخالفت می کنی؟

.چون مخالفت با داور مخالفت با خط مشی مدرسه هست

ممکنه تو خونه شما این کارا اشکال نداشته باشه .اما اینجا خونه تون نیست

هفته پیش هم ماها شما رو بردیم .پس دیگه خفه شو

!بازی کنین

!اوت زد

!اخراج

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left