The Secret Circle

The Secret Circle

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

The Secret Circle S01E06-Wake
Komentar oleh hamid007
من فقط تنظیم و آپلود کردم

Tag

other
Diterbitkan pada: 2011-10-22
Unduhan: 86
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

.....آنچع در حلقه های پنهان گذشت

کسی عزیزم وقتی این نامه رو میخونی که من مردم

و از این بابت متاسفم

هیچوقت نمیخواستم چنین زندگی داشته باشی

اما فرار کردن از سرنوشت کار ساده ای نیست

سلام من "دایانا" هستم

تو دیدیش ؟ تازه دیروز اومد

ما متفاوتیم تو متفاوتی

تو یه جادوگری خون تو 100 درصد از جادو پر شده

با وجود تو ما قدرت واقعمیون رو بدست میاریم

حلقه با حظور 6 نفر کامل میشه

و تو حلقه رو کامل میکنی

اون استعدادش رو داره

میتونی کسی رو راضی کنی کاری که میخوایم رو انجام بده ؟

وقتی حلقه کامل بشه بدون اینکه خودشون بدونن کارهای ما رو به راه میشه

تسخیر شیاطین برای اینکه بتونن هر گونه فعالیتی داشته باشن به بدن انسان نیاز دارن

و در حال حاظر اونا "نیک" رو تسخیر کردن

من به 1 جسم جدید نیاز دارم جسم تو جواب میده

خودت میدونی باید چیکار کنیم

غرق کردن اون تنها راهیه که میشه اون شیطان رو کشت

صبح به خیر

دارم برای مراسم یادبود "نیک" یه چیزایی درست میکنم

مامان بزرگ دیشب یه نفر رو تو حیاط خونه ی نیک دیدم

احتمالا باید بردار بزرگترش "جِیک" باشه

نمیدونستم "نیک" برادری هم داره

جیک چند سال پیش از اینجا رفت

اونموقع ها آدم دردسر سازی بود

الانم که برادرش رو از دست داده

ما بدون اینکه بدونیم داریم چیکار میکنیم حلقه رو بسته بودیم

و ببین چه اتفاقایی افتاد

شاید این بهترین اتفاق بود که حلقه شکسته شد

نه , کسی

حلقه هنوز هم بسته اس

اما نیک که مرده

مراسمی که شما انجام دادین فقط خودتون 6 نفر رو به همدیگه متصل نمیکنه

بلکه نسلتون رو بهم متصل میکنه

وایسا یعنی منظورت برادر "نیک"ـه ؟

آره , حلقه طوری طراحی شده که برای همیشه

از جادوگرا و کسایی که جادوگر نیستن محافظت کنه

باشه اما الان نمیتونم به این موضوع فکر کنم

باید فکر کنی تا در امان بمونی

این اتفاق چجوری افتاد ؟

میدونم خیلی سخته

اما تو قوی تر از اونی هستی که فکرشو میکنی

نسل تو به اولین جادوگران بر میگرده "کسی" ُ

نسل ما از نسل بقیه خیلی خیلی قدرتمندتره

و تو با این مسئولیت متولد شدی

که این حلقه رو رهبری کنی و مراقبش باشی

عزیزم

سلام بابا

من امروز چند ساعتی میرم دفترم

زیاد طولش نمیدم

اون چیه ؟

مردم عکس "نیک" رو برای مراسم یادبودش میبرن

فکر نمیکردم عکسی ازش داشته باشم

ما دوستای خیلی صمیمی نبودیم

که یهو یاد این افتادم

اون عکس من و "نیک" هستش درسته ؟

آره

اون موقع ها همیشه میومد و به قایق ها خیره میشد

بعضی اوقات شما 2 تا رو با قایق میبردم تو دریا چرخ بزنیم

یادمه

عاشق قایق سواری بود اما همیشه خیلی هم از قایق سواری میترسید

همیشه باوزی تو رو محکم میگرفت

واقعا نمیتونم بفهمم

یعنی کل زندگیش همین بود ؟

مگه اون از زندگیش چی فهمیده بود ؟

........کاش میتونستم جوابتو بدم , اما

هی

چیکارا میکنی ؟

میگذره ممنون

اینا رو میزارم تو آشپزخونه

شما دارین همه اینا رو جمع میکنید ؟

خاله ی نیک برای اینکه میخواست برگرده پیش خانوادش از اینجا رفت

دیگه هیچکسی نمونده

خب , برادرش "جیک" هنوز اینجاست

و ما باید در موردش صحبت کنیم

جیک برگشته ؟

انتظار داری مراسم تدفین برادرش رو از دست بده ؟

آره از اون بعید نیست

اون یارو به جز خودش به هیچکسی اهمین نمیده

یعنی انقدر آدم عوضیه ؟

اون توی خونه ی ساحلی کار میکرد

پدرم وقتی که هیچکسی بهش کار نمیداد استخدامش کرد

اونم جای تشکر یه شب بعد از کارش از اونجا دزدی کرد

اون همه ی دار و ندار بابامو دزدید

اونا تقریبا همه چیزشون رو از دست داده بودن

آدام به همین دلیل هیچوقت اونو نمیبخشه

نه

حالا چی میخواستی در مورد "جیک" بگی ؟

اون حلقه رو تکمیل میکنه

دیروز سر کلاس انگلیسی "امی لئون" بلند شد

و یه شعر غمناک برای "نیک" خوند

شعرش یه چیزایی درباره تیغ گل رُز یا یه چیز دیگه بود

مزخرف بود

خیلی مسخره و خنده دار بود شعرش

آره

اوه خدای من چیه ؟

جیک آرمسترانگ " اینجاست"

"آدام"

شنیدم تو و پدرت مراسم یادبود رو اینجا برگزار کردین

خواستم بیام و از این بابت ازتون تشکر کنم

ما خوشحالیم که تونستیم کاری براش انجام بدیم

عالیه

دلیلی نیست که من و تو به خاطر اتفاقای

گذشته با هم مشکل داشته باشیم , دسته ؟

همونطور که گفتم ما خوشحالیم که تونستیم کاری براش انجام بدیم

سلام همسایه

بله

سلام

میبینمتون

این کار برای چی بود ؟

تو اونو میشناسی ؟

نه.......اصلا

خدا رو شکر منو ندید

کلی برنامه ریختم امروز یه لباس خیلی خوب بپوشم و

قرار نبود اینو بپوشم

فکر میکردم اون ماجرا ها رو بیخیال شدی و پشت سر گذاشتی

اون بهت مثل یه عوضی خیانت کرد

دقیقا

و حالا وقت اونه که کاری کنم که از کرده اش پشیمون بشه

آره , به نظر نقشه ی عالی میاد فِی

من باید برم

ملیسا

میدونم که دلت برای "نیک" تنگ شده هممون همین حس رو داریم

اما تو که نمیتونی بقیه ی عمرت رو

کف اتاقت دراز بکشی و به آهنگای غمگین گوش بدی

همش 2 روز از مرگش گذشته فِی

معذرت میخوام که قبل از اومدنم زنگ نزدم

اشکالی نداره

برم یکم چایی درست کنم

قرار یه مشاور روانی رو تو مدرسه ببینم

اما خیلی سخته که بخوای از یه حادثه ی اتفاقی به جای خاصی برسی

مرگ "نیک" یه اتفاق تصادفی نبود

پلیس که میگه اون غرق شده

نیک "توسط یه شیطان کشته شد"

یه شیطان ؟

بچه ها حلقه رو بسته ان

اونا یه شیطان رو از بدن هدر بارنز آزاد کردن

که متاسفانه "نیک" میزبان اون شیطان شد

اون مرد غرق شده بود

حلقه بسته شده ؟

اوه خدای من

این اتفاق میتونست برای "فِی" بیوفته

میخوای در مورد "ارشد ها "صحبت کنی ؟

اونا قدرت بچه ها رو ازشون گرفتن ؟

نه , بچه ها برای مراقبت از خودشون به این قدرت نیاز دارن

میتونم برای مراقب از بچه ها رو کمکت حساب کنم ؟

معلومه که میتونی

مرسی

عمرا اجازه بدم "جیک" قسمتی از این حلقه باشه

بر اساس چیزایی که مامان بزرگم گفت , اینش دیگه دست ما نیست

این قدرت توی نسل و خون اون وجود داره و بهش ارث رسیده

خب اینکه دلیل نمیشه بهش همه چیزو بگیم

نمیخواین اینکارو بکنین ؟

تو اونو اونجوری که ما میشناسیمش نمیشناسی

اون از خیلیا بدی دیده

تو نمیتونی اونو جایگزین "نیک" بکنی

این کار درست نیست

متاسفم , میدونم که خیلی سخته

حالا اون چیزی در مورد ما

یا اینکه قسمتی از این حلقه اس میدونه ؟

شک دارم بدونه

اون قبل از اینکه من کتاب رو پیدا کنم از اینجا رفت

قبل از اینکه نیک چیزی در مورد این ماجرا بدونه اگه بزاریم از اینجا بره

همه ی قدرتش رو هم با خودش میبره

به هر حال اون دوباره به سمت حلقه کشیده میشه

و بدون اون ما آسیب پذیر میشیم

از کی تا حالا برای بقیه تصمیم میگیری ؟

متاسفم

اون دیگه چیه ؟

چی شده ؟

چیزی داره میسوزه ؟

لعنتی

کی این کارو کرده ؟

اوه خدای من مستقیم داره میاد سمت خونه

میتونیم خاموشش کنیم زود باشید

"جایی برای آتش نیست"

"جایی برای آتش نیست"

"جایی برای آتش نیست"

"جایی برای آتش نیست"

"جایی برای آتش نیست"

اوه خدای من

نگاه کنید

چی ؟

این دیگه چیه ؟

شبیه حلال ماه میمونه

صبر کنید کی میتونه همچین کاری بکنه ؟

ممکنه که "جیک" داره این کارا رو میکنه که مارو بترسونه

اون که چیزی در مورد ما نمیدونه

مطمئنا یه نفر میدونه

و اون اومده این سمبل رو آتیش زده تا بهمون ثابت کنه ؟

اما این اصلا با عقل جور ئر نمیاد

مامان بزرگ

"کسی"

توی اون خونه ی ممنوعه آتیش سوزی شده بود

کسی صدمه دید ؟

نه , ما خاموشش کردیم

اما یه نفر عمدا این کارو کرده بوده

راستی یه حلال ماه سوخته هم روی زمین افتاده بود

More Farsi Persian subtitles for The Secret Circle

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left