121 baris pertama.
گروهبان گارسیا و نیزهداران همین الان رفتن.
همه چی طبق برنامه پیش میره.
تفنگها پر و آمادهن، سینیور وارگا.
مردها، صف ببندین.
اون چند نفر مرد داره؟
نه، برناردو.
سرنوشت کالیفرنیا در خطره.
این کار پدرم و همه افرادشه.
باید بهش بگم.
"... و بنابراین ما جانمان را فدا میکنیم،
شرافتمان و تمام داشتههایمان را برای دفاع از کشور و پادشاهمان فدا میکنیم.
اگر لازم باشد زحمت میکشیم، میجنگیم و میمیریم--"
پدر، باید با شما حرف بزنم. خیلی مهمه.
لطفاً صبر کن تا خوندنم تموم بشه.
"... برای تضمین سعادت و نعمتها برای خودمان و آیندگانمان
و زندگیای که شایسته--"
گوش کن، پدر.
هر کس کلت داره پیش من میمونه.
بقیه عقب وایسید تا دروازههای کوارتل باز شن.
کنت کولینکو، سلاحتون کجاست؟
هرچقدر هم که دلم بخواد شخصاً شرکت کنم، ولی در جایگاه من...
گرکو، حواست باشه کنت رو خبر کنی وقتی تیراندازی تموم شد.
بله، سینیور وارگا.
بهتره الان بری یه جای امن تو میخانه.
لطفاً درک کنید. دولت من نمیتونه دخالت کنه.
تا وقتی که یکی دیگه به جاش نجنگیده باشه.
گرکو، در رو برای کنت باز کن.
آه، سینیور د لا وگا.
به خانه محقر من خوش آمدید.
بهت گفتم گرگ، نه توله. اونا با هم بودن، سینیور.
خیلی خب. ببرینشون تو زیرزمین.
شما مردها، چرا وایسادین؟ برین سر پستتون.
تو. درِ زیرزمین رو نگهبانی بده.
احمقها! یکی یکی.
اگه خبر داشتم، میتونستم افرادم رو جمع کنم.
میتونستیم جلوی همه اینا رو بگیریم.
من از همین میترسیدم که اتفاق بیفته.
ولی فکر نمیکردم انقدر زود رخ بده.
شکی نیست که حرکت بعدی وارگا حمله به کوارتله.
گروهبان گارسیا خوب مقاومت میکنه، پدر.
گروهبان گارسیا و بیشتر افرادش لوس آنجلس رو ترک کردن.
کی اونجاست؟ سینیور وارگا. دروازهها رو باز کنید.
نگهبانها! نگهبانها!
تموم شد، دیهگو.
به سلامتی، دوست من.
لوس آنجلس تو دست ماست.
بعدیش، کل کالیفرنیا.
سینیور گرکو، گروهبان گارسیا داره میاد.
سینیور وارگا! سینیور، گروهبان گارسیا داره میاد.
مردها آمادهن؟ - بله، سینیور.
خوبه.
افرادمون توی کوارتل تا وقتی شما دستور شلیک ندین، آتیش باز نمیکنن.
نه، تا وقتی که آخرین نفر وارد میدان نشده باشه.
باید مطمئن بشیم که همه رو میکشیم.
همه کجا رفتن؟
اون تنهاست! بیارینش اینجا.
گروهبان گارسیا! گروهبان گارسیا، بیا اینجا.
سینیور گرکو، چی شده؟
همه کجا هستن؟ زود بیا تو.
چی شده؟ سینیور وارگا داخله. خودش بهت میگه.
حالا، لطفاً عجله کن. من از اسبت مراقبت میکنم.
ادمینیسترادو، چی شده؟
چیکار میکنین؟ ولم کنین.
دستاتونو از روم بردارین!
خب، پس. مردات کجان؟ - کنار ساحل.
پس تنهایی؟ - بله.
بندازینش تو زیرزمین.
دون دیهگو! دون آلخاندرو!
تو رو هم گرفتن، آره؟ - بله.
سربازات کجان؟ بهشون گفتم کنار ساحل بمونن.
و همین کار رو میکنن، تا وقتی که خیلی دیر بشه. این خبر خوبی نیست.
نه، دون دیهگو. چیزی که منو نگران میکنه اینه که...
زورّو چطور میفهمه ما اینجاییم تو زیرزمین؟
زورّو؟ آره.
مطمئنم میاد کمکمون. اون همیشه همین کارو میکنه.
ولی چطور میتونیم بهش بگیم ما این پایینیم؟
گروهبان، به یه طریقی فکر کنم اون الان میدونه.
"این اقدام، برای کالیفرنیا به ارمغان خواهد آورد...
عصری جدید از صلح، رفاه و رضایت."
"برای پیشبرد وحدت و تضمین آرامش...
بدینوسیله، برای تمام کسانی که به من سوگند وفاداری یاد کنند، عفو عمومی اعلام میکنم."
"به فرمان عالیجناب خوزه سباستین وارگا"
"فرمانروای کل کالیفرنیا."
عوام رو بفرستید برن خونههاشون.
کنت، به اتاقم بریم؟
فکر کنم یه کارهای ناتمامی داریم که باید تمومشون کنیم.
این توافق ما نبود.
قول دادی به محض اینکه لوس آنجلس رو کنترل کنم، پول رو بدی.
درسته.
ولی تا وقتی که ارتش پنجاه نفره دون آلخاندرو آزاده...
لس آنجلس دست شما نیست
بذار بیان. بذار همشون بیان
بهت نشون میدم کنترل دست کیه. خیلی خب.
وقتی سروکلشون پیدا شد و کارشون رو تموم کردی
اون وقت دستور میدم پول رو بهت بدن
همین الان این قضیه رو یکسره میکنیم
من میدونم چطوری ارتش دِلا وِگا رو کنار بزنم
سینیور د لا وگا
اومدم یه پیشنهاد بهتون بدم
شما یه لیست از ۵۰ اسم پیش خودتون دارید
شما اسمشون رو گذاشتید ارتش
اون لیست رو میخوام
سینیور وارگا، شما حق دارید از اون مردا بترسید
من از کسی نمیترسم. پس چرا اون لیست رو میخوای؟
وقت ندارم که با شما راه بیام، سینیور
لیست شما یه کم دردسر داره
به همین دلیل، با شما معامله میکنم
اون اسمها رو به من بده و من جونت رو بهت میدم
واقعاً باور داری که من بخوام
۵۰ مرد رو به کام مرگ بفرستم فقط برای اینکه خودم زنده بمونم؟
الان وقت قهرمانبازی نیست، سینیور
اون اسمها، در برابر جونت
سینیور وارگا
همین پیشنهاد رو به منم میدید؟ چی؟
من میدونم لیست کجاست. اگه آزادم کنید، براتون میارمش
خب، سینیور، جوابتون چیه؟
اگه لیست افراد پدرم رو براتون بیارم، آزادم میکنید؟
چی داری میگی، دیگو؟ دون دیگو!
متاسفم، اما دیگه نمیتونم اینجا بمونم
اینقدر از مرگ میترسی، پسرم؟
دون دیگو، نمیتونی به اون مردا خیانت کنی! متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.