200 baris pertama.
سگها رو ببرین. اشکالی نداره
قربان
یه نفر دیگه رو هم پیدا کردیم
قربان، اونجاست، هنوز زندهست
باشه، خوبه
هنوز زندهست. آمبولانس خبر کنین
مفهومه. سریع آمبولانس خبر کنین
بجنبین! بجنبین
اینجا چیکار میکرد؟
چرا اینجا؟
تو اون گلدونی که دستش بود چی بود؟
کلی سؤال بیجواب داریم
پسرجان، تو دنبال یه دیوونه نمیگشتی؟
اونجا، نمیبینی؟
جسد دو نفر که ربوده شده بودن
سلاح قتل و قاتل رو داری
اون کتاب یا دفتری که تو سرقت دزدیده شد
هرچی هست! و اون گلدونی که توش سم بود
از کجا میدونی توش سم بود؟
حتماً سمه، پسر. سم! مگه چی میتونه باشه؟
دیگه چی میخوای؟
خدایا
تنها کاری که نکرد این بود که برامون یه یادداشت بذاره که بگه
قاتل منم، چنار
میتونی وقتی بیدار شد، ازش بخوای بهت بده
الو؟
بله عزیزم؟
چی؟
نه، چیزی نیست
آره، حالش خوبه، چنار حالش خوبه
وقتی صبحانهاش رو بردن، تو تختش نبود
فکر کردن تو دستشویی بوده
آخرین بار کی دیدش؟
پرستار شیفت شب
ساعت ۱۰ چک کرده بودش
گفت خواب بوده
پرستار آیسون؟
شیفتش دیروز بعدازظهر تموم شد و امروز روز استراحتشه
بهش زنگ زدیم ولی بهش نرسیدیم
فرات داره تلاش میکنه پیداش کنه
خیلی وقت پیش باید متوجه میشدیم
خانم اویا؟
فکر میکردیم امیر بیخطره
خشونتاش رو نادیده گرفتیم
اینکه هر از گاهی گم میشد رو نادیده گرفتیم
اگه پدرم نبود، الان تو خیابونا بود
کاش تو خیابونا میموند
همه اون آدما
بابام
تصاویر دوربین مداربسته رو برای همکاراتون فرستادیم
امیدوارم کمکتون کنه
نارین، برو جلو، برو جلو
قربان، همین جا دم خروجی پیداش میشه
چیز دیگهای هست؟
متاسفانه همینقدر بیشتر نداریم
هر هفته یک بار رکوردها رو پاک میکنن
فقط فیلمهای دیشب ساعت ۱۲ رو داریم
بدون هیچ زحمتی، عین خیالش نبود از اینجا رفت
الو، فرات؟
قربان، پرستار رو پیدا کردم
نذار بدن بزرگش گولت بزنه
اون هنوز فقط یه بچهست
در واقع، شما باید مردی رو پیدا کنین که این کارو باهاش کرده
خانم آیسون، من با چشمای خودم دیدم که امیر وقتی عصبانی میشه چیکار میتونه بکنه
با چشمای خودم
عصبی شدن یه چیزه ولی قصابی کردن یه مرد
یه چیز کاملاً متفاوته
بله، اون هیچ کنترلی رو خودش نداره
واکنشهاش کاملاً غریزیه
ولی اگه همچین شر بزرگی تو امیر بود، من میفهمیدم
حسش میکردم
شاهدش بودم
امیر همچین کاری نمیکنه
آخرین باری که دیدیش
تفاوتی تو رفتارش متوجه شدی؟
منظورم اینه که امیر هیچوقت همچین چیزایی رو به من نمیگفت
اون همیشه غماشو تو اون آهنگا پنهان میکرد
که خودش میساخت
رپ
بله
هرکی منو میبینه، بهم میگه دیوونه
قبل از اینکه حتی گوش کنن، فرار میکنن
دهن دارم ولی کسی صدامو نمیشنوه
همیشه همینجام ولی کسی منو نمیبینه
قربان، گوش کنین، همینجا دوباره گوش کنین
همیشه همینجام ولی کسی منو نمیبینه، نه، نه، نه
منو ندید چون پشتش به من بود
مثل یه پرنده پرواز کرد، چشماش تقریباً بسته بود
برای اولین بار ترسیدم. مثل یه روح بود
کس دیگهای ندیدش. اون یه روح بود
هی، هی، اون هیچوقت منو ندید
هیس
کس دیگهای ندیدش
راستش چنار، این زیاد سلیقه من نیست
ولی اگه تو میگی خوبه؟ ها؟
باشه پسر
میبینی، پرونده قتل یوکسل ییلدیریماوغلو رو حل کردی
و ارتباط با قتلهای دیگه و سرقت رو هم پیدا کردی
باشه، پرونده رو حل کردی، ها؟
مطمئنم پدر مرحومات بهت افتخار میکرد
قربان، کار امیر نیست
اون نبود
این نظر توئه؟
امیر اونقدر باهوش نیست که بتونه یه قتل رو برنامهریزی و اجرا کنه
داری میگی که
عزیزم
قربان، دارم میارمش
هی، چنار، اون آهنگه همهچی رو لو میده
اون برای قتلهایی که کرده آهنگ ساخته؛ میدونی؟
یا داشت سعی میکرد چیزی رو که دیده بود توضیح بده
و برای همین هم سعی کردن بکشنش
قاتل آخرش با یه تیر دو نشون میزنه
از شر شاهد خلاص میشه
و تقصیرو گردن یکی دیگه میندازه
پسر، پسر عزیزم، مگه سلاح قتل دستش نبود؟
ولی هیچ علامتی نبود که نشون بده ازش استفاده کرده
شاید دستکش دستش بود
تو صحنه جرم دستکش پیدا نکردیم
و هیچ کبودی روی بدنش نبود
مگه خودت نگفتی شاید مسموم شده باشه؟
باشه! نمیدونم. شاید میخواست خودشو بکشه
من از کجا بدونم؟ چرا؟
چه چرایی؟ چرا از من میپرسی چرا؟
پسر، اون دیوونه بود
شاید قرص اشتباهی خورده بود
شاید یه صدایی تو سرش بهش گفته بود یه قتل انجام بده یا یه همچین چیزی
مگه ممکنه؟
قربان، کار اون نبود. کار اون نبود
قاتل، قاتل دنبال کُده
هنوز نتونسته تیکه آخر رو پیدا کنه
شاید هم پیدا کرده و تو خبر نداری
باشه
باشه
شاید حق با تو باشه، آره
ولی اگه حق با من باشه چی؟
اگه حق با من باشه، پس قاتل همین الان هم بیرون آزاده
یادداشتش کردی؟ آره، کردم
دفتر خاطرات
دفتر خاطرات
باشه، لطفاً یادداشتش کن. کردم
باشه. درجهش چند بود؟
۹۱
میکروسکوپ
میکروسکوپ
با این چیز به من حمله کرد
یه نگاه بهش بنداز
اون حتماً دیوونه است
باورم نمیشه خودش طراحیش کرده باشه
سلاح قتل کامل بازرسی شد
اون لاله روی انگشترو عوض کرده بود
به اون میخا نگاه کن
اونا رو بعداً اضافه کرده بود
اون رو تبدیل به سلاح قتل کرده بود
امیر نمیتونست این کارو بکنه
دفتر خاطرات؟
هنوز دارن بازرسیش میکنن
قربان، اطلاعات بانکی کلینیک رو داریم
این دفعه یه مورد خیلی دقیق فرستادن
قربان، فکر میکردم اون که هیچ، حتی آدم کشتن که جای خود
اون حتی نمیتونست بره دستشویی
قبل از اینکه از زنش اجازه بگیره ولی
حق با توئه
شبیه یه زنذلیل میمونه، نگاهش کن
ولی چنار، اتفاقاً باید از آدمای اینجوری بترسی، پسر
برو داخل و ازش بازجویی کن. ببینیم چی میخواد بگه
یالا
آقای چنار، ببینید، من به هیچی ربطی ندارم
چند بار بهتون گفتم
من واقعاً هیچی نمیدونم
باشه
اینطور چطوره؟
بذارید از اول بهتون بگم چی شد
من براتون خلاصه میکنم و شما میتونید بگید اگه چیزی رو از قلم انداختم
باشه
باشه
اگه بگم ۷۰۰ هزار دلار چی؟
اگه بگم یه حساب بانکی خارجی چی؟
گوش کنید، آقای چنار، حساب بانکی خارجی، ۷۰۰ هزار دلار
من قبلاً همهچیزو در موردش بهتون گفتم
اگه بگم توانا چی؟
و در واقع، اسم شرکت توانا الالسیه
ای بابا
شما واقعاً خیلی خلاقید
من هیچی نمیدونم. فقط یه تصادف بود
باشه، باشه، آروم باش
مطمئنم یه توضیح منطقی برای همه اینا وجود داره
چرا چایتو نمیخوری؟
بیا
خب، بذارید بگم چی شد
اون آقا یه روز صبح بیدار شد و گفت
هی، من نتونستم کارای خوبی برای دامادم انجام بدم
بهتره ۷۰۰ هزار دلار بهش بدم
تا بتونه با توانا خوش بگذرونه
ببین، راستشو بخوای
من دوست ندارم پشت سر مرده حرف بزنم
ولی اون که هیچ، حتی اون همه پول دادن
سالها مثل سگ ازت کار میکشید
و حقوقی که لایقش بودی رو بهت نمیداد
از من میپرسی از کجا همهش رو میدونم
منم همین مشکلو دارم
No comments yet. Be the first to leave one.