Double Blind

Double Blind

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Double Blind 2023 WEB H264-RBB
Komentar oleh ZediX

Tag

web
webrip
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
TS
YTS
Diterbitkan pada: 2024-02-19
Unduhan: 69
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

_-_ تقدیم به تمام عاشقان فیلم و سریال _-_

« آزمایش دو سو کور »

‫به داروسازی «بلک وود» خوش آمدید.

‫ممنونیم که به اولین فازِ آزمایشات بالینی ما ‫علاقه نشون دادید.

‫داروسازی «بلک وود» مقید به نو آوریست.

‫این داروسازی، هر ساله تحقیقات پیشگامانه‌ای ‫در زمینه صدها داروی جدید انجام می‌دهد.

‫ما در فازِ اول آزمایشاتمان، ‫از داوطلبانِ سالمی همچون شما استفاده می‌کنیم.

‫اینکار بهمون کمک می‌کنه تا از ‫تاثیر داروها بر بدن

‫قبل از اینکه برای بیماران تجویز شود، ‫درک بالاتری داشته باشیم.

‫بدون کمک شما، ‫این کار ممکن نخواهد بود.

‫امکانات ما ‫کاملاً مجهز و ...

‫مطابق آخرین پیشرفت‌های علمی هستند.

‫امیدواریم از اقامتتون در اینجا لذت ببرید.

‫سلام!

‫تو باید کلیر باشی. ‫من آلیسونم.

‫انگاری با هم، هم اتاقی هستیم.

‫خوبه، آره. ‫از آشنایی باهات خوشحالم.

‫سلام...من آلیسونم.

‫مثل اینکه ما سه تا، ‫تنها دخترای اینجاییم.

‫وای...مطمئنم برای این پنج روز ‫کلی وسیله برداشتی!

‫من تاحالا از این حرکتای داوطلبانه ‫نزده بودم، تو چی؟

‫یکمی استرس دارم.

‫هرچند می‌دونم احمقانه است. ‫هیچیمون نمیشه.

‫اینکه منتظر نشستیم ‫احتمالاً بدترین قسمتِ آزمایشه.

‫آلیسون ببخشیدا، ولی شب سختی رو گذروندم ‫و خسته‌ام.

‫فقط می‌خوام قبل شروع آزمایش ‫یه چُرت بزنم.

‫- راست میگی، ببخشید. بخواب، منم خفه میشم ‫- ممنونم

‫صبحتون بخیر.

‫لطفاً تمام داوطلبین به اتاق آزمایش بیان.

‫نه وای‌فای دارن، نه گوشی آنتن میده. ‫واقعاً مسخره است.

‫چه توقعی داری آخه. ‫توی زیر زمینیم.

‫نخیرم، از قصد اینکار رو کردن.

‫اینجوری دیگه نمی‌تونیم ‫درباره‌ی این آزمایش، توئیت بزنیم.

‫برای همین همه‌اش میگم ‫باید اتحادیه تشکیل بدیم.

‫هر آزمایشی که انجام میدن، ‫سازمان‌دهی شده است.

‫سلام به همگی، من دکتر برک هستم ‫و ناظر این آزمایشم.

‫مطمئنم حرفامو قبلاً هم شنیدید ‫فقط براتون تکرارش می‌کنم.

‫و این اولین فاز از تحقیقاتِ بی‌خطر بودنِ ‫داروی «آبکستین بی‌.آر‌.اِن.14» هستش.

‫کلاً پنج روز طول میکشه.

‫و از دوز 25 میلی‌گرم شروع می‌کنیم.

‫و در آخر به دوز 85 میلی‌گرم افزایشش میدیم.

‫این یک آزمایش دو سو کور هستش. ‫ آزمایشی که نه محقق و نه داوطلب هیچی از اطلاعاتی) (که ممکنه روی نتایج تأثیر بذاره، نمیدونن

‫شما بابت بررسی هرگونه اختلال و یا ‫عوارض جانبی به دقت تحت نظر خواهید بود.

‫ولی قراره دوز کمی دریافت کنین.

‫برای همین انتظار داریم اوضاع ‫خیلی آروم و بی‌مشکل پیش بره.

‫با این حال ‫اگر سوالی دارید...

‫لطفاً با پرستارامون در میون بذاریدش. ‫بله، ری؟

‫از این محیط بیرون میریم؟

‫متاسفانه نه. داوطلبین برای مدتی ‫توی همین طبقه می‌مونن.

‫داری شوخی می‌کنی دیگه، نه؟

‫ببخشید، ولی قوانین اینجا دست من نیست.

اون درختِ، برای چیه؟

‫چمیدونم.

‫حداقل غذاش از بلمونت بهتره.

‫آره، حتی گوشت کبابیِ سگ هم ‫از غذاهای بلمونت بهتره.

‫هرچی هست، پولشم خوبه.

‫درباره‌ی اون آزمایش محرمانه‌ی سال پیششون ‫چیزی شنیدی؟

‫بابت اینکه قلبت وایسه 50 هزار دلار می‌دادن.

‫- اون که شایعه بود ‫- نخیرم، رفیق

‫یکی از رفیقام توی آزمایششون بود.

‫- راستش رفیقِ رفیقم بود ‫- آره، باشه بابا

‫تاحالا اینجا ندیده بودمت.

‫- اولین بارته؟ ‫- آره

‫بذار حدس بزنم.

‫از دوستت درباره‌ی اینجا شنیدی و ‫با خودت گفتی پولِ مُفت گیرت میاد، نه؟

‫نمیدونم بهش بگم مُفته یا نه!

‫ولی به پولش نیاز داشتم و ‫چاره‌ی دیگه‌ای هم نداشتم، پس...

‫جوونی و بی‌پول و ناامید.

‫با آزمایشِ دارویی، ترکیب جادویی‌ای میشه!

‫اسمش ونساست، ‫توی این آزمایشا زیاد می‌بینیمش.

‫یکم عجیب و غریبه.

‫از اونایی بوده که توی خونه ‫تحصیل می‌کرده، میگیری چی میگم؟

‫پدر و مادرش به شدت مذهبی بودن.

‫ازونایی که به آتیش جهنم ‫و خشم خدا اعتقاد دارن.

‫باید حسابی حواست به ‫آدمای ساکتِ اینجوری باشه.

‫حالا یه نفس عمیق بکش و ‫نفست رو نگه‌دار.

‫- ببخشید ‫- لعنتی

‫- سرگیجه نداری؟ ‫- نه

‫- حالت تهوع چی؟ ‫- نه

‫- سردرد نداری؟ ‫- نه

‫- احساس کرختی یا سوزن سوزن شدن بدن می‌کنی؟ ‫- نه

‫- دل درد داری؟ ‫- نه

‫- دهنت خشک نشده؟ ‫- نه

‫من دیگه نیستم. ‫بیشتر از این نمی‌تونم ادرار کنم.

‫- تنگی نفس نداری؟ ‫- نه

‫ده دقیقه دیگه بر می‌گردم.

‫کلیر...

‫کلیر...

‫کلیر، خوابیدی؟

‫- کلیر! ‫- چیه؟

‫می‌خوای عکس گربه‌ام رو ببینی؟

‫باشه، گربه داری، فهمیدم.

‫- رو بدنت تتو داری؟ ‫- نه

‫پس اونی که روی مچ پات ـه چیه؟

‫اگه جواب سوالتو می‌دونی، ‫دیگه چرا سوال می‌پرسی؟

‫چون دوست دارم. ‫معنیش چیه حالا؟

‫به زبان چینی ـه ‫یعنی: تو رو خدا خفه شو.

‫منم باید یه تتو بزنم.

‫هرچند نمی‌دونم چه طرحی بزنم.

‫چون به نظرم هر طرحی که بزنم...

‫تا 5 سال بعدش از نظرم احمقانه میاد.

‫مثلاً 15 سالم بود دلم می‌خواست ‫علامت انجمن «یادگاران مرگ» رو تتو کنم. ‫ (مربوط به فیلم هری پاتر)

‫خیلی خجالت‌آوره فکر کنی...

‫آلیسون میشه لطفاً خفه...

‫روز طولانی‌ای بود، نه؟

‫آره.

‫با همه‌ی ایناش، بازم ارزششو داره نه؟

‫جداً؟ مگه این دارو ‫قراره چیکارا کنه؟

‫اوه، اونا دنبال ‫انواع کاربردای این دارو هستن.

‫مثلاً برای وزن کم کردن، درمان آلرژی ‫حتی درمانِ بیماری راه زدگی ‫ ( تهوع ناشی از حرکت وسایل نقلیه)

‫پس انگار داریم خیلی کار خفنی می‌کنیم.

‫تو هم دانشجوی پزشکی هستی؟

‫- چی؟ نه بابا ‫- عه

‫فکر کردم چند تا دانشجوی پزشکی دیگه هم باشه.

‫انگار فقط منم.

‫من درخواستِ دوره‌ی کارآموزیمو برای تابستون ‫به «بلک وود» فرستادم.

‫هنوز منتظر خبرشونم، ‫ولی اونا برای این آزمایش اومدن سراغم.

‫گفتن توی یه سری از اعداد دارو ‫و دوزش به مشکل خوردن.

‫برای همین با خودم گفتم ‫بهترین فرصته که نشون بدم...

‫منم جزئی از تیمشونم، می‌گیری چی میگم؟

‫الان یکم برام سوال ـه که ‫خودم رو درگیر چی کردم!

‫من نمی‌تونم بخوابم.

‫آره، می‌دونیم.

‫هیچ کدوممون نمی‌تونیم بخوابیم.

‫فکر می‌کردم قراره یه آزمایشِ ‫آروم و بی‌مشکل باشه.

‫آره خب، همیشه این حرفو میزنن.

‫ولی حقیقت اینه که این داروها ‫اولین آزمایش انسانیشون ـه.

‫اونا روحشونم خبر نداره ‫قراره چه اتفاقایی بیفته.

‫بحث موفق شدن و کارایی دارو نیست

‫این یکی خیلی بیشتر از این حرفاست.

‫این... ‫حتی نمی‌تونم توصیفش کنم.

‫یکم بی‌خواب شدین ‫دنیا که به آخر نرسیده.

‫اینقدر از این آزمایشا انجام میدی...

‫که دیگه هیچی سوپرایزت نمی‌کنه.

‫احتمالاً شما دست تنهایید ‫و برای شیفت شب همکار ندارید درسته؟

‫اگه برای انجام آزمایشا یا هرچیز دیگه‌ای ‫کمک لازم داشتین...

‫البته میدونم اینکار غیر اخلاقیه...

‫و امکان نداره که شما... ‫خودمم میدونم.

‫میدونم. من... ‫داشتم شوخی می‌کردم.

‫مشخصه.

‫باید ببینیم چقدر طول میکشه.

‫الان 30 ساعتی میشه که نخوابیدم.

‫حس عجیبیه.

‫فکر کن اگه همینجوری ادامه پیدا کنه چی؟

‫مثلاً تا ابد نخوابیم.

‫فکر کن با اون همه وقتی که اضافه میاریم ‫چیکار می‌خوایم بکنیم.

‫همینجوریش روزا به اندازه کافی طولانیه.

‫- کیش و مات ‫- چی میگی!

‫- نه بابا ‫- چرا

‫باشه ولی باید دوباره بازی کنیم.

‫خودت گفتی یه دست. ‫منم با یه دست موافقت کردم.

‫می‌دونم، ولی فکر می‌کردم ‫بیشتر از اینا طول بکشه.

‫یالا دیگه، یه دست بازی کنیم. ‫کارِ دیگه‌ای که نداریم.

‫خیلی‌خب. ‫باشه.

‫اینا کارِ توئه؟

‫خیلی خفنن.

‫- چقدر چهره‌ی پال رو کشیدی ‫- نه اینطور نیست

‫من چهره‌ی همه رو نقاشی کردم.

‫باهاش حرف زدی؟

‫نه، نتونستم.

‫در برابر حرف زدن با پسرا به شدت خجالتیم، ‫نمی‌دونم چی باید بگم...

‫- هی، پال ‫- کلیر، نکن...

‫- دلت می‌خواد بیای ژست بگیری و طراحیتو بکشن؟ ‫- چی؟

‫- دلت می‌خواد بیای ژست بگیری و طراحیتو بکشن؟ ‫- منظورت چیه؟

‫هیچی بابا.

‫اصلاً بامزه نبود.

‫ظاهراً به هیچکس داروی تلقینی ندادن. ‫ (روش‌های درمانی صوری که با فریب بیمار اثر بهبودی روی اون داشته باشه)

‫این دارو هر چی که هست...

‫مستقیماً داره به سمت ‫سیستم عصبیِ مرکزیشون میره

‫و باعث التهابِ جدی مغزشون میشه.

‫مطمئنی قرصای مصرفیشون 25 میلی‌گرمی ـه؟

‫این آزمایشِ دو سو کور ـه.

‫می‌دونی که نمی‌تونم ‫همچین اطلاعاتی رو بهت بدم.

‫آره. ‫خیلی‌خب پس...

‫اسکن‌هایی که برات فرستادمو دیدی؟

‫همین الان دارم نگاهشون می‌کنم.

‫برای داوطلب شماره 7 اسکن دوم مغزش ‫چند روز بعد گرفته شده؟

‫نه دیگه، درست متوجه نشدی!

‫هر دوی اون تصاویرِ اسکن ‫توی یه عکس برداریش گرفته شده.

‫اون همه رشدی که داری می‌بینی ‫تو طولِ یه تصویربرداری اتفاق افتاده.

‫الو؟

‫سلام، من جورج بنون هستم. ‫معاونِ ارشد این آزمایش.

‫میشه حرفتو تکرار کنی؟

‫کلیر، اونجا رو. ‫اونجا موش هست.

‫به نظر من که شبیه موشِای فاضلابه!

‫نخیرم، اونا موشای خیلی کوچولو و بامزه‌ان.

‫خیلی ناراحت کننده است که ‫توی اون محفظه‌ها می‌بینمشون.

‫برای چی؟

‫مگه بیرون باشن چیکار میکنن ‫که اگه داخل اونجا باشن نمی‌تونن انجام بدن!

‫خیلی کارا!

‫تو که نمیدونی موشا چه توانایی‌هایی دارن ‫خب؟

‫می‌تونن برن موشای دیگه رو ببینن ‫می‌تونن برای خودشون ماجراجویی کنن.

‫حتی می‌تونن عاشق بشن.

‫یا اینکه خورده بشن و زیر پای آدما له بشن!

‫حداقل اینجا یه سقفی بالا سرشونه.

‫تو بالا سرت سقفی داشتی؟

‫یه جورایی آواره‌ی این خونه و اون خونه بودم.

‫حداقل یه نفر رو داری، ‫که بعد اینجا بتونی بری پیشش؟

‫یه خانواده‌ای چیزی؟

‫راستش اگه موش بودم ‫ترجیح می‌دادم که...

More Farsi Persian subtitles for Double Blind

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left