200 baris pertama.
_-_ تقدیم به تمام عاشقان فیلم و سریال _-_
« آزمایش دو سو کور »
به داروسازی «بلک وود» خوش آمدید.
ممنونیم که به اولین فازِ آزمایشات بالینی ما علاقه نشون دادید.
داروسازی «بلک وود» مقید به نو آوریست.
این داروسازی، هر ساله تحقیقات پیشگامانهای در زمینه صدها داروی جدید انجام میدهد.
ما در فازِ اول آزمایشاتمان، از داوطلبانِ سالمی همچون شما استفاده میکنیم.
اینکار بهمون کمک میکنه تا از تاثیر داروها بر بدن
قبل از اینکه برای بیماران تجویز شود، درک بالاتری داشته باشیم.
بدون کمک شما، این کار ممکن نخواهد بود.
امکانات ما کاملاً مجهز و ...
مطابق آخرین پیشرفتهای علمی هستند.
امیدواریم از اقامتتون در اینجا لذت ببرید.
سلام!
تو باید کلیر باشی. من آلیسونم.
انگاری با هم، هم اتاقی هستیم.
خوبه، آره. از آشنایی باهات خوشحالم.
سلام...من آلیسونم.
مثل اینکه ما سه تا، تنها دخترای اینجاییم.
وای...مطمئنم برای این پنج روز کلی وسیله برداشتی!
من تاحالا از این حرکتای داوطلبانه نزده بودم، تو چی؟
یکمی استرس دارم.
هرچند میدونم احمقانه است. هیچیمون نمیشه.
اینکه منتظر نشستیم احتمالاً بدترین قسمتِ آزمایشه.
آلیسون ببخشیدا، ولی شب سختی رو گذروندم و خستهام.
فقط میخوام قبل شروع آزمایش یه چُرت بزنم.
- راست میگی، ببخشید. بخواب، منم خفه میشم - ممنونم
صبحتون بخیر.
لطفاً تمام داوطلبین به اتاق آزمایش بیان.
نه وایفای دارن، نه گوشی آنتن میده. واقعاً مسخره است.
چه توقعی داری آخه. توی زیر زمینیم.
نخیرم، از قصد اینکار رو کردن.
اینجوری دیگه نمیتونیم دربارهی این آزمایش، توئیت بزنیم.
برای همین همهاش میگم باید اتحادیه تشکیل بدیم.
هر آزمایشی که انجام میدن، سازماندهی شده است.
سلام به همگی، من دکتر برک هستم و ناظر این آزمایشم.
مطمئنم حرفامو قبلاً هم شنیدید فقط براتون تکرارش میکنم.
و این اولین فاز از تحقیقاتِ بیخطر بودنِ داروی «آبکستین بی.آر.اِن.14» هستش.
کلاً پنج روز طول میکشه.
و از دوز 25 میلیگرم شروع میکنیم.
و در آخر به دوز 85 میلیگرم افزایشش میدیم.
این یک آزمایش دو سو کور هستش. آزمایشی که نه محقق و نه داوطلب هیچی از اطلاعاتی) (که ممکنه روی نتایج تأثیر بذاره، نمیدونن
شما بابت بررسی هرگونه اختلال و یا عوارض جانبی به دقت تحت نظر خواهید بود.
ولی قراره دوز کمی دریافت کنین.
برای همین انتظار داریم اوضاع خیلی آروم و بیمشکل پیش بره.
با این حال اگر سوالی دارید...
لطفاً با پرستارامون در میون بذاریدش. بله، ری؟
از این محیط بیرون میریم؟
متاسفانه نه. داوطلبین برای مدتی توی همین طبقه میمونن.
داری شوخی میکنی دیگه، نه؟
ببخشید، ولی قوانین اینجا دست من نیست.
اون درختِ، برای چیه؟
چمیدونم.
حداقل غذاش از بلمونت بهتره.
آره، حتی گوشت کبابیِ سگ هم از غذاهای بلمونت بهتره.
هرچی هست، پولشم خوبه.
دربارهی اون آزمایش محرمانهی سال پیششون چیزی شنیدی؟
بابت اینکه قلبت وایسه 50 هزار دلار میدادن.
- اون که شایعه بود - نخیرم، رفیق
یکی از رفیقام توی آزمایششون بود.
- راستش رفیقِ رفیقم بود - آره، باشه بابا
تاحالا اینجا ندیده بودمت.
- اولین بارته؟ - آره
بذار حدس بزنم.
از دوستت دربارهی اینجا شنیدی و با خودت گفتی پولِ مُفت گیرت میاد، نه؟
نمیدونم بهش بگم مُفته یا نه!
ولی به پولش نیاز داشتم و چارهی دیگهای هم نداشتم، پس...
جوونی و بیپول و ناامید.
با آزمایشِ دارویی، ترکیب جادوییای میشه!
اسمش ونساست، توی این آزمایشا زیاد میبینیمش.
یکم عجیب و غریبه.
از اونایی بوده که توی خونه تحصیل میکرده، میگیری چی میگم؟
پدر و مادرش به شدت مذهبی بودن.
ازونایی که به آتیش جهنم و خشم خدا اعتقاد دارن.
باید حسابی حواست به آدمای ساکتِ اینجوری باشه.
حالا یه نفس عمیق بکش و نفست رو نگهدار.
- ببخشید - لعنتی
- سرگیجه نداری؟ - نه
- حالت تهوع چی؟ - نه
- سردرد نداری؟ - نه
- احساس کرختی یا سوزن سوزن شدن بدن میکنی؟ - نه
- دل درد داری؟ - نه
- دهنت خشک نشده؟ - نه
من دیگه نیستم. بیشتر از این نمیتونم ادرار کنم.
- تنگی نفس نداری؟ - نه
ده دقیقه دیگه بر میگردم.
کلیر...
کلیر...
کلیر، خوابیدی؟
- کلیر! - چیه؟
میخوای عکس گربهام رو ببینی؟
باشه، گربه داری، فهمیدم.
- رو بدنت تتو داری؟ - نه
پس اونی که روی مچ پات ـه چیه؟
اگه جواب سوالتو میدونی، دیگه چرا سوال میپرسی؟
چون دوست دارم. معنیش چیه حالا؟
به زبان چینی ـه یعنی: تو رو خدا خفه شو.
منم باید یه تتو بزنم.
هرچند نمیدونم چه طرحی بزنم.
چون به نظرم هر طرحی که بزنم...
تا 5 سال بعدش از نظرم احمقانه میاد.
مثلاً 15 سالم بود دلم میخواست علامت انجمن «یادگاران مرگ» رو تتو کنم. (مربوط به فیلم هری پاتر)
خیلی خجالتآوره فکر کنی...
آلیسون میشه لطفاً خفه...
روز طولانیای بود، نه؟
آره.
با همهی ایناش، بازم ارزششو داره نه؟
جداً؟ مگه این دارو قراره چیکارا کنه؟
اوه، اونا دنبال انواع کاربردای این دارو هستن.
مثلاً برای وزن کم کردن، درمان آلرژی حتی درمانِ بیماری راه زدگی ( تهوع ناشی از حرکت وسایل نقلیه)
پس انگار داریم خیلی کار خفنی میکنیم.
تو هم دانشجوی پزشکی هستی؟
- چی؟ نه بابا - عه
فکر کردم چند تا دانشجوی پزشکی دیگه هم باشه.
انگار فقط منم.
من درخواستِ دورهی کارآموزیمو برای تابستون به «بلک وود» فرستادم.
هنوز منتظر خبرشونم، ولی اونا برای این آزمایش اومدن سراغم.
گفتن توی یه سری از اعداد دارو و دوزش به مشکل خوردن.
برای همین با خودم گفتم بهترین فرصته که نشون بدم...
منم جزئی از تیمشونم، میگیری چی میگم؟
الان یکم برام سوال ـه که خودم رو درگیر چی کردم!
من نمیتونم بخوابم.
آره، میدونیم.
هیچ کدوممون نمیتونیم بخوابیم.
فکر میکردم قراره یه آزمایشِ آروم و بیمشکل باشه.
آره خب، همیشه این حرفو میزنن.
ولی حقیقت اینه که این داروها اولین آزمایش انسانیشون ـه.
اونا روحشونم خبر نداره قراره چه اتفاقایی بیفته.
بحث موفق شدن و کارایی دارو نیست
این یکی خیلی بیشتر از این حرفاست.
این... حتی نمیتونم توصیفش کنم.
یکم بیخواب شدین دنیا که به آخر نرسیده.
اینقدر از این آزمایشا انجام میدی...
که دیگه هیچی سوپرایزت نمیکنه.
احتمالاً شما دست تنهایید و برای شیفت شب همکار ندارید درسته؟
اگه برای انجام آزمایشا یا هرچیز دیگهای کمک لازم داشتین...
البته میدونم اینکار غیر اخلاقیه...
و امکان نداره که شما... خودمم میدونم.
میدونم. من... داشتم شوخی میکردم.
مشخصه.
باید ببینیم چقدر طول میکشه.
الان 30 ساعتی میشه که نخوابیدم.
حس عجیبیه.
فکر کن اگه همینجوری ادامه پیدا کنه چی؟
مثلاً تا ابد نخوابیم.
فکر کن با اون همه وقتی که اضافه میاریم چیکار میخوایم بکنیم.
همینجوریش روزا به اندازه کافی طولانیه.
- کیش و مات - چی میگی!
- نه بابا - چرا
باشه ولی باید دوباره بازی کنیم.
خودت گفتی یه دست. منم با یه دست موافقت کردم.
میدونم، ولی فکر میکردم بیشتر از اینا طول بکشه.
یالا دیگه، یه دست بازی کنیم. کارِ دیگهای که نداریم.
خیلیخب. باشه.
اینا کارِ توئه؟
خیلی خفنن.
- چقدر چهرهی پال رو کشیدی - نه اینطور نیست
من چهرهی همه رو نقاشی کردم.
باهاش حرف زدی؟
نه، نتونستم.
در برابر حرف زدن با پسرا به شدت خجالتیم، نمیدونم چی باید بگم...
- هی، پال - کلیر، نکن...
- دلت میخواد بیای ژست بگیری و طراحیتو بکشن؟ - چی؟
- دلت میخواد بیای ژست بگیری و طراحیتو بکشن؟ - منظورت چیه؟
هیچی بابا.
اصلاً بامزه نبود.
ظاهراً به هیچکس داروی تلقینی ندادن. (روشهای درمانی صوری که با فریب بیمار اثر بهبودی روی اون داشته باشه)
این دارو هر چی که هست...
مستقیماً داره به سمت سیستم عصبیِ مرکزیشون میره
و باعث التهابِ جدی مغزشون میشه.
مطمئنی قرصای مصرفیشون 25 میلیگرمی ـه؟
این آزمایشِ دو سو کور ـه.
میدونی که نمیتونم همچین اطلاعاتی رو بهت بدم.
آره. خیلیخب پس...
اسکنهایی که برات فرستادمو دیدی؟
همین الان دارم نگاهشون میکنم.
برای داوطلب شماره 7 اسکن دوم مغزش چند روز بعد گرفته شده؟
نه دیگه، درست متوجه نشدی!
هر دوی اون تصاویرِ اسکن توی یه عکس برداریش گرفته شده.
اون همه رشدی که داری میبینی تو طولِ یه تصویربرداری اتفاق افتاده.
الو؟
سلام، من جورج بنون هستم. معاونِ ارشد این آزمایش.
میشه حرفتو تکرار کنی؟
کلیر، اونجا رو. اونجا موش هست.
به نظر من که شبیه موشِای فاضلابه!
نخیرم، اونا موشای خیلی کوچولو و بامزهان.
خیلی ناراحت کننده است که توی اون محفظهها میبینمشون.
برای چی؟
مگه بیرون باشن چیکار میکنن که اگه داخل اونجا باشن نمیتونن انجام بدن!
خیلی کارا!
تو که نمیدونی موشا چه تواناییهایی دارن خب؟
میتونن برن موشای دیگه رو ببینن میتونن برای خودشون ماجراجویی کنن.
حتی میتونن عاشق بشن.
یا اینکه خورده بشن و زیر پای آدما له بشن!
حداقل اینجا یه سقفی بالا سرشونه.
تو بالا سرت سقفی داشتی؟
یه جورایی آوارهی این خونه و اون خونه بودم.
حداقل یه نفر رو داری، که بعد اینجا بتونی بری پیشش؟
یه خانوادهای چیزی؟
راستش اگه موش بودم ترجیح میدادم که...
No comments yet. Be the first to leave one.