The Devil Rides Out

The Devil Rides Out

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

The Devil Rides Out 1968 REMASTERED 720p BluRay X264 AMIABLE translated
Komentar oleh Don Milo

Tag

dvd
Diterbitkan pada: 2025-12-14
Unduhan: 47
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‏‫سلام، نیکولاس.‬

‏‫سلام، رکس. چطوری؟‬

‏‫خوبم، خوبم.‬

‏‫سایمون کجاست؟‬

‏‫خب، آخرین بار کی دیدیش؟‬

‏‫سه ماه پیش.‬

‏‫سه ماه؟‬

‏‫فکر می‌کنی تو دردسر افتاده؟‬

‏‫اگه مشکلی بود بهم می‌گفت دیگه، نه؟‬

‏‫خب، شاید به ریچارد یا ماری گفته باشه.‬

‏‫نه، اونا از کریسمس ندیدنش.‬

‏‫پس یه مشکلی هست حتماً.‬

‏‫بیا بریم باشگاهش.‬

‏‫اون دیگه اونجا نیست، رکس.‬

‏‫یه خونه خریده، یه خونه بزرگ.‬

‏‫مگه برای چی؟‬

‏‫دقیقاً.‬

‏‫خب، می‌دونی کجاست؟‬

‏‫خانه آقای سایمون آرون.‬

‏‫آقای آرون؟‬

‏‫خدای من.‬

‏‫نیکولاس.‬

‏‫سایمون.‬

‏‫رکس.‬

‏‫سلام، سایمون.‬

‏‫چه سورپرایز بزرگی.‬

‏‫باید بابت اینکه تو این مهمونی‬

‏‫اینطوری مزاحم شدیم ببخشید.‬

‏‫اوه، این مهمونی نیست.‬

‏‫فقط یه جلسه از یه انجمن کوچک‬

‏‫اخترشناسیه که عضو شدم.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫خب، بذار به بقیه اعضا معرفیت کنم.‬

‏‫کونتس، اجازه هست دوستانم رو معرفی کنم؟‬

‏‫دوک دو ریشلو.‬

‏‫مادام.‬

‏‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.‬

‏‫و رکس ون راین.‬

‏‫کونتس دورفه.‬

‏‫مادام.‬

‏‫موسیو.‬

‏‫تانیث، آقای موکاتا،‬

‏‫می‌خوام شما رو به دوستانم معرفی کنم.‬

‏‫دوک دو ریشلو، آقای ون راین.‬

‏‫خانم کارلایسل، آقای موکاتا.‬

‏‫همیشه باعث خوشحالیه که دوستان سایمون رو ببینم.‬

‏‫مدمازل.‬

‏‫موسیو.‬

‏‫آقای ون راین.‬

‏‫فکر کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫یادم نمیاد.‬

‏‫پس به انجمن نجوم پیوستی، سیمون؟‬

‏‫خوشحال بودیم که او را به جمع خود راه دادیم.‬

‏‫بله.‬

‏‫این توضیح می‌دهد که چرا در این چند ماه اخیر‬

‏‫شما را ندیده‌ام‬

‏‫و چرا انگار امشب مهمانی دوستانه‌مان را فراموش کردی.‬

‏‫خب، من داشتم...‬

‏‫آقایان، مرا برای یک لحظه ببخشید؟‬

‏‫باید چیزی به سیمون بگویم.‬

‏‫شما دوست سیمون هستید؟‬

‏‫بله، خانم محترم.‬

‏‫پدرش، رکس، و من در اسکادران لافایت هم‌پرواز بودیم.‬

‏‫در اسکادران لافایت.‬

‏‫و وقتی او مرد، قسم خوردی که مراقب سیمون باشی؟‬

‏‫بله.‬

‏‫خب، کی به این گروه پیوستید؟‬

‏‫به ما هرگز نگفته بودند که...‬

‏‫متوجه نمی‌شوم.‬

‏‫حتماً قرار نیست ما بیشتر از ۱۳ نفر باشیم.‬

‏‫اوه، ما عضو نیستیم.‬

‏‫چی؟‬

‏‫ما فقط برای دیدن سیمون سر زدیم.‬

‏‫تازه از قاره برگشته‌ام.‬

‏‫می‌بینید، ما این...‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫حالا چه خبر شده؟‬

‏‫رکس، از ما می‌خواهند که برویم.‬

‏‫بین مهمان‌ها بگردید‬

‏‫و ببینید چه می‌گویند.‬

‏‫رکس، دوست قدیمی.‬

‏‫از گفتنش متنفرم، اما باید بیرونتان کنم.‬

‏‫جلسه به زودی شروع می‌شود.‬

‏‫از نو بهتر است، اما باید یاد بگیریم آن را کنترل کنیم.‬

‏‫کنترل؟‬

‏‫بله، بله، دقیقاً منظور شما را می‌فهمم.‬

‏‫یک سازمان...‬

‏‫فکر می‌کنی امشب جلسه خوبی داشته باشیم؟‬

‏‫اگر هوا بهتر شود، چیزهای زیادی یاد می‌گیریم.‬

‏‫مقر اجتماع زادگاه اوست‬

‏‫که باید به شدت کمک کند.‬

‏‫دو سال پیش در برلین،‬

‏‫دقیقاً شرایط مشابهی را تجربه کردم.‬

‏‫این بسیار جالب است.‬

‏‫همه چیز به قضیه پیوندهای قوی بستگی دارد.‬

‏‫مریخ، در مقارنه با زحل، البته.‬

‏‫بله قربان، اما تا زمانی که کشش عمیق انجام نشود، نباید او را ابراهیم صدا بزنید.‬

‏‫تا زمانی که کشش عمیق انجام شود.‬

‏‫حالا چرا اینطور است؟‬

‏‫خب، اول باید مراسم‬ ‏‫معارفه باشه،‬

‏‫بعد می‌تونیم باهاش تماس بگیریم.‬

‏‫اوهان.‬

‏‫سایمون، این شراب عالی به نظر میاد.‬

‏‫و تو همیشه سلیقه‌ت عالی بوده.‬

‏‫نیکلاس، احساس شرمندگی شدیدی می‌کنم.‬

‏‫خوشحال می‌شم بمونی ولی، خب،‬

‏‫این یه جلسه معمولی نیست، می‌فهمی.‬

‏‫و خب، تو و رکس عضو نیستین.‬

‏‫اوه، نگران اینش نباش، رفیق عزیز.‬

‏‫کاملاً حله.‬

‏‫ما هر دو کاملاً می‌فهمیم، مگه نه رکس؟‬

‏‫البته.‬

‏‫حس بدی دارم که امشب‬ ‏‫دیدارمون رو از دست می‌دم.‬

‏‫یه جلسه ویژه است.‬

‏‫باید خیلی زود همدیگه رو ببینیم، شاید فردا؟‬

‏‫اوه، سایمون، می‌بینم که‬ ‏‫اینجا رصدخونه داری.‬

‏‫من به نجوم خیلی علاقه دارم و دوست دارم‬

‏‫از تلسکوپت یه نگاهی بندازم، اگه اجازه بدی.‬

‏‫فقط پنج دقیقه طول می‌کشه.‬

‏‫تو می‌خوای با اون تلسکوپ لعنتیش چی کار کنی؟‬

‏‫هیچی.‬

‏‫سایمون، اون نقشه‌ها رو ببین.‬

‏‫اونا نجومی نیستن، درسته؟‬

‏‫نه، خدای من، نه.‬

‏‫فقط برای تزئینن.‬

‏‫آثار باستانی، مزخرفات قرون وسطی، می‌دونی.‬

‏‫هوشمندی به خرج دادی که‬ ‏‫این طرح تزئینی رو‬

‏‫به کف هم تعمیم دادی.‬

‏‫بله.‬

‏‫خب، اگه دوست داری ببینی...‬

‏‫شبیه موشه انگار.‬

‏‫باید الان بری.‬

‏‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

‏‫ای احمق!‬

‏‫ترجیح می‌دم تو رو مرده ببینم تا اینکه‬ ‏‫توی جادوی سیاه دخالت کنی.‬

‏‫منو ول کن.‬

‏‫از تو نخواستم امشب بیای اینجا.‬

‏‫حتی قدیمی‌ترین دوستام هم حق ندارن‬ ‏‫توی امور خصوصی من دخالت کنن.‬

‏‫تو امور خصوصی من.‬

‏‫یکی پیدا می‌شه بگه...‬

‏‫متأسفم سایمون، ولی حس می‌کنم مثل پدری‌ام‬

‏‫که می‌بینه بچه‌ش داره زغال داغ از آتیش بیرون می‌کشه.‬

‏‫یکی لطفاً بگه چه خبره؟‬

‏‫مرغ توی سبد، نقشه‌های روی زمین.‬

‏‫اینا براتون معنی داره؟‬

‏‫یعنی سایمون اینجا داره بازی می‌کنه‬

‏‫خطرناک‌ترین بازی شناخته شده برای بشر رو.‬

‏‫اوه، بیا دیگه نیکلاس.‬

‏‫رکس درست میگه، داری ازش بزرگنمایی می‌کنی.‬

‏‫پس اگه بمونیم، شما اعتراضی ندارید؟‬

‏‫شما عضو حلقه نیستید.‬

‏‫حلقه؟‬

‏‫انجمن.‬

‏‫اگه بمونیم، تعدادمون از سیزده نفر بیشتر می‌شه، مگه نه؟‬

‏‫ببین سایمن، فکر کنم قبول داشته باشی‬

‏‫که با اینکه من و رکس‬

‏‫بیش از ده ساله دوستای صمیمی تو هستیم، ما هیچ‌وقت‬

‏‫به سن یا تجربه بیشترمون تأکید نکردیم.‬

‏‫حالا امشب این قانون رو می‌شکنم.‬

‏‫من از تو خیلی بزرگ‌ترم، سایمن.‬

‏‫و با اینکه هیچ‌وقت در موردش حرف نزدم،‬

‏‫مطالعات خیلی عمیقی در این آموزه‌های سری انجام دادم.‬

‏‫ازت خواهش می‌کنم، طوری که هرگز در زندگیم‬

‏‫از چیزی نخواستم، از این ماجراجویی‬

‏‫به شدت خطرناک دست بردار و همین الان با ما برو.‬

‏‫نمی‌تونم.‬

‏‫پس بذار بمونیم.‬

‏‫غیرممکنه.‬

‏‫بذارش اونجا، رکس.‬

‏‫ممنونم مکس.‬

‏‫می‌تونی بیرون منتظر بمونی؟‬

‏‫خب، ببینم چی می‌خواد بگه.‬

‏‫هیچی.‬

‏‫فقط می‌خوام بیدارش کنم تا دوباره بخوابه.‬

‏‫از هر چیز دیگه‌ای که امشب منطقی بود، منطقی‌تره.‬

‏‫رکس، کلاهک چراغو سمت من بچرخون.‬

‏‫تو آینه نگاه کن، سایمن.‬

‏‫تو آینه نگاه کن.‬

‏‫همین‌طور نگاه کن و به من گوش بده.‬

‏‫تو آسیب دیدی و ذهنت آشفته‌ست،‬

‏‫اما حالا با دوستات هستی.‬

‏‫و دیگه جای نگرانی نیست.‬

‏‫سایمن، من می‌خوام بخوابونمت.‬

‏‫به محض اینکه پلکات رو لمس کنم، بسته می‌شن.‬

‏‫تو فردا ساعت ۱۰ صبح بیدار می‌شی،‬

‏‫و ذهنت از هرگونه درد‬

‏‫و هرگونه اضطرابی رها می‌شه.‬

‏‫چشم‌هات رو باز کن، سایمن.‬

‏‫بلند شو.‬

‏‫این نماد محافظت رو‬

‏‫می‌خوام دور گردنت بندازم.‬

‏‫وقتی اونجا قرار گرفت، دیگه برش نمی‌داری.‬

‏‫حالا مستقیم میری توی اتاق خواب من، جایی که‬

‏‫دراز می‌کشی و فوراً به خواب میری.‬

‏‫مکس، آقای آرون رو به اتاقم ببر.‬

‏‫خدا رو شکر که تموم شد.‬

‏‫اگه می‌دونستم درباره چی حرف می‌زنی،‬

‏‫شاید باهات موافق بودم.‬

‏‫مطمئناً می‌تونیم از اینا استفاده خوبی بکنیم.‬

The Devil Rides Out subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left