English Teacher

English Teacher

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

English Teacher S01E06 Linda 720p DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 English.Teacher زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-24
Unduhan: 19
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

وای خدای من

این الگوریتم‌های تیک‌تاک مدام بهم نشون میدن

که مبلتو کجای خونه بذاری

چی میشه اگه مبلتو یه کوچولو کج بذاری؟

اینطوری می‌تونی تلویزیون رو هم یه کوچولو کج ببینی

هر کدوم از این انشاءها افتضاحه

این همون مقاله میان‌ترم "نشان سرخ شجاعت"ه؟

نشان سرخ شجاعت زباله‌ای، فکر کنم. آخه...

مـ... من نمی‌فهمم این بچه‌ها چطور این کتابو درک نکردن. خیلی ساده‌س

یه پسر جوون میره جنگ. بزدلی، شرافت

این انشاء فقط با کلمه "هی" شروع شده

"هی، نشان سرخ شجاعت کتابی در مورد شجاعته."

هی، این که بد به نظر میاد

من یه معلم مهربون و صبورم. شاید زیادی باهاشون راه اومدم

میدونی چیه؟ صادقانه بگم، شرط می‌بندم اصلاً کتابو نخوندن

احتمالاً از "بیف نوتز" استفاده کردن. "بیف نوتز" چیه؟

همون "کلیفز نوتز" خودمونه؟ یه نفر تو تیک‌تاکه که درباره کتاب حرف می‌زنه

کتابای دبیرستانو خلاصه می‌کنه

فکر نکنم دیده‌باشمش

یه آدم کُوئیرِ، کُوئیرِ

فکر کنم می‌دونم کیه چون کُوئیره؟

با پن ژیلت رقصید و تلر اونجا نبود

اونا فکر می‌کنن قراره از این کارشون در برن

چون من می‌خوام صلح رو حفظ کنم و نمره خوب بهشون بدم یا همچین چیزی

من این کارو نمی‌کنم

اونا جنگ می‌خواستن، جنگ هم گیرشون میاد

نپرس، نگو. گوئن

وای خدای من. خیلی متاسفم. این اولین چیزی بود که در مورد جنگ به ذهنم رسید

نظرت در مورد مبل چیه؟

تو جابجاش کردی؟

بفرمایید

بفرمایید. اوه، F؟ این چیه؟

نمی‌دونستم هنوزم میشه همچین نمره‌ای داد

نمی‌دونستی؟ الان جدی می‌گی؟

با کمال احترام

متوجهی که این تقریباً یک چهارم نمره‌مونه؟

دقیقاً. نمی‌تونی این کارو بکنی

منظورت چیه که نمی‌تونم این کارو بکنم؟ من این کارو نکردم. تو این کارو کردی

این نمره‌ایه که گرفتی. هرچی

من بهتون یک ماه فرصت دادم این کتابو بخونید

آقای مارکز، احساسات شما معتبره

ما همه‌مون اینجا درسمون رو گرفتیم و حالا می‌تونید بهمون نمره B بدید

B نمرات خوبیه. شما نمرات خوب رو به دست نیاوردید

من معلمم. این بحثی نداره، و تموم شد رفت

دارم تو Backpage آگهی می‌ذارم چون با این نمرات

باید برم سر چهارراه، آقا

الان قهرمان منی. جدی می‌گم

همیشه دلم می‌خواست یه دانش‌آموزو بندازم. آره

آخه، تو تربیت بدنی انداختن کسی غیرممکنه

اونا نمره F رو به دست آوردن، پس F می‌گیرن

خوش به حالشون

رفیق، تو شدی جورج کلونی که با این بچه‌ها شوخی‌های مسخره می‌کنه

این شوخی نیست. اینا نمرات واقعی‌ایه که من به بچه‌ها میدم

صبر کن، جورج کلونی شوخی می‌کنه؟

من باید به این بچه‌ها کمک کنم وارد دانشگاه بشن

پس اگه بهشون F بدی، صادقانه بگم میتونه فرق بین

رفتنشون به یه دانشگاه مزخرف و یه دانشگاه فوق‌العاده مزخرف باشه

پس کاری کن کار کنن تا برن یه دانشگاه خوب، ریک

باشه، تو الان داری واقعاً دیوونه بازی درمیاری

من فقط واقعاً خوشحالم که مجبور نیستم با هیچ کدوم از اینا سروکار داشته باشم

چون همه دانش‌آموزای من خیلی بالاتر از میانگینن

همه‌شون؟ آره

محاله که همه دانش‌آموزای تو خیلی بالاتر از میانگین باشن

بعضی از دانش‌آموزات باید متوسط باشن

خب، من فقط یه معلم خوبم

چرا باید... مـ... من گیج شدم. چی داری میگی؟

فکر کنم بعضی از دانش‌آموزات دارن تقلب می‌کنن

تو کلاس من هیچکس تا حالا تقلب نکرده

تقلب نمی‌کنن یا مچشون گرفته نمیشه؟

بذار یه چیزی بهت بگم. مردم همیشه تقلب می‌کنن

اونا تقلب نمی‌کنن. تقلب یعنی تلاش. اشکال نداره

ایوان، حالا بیا. چی؟

بیا، بیا. بیا. چی؟ چی؟ دارم غذا میخورم

آره، تموم شدی

چرا والدین دارن بهم زنگ میزنن و میگن

تو کلی بچه رو تو کلاس انگلیسی سال یازدهم انداختی؟

چون کلی بچه رو تو کلاس انگلیسی سال یازدهم انداختم

من می‌میرم. اونا لایق این نمراتن، گرنت

به این نگاه کن. آره

اینو بخون. "به عنوان یک مدل زبانی هوش مصنوعی

من قادر به انجام این درخواست نیستم."

چرا اون قادر به انجام این درخواست نیست؟

یعنی چت‌جی‌پی‌تی نوشته

مگه مجاز نیست؟ این آینده‌س. به این یکی نگاه کن

باشه. "پس، این بود قضیه نشان سرخ شجاعت."

بعد زیرش خط کشیده و اموجی پسر باحال با عینک آفتابی رو گذاشته

این یه دیدگاه واضحه. این دیوانگیه

خیلی خب. ایوان، مادر، لیندا هریسون رو یادت میاد؟

همونی که ازت شکایت کرد چون جلوی پسرش مالکوم رو بوسیدی؟

یادت میاد؟ بله، البته که لیندا هریسون رو یادمه

اون سعی کرد منو به خاطر گناه بوسیدن یه مرد اخراج کنه

خب، تو الان پسر کوچکترش رو انداختی

اوه، لعنت. آره. فقط ۱۱ ثانیه طول کشید

بعد از اینکه کلاس تو تموم شد، مستقیم به دفتر من زنگ زد و درخواست جلسه با تو رو کرد

من باهاش ملاقات نمی‌کنم. اوه، نه، نه، نه، نه، نه

اگه از ملاقات باهاش امتناع کنی، اخراج میشی

این منصفانه نیست. نیست

اما اگه این زن رو آروم نکنی، اون‌وقت من اخراج میشم

و یه مدیر جدید استخدام میشه

که شخصاً توسط لیندا هریسون و پیروان مطیعش انتخاب میشه

و بعد... بعد فکر می‌کنی کسی که جدید میاد اینجا و می‌شینه...

از اون مزخرفات با اصول والای تو حمایت می‌کنه؟

کی داره مدرسه رو اداره می‌کنه، گرنت؟ ما یا اونا؟

اونا. اونا. اون. اون.

خشم یه والد نگران، ایوان، از هر چیزی بدتره.

تو می‌دونی اون چقدر نفوذ داره؟

نفوذ؟ منظورت از نفوذ چیه؟ اینجا مدرسه دولتیه.

چی؟ داره دولت رو تأمین مالی می‌کنه؟ حامی‌ها، ایوان.

اون و شوهرش، دیل، حامی‌های خیلی بزرگی هستن، باشه؟

رستورانشون کلی پول به این مدرسه کمک می‌کنه.

خب، گوش کن. بهش بگو ممنون بابت نگرانیش.

من واقعاً برای احساساتش احترام قائلم.

درباره اینکه من کلاسمو چطور اداره می‌کنم. تو باهاش قرار ملاقات داری.

ایوان، شوخی نکن. تو امشب باهاش قرار ملاقات داری.

اگه یه کاری باشه که من امروز انجام نمیدم، اینه که...

ما برای لیندا هریسون جا رزرو کردیم. من میتونم کاری کنم زنا عاشقم بشن.

فقط نقد؟ اینو ببین. فقط نقد. یوهو!

اوه، من پول نقد ندارم.

ببین کی اینجاست! وای.

شما حتماً آقای ایوان مارکز هستین.

لیندا هریسون. از آشناییتون خوشبختم. لیندا هریسون. درسته.

و شما خانم گوئن هستید. من بهترین دوستشم.

من خانم سندرس هستم.

شما خانم سندرس هستین. بله.

بلیک خیلی از شما تعریف می‌کنه. اوه!

درباره این موهای پرپشت بهم نگفته بود.

ممنون. منم سر شما رو دوست دارم.

خیلی ممنون. و منم از اون موهای کوچیکی که اونجا دارین خوشم میاد.

خیلی خب، همگی، بفرمایید داخل.

ما براتون یه میز وی‌آی‌پی گرفتیم. باشه؟

دانا، صاف وایسا. شبیه چوب دستی چوپان شدی.

وینستون! ببین، برام مهم نیست اون ناگت‌ها دارن کجا میرن.

بیارشون اینجا. به این میگیم تغییر مسیر.

ناگت مرغ به عنوان پیش‌غذا.

این نابغه است. در واقع ناگت استیک هستن.

من اختراعشون کردم.

و الان با وکیلا تو مراحل ثبت اختراع هستیم.

دیل داره باهاشون بحث می‌کنه. می‌دونید که چطوریه.

آره. آره. ما که نمی‌دونیم.

ما "شرک تانک" رو دیدیم. آره.

اوه، لعنتی. اینا عالین. می‌خواستی حرف بزنی، لیندا؟

بله. بذارید به محض اینکه اسپریت‌ها رو آوردن درباره‌اش حرف بزنیم.

وینستون عزیزم، می‌خوام بیارمت اینجا. بیا اینجا قزل‌آلای کوچولوی من.

می‌تونیم سه تا اسپریت داشته باشیم؟ حتماً.

حالا. آره.

اون تنها پیشخدمت اینجاست؟ نه، ولی اون مورد علاقه منه.

ما تو اسپریت‌ها شربت دابل می‌ریزیم.

من ازتون نپرسیدم چی می‌خواین بنوشین چون هیچ‌کس از اینجا بیرون نمیره...

بدون اینکه اسپریت دابل منو امتحان کنه.

یه اختراع دیگه؟ بله.

بله. این محشره. من عاشق اسپریت هستم.

می‌دونید، دیل به من میگه ویلی وانکا با عمل سینه.

من گفتم: "دیل، اینجا نگرد،

به همه بگو که من عمل سینه کردم."

من بهش فکر کردم.

نه. گوندولین، این کارو نکن.

من هر بار که پرواز می‌کنم می‌ترسم.

خب می‌خواستی درباره... اوه خدای من... حرف بزنی.

شماها اینقدر خوش‌صحبتین که کلاً یادم رفت.

خیلی خب، آقای مارکز، نمرات.

یعنی، نظرمون چیه اینجا؟

خب، ما فکر می‌کنیم...

که نمرات باید دقیقاً نشون‌دهنده کار باشن.

اوووم. خدایا، اینو شنیدم.

من فقط دارم فکر می‌کنم...

نمیشه تغییرشون بدیم؟

فقط یه کوچولو. مثلاً، فقط یه بار، یه ذره کمک.

تو چی فکر می‌کنی، گوئن؟

خب، شما می‌تونید چون معلم هستین، مثلاً...

یا نه.

اون می‌تونست ولی این کارو نمی‌کنه. این مثل سیگنال‌های متناقضه.

لیندا، واقعاً موضوع نمرات هست؟

بله، چرا؟ چیز دیگه‌ای نیست؟

مثلاً چی؟

اتفاقی که پاییز افتاد...

شما داشتین منو به خاطر بوسیدن دوست‌پسرم...

جلوی یه گروه از دانش‌آموزا تحقیق می‌کردین. اوه عزیزم، اون قضیه دیگه تموم شد و رفت.

خب؟ برام مهم نیست که شما گی هستید.

ذره‌ای برام مهم نیست که شما گی هستید.

به شرطی که شما هم براتون مهم نباشه که من یه قطره کوچیک جین تو اسپریت دابلم قاطی می‌کنم.

موقع ناهار.

هر دومون کارهای خاص خودمونو داریم. آره.

به هر حال، من باید روی نمراتی که هستن پافشاری کنم.

من یه معلمم، و وظیفه‌مه که نمرات دقیق بدم.

خب، عیبی نداره.

اعتراف می‌کنم می‌خواستم در این مورد با هم هم‌نظر باشیم.

می‌بینم که نیستیم.

و ما می‌تونیم ادامه بدیم، عزیزم. واقعاً؟

به عنوان یه صاحب کسب و کار، باید کاری که لازمه رو انجام بدم تا صداقتمو حفظ کنم.

و شما هم به عنوان یه معلم باید همین کارو بکنید.

و من بهش احترام می‌ذارم.

وای. باشه.

نشون‌دهنده قدرته. نشون‌دهنده شجاعته.

موافقم. ممنون.

خوش گذشت. آره.

فکر می‌کردم این یه مشکل بزرگ‌تره.

یکم ترسناکه. همه‌چی مهمون ماست.

باید مرخص بشم. اوه، ما رو ترک می‌کنید؟

سرآشپز گری واقعاً سر حاله.

برای غذاهای مخصوص امشب بذارید بهتون بگم چی...

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left