Gunfight at the O.K. Corral

Gunfight at the O.K. Corral

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Gunfight at the O K Corral (1957) 720p Yunes M
Komentar oleh Yunes

Tag

720p
720
Diterbitkan pada: 2014-04-12
Unduhan: 67
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

"كاري از تيم ترجمه مدياسيتي" Mediasity

سلام "اد" داك هاليدي كجاست؟

تو هتله ..منتظر شما بود كه

بهش بگو كه من منتظرشم

"لازم نيست "اد همه شهر ميدونه كه تا الان منتظرش بودي

قبل اينكه يك ...خون ديگه ريخته بشه

فقط برو و كارايي كه ميگن رو انجام بده

"و كاري به كار من نداشته باش "شنسي

برادرت هم اينجا اومده بود و بوي گند مشروب ميداد و دنبال دعوا بود

ويسكي، روي اون ميز روي "هاليدي" تفنگ كشيد

خوش باش، اد

تفنگ هاتون بايد چك بشه اگه ميخواين اينجا بمونيد

بطري رو بده

ديگه شانسي نداري، داك

بيلي" دو نفر رو با خودش آورده"

بيا تا وقت هست از اينجا بريم عزيزم

همه شهر و آدم-هاش، حتي اون مارشال به درد نخور برات نقشه كشيدن

راست يا دروغ اونا برا يه قتل ديگه حلق آويزت ميكنن، خودتم ميدوني

داك

تو حتي به حرفم گوش نميدي

كيت" آقاي "بيلي" از فورت وورس" ...به اينجا اومده كه

من رو به خاطر جوون مرديش ببينه

جوونمردي

خوشايند نيست كه من شهر رو الان ترك كنم. هست؟

ديگه درباره جوونمردي و اينجور حرف-ها به من چيزي نگو

يه مورد اخلاقي ناب ...اما

اينطور موضوعات رو اشخاصي مثل تو نميتونن درك كنند

چرا هميشه باهام مثل يه آشغال رفتار ميكني؟

تو از من بهتر نيستي

اين ديگه بحث انگيزه اوه.. واقعا؟

تو و اون قطره مگنوليات

بزار يه چيزي بهت بگم، داك هاليدي

اينطور حرف زدن-ها و اين لباسا تو رو يه جنتلمن نميكنه

تو هم يه آشغالي، درست مثل من

و از شنيدن حرفات درباره مزرعه جورجيا

و اون دوستاي سفيد برفيت حوصله-ام سر رفته

اونا ديگه رفتن ديگه همشون رفتن

آره همينطوره كه ميگي

منم اينجا كنار تو-ام

خونوادت خودشون رو كشتن تا تو مثلا

بري به مدرسه دندونپزشكي، هه

واقعا آدم باحالي هم از آب در اومدي

واقعا بهت افتخار ميكنن

ديگه اسم خانوادم رو به زبون نياري

لطفا

داك، لطفا

بيلي" رو بيخيال شو"

بيا تا وقت داريم از اينجا بريم

...شايد

شايد اصلا بريم به لاردو همونطوري كه ميگفتي

و يه راهي واسه سرفه كردنات پيدا كنيم

هر روز داره بدتر ميشه

واقعا تحت تاثير رفتم به خاطر نگرانيت

خودتم ميدوني كه چه حسي بهت دارم

من دقيقا ميدونم كه چه حسي داري

..نميدونم

نميدونم اگه بلايي سرت بياد بايد چيكار كنم

اون موقع فقط بليت غذا خوردنت رو از دست ميدي و بس

اينجوري با من صحبت نكن، داك

من كه باهات خوب بودم، نبودم؟

چرا حتي يه لحظه هم به من فكر نميكني؟

خيلي خب، برو پيش شنسي و بهشون بگو كه دارم ميام اونجا

لطفا نرو كاري رو كه گفتم انجام بده

يكم پول لازم دارم

"سلام، "وايات

"كاتن ويلسون"

خيلي وقت ميشه

پسر، من خيلي خسته-ام

اميدوارم كه خبراي خوب بهم بدي

آيك كلنتون" سه روز پيش از اينجا" رد شد و داشت سمت شرق ميرفت

"فكر كنم ،"ويكو

جاني رينگو" هم باهاش بوده"

به سمت شرق؟ تلگرافم رو نگرفتي؟

چرا

چرا نگهش نداشتي؟

من بهونه اي نداشتم تا آيك كلنتون رو نگه دارم

بهونه-اي نداشتي.؟؟

چرا، مرد كلي اتهام بهش وارد شده

من همه اين كارارو كردم تا اون به "گريفين" بياد

من فكر ميكردم اگه يه مرد تو كل تگزاس باشه كه بتونه دستگيرش كنه، اون تويي

"حالا تو جوش نزن "وايات

كاتن" من وايات اييرپم" كه داري صحبت ميكني

ده سال پيش تو تنهايي

به شهر اوكلاهوما ميرفتي

و سه نفر رو تنهايي كله پا ميكردي

ده سال، زمان طولانيه

فكر كنم ديگه پير شدم

هر كي بهم ميگفت كه كاتن ويلسون يه بزدله

من در جواب ميگفتم، دروغه تو حق نداري اينطوري باهام صحبت كني

من با شرورترين افراد روبرو شدم

پس چرا جلو "رينگو" و "كلنتون" رو نگرفتي؟ چرا؟

اگه نميتوني از پسش بر بياي برو كنار مدالات بگير بخواب

بگيرم بخوابم؟

من 25 ساله كه كلانترم و تو هر جهنم دره-اي رفتم

ميدوني چي دستگيرم شد؟ يه اتاق اجاره-اي 12 دلاري

پشت يك خوابگاه كثيف با يه ستاره حلبي

فكر ميكني من دوست داشتم كه آخر عاقبتم اينجوري بشه؟

برا من ديگه آخر خطه، وايات

شتريه كه يه روزي در خونه تو و همه آدم هاي ديگه هم مي خوابه

اون بو گندو بزدل كجاست؟

آروم باش، اد

هاليدي، فقط ميخواد كه تو رو عصباني كنه

به نظرت هاليدي داره چيكار ميكنه؟

داك يه خورده اونارو آويزون نگه ميداره

وايات اييرپ اي پدرسوخته

چرا خبر ندادي كه اومدي تو شهر؟

"خوشحالم كه ميبينمت "جان سلام مارشال

بيا بشين

سيگار؟

ناقلا پدرسوخته

معلومه كه راه طولاني داشتي از شهر "شاين" تا به اينجا

شهر هاي السووث، ويچيتا و الانم كه دالج سيتي

خنده داره، من هيچ وقت تو رو به عنوان يه كلانتر نميتونستم تصور كنم. خيلي شر وشور بودي

منم خودم رو يك كلانتر به حساب نمياوردم

يك استيك توپ واسه آقاي "اييرپ" درست كن

چشم قربان ميان وعده مورد علاقه من

برادرا چطورن؟ خوب، "ويريجيل" و "مرگان" ازدواج كردن

ويريجيل و مرگان ازدواج كردند؟ چي ميدوني؟

جان، من به كمك نياز دارم

هر كاري كه از دستم بر بياد

آيك كلنتون و جاني رينگو سه روز پيش از اينجا رد شدند

كلي جرم دارن

من به "كاتن" تلگراف زدم كه نگهشون داره، اما نكرد

كاتن زده به جاده خاكي

تو چيزي ميدوني؟ ..كاش ميدونستم، اما

يه لحظه، يه لحظه وايسا

داك هاليدي باهاشون پوكر بازي ميكرد شايد يه چيزايي بدونه

ساقي! ساقي

يكم ويسكي به درد بخور بيار

"اون "اد بيليه داك هاليدي" برادرش رو كشته"

يارو داشت التماس ميكرد مست اومد داخل و تو ورق بازي هم داشت تقلب ميكرد

تفنگ سمت داك هاليدي گرفته بود تا حالا داك هاليدي رو ديدي؟

يه بار ردش رو گرفتيم يه دندونپزشك بود ظاهرا

ميدوني ، من مردايي رو ديدم كه دعوا راه ميندازند

ظاهرا دردسر خود به خود مياد سراغش

هر كي كه ميخواد به عنوان يه هفت تير كش اسم در كنه

"دلش ميخواد تا اونو بفرسته قبرستون "بوت هيل

خودت كه ميدوني وقتي يكي اسم و رسم در مياره اوضاع-ش چجوري ميشه

قطعا ميدونم

هاليدي كجاست؟ بهتره تا دير نشده برم سراغش

تو هتله استيك رو گرم نگه-دار تا برميگردم

اون شاخش بلنده ها

هاليدي

بشين، راحت باش فكر كن كه دعوتي و مثل مهموني

...نميدونم يادتون مياد "آره يادمه، "وايات اييرپ

ده سال پيش يكي از دندونات رو كشيدم

اگه همون موقع كه رو صندلي بودي ميفهميدم كه يه روز قراره همچين آدمي بشي ، ميدونستم.. هه

شنيدم يه كار جديد دست و پا كردي

خيلي بد شد، تو يه دكتر نمونه بودي بيمار هاي من خوششون نميومد وقتي سرفه ميكردم

يكم اطلاعات ميخوام

اسم اين بازي، فال ورق يك نفره است

من شرايط مناسب براي تجارت اسب رو دارم

عصرتون بخير آقاي اييرپ

من يه چيزي ميدونم كه ميتونه نظرت رو جلب كنه

اينطور نيست

"تصور كن كه ميخواستم بگم "اد بيلي

يه تپانچه كوچيك داخل بوتش مخفي كرده

چپ يا راست؟ چپ

بايد عرض كنم كه اطلاعات خوبي بود بيلي چپ دسته

آيك كلنتون و جاني رينگو، سه روز پيش از اينجا رد شدن

تو باهاشون ورق بازي ميكردي كدوم طرف رفتن؟

من رو بزن فكر كردم كه داريم با هم معامله ميكنيم

اين چيزيه كه تو ميگي من قراري نذاشتم

اما تو ميدوني كه كجا رفتن، نميدوني؟ گوش كن، تو پريدي وسط بازي من

نفرت زيادي از قانون داري اينطور نيست؟

دليلي هست كه نداشته باشم؟

برادرت "مرگان" سال پيش من رو از ددوود انداخت بيرون

و ده-هزار دلار پولم رو توقيف كرد

واقعيات امر اينه كه شما چندتا برادر هم داري

كه همه مناطق مرزي رو كلانتري ميكنن اينطور نيست؟

من دوباره ميبينمت، هاليدي

اگه اين طرفا باشي

چي دستگيرت شد؟ هيچي

گمونم رفتن سمت تووم استون آيك يك مزرعه بزرگ اونجا داره

اما مطمئن نيستم

مگه برادرت "ويريجيل" مارشال تووم استون نيست؟

آره، يه تلگراف براش زدم و بهش گفتم

كه گوش به زنگ باشه

ميخواي چيكار كني؟ اونجا كاري واسه من نيست

مسيرش مثل يخ سرده

من فردا صبح برميگردم سمت داج سيتي

آقاي هاليدي؟ بله

ممكنه صورتحسابتون رو تصفيه كنيد؟

راستش قربان منظورم اين بود كه ما نميدونيم كه آيا ميخواين بازم تو هتل بمونيد يا نه

من 15 دقيقه ديگه خبر ميدم بهت

داك، داري ميري تو يه عالمه ورق بازي

اگه بيلي نگيرتت، مارشال گيرت ميندازه تا وقت داري از اينجا برو

اگه ميخواي بميري پس به كارات ادامه بده

شايدم بخوام بميرم

هاليدي، بايد تفنگت رو چك كنيم

"عصربخير "هري طبق معمول

چشم قربان

شنيدم يك جنتلمن از فورت ورث اومده اينجا كه من رو ببينه

اين نجيب-زاده بايد ميفهميد كه برادرش

بهتر از خودش ميتونه كه با يه ورق باز ماهر روبرو بشه

اگه اين آقاي نجيب-زاده رو ديدي بهش بگو

كه من تو قبرستون بووت هيل منتظرشم

فقط يك مسير داره كه از اونجا عبور كنه اونم به طرف پايينه

...فكر كنم كه

همچين آدم باشخصيتي هم نيست..

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left