200 baris pertama.
...آنچه در ریوردیل گذشت
داستانمون دربارهی یک شهره زمانی سرحال و بیگناه بود
ولی الان بخاطر قتل مرموز جیسون بلاسم در روز
چهارم جولای تغییر کرده
میشه صحبت کنیم، خانوم گراندی؟ - دربارهی چی؟ -
شما دبیر موسیقی هستید میتونیم دربارهی موسیقی صحبت کنیم؟
چرا باید از شهر بره؟
چون به نفع همهست
وسایلم رو جمع میکنم فردا صبح میرم
تنها ملکیـه که بهنام خودمه و به نام پدرت نیست
بتی، میتونم کاری برات انجام بدم؟ - یه کار -
نمیتونم بزارم همسر هایرام لاج، کسی که
بخاطر کلاهبرداری و اختلاس محاکمه شده با من سر و کار داشته باشه
...اوه، هایرام
بقیهش کو؟
با اون مرد موتورسوار دیدمت
پدرت افعیهای جنوبشهری رو استخدام کرد
عجب تختهی قتلی داری، بابا
کی اینکارو انجام داده؟
هر شهری یهدونه داره
خانهی ترسناکی که همهی بچهها نزدیکش نمیشن
خونهی ترسناک شهر ما تورنهیل بود عمارت خانوادهی بلاسم
که قبرستان خودش رو داره
و در بین دیوارهاش گیر افتاده
و زنی وحشی داخلش قرار داره شرل بلاسم
هنوز برای برادر موردعلاقهش سوگواری میکنه، جیسون
با اینکه زنده بودن با مرگ اتصال داشتن
بهت گفته بودم، شرل
دیگه توی تخت جیسون نخواب
داشتم روی مداحی کار میکردم
برای جیجی - زحمت نکش -
قرار نیست توی یادبوش سخنرانی کنی
خدا میدونه میخوای چی بگی
یه چیزی میگی که آبرومون بره؟
نه
هی، راکی - سلام -
میدونی، هیچوقت فکرنمیکردم بگم ...دلم واسه گیتار زدنت تنگ شده، ولی
شرمنده، بابا
میخوام بدنم رو واسه برگشتن به زمین آماده کنم
پس، اینکارا فقط واسهی فوتبالـه؟
مربی کلیتون میخواد ترکیب اصلی جدید رو بچینه یه کاپیتان جدید انتخاب کنه
مثل حرفی که زدی فوتبال باعث میشه بورسیه بگیرم
که میتونم باهاش برم دانشگاه تا بتونم موسیقی رو مطالعه کنم
کاپیتانها میتونن بورسیه بگیرن
تختهی قتل جیسون بلاسمی که بابام داشت اینطوری بود
قبل از اینکه خرابش کنن
تونستید بفهمید کار کی بوده؟ یا اینکه دنبال چی میگشتن؟
نه اثرانگشتی بهجا نمونده بود
ولی چندتا پرونده و بررسیهای سوابق رو دزدیده بودن
و همینطور تمام فیلمها و صداهای مصاحبههای پلیس
...سلام، بتی
!ترو، سلام
...ببخشید مزاحم شدم - اوه، نه... عیبی نداره -
...داشتیم روی - تختهی قتلمون کار میکردیم -
خب، فقط میخواستم مطمئن بشم واسه برنامهی فردا اوکی باشیم
کاملاً، قرارمونـه
یعنی، میبینمت اونجا بای
خب، میبینمت. بای - خب... بای -
با ترو میری سر قرار؟
مامان کوپر خبر داره؟
کو، من که بازداشت خانگی نیستم
باشه، اون با چندتا زن روزنامهنگار برای آبدرمانی از شهر خارج شده
بگذریم، یه قرار اونجوری نیست
خودت گفتی قراره
رسماً گفتی قرارمونـه
فقط واسه پوشش میگم
جدی میگم، فقط یه مأموریت دورهمی اطلاعاتیـه
باید روی چیزی که پدرت بهش دسترسی نداره تمرکز داشته باشیم
دانشآموزهای دبیرستان ریوردیل
میدونی، شاید ترو یهچیزی دربارهی جیسون بدونه که فکرمیکرده مهم نیست
!گندش بزنن
...اندروز
چه غلطی میکنی؟
حواست کجا بود، اندروز؟
چون الان توی زمین من نبودی
ببخشید، مربی
!منتل
چیه، مربی؟
میخوای کاپیتان باشی؟
معلومه که میخوام
پس به این میگیم مسابقهی اسبسواری، رفقا
حالا، یه هفته وقت دارید که نشونم بدید کی میخواد کاپیتان بشه
موفق باشید
...ببین، رج - چیزی نگو، اندروز -
اگه کسی لیاقت کاپیتان شدن و پوشیدن شمارهی جیسون رو داشته باشه، منم
نه تو
سفارش همیشگیـت بوقلمون روی گندم سیاه، چسبیده به گوجه، میبری
عالیه. میشه یه لیوان قهوهی بزرگ واسه بردن بگیرم؟
اصلاً نخوابیدم
آرچی کل روز بیداره
گوش کن، داشتم فکرمیکردم شاید یه ریسک دیگه بکنیم
و یه قرار دیگه بزاریم
خب، نظرت چیه؟ شام؟
فرد... من متأهلـم
و تو هم هستی
من گیج شدم
...یعنی توی ورودی
قرار نبود؟
کاملاً اشتباه از من بود باید برم
هی، فرد وایسا
عیبی نداره بعداً میبینمت
بتی، کبکت داره خروس میخونه
همهچیز رو دربارهی این ترو بهم بگو
اوه، چیزی واسه گفتن نیست
فقط یکی از منبعهای خبریِ بتیـه چیز رمانتیکی بینشون وجود نداره
چرا اینجا همهچیز عجیبه؟
چرا یه قرار نمیتونه یه قرار باشه؟
تو چطور، آرچی؟ زندگی توی دنیای بدونِگ چطوره؟
بدونِگ. بدونِ گراندی چیه، واسه شوخی زوده هنوز؟
مربی کلیتون میگه شانس کاپیتان تیم شدن رو دارم
پس فعلاً به چیز دیگهای فکرنمیکنم
بازم شدی همون آدم حوصلهسَربر قبلی
داری بخاطر نادیده گرفتن احساساتت روی فوتبال تمرکز میکنی؟
من چیزی رو نادیده نمیگیرم، بتی
میخوام زندگیم رو سروسامون بدم
میتونم کمکت کنم
میدونم خانوم گراندی مربیت بود
کتمانحقیقت بزرگ امسال
ولی یه سرودنویس عالی اهل نیویورک هستش
که تو دانشگاه کارسون استاد فرعیـه
مربی فوقالعادهایه
درکنارش مربی هم هست و من دربارهت بهش گفتم
میخوای باهاش آشنا بشی؟
آره، خیلی دوستدارم ...ولی فوتبال
نه، آرچی میتونه و میاد
اگه خواستی بهش زنگ بزن، ولی زود بزنگ
خیلی زود وقتش پر میشه
ممنون، وال
هی، حالا دیگه هیچ بهانهای برای دوری از موسیقی نداری
شرمنده مزاحم باشگاه صبحونهی غمانگیز شدم
ولی اومدم که بهصورت رسمی شما رو
به مراسم یادبود جیسون توی تورنهیل آخر همین هفته، دعوت کنم
برای سورپرایز و آزردن من مادرم شما رو به لیست مهمونها اضافه کرده
اگه وسوسه شدین که شمعدونیهای نقرهمون رو بدزدید اینکارو نکنید
کیفهاتون رو میگردیم
هی، سعی کن یادت نره اون داره برادرش رو دفن میکنه
شرل، وایسا
تو ناراحتی این هفته خیلی واست ناراحتکنندهست
واسه همین اینقدر منفور شدی
شاید. منظورت چیه؟ - ببین، نمیخوام تا ابد -
باهمدیگه دعوا داشته باشیم
این دعوا فقط به نفع یکی تموم میشه
نابودیِ دوطرفه
قبول دارم - ...خب، میشه فقط -
دوست باشیم؟ یا، حداقل، دوستدشمن باشیم؟
اگه واقعاً میخوای باهم دوست باشیم
بیا به مهمونی بیرون خوابیدنی که میخوام راهبندازم
قبوله
حتماً. کِی؟
شب قبل از یادبود
نمیخوام شب قبل از دفنکردن برادرم رو تنها باشم
سلام، آقای کستیو؟
بله، من آرچی اندروز هستم
یکی از دوستای والریام
«ریــوردیــل»
« تـــرجــمـــه از : امــیرعلــی، کـسـری » « illusion, Caseraw »
دربارهی موسیقیت باهام حرف بزن
امسال تابستون شروع کردم به نوشتن موسیقی آقای کستیو
اسکار - اسکار -
بعد از اینکه این پسره توی مدرسهم فوت کرد
این هفته مراسم یادبودش هست
راستش، اولین آهنگم دربارهی اون بود
چند ساعت در روز رو صرف نوشتن میکنی؟
حداقل چندین ساعت
باید عوض بشه
میدونم، عوض میشه وقتی فصل فوتبال تموم بشه
فصل فوتبال؟
آره، من فوتبال بازی میکنم مشکلی داره؟
خودت بگو
قبل از اینکه اولین آهنگم رو بفروشم کل روز رو توی استدیو بودم
کل شب رو پیشخدمت و متصدی بار بودم
میانبُری وجود نداره مگه اینکه اعجوبه باشی
مطمئنم اعجوبه نیستم
آهنگی داری که بتونم گوش بدم؟
بله، بله
برگههات کجاست؟
برگههای موسیقیت؟
من تئاتر درس نمیدم
سرودنویسی درس میدم
روی ساخت، سرایش و متن تمرکز میکنم
برای اینکه حتی بخوایم بهطرز سازندهای روی آهنگهات کار کنیم
باید باهم همعقیده باشیم
مثل، صفحههای واقعی
باشه، آهنگهام رو روی برگه مینویسم
برای فردا
فردا؟
مراسم یابود جیسون توی این اتاق برگزار میشه
قبل از اینکه توی قبرستان
تورنهیل، آرامش ابدی پیدا کنه
همهی آدمای لیستمون رو دعوت کردیم
چه لیستی؟
لیست سوژهها، معلومه دیگه
مردمی که ازمون کینه دارن
خیلیهاشون خانوادههای مؤسس ریوردیل هستن
گفتنش باعث شرمندگیـه
یه نفر توی این شهر جیسون رو کشته
میدونی، نظر ما هم همینه
چون هرکسی وارد خونهم شده
میدونسته من توی ورودی هستم
که یعنی، یه احتمال خیلی واقعی هست
No comments yet. Be the first to leave one.