Bosch

Bosch

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 6

Informasi rilis

Bosch S06E09 1080p 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Bosch S06E09 iNTERNAL 1080p 720p WEB H264-GHOSTS
Bosch S06E09 1080p 720p WEB H264-iNSiDiOUS
Bosch S06E09 1080p 720p WEB H264-XLF
Bosch S06E09 WEBRip x264-ION10
Komentar oleh StarTak
TvWorld.iNFO » StarTak

Tag

web
720p
720
1080
TS
webrip
x264
BRip
Diterbitkan pada: 2020-06-20
Unduhan: 53
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »

‫هری.

‫باید زنگ میزدی.

‫زدم.

‫داشتم استراحت میکردم.

‫روز طولانی ای بود.

‫- دوستای قدیمی ات هستن؟ ‫- واقعاً میگم... کاشکی زنگ میزدی.

‫زدم. اونم دو بار. ‫پیام صوتی هم فرستادم.

‫خب پس ، احتمالاً باید مهم بوده باشه.

‫به هر حال این همه راه تا اینجا اومدی.

‫گمونم اونی که دیزی رو کشت رو پیدا کردم.

‫خب.

‫خدای من.

‫مطمئنی؟

‫خودشه.

‫ولی باید ثابت کنم.

‫اه.

‫خب پس...

‫وقتی تموم شد بهم خبر بده.

‫ممنون از خبرت.

‫هی ، ببین.

‫لیز... داستان چیه؟

‫اینجا داری چیکار میکنی؟

‫به نظرت دارم چیکار میکنم؟

‫دارم راهمو پیدا میکنم.

‫خیله خب.

‫شاید به نظرت معجره به نظر میاد ، نه؟

‫اینکه بری سر کار ، بری ملاقات بقیه...

‫بعد برگردی توی یه آپارتمان خالی.

‫تغییر "یک فرآینده".

‫سیکتیر کن باو.

‫چیزایی که من از دست دادم...

‫کارایی که من کردم...

‫هیچکس خبر نداره.

‫حتی تو.

‫بهتره برگردم داخل.

‫هی ، به حامی‌ـت زنگ بزن.

‫برو خونه ، هری.

‫تــرجــمــه از ســـامــــان StarTak

‫قسمت 9 از فصل 6 باش ‫ شب مقدس تاریک

‫اخیراً به یه دلال مواد ، برخوردم.

‫یه جورایی سرکرده‌س.

‫یه دومنیکن.

‫به این فکر میکردم که شاید بتونم ، ‫رابطه شغلی باهاش ایجاد کنم.

‫دلالی مواد؟

‫اینکه از خیریه ام برای

‫پولشویی واسش، استفاده کنم.

‫پولای کثیفشو تمیز کنم.

‫خب بهش چی گفتی؟

‫چی میتونستم بگم؟

‫نه ، جواب رد دادم ، البته.

‫خب اینجا من چه غلطی دارم میکنم؟

‫من یه شهروند صادقی هستم.

‫این وظیفه منه که به یه مرد قانون ، ‫گزارش بدم.

‫اسمی داری؟

‫فلیکس ماریاما.

‫یه نگاهی بهش میکنم.

‫مرسی ، آه یه چیز دیگه.

‫اسم اون هایی که دو تا کارآگاهاتون رو کشتن...

‫هم میشناسم.

‫دارم گوش میدم.

‫جان وینستون ،

‫و رابرت مارول.

‫پوششم لو رفته.

‫همینطوره.

‫و جاسوسمم زده پلیسات رو کشته.

‫لعنتی.

‫بهش اعتماد داری؟

‫اگه واسش سودی داشت ،

‫ترجیح میداد که نگه.

‫به خاطر مصلحت به اطرافیانش خیانت نمیکرد.

‫و اطلاعاتی نمیداد.

‫آوریل اینطوریه. ‫همینطوری هم قسر در رفته.

‫ریسکش زیاده.

‫ممکنه جیک ها بپیچن بهش.

‫کی قراره حرف دو تا قاتل پلیس رو باور کنه؟

‫نمیدونم چی به چیه.

‫باید این دفعه نسبت به این حرومزاده ‫محتاط باشیم.

‫اوکی.

‫یه تماس با RHD بگیریم.

‫ببینیم چیکار میتونیم بکنیم.

‫تماس گرفتم.

‫خبری شد ، بهم بگو.

‫هی.

‫درخواستت همین الآن رسید.

‫برای پرونده دیزی کلینتون ‫مورد جدیدی پیدا شده.

‫- تا کی بهش نیاز داری؟ ‫- الآن.

‫ببین حتی اگر من هم سرم شلوغ نبود...

‫بررسی داده ها و ‫بررسی ناظر ...

‫چقدر؟

‫یه هفته ، احتمالا.

‫دیزی 14 سالش بود ، واندا.

‫بهش تجاوز شد ، به قتل رسید ‫و مواد شیمیایی بهش زدن.

‫بعد مثل تابلو به نمایش اش گذاشتن.

‫لعنتی.

‫برای دستگیری کافی نیست.

‫حداقل میتونم باهاش یه حکم جور کنم.

‫ببینم چیکار میتونم بکنم.

‫ممنون.

‫دفاعیه عنوان میکنه که...

‫دلیلی برای شنود وجود نداشته.

‫مگه قاضی تصمیم نگرفته بود...

‫- که به ما مجوز بده؟ ‫- چندلر ادعا میکنه که من گمراهش کردم.

‫حداقلش داره قضاوتِ شما رو زیرسؤال می بره.

‫ولی جفت اسمتون روی حکم هست.

‫کی بود...

‫جانسون و مور، ‫کسایی بودن که شنود کار گذاشتن؟

‫- آره. ‫- ممکنه بهشون نیاز پیدا کنم.

‫درگیر تلفن بازی با مامور ریس‌ام. ‫ (زنگ میزنم، اون جواب نمیده، اون زنگ میزنه، من جواب نمیدم)

‫سوبل میخواست بررسی کنه که شنود...

‫به خاطر آلیشیا کنت بوده... ‫که بوده.

‫رابطه‌ش با همدستش... ‫هویتِ مکس‌ول.

‫هیچکدوم اینا تا زمانی که حکم الزام نداشت، ‫مهم نیست.

‫باید این فرایند رو دوباره ساختار بندی کنیم ‫تا ثابت کنیم طبق اصول‌ بوده.

‫وگرنه آلیشیا کنت قسر در میره.

‫فعلا باید بریم سروقت اون مدارکی که...

‫شما بخاطر همون ، مجوز گرفتید.

‫مطمئنی همون کمپ ـه؟

‫گروه "خیابون کول" آره.

‫به محله "کوئنگا" منتقل شدن.

‫خیلی سخته به آدمایی که نمیخوان،

‫کمک کرد. ستوان.

‫موافقم. ولی اگر بتونیم با توزیع مواد مخدر

‫و اون غارتگرانی که مستقل فعالیت میکنن ‫مقابله کنیم...

‫خدارو چه دیدی.

‫صحبت غارتگر شد...

‫داشت یادم میرفت ، جک کیلورِان.

‫خب؟

‫این صاحبِ امپراطوری ماشین وقتی ‫دست رو دست گذاشته بودیم،

‫خودشو توی کمپ نشون داد.

‫با خدمه فیلمبرداری.

‫به رئیس خبر میدم.

‫ستوان.

‫گروهبان آلوارز.

‫ترس و لرزِ امور داخلی رو حِس میکنم.

‫به نظرت چطور با قضیه کنار میاد؟

‫منظورت ستوانه؟ والا نمیدونم چی بگم.

‫براش آرزوی موفقیت میکنیم.

‫و اونا چی؟

‫Ice Station Zebra ‫(فیلمی با موضوع جنگ سرد و جاسوسی به همین نام)

‫اون فیلم خوبی نبود.

‫نه، نبود.

‫اوه.

‫کارآگاهان.

‫خانوم چندلر.

‫خانم وکیل.

‫توی اداره میبینمت.

‫مدی چطوره؟

‫خوبه ، ممنون که پرسیدی.

‫از وقتی رفته جای خالی اش حس میشه.

‫از این که اون طرفِ ماجرا رو بهش نشون دادی، ممنونم. ‫(منظورش به اینکه وکالت و کارهای قانونی چجوری انجام میشه)

‫میخوام که تابستون بعدی پیشم برگرده.

‫دیوان عدالت همیشه...

‫از وکیل‌های باهوش و پرجرئت استقبال میکنه.

‫دلت رو صابون نزن.

‫اوه ، پس یعنی تصمیم نداره؟

‫نه ، البته که داره.

‫ولی؟

‫نظارت و توازن، هری.

‫سیستم بدون نقد به...

‫نحوه اجرای قانون، کارایی نداره.

‫مثل فلورس و ورونیکا آلن؟ ‫ (پرونده های فصل اول و دوم که چندلر وکیل‌شون بود)

‫قضیه برای من شخصی نیست.

‫ولی برای تو هست.

‫شایدم همین مشکلمون باشه.

‫همکارت میگه...

‫با ناظرش به مشکل خورده...

‫تو هم مجبور میشی بری پیش کاپیتان.

‫اصولش همینه.

‫درسته ، همین باعث میشه تحت فشار باشم.

‫ببین رفتار تو، تحت نظارت نیست.

‫ولی حس میکنم هست.

‫تو تاحالا شاهد این بودی که ‫همکارت نسبت به...

‫ستوان بیلتس ، ناراحتی پیدا کنه؟

‫بودم.

‫به نظرت رفتار نامناسبی داشت؟

‫- نه. ‫- هیچ چیز خاصی نبود.

‫خب ، اونقدر باعث ناراحتی ات ‫شده که به همکارت هم گفتی.

‫من خیلی چیزا بهش میگم،

‫موقع انجام وظیفه.

‫من از کسی نخواستم که ‫مسئله رو راست و ریس کنه...

‫و اینکه اصلا چنین صحبتی نکردم.

‫پس با ستوان بیلتس هیچ مشکلی نداری؟

‫هیچ چیز خاصی نیست که ‫سازمان بخواد بررسی اش کنه.

‫آیا ستوان یا هرکس دیگه ای...

‫تورو بابت این ، تحت فشار گذاشته؟

‫البته که نه.

‫لعنتی.

‫این قضیه خیلی بزرگنمایی شده.

‫خیلی خوب.

‫ممنون.

‫دیروز پلیس‌ها یه تجسس سفت و سخت ‫راه انداختن...

‫تا این خیابون ها رو پاکسازی کنن.

‫و امروز ، شاهد این هستیم ‫که دوباره وضع مثل سابق شده.

‫تازه نه مثلاً دو تا بلوک اونورتر ، همینجا.

‫این عملیات پیاده‌رو های امن چیزی ‫جز یه راه حل موقتی نیست.

‫ساده لوحانه است و ناپایدار.

‫ببینید.

‫بی خانمانی یه پدیده‌ همه‌گیرشده‌ست.

‫ودراینکه باید بهش رسیدگی بشه، شکی نیست.

More Farsi Persian subtitles for Bosch

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left