200 baris pertama.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
هری.
باید زنگ میزدی.
زدم.
داشتم استراحت میکردم.
روز طولانی ای بود.
- دوستای قدیمی ات هستن؟ - واقعاً میگم... کاشکی زنگ میزدی.
زدم. اونم دو بار. پیام صوتی هم فرستادم.
خب پس ، احتمالاً باید مهم بوده باشه.
به هر حال این همه راه تا اینجا اومدی.
گمونم اونی که دیزی رو کشت رو پیدا کردم.
خب.
خدای من.
مطمئنی؟
خودشه.
ولی باید ثابت کنم.
اه.
خب پس...
وقتی تموم شد بهم خبر بده.
ممنون از خبرت.
هی ، ببین.
لیز... داستان چیه؟
اینجا داری چیکار میکنی؟
به نظرت دارم چیکار میکنم؟
دارم راهمو پیدا میکنم.
خیله خب.
شاید به نظرت معجره به نظر میاد ، نه؟
اینکه بری سر کار ، بری ملاقات بقیه...
بعد برگردی توی یه آپارتمان خالی.
تغییر "یک فرآینده".
سیکتیر کن باو.
چیزایی که من از دست دادم...
کارایی که من کردم...
هیچکس خبر نداره.
حتی تو.
بهتره برگردم داخل.
هی ، به حامیـت زنگ بزن.
برو خونه ، هری.
تــرجــمــه از ســـامــــان StarTak
قسمت 9 از فصل 6 باش شب مقدس تاریک
اخیراً به یه دلال مواد ، برخوردم.
یه جورایی سرکردهس.
یه دومنیکن.
به این فکر میکردم که شاید بتونم ، رابطه شغلی باهاش ایجاد کنم.
دلالی مواد؟
اینکه از خیریه ام برای
پولشویی واسش، استفاده کنم.
پولای کثیفشو تمیز کنم.
خب بهش چی گفتی؟
چی میتونستم بگم؟
نه ، جواب رد دادم ، البته.
خب اینجا من چه غلطی دارم میکنم؟
من یه شهروند صادقی هستم.
این وظیفه منه که به یه مرد قانون ، گزارش بدم.
اسمی داری؟
فلیکس ماریاما.
یه نگاهی بهش میکنم.
مرسی ، آه یه چیز دیگه.
اسم اون هایی که دو تا کارآگاهاتون رو کشتن...
هم میشناسم.
دارم گوش میدم.
جان وینستون ،
و رابرت مارول.
پوششم لو رفته.
همینطوره.
و جاسوسمم زده پلیسات رو کشته.
لعنتی.
بهش اعتماد داری؟
اگه واسش سودی داشت ،
ترجیح میداد که نگه.
به خاطر مصلحت به اطرافیانش خیانت نمیکرد.
و اطلاعاتی نمیداد.
آوریل اینطوریه. همینطوری هم قسر در رفته.
ریسکش زیاده.
ممکنه جیک ها بپیچن بهش.
کی قراره حرف دو تا قاتل پلیس رو باور کنه؟
نمیدونم چی به چیه.
باید این دفعه نسبت به این حرومزاده محتاط باشیم.
اوکی.
یه تماس با RHD بگیریم.
ببینیم چیکار میتونیم بکنیم.
تماس گرفتم.
خبری شد ، بهم بگو.
هی.
درخواستت همین الآن رسید.
برای پرونده دیزی کلینتون مورد جدیدی پیدا شده.
- تا کی بهش نیاز داری؟ - الآن.
ببین حتی اگر من هم سرم شلوغ نبود...
بررسی داده ها و بررسی ناظر ...
چقدر؟
یه هفته ، احتمالا.
دیزی 14 سالش بود ، واندا.
بهش تجاوز شد ، به قتل رسید و مواد شیمیایی بهش زدن.
بعد مثل تابلو به نمایش اش گذاشتن.
لعنتی.
برای دستگیری کافی نیست.
حداقل میتونم باهاش یه حکم جور کنم.
ببینم چیکار میتونم بکنم.
ممنون.
دفاعیه عنوان میکنه که...
دلیلی برای شنود وجود نداشته.
مگه قاضی تصمیم نگرفته بود...
- که به ما مجوز بده؟ - چندلر ادعا میکنه که من گمراهش کردم.
حداقلش داره قضاوتِ شما رو زیرسؤال می بره.
ولی جفت اسمتون روی حکم هست.
کی بود...
جانسون و مور، کسایی بودن که شنود کار گذاشتن؟
- آره. - ممکنه بهشون نیاز پیدا کنم.
درگیر تلفن بازی با مامور ریسام. (زنگ میزنم، اون جواب نمیده، اون زنگ میزنه، من جواب نمیدم)
سوبل میخواست بررسی کنه که شنود...
به خاطر آلیشیا کنت بوده... که بوده.
رابطهش با همدستش... هویتِ مکسول.
هیچکدوم اینا تا زمانی که حکم الزام نداشت، مهم نیست.
باید این فرایند رو دوباره ساختار بندی کنیم تا ثابت کنیم طبق اصول بوده.
وگرنه آلیشیا کنت قسر در میره.
فعلا باید بریم سروقت اون مدارکی که...
شما بخاطر همون ، مجوز گرفتید.
مطمئنی همون کمپ ـه؟
گروه "خیابون کول" آره.
به محله "کوئنگا" منتقل شدن.
خیلی سخته به آدمایی که نمیخوان،
کمک کرد. ستوان.
موافقم. ولی اگر بتونیم با توزیع مواد مخدر
و اون غارتگرانی که مستقل فعالیت میکنن مقابله کنیم...
خدارو چه دیدی.
صحبت غارتگر شد...
داشت یادم میرفت ، جک کیلورِان.
خب؟
این صاحبِ امپراطوری ماشین وقتی دست رو دست گذاشته بودیم،
خودشو توی کمپ نشون داد.
با خدمه فیلمبرداری.
به رئیس خبر میدم.
ستوان.
گروهبان آلوارز.
ترس و لرزِ امور داخلی رو حِس میکنم.
به نظرت چطور با قضیه کنار میاد؟
منظورت ستوانه؟ والا نمیدونم چی بگم.
براش آرزوی موفقیت میکنیم.
و اونا چی؟
Ice Station Zebra (فیلمی با موضوع جنگ سرد و جاسوسی به همین نام)
اون فیلم خوبی نبود.
نه، نبود.
اوه.
کارآگاهان.
خانوم چندلر.
خانم وکیل.
توی اداره میبینمت.
مدی چطوره؟
خوبه ، ممنون که پرسیدی.
از وقتی رفته جای خالی اش حس میشه.
از این که اون طرفِ ماجرا رو بهش نشون دادی، ممنونم. (منظورش به اینکه وکالت و کارهای قانونی چجوری انجام میشه)
میخوام که تابستون بعدی پیشم برگرده.
دیوان عدالت همیشه...
از وکیلهای باهوش و پرجرئت استقبال میکنه.
دلت رو صابون نزن.
اوه ، پس یعنی تصمیم نداره؟
نه ، البته که داره.
ولی؟
نظارت و توازن، هری.
سیستم بدون نقد به...
نحوه اجرای قانون، کارایی نداره.
مثل فلورس و ورونیکا آلن؟ (پرونده های فصل اول و دوم که چندلر وکیلشون بود)
قضیه برای من شخصی نیست.
ولی برای تو هست.
شایدم همین مشکلمون باشه.
همکارت میگه...
با ناظرش به مشکل خورده...
تو هم مجبور میشی بری پیش کاپیتان.
اصولش همینه.
درسته ، همین باعث میشه تحت فشار باشم.
ببین رفتار تو، تحت نظارت نیست.
ولی حس میکنم هست.
تو تاحالا شاهد این بودی که همکارت نسبت به...
ستوان بیلتس ، ناراحتی پیدا کنه؟
بودم.
به نظرت رفتار نامناسبی داشت؟
- نه. - هیچ چیز خاصی نبود.
خب ، اونقدر باعث ناراحتی ات شده که به همکارت هم گفتی.
من خیلی چیزا بهش میگم،
موقع انجام وظیفه.
من از کسی نخواستم که مسئله رو راست و ریس کنه...
و اینکه اصلا چنین صحبتی نکردم.
پس با ستوان بیلتس هیچ مشکلی نداری؟
هیچ چیز خاصی نیست که سازمان بخواد بررسی اش کنه.
آیا ستوان یا هرکس دیگه ای...
تورو بابت این ، تحت فشار گذاشته؟
البته که نه.
لعنتی.
این قضیه خیلی بزرگنمایی شده.
خیلی خوب.
ممنون.
دیروز پلیسها یه تجسس سفت و سخت راه انداختن...
تا این خیابون ها رو پاکسازی کنن.
و امروز ، شاهد این هستیم که دوباره وضع مثل سابق شده.
تازه نه مثلاً دو تا بلوک اونورتر ، همینجا.
این عملیات پیادهرو های امن چیزی جز یه راه حل موقتی نیست.
ساده لوحانه است و ناپایدار.
ببینید.
بی خانمانی یه پدیده همهگیرشدهست.
ودراینکه باید بهش رسیدگی بشه، شکی نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.