The Boys of Paul Street

The Boys of Paul Street (A Pál utcai fiúk)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

The Boys Of Paul Street 1968 1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Komentar oleh M_GH_N

Tag

webrip
web
x264
BRip
1080
TS
YTS
Diterbitkan pada: 2023-10-18
Unduhan: 41
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

پسران خیابان پاول

:بر اساس رمانی به همین نام نوشته فرانک مولنار

:فیلم‌نامه نویسان زولتان فابری و اِندره بوهم

:موسیقی امیل پتروویس

:مدیر فیلم‌برداری گریگوری ایلِش

:تهیه‌کننده اِندره بوهم

:تهیه‌کننده اوتو فولد

:کارگردان زولتان فابری

اگر دو ماده شیمیایی...

واکنش مشابه‌ی رو بِدن که با چشم غیرمسلح قابل دیدن باشه

مشاهده نور به‌وجود اومده هم همونطور باشه‌

لزوما به این معنا نیست که دوماده یکسان هستن

برای مثال سدیم و سدیم کلوراید

جفتشون نور چراغ بونزن رو به رنگ زرد در میارن

!نِمِچِک

ما کریستال‌های باریم سولفات رو روی میله‌ی باریکی از پلاتینیوم قرار میدیم

!نمچک

و برای زمان کوتاهی بهش حرارت میدیم

پعدش یک قطره هیدروکلرید تقطیرشده روش میریزیم

در این لحظه ما یک شعله‌ی پرقدرت به رنگ سبز داریم اونو بده به بوکا-

!بوکا

در حقیقت این مرحله‌ای از تبدیل‌ـه

وقتی که باریم سولفید به وجود میاد

این بی نظمی چیه؟

این درس هنوز تموم نشده

چنگِی! پنجره رو ببند

چی؟

از طرف گرِب‌ـه

مراسم انتخاب رئیس ساعت 3 بعد از ظهر توی محوطه- !نمچک-

!بیا اینجا

گزارش آزمایش رو تکرار کن

مراسم انتخاب رئیس ساعت سه بعد از طهر توی محوطه

چرا برای چی؟- بوکا مارو خواسته؟-

آره، به همه بگو

وقت کافی برای اعلام کردن نیست

!چوناکوش

!چوناکوش

!چوناکوش

!چوناکوش

!چوناکوش

چرا داد میزنی پسرک؟

گرب بهت چی گفت؟ چرا میخواد اینکارو بکنه؟

یه سوال دیگه بپرس

فک میکنی قضیه مربوط به موزه‌اس؟ امکانش هست-

بوکا و بقیه پسرا تا الان رفتن؟

من باید همینو بگم

من بهشون میگم. تو هم میای؟

بوکا هنوز اینو نشنیده؟- نه، نشنیده-

همینطوره من دارم میرم

بجنب، پسر

بازم یه اینشتاندِ دیگه؟

این وضع افتضاحه! اونا کی بودن؟

پسرای پاستور. دوتا پسر پاستوری

کثافتای آشغال! ببهتون گفته بودم که باید یه کاری بکنیم

اما بوکا بهش روی خوش نشون نمیده

به هر حال باید یه‌کاری بکنیم

پس بیا یه کاری بکنیم! زود باش

بس کن! منو کر کردی

مگه گرب نگفت که که باید یه‌کاری کنیم؟

خیلی خوب، چطوری این اتفاق افتاد؟

خب، دیروز بعد از نهار ما رفتیم به موزه

یعنی من و لسیک و ریختر و باراباش

بعدش شروع کردیم به تیله‌بازی

ما داشتیم تیله‌ها رو قل میدادیم توی دیوار حدودا بیست تا بودند

سه‌تاش شیشه‌ای بودن

!بعد یهو لسیک گفت: کارمون تمومه

پسرای پاستور دارن میان

اونا داشتن خیلی آروم میومدن و ما هم زهره ترک شده بودیم

اینکه ما پنج نفر بودیم اهمیتی نداشت چون اونا اونقد زور داشتن که از پس ده‌تا از ما بر می‌اومدن

پسرای پاستور بهترین دونده‌های توی موزه‌ان

هرچقدرم سریع بدوی بازم اونا تورو میگیرن

گوش کن نمچک! بیا تمومش کنیم

الان؟ امکان نداره همین الان یکی قل دادی و موفق نشدی

نوبت منه. اگه من ببرم بعدش تمومه

!اینشتاند

تو حق اینکارو نداری

نشنیدی چی‌گفتم؟

!اینشتاند

زود باش! جمشون کن و بذارشون توی دستمون

بعدش من باید جمشون می‌کردم و میذاشتمشون توی دستشون اگرچه اون موقع هفت تا شیشه‌ای هم توشون بود

کثافتای آشغال

ساعت چنده، چِلِه؟

رفیق من باید عجله کنم، تقریبا ساعت دو شده

ساعت سه توی محوطه درمورد همه‌چی حرف میزنیم

صبر کن پسر، یه لحظه وایسا

ما که عجله نداریم، داریم؟ کارخونه‌ی انفیه که همینطوری به کسی اجازه نمیده

بهت یه چیزی نشون میدم

انفیه پسر انفیه

!چوناکوش این معرکه‌س

!معرکه

هیچ کاریش نمیشه کرد، انفیه‌ی فوق‌العاده‌ای بود

!!!ان...ان...انفیه...عپچو

!تاب تاب عباسی !یهو منو نندازی

لا...للا...لای

روز بخیر، یانو

عصر بخیر، مرد جوان

سلام هکتور سلام سگ فسقلی خودم

چی شده هکتور؟ چی میخوای؟

چیزی میخوای هکتور؟

چه مرگته هکتور؟

کی اون بالاست؟

کی هستی؟

چرا جوابم رو نمیدی؟

احمق نشو! دیدمت

!نترس هکتور !نترس کوچولو

!نترس نمچک !نترس نمچک

!نترس نمچک

!نترس نمچک

!نترس نمچک

اون سرت داد زد؟ چی‌‌رو سرت داد زد؟

اون داد زد: نترسیدی نمچک؟

نترسیده بودی؟

نه من پایین کپه موندم

اون از پشت پایین اومد و غیب شد فرار کرد

این یه دروغه! اتس هیچوقت فرار نمیکنه‎ اون ترسو نیست

بس کن، چقدر داری ازش دفاع می‌کنی

ازش دفاع نمی‌کنم اونی که هست رو میگم

این راستکاری نیست در اصل فری اتس از نمچک ترسیده

امروز مراسم انتخاب رئیس توسط گرب پیشنهاد شد اگه میخواین چیزی بگید الان اینکارو بکنین، قبل از رای گیری

حرفی برای گفتن نمونده بسه دیگه حرف زدن

دیروز پسرای پاستور توی موزه امروز اتس توی زمین‌های ما

کی میدونه فردا میخوان چیکار کنن؟

ما نمی‌تونیم اینکارو بی‌جواب بذاریم این وضع اقتضاحه! این نطر منه

راست میگه نمیتونیم بی جواب بذاریم

ما یه رئیس میخوایم و هیچ بحثی درش نیست اما یکی که پرقدرت باشه، یکی که بدونه چی میخواد

و جوابشون رو بده

کولنایی! کلاهتو بهم بده رای‌هارو توش جم میکنیم

توی کلاه کولنایی؟ شوخی میکنی؟

کلاه کولنایی مثل از پوست ضخیم و چربه

منظورت چیه؟

تو باید به این کلاه یه نگاهی بندازی- حالمو بهم میزنه-

بیا کلاه منو بگیر

چی شد؟ نمیذارم اینطوری بشه

پسر کلاه تو که ضخامتش از چربی بیشتره

تو بایستی آشغالاتو دور بریزی، کلاهت چرب و بدبوئه

یانوش بوکا

گرب دژو

یانوش بوکا

گرب دژو

و یانوش بوکا

همبن بود. دیگه چیزی نیست

پس شد 29 رای برای بوکا

و سه رای برای گرب

این یعنی بوکا رو به عنوان رئیسمون انتخاب کردیم

خب، توی چنین مواردی چیکارباید بکنیم؟

خیلی خوب ما باید به رئیس جدید تبریک بگیم

زنده باشی بوکا درود بر رئیس جدید...تبریک

تبریک پسر رئیس خوبی باش و کارای عاقلانه انجام بده

یه امتیاز دیگه یه امتیاز دیگه

تو هم سه تا رای داشتی- آره داشتم-

میخوام عصری بعد از زنگ ورزش باهات حرف بزنم

در چه باره‌ای؟

درباره‌ی نقشه‌ای که میخوام بکشیم یه سری فکر دارم

ولی باید روشون کار کنی اینکارو می‌کنی؟

میکنم

درباره‌ش فکر می‌کنم

بوکا چی گفتی؟ امشب قراره چی بشه؟

میخوام با دوتا داوطلب به باغ‌های گیاهشناسی برم

شبونه میریم و یه یادداشت میذاریم قبلا اونجا بودیم

این خیلی خطرناکه بوکا

پیرهن‌قرمزا شبا همیشه اونجان

حتما هستن برای همینه که میخوام شبونه به اونجا برم

گوش کن ما باید یه چیز گستاخانه توش بنویسیم

نه

ما باید بهشون نسون بدیم که ازشون نمی‌ترسیم

گرب تا حالا چیزی بهت نگفته؟

نه نگفته، چرا؟

چرا اون نیومده به کلاس ورزش

یه کلمه‌ام بهم نگفته

چه کسی باهامون میاد بوکا؟

هنوز خبر ندارم

من خیلی دوست دارم باهات بیام

منم می میبری بوکا مگه نه؟

احمق نباشید. با همتونم این یه ماموریت خطرناکه شماها خیلی جوونین

آره ارواح عمه‌ات... همیشه همینو بهم میگی

چِلِه تو میای؟

راستش من نمیتونم... چونکه... خودت می‌دونی

مادرم همیشه یادشه کی زنگ ورزش تموم میشه

اگه یه روز دیر کنم... اونوقت

لعنتی کفشای ورزشی‌م رو جاگذاشتم

شما برید، من خودمو میرسونم

تو هم عجله داری چوناکوش؟

شوخیت گرفته پسر؟ همیشه می‌تونی روی من حساب کنی

منم ببر بوکا!! جدی میگم

میتونی این کارو برام بکنی هیچکدوممون نمیخوایم که من یه سرباز عادی بمونم

بالاخره همه یه روزی افسر شدنتنها منم که یه سرباز باقی موندم

باید سربازای عادی هم وجود داشته باشن کدوم ارتشی بدون سربازه؟

میدونم اما چرا من؟ چرا فقط من؟ این عادلانه نیست

بالاخره یه موقعیت بزرگ پیش اومده تا یه کاری کنم تو میتونی بهم ترفیع بدی

تو میخوای این موقعیت رو ازم بگیری

به خودت نگا کن. اشکت دم مشکته

داره گریه میکنه، پسر ، داره زار میزنه

خفه شو! دروغه که من گریه می‌کنم

بخاطر همینه که با توله‌ها نباید عمل کرد

باید خلع رتبه کرد، خلع رتبه‌ش می‌کنم

هی، چطور یه سرباز عادی رو خلع رتبه می‌کنی؟

چطور جرئت کرده با ما بیاد؟

نگران نباش تازه ساعت هشت شده

دقیقا، بخاطر همینه که دیگه صبر نمی‌کنم دیگه راه می‌افتیم

احمق نشو پسر، یکم صب کن

The Boys of Paul Street subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Boys of Paul Street

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left