200 baris pertama.
« شِلزتاون، پایگاه ۱۵۳ نیروی دریایی »
دزدهای دریایی! خیلی قویان!
زودباش!
زودباش!
زودباش! زودباش!
شماها خیلی رقتانگیزید
حرف دلم رو زدی
میدونستم ساکنان دریای شرقی ضعیفـن، ولی واویلا
کفشهام با خون نیروی دریایی کثیف شد
حوصلهمون سر رفت
اصلاً واسه چی اومدیم به این پایگاه دورافتاده؟
واسه ارزیابی بایسته اومدیم، دوشیزه ولنتاین
هوم
درها رو ببندید!
فرمانده ریپر!
فرمانده ریپر، به محوطهی بیرونی نفوذ شده
دزدان دریایی وارد پایگاه شدن
سوگندتون رو به یاد بیارید
برای حفظ عدالت، هر جور شده این خط رو حفظ میکنیم
هوم
چقدر اسلحه دارین
دوازده گُل
حمله!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
اه!
مُردههاتون کجاست؟
انگاری باید یه آقای شماره ۷ جدید پیدا کنیم
یا حداقل یه
آقای سه و نیم
- چقدر ناامیدکننده - کجاش رو میگی؟
مرگ یکی از مامورهامون؟
یا اینکه ولگرد اهل دریای شرقی قاتلش
دعوت شدن به باروک وورکس رو رد کرده؟
- هر دو - آقای شماره صفر خوشحال نمیشه
نه. بعید میدونم
خوب شد که ما رو داره
این کارِ رورونوآ زوروست، درسته؟
بایبای عزیز
باید پیداش کنیم
اون... رفت
ناخداش به پایگاه حمله کرد و آزادش کرد
بعدش فرار کردن و به سمت گرند لاین رفتن
داری میگی شکارچی دزدان دریایی خودش دزد دریایی شده؟
چه ضایع
این ناخدا کیه؟
مانکی دی لوفی
« تحت تعقیب » « جایزه ۳۰ میلیون بِری »
جالبه
کجاست؟
چه بیادب!
با اون فلفل کار داشتم
اوسوپ، تو ابزار خودت رو داری. منم ابزار خودم رو
من که نمیام کِشهای تو رو بردارم
و بریزم توی سوفله
آره، چون اون سوفله افتضاح در میاد
ولی این بمب فلفلیهای جدید؟
آخرین و بهترین بمبهای مهمات جنگی ناخدا اوسوپ هستن
امیدوارم بمبهات خوردنی باشه چون مواد اولیهی من داره تموم میشه
با اون همه پُرخوریهای لوفی و هر کاری که جنابعالی میکنی...
نبوغ مبتکرانه رو میگی؟
معجزهست که میتونم یه چیزی واسه خوردن درست کنم
فقط آشپزخونه نیست که مشکل داره
تجهیزات نگهداریِ کشتیمون هم داره تموم میشه،
با تجهیزات کمکهای اولیه
انگار هزینه داره
ولی واجبه
بهتره با نامی صحبت کنیم
نامی جون، واسه ناهار امروز، اختاپوس سرخشده با فلفل سیاه داریم
ممنون سانجی
واسه تو اختاپوس درست کرد. واسه من تخممرغ
هوم
مثل همیشه سنگتموم گذاشتی، سانجی
هدفم رضایت شماست
گرچه، با وجودی که اختاپوس با فلفل سیاهه، خیلی فلفل سیاهش رو حس نمیکنم
فکر کنم بهترین مسیر به گرند لاین رو پیدا کردم
خیلی ازش دور نیستیم، ولی مسیر خطرناکی رو در پیش داریم
ظاهراً این آبراهی که اینجاست مستقیم وارد رد لاین میشه
من مسیریاب نیستم،
ولی مگه این اقیانوس آزاد مسیر خیلی امنتری نیست
تا اینکه از یه کوه رد بشیم؟ مستقیم به گرند لاین وصل میشه
خب، خوب شد تو مسیریاب نیستی،
وگرنه همه به چخ میرفتیم
اینجا منطقهی آرامشه
گمونم اسمش رو به خاطر مسیر آسونش انتخاب نکردن
نه. به خاطر آب ساکن و نبود باد این اسم رو روش گذاشتن
اگه وارد منطقهی آرامش بشی، بادبانها فوراً از کار میافتن
نمیشه به جلو رفت
توی آب به گل میشینیم و میمیریم
- تازه محل جفتگیری پادشاهان دریاست - آره. نریم اونجا
یه بار چندتاشون رو کشتم
- باهم خیلی مشکل داریم، پس... - چطوره بریم لوگتاون؟
اینجا انگار یه جای خیلی امن و غیرخطرناکه
هستمش
لوگتاون بزرگترین مرکز نیروهای دریایی در تمام دریای شرقیه
نریم اونجا. نظرم عوض شد. مستقیم به سمت گرند لاین بریم
نه، باید این اطراف یه سری جزیرهی امنتر باشه
به نظر نمیاد
غذا و تقریباً همهی چیزهامون داره تموم میشه
ممکنه آخرین شانس خرید قبل از گرند لاین باشه
با تدارکات کم خطرناکه که وارد گرند لاین بشیم،
خیلی هم ازش فاصله نداریم. شاید بشه...
واسه اولین بار تو زندگیت آزاد هستی
این حق رو کسب نکردی که یه چیز قشنگ واسه خودت بخری؟
نه. نه
گولش رو نخوری
یکم خرید بدک نیست
- آره! - چی؟! چی؟!
لعنت خدا بر تو، سانجی! لعنت بهت!
با اون جذبه و خط فک تیزت و چشمهای آبی اقیانوسیت
یکی باید شما رو سر عقل بیاره... زورو! زورو!
رفیق، ازم پشتیبانی کن
سانجی و نامی میخوان واسه خرید به جزیرهای برن که توش پُره نیروی دریاییه،
که به نظر من احمقانهست چون من و لوفی دیگه تحتتعقیبیـم
بگو که باهام موافقی
هوم
- خرید؟ - آره. باورت میشه؟
- فکر خوبیه - چی؟!
دوتا شمشیر دیگه نیاز دارم. رو فُرم نیستم
از وقتی که میهاک دهن خودت و شمشیرهات رو سرویس کرد؟
- خفه! تو اصلاً نبودی - چیزی که لازم بود رو دیدم
شرمنده اوسوپ. یه رای دیگه واسه لوگتاون داریم
- هنوز تموم نشده. لوفی کجاست؟ - کجا باید باشه؟
هی لوفی! جلسهی خدمه داریم
ترجمه از «امیرعلی» ::. illusion .::
اومدم!
باشه. چی شده؟
لوفی! اه...
همیشه به جایگاهت به عنوان ناخدای این خدمه احترام گذاشتم
الان وقتشه که جلوی این اوباش در بیای،
وگرنه قراره کشته بشیم
- منظورت چیه؟ - باید یه توقف بکنیم
ولی داریم به گرند لاین میریم تا من وان پیس رو پیدا کنم...
و بشی پادشاه دزدان دریایی
ما هم میخوایم بریم، لوفی،
ولی اول باید توی لوگتاون وایسیم که یه سری خرید بکنیم
- لوگتاون چی داره؟ - مرگ!
مرگ رو که نمیخوام
من شمشیرهای جدید میخوام
خوبه. این به مرگ کمک میکنه
غذای بیشتر هم واسه سفرِ پیشرو نیاز داریم
چه بهتر
و
در ضمن جاییه که گلد راجر اعدام شد
جایی که پادشاه دزدان دریایی متولد شد و مُرد
جایی که افسانهی وان پیس توش ساخته شد
میخوای ببینیش، درسته؟
معلومه که میخوام!
اونوقت فکر کردی قراره از لوگتاون رد بشیم
باشه کلاهحصیریها، مسیر رو به سمت...
صبرکن، کدوم سمت میشه؟ باشه
مسیر رو به سمت لوگتاون تنظیم کنید!
« وان پـیـس »
« لوگتاون »
« روز اعدام »
معاون فرمانده
بابت شرایط اسکانت متاسفم
خیلی درخورِ پادشاه دزدان دریایی نیست، درسته؟
ولی من نبودم که این لقب رو روی خودم گذاشتم، درسته؟
خب، مانکی دی گارپ
قهرمانِ گاد وَلی
کسی که گلد راجر رو گرفت
چقدر برات افتخار داشته
رژهی بعدی چه زمانی برگزار میشه؟
چند ساعت دیگه
یه صندلی خاص هم مخصوص خودت داریم
از بین تمام نبردهایی که در طول سالیان داشتیم،
بیشتر از همه از جنگ لفظی لذت بردم، گارپ
من که نه
اینکه توی بالا و پایین گرند لاین دهنت رو سرویس کنم،
موردعلاقهی من بوده
آره
توی مبارزه خیلی میفهمی که طرف از چی ساخته شده
از برخورد شمشیرها
حسِ سرازیر شدن خونش از انگشتهات
بهت نشون میده توی قلبش چه خبره
توی روحش چی داره
دفعات زیادی باهات درگیری داشتم
میشناسمت گارپ
بهت اعتماد دارم
جوری که انگار یکی از اعضای خدمهام بودی
واسه همین یه درخواست نهایی ازت دارم
من یه پسر دارم
میخوام پیداش کنی، مراقبش باشی و ازش محافظت کنی
چرا این رو ازم میخوای؟
چون هیچ پسری
نباید تقاص گناهان پدرش رو پس بده
اونوقت چی باعث شده فکر کنی که انجامش میدم؟
چون مرد خوبی هستی
مرد خوبی که قراره ببرتت پای چوبهی اعدام
درسته
ولی مطمئنم این کار رو با پسرم نمیکنی
شاید زندگی من به پایان رسیده باشه، ولی زندگی اون،
تازه داره شروع میشه
برای آخرین بار هم نفرینم کردی
تموم نشده گارپ
دوران دزدان دریایی تموم نشده
چرا، شده
هورا!
آره!
وای، واقعاً رسیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.