200 baris pertama.
تبریک میگم، مامور، اولین ماموریتت رو.
برای شکوه انجمن بین ستارهای تراکسینیان آتوپیایی.
تو باید به خودت افتخار کنی که جزو معدود کسانی هستی که تا اینجا پیش رفتهاند.
این دستاورد زندگی شماست.
شاه شما را به خاطر تعهدتان به ATIC تحسین میکند.
قدرت به آتوپیا. قدرت به ATIC.
قدرت به شاه.
سلام آلانا. سناریو از این قرار است.
الان اوضاع کمی ناجور است.
بنابراین شما باید جزئیات را به عنوان بخشی از تکلیف خود انتخاب کنید.
خوشحال میشوم هر کاری که برایم دارید را به عهده بگیرم.
کشتی پیش روی شما از قمر دوم چو-هاچا دزدیده شد.
کمی بعد، از آن برای حمله به یک کشتی باری استفاده شد .
محموله هنوز فاش نشده است.
هوم، چو-هاچا هنوز یک سیاره ATIC نیست، بنابراین آنها همکاری نمیکنند.
من در مورد این اتفاق خواندهام. دقیقاً.
ما در حال تحکیم اتحاد خود با چو-هاچا هستیم.
برخی از مقامات محلی هنوز به طور کامل از این قانون پیروی نکردهاند.
ما وقت نداریم که منتظر بمانیم.
به نظر میرسد برای دنیای خارج از ATIC نسبتاً سطح پایین باشد .
معمولاً، این درست خواهد بود،
با این حال، ما دلایلی داریم که باور کنیم کشتی توسط ماری-هوریا دزدیده شده است،
یک گروه تروریستی.
ما اطلاعات زیادی در مورد انگیزهها یا عضویت آنها نداریم .
ما میدانیم که آنها از چو-هاچا سرچشمه گرفتهاند،
و آنها آشکارا با مقامات آنجا مشکل دارند .
پلیس محلی حوادثی مانند سرقت و خرابکاری را به این حادثه نسبت داده است،
که بسیاری از آنها باعث مرگ افراد بیگناه شده است.
اخیراً، انفجار تاکتیکی در کارخانه تولید سلاح آنها.
ما معتقدیم که آنها در حال برنامهریزی حمله دیگری هستند.
من میبینم.
کشتی دزدیده شده به ماری-هوریا منتهی میشود.
و حدس میزنم کشتی را پیدا کردی.
چهار دوره از زمانی که گزارش مفقود شدن کشتی داده شده، میگذرد .
تو باید تنها بری. ما نمیتونیم توجهها رو جلب کنیم.
برای کسی با مهارتهای شما، این باید ماموریت آسانی باشد .
زمانبندی بسیار مهم است، رهبر جدید کره زمین، وزیر ترورو،
از یک پایگاه آتوپیایی برمیگردد.
ما دوست داریم قبل از اینکه او به زمین بنشیند، این ناراحتی برطرف شود.
اگر تهدید ماری-هوریا ... باشد، برای ATIC خوب خواهد بود.
قبل از ثبت شرکتش حذف شد.
مهاجمان را پیدا کنید و قبل از اینکه مرتکب خشونت بیشتری شوند، آنها را دستگیر کنید.
- - نه، نمیتوانم.
طفره نرو، اون کی بود؟
- -من اینجام.
من اینجام، مامور تورو، هر وقت به من نیاز داشتی.
مسئله اینه که من تو رو اینجا میخوام.
خب، من اینجام، مگه نه؟
اسم تو چیه رفیق، و اسم من یه عوضیِ خسیسِ عوضی.
- خیلی خب. اهل کجایی؟ - چو-هاچا.
منظورم اینه که پدر و مادرت از کدوم سیاره اومدن؟
نگرانی مهارتی است که تو در آن به کمال رسیدهای.
خب، من نمیدونم چرا نگران نیستی.
ما به هر حال در حال حرکت هستیم، پس چه کسی اهمیت میدهد؟
برام مهمه. ما قبلاً مسیرمون عوض شده.
منتظر رسیدن این مرد آبلهرو، مثل هر کسی که شانسی دارد.
هوم، اما انگار کمی بیخیالش شدی.
منظورم را که میدانی.
ببین، به نظرم بهتره کمتر بهش فکر کنی.
به هر حال سیارههای زیادی باقی نمانده است.
فکر کنم فقط باید خودتو جمع و جور کنی.
هنوزم ازت شکایت میکنم، پس...
-اوه، لعنت بهش! - وای.
به نظر میرسد که شما آن را که منتشر شده انتخاب کردهاید .
-اوه، اوپس. انگار نمیتونم بخونم. -نگران نباش.
تو اولین نفر نیستی و آخرین نفر هم نخواهی بود . بفرمایید. اجازه بدید.
اوه، لازم نیست، اه...
-مشکلی نیست. -
-اینجا. -شما باربر هستید، درسته؟
چه چیزی آن را لو میدهد؟
اممم، بذار حدس بزنم، آیا این طلسم آرزومند و کهکشانگرد من بود؟
ممم، بیشتر اینکه هر دوتون برنزه هستین
از کسی که زمان زیادی را صرف عبور از خورشید میکند.
و با این حال دستهای کسی که خجالتی نیست
استفاده از میخکوب یا یک جفت میخکوب.
اوه، دانش خوبیه.
و تو؟ آه، بذار حدس بزنم، اممم...
نماینده فروش بین ستارهای در راه سفر به ماه چو
برای بستن یک قرارداد داغ با یک مشتری حتی داغتر.
نه، ببخشید.
اوه.
من یک بازپرس هستم.
امیدوار بودم که شاید بتوانید کمکم کنید.
اوه، آره.
یک کشتی بیرون است، یک کشتی باری خاکستری از برند هاناساریان.
-میدونی مال کیه؟ -به ما ربطی نداره، بهت اطمینان میدم.
اوه، نه، آره، فکر کنم یه مدتیه که اینطور شده.
حداقل چهار سیکل.
فکر کن قسمت تو بود که زمینش زد. فکر کن اونا هم خالیش پیدا کردن.
قرار نیست اون یکی رو هم محکم ببندی، درسته؟
-دیگه چی؟ -اوه، یه کشتی حمل و نقل.
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟ چرا همه رو یه دفعه انجام نمیدی؟
مدتها طول میکشد تا این موجودات شرور را از اسکله بیرون کنیم،
و بعداً چرخهها، آنها را به سیاره میبرند.
چرا اینقدر اهمیت میدی؟
میدونی اونجا چقدر جای خوبی برای پهلو گرفتنه؟
من راستش اهل چو-هاچا نیستم، یه جای دورافتاده و دورافتادهام.
-اوه. -و من دنبال مجرمین بالقوه هستم.
آره، درسته.
[موسیقی راک همچنان از بلندگوها پخش میشود]
-چی، پس نمیدونی؟ -
با شغل من مشکلی داری؟
نه. مشکلی با این موضوع نیست.
اوه، تو با اینکه من ATIC هستم مشکل داری.
خب، من به هر حال به حرف شما اعتماد ندارم.
سلام، من آلانا تورو هستم، ATIC خارج از دنیای واقعی.
دیدی؟
خفه شو.
-من --- شنیدم.
ما از این مزخرفاتی که شما سعی دارید ما را اذیت کنید، هیچی نمیدانیم .
ما فقط سرمون به کار خودمون گرمه،
و پیشنهاد میکنم شما هم همین کار را بکنید.
-این یه اتوبوس مهم ATIC هست-- -اه، برام مهم نیست، ما رو به حال خودمون بذار.
مامور تورو، کارت عالی بود که با مردم محلی دوست شدی.
احمقها
- بیخیال مرد، این اصلا خوب نیست. - داری چیکار میکنی؟
داری خیانت میکنی، این منصفانه نیست. -سه.
- ما داریم یه بازی سهتایی انجام میدیم. -
- - بله، بله، بله.
من کلی پول روی این بازی گذاشتم. قوانین بازی رو بخون.
من قوانین بازی را میدانم. من قوانین بازی را نوشتهام.
من همین امشب هم خیانت کردنت رو دیدم .
- داری منو به چی متهم میکنی؟ - تو تمام شب خیانت کردی.
ما برای این کار پول داریم.
میشه لطفا توجه همه رو جلب کنم ؟
همین الان مطلع شدم که این منطقه به طور نامحدود تحت قرنطینه شدید است.
آنها پورتال ورودی را از راه دور قفل کردهاند .
بنابراین میترسم که مجبور شوید همگی در آهنگری (آهنگری) محکم بنشینید.
تا زمانی که مجوز بگیریم.
بفرمایید.
حواست باشه کجا میری، آتوپین.
من این کار را نخواهم کرد!
من نخواهم!
نمیکنم، نمیکنم، نمیکنم!
من نخواهم!
- -چ...هی!
-هی. هی، چیزی نیست. - چی شده؟
ما کاملاً خوبیم. نگران چراغها نباش، باشه؟
- اشکالی نداره. - خوبی؟
هی!
تماشاش کن.
ها! باور نکردنیه.
ماموریت شکست خورد.
-یک تست تشخیصی روی این پورتال اجرا کنید. -
دستگاه یک جستجو را ثبت کرد
و به دنبال آن یک نقص فوری رخ میدهد.
آیا به طور دائم آسیب دیده است؟
موج باعث اتصال کوتاه برق شد، اما ژنراتور دوباره به شبکه وصل خواهد شد
-حدوداً ۱۲ دقیقه دیگه. -احتمال نداره انقدر منتظر بمونم.
طبقه اول.
- -
سلام؟
هیچ موجود زندهای در این اتاق وجود ندارد.
مشخصاً نه. تا حالا دیدی کسی جواب بده؟
با سوراخی در گردنشان؟
جالبه که من تا حالا کسی رو ندیدم که گردنش سوراخ داشته باشه.
آیا کسی از شما درخواست کمک کرده است؟
بستگی دارد. چه کسی میپرسد؟
- ما نمیتونیم، برق قطع شده. -خفه شو...
یه مدتی خاموش بوده، الان میرم یه سر میزنم. خیالت راحت.
صبر کن. تو نمیتونی از این اتاق بری بیرون.
ببخشید، اما فکر کردی به کی باید بگی...
وای! خیلی خب... خیلی راحت.
جیبهایتان را خالی کنید.
همه شما.
من چیزی ندارم.
-خیلی خب، عقب بمون. -خواهش میکنم، اسم من فیر جیه است.
من فقط به اینجا میآیم، آهنگهایم را میخوانم و بعد به خانه میروم.
لطفا، هرچی میخوای، هرچی لازم داری بردار.
-هی، لازم نیست ما دو تا رو بکشی. -خفه شو.
-ساکت شو. -فکر نمیکنم کار اون بوده.
اینها زخمهای گلوله هستند، از نیروی ویژه پلیس (SAP) ناشی نشدهاند.
No comments yet. Be the first to leave one.