200 baris pertama.
.مای اینجور آدمیه ...دیگه نمیتونه
پشتِ نقابش مخفی بشه
.نقابِ "مهربون" بودن نمیتونه پشتش مخفی بشه
توجه کنید بازیکنان
نتایج تست رو اعلام میکنیم
خدای من
بیا وسط، اَشلی
مای، میخوای بیای پیشمون یا تنهایی ردیفی؟
،با اینکه دیگه بخشی از گروه نیست
به نظرم مای آدم باحالیه و خیلی خوشحالم که هنوز تو این بازیه
آدمیه که اینجا واقعاً میتونم بهش اعتماد کنم
!وای
خدای من
میشه نُه
میشه 09
تک رقمی
،باورم نمیشه به اینجا رسیدم
و فقط امیدوارم که بتونم ،هشت نفرِ دیگه رو شکست بدم
تا به فینال برسم
،مای میخواست من رو حذف کنه ،ولی به نتیجه نرسید، پس میدونید
حالم بهترم هست
و واسه هرچی که باشه آمادهام
.امروز آدمای خفنی رو از دست دادیم بچهها آدمایی خفن
مبلغ جایزه فعلی اکنون به عدد 4,470,000 دلار رسیده
...پول تا الان
برام ملموس نبود
،انگار قبلاً فقط خوابش رو میتونستم ببینم
ولی حالا میگم، نه، شانسم جدیه
وای پسر. امروز بیرحمانه بود
با کمکِ همدیگه ازش گذر کردیم
آره - همگی ریسک کردیم -
آره. انتخابِهای خودمون ما رو متمدن نگه داشت
درسته
...فکر نکنم بدون این گروه صمیمی
به جایی میرسیدیم
...در ضمن
هر بار فکر میکردم ،که میتونم به همه اعتماد کنم
،یهو یک نفر تغییر میکنه
و رویی از خودش نشون میده که فکر نمیکردم داره
،وقتی دیدم شماره 287 ...شماره 278 رو واسه حذف شدن انتخاب کرد
یه جورایی چشمام رو باز کرد ...که شاید بهتره
یکم دور و برش مراقبتر باشم
هنوز باورم نمیشه اونجوری شد
عجیبه. یه جوری راه میره و با من حرف نمیزنه انگار من اون رو انتخاب کردم
آره
"همه هم میرن پیشش و میگن "سلام مای
هنوزم داره نقش یه خانم نحیف رو بازی میکنه
.جنده خانم، منو نمیتونی گول بزنی من اصلاً گول نخوردم
من تو وزارت امنیت کار میکنم
من فتویدهنده هستم
،کارِ یک فتویدهنده ...بازبینی ویزاهای اِف1
برای دانشجوهای غیر مهاجره ،که میخوان به ایالات متحده بیان
تا به دانشگاه برن
اولش که در سال 2013 ...کارم رو شروع کردم
هدف اصلیم این بود که تا جایی که در توانمه ...به مهاجران کمک کنم
چون خودم مهاجر بودم
،من در سال 1975 مهاجرت کردم
پس احساسِ تبعید بودن ،و خونه نداشتن
میتونم مشکلاتشون رو حس کنم
...ولی گاهی، نمیتونم بذارم احساسات
کنترلم رو به دست بگیره
...پس من... ما، میدونید
باید اون رو جدا کنم تا در کارم موفق بشم
از اول میخواستم خودم رو نامزد کنم
...مای یهو حس کرد
،باید به جای خودش بازی کنه
و نمیشه بابتش سرزنشش کنیم
آره - فقط اَشلی میتونه -
آره. من خیلی به همهمون افتخار میکنم
منم همینطور - واقعاً -
.من مای رو دوست دارم ،به نظرم دوستداشتنیه
ولی اصلاً از اون تصمیم خوشم نیومد
همه واسه کارمون تصمیم گرفتیم
ولی میدونستم اون کار رو میکنه
،با اینکه دوست خوبم رو از دست دادم که توی سختی و راحتی پیشم بوده
باید واسه بازی بعدی استراتژی بریزم
ولی احساس تنهایی میکنم
اوضاع در اون خوابگاه سخته
و نمیتونم به کسی اعتماد کنم
...میدونم باید به احساسم غلبه کنم
...و واسه خودم
قوی باشم
illusion مترجم: امیرعلی
توجه کنید بازیکنان
این بیدارباشِ شماست
صبح بخیر
!نُه نفر اصلی
تا حالا موهای خودت رو بافتی؟
تلاشم رو کردم. آره
ولی به خوبی بافتنِ موهای بقیه نشد
میفهمم چی میگی
سخته
،جالبه چون وقتی اومدیم
...انگار
گروه گروه بودیم
ولی الان همه وصل شدیم - ...آره، دیشب 0
...دیشب فهمیدم ما خوش شانسیم
چون من و تو جفت شدیم
رولند، مای، اونا جفت شدن - مای -
اَشلی یه جورایی با ماست
آره - قاعدتاً کاش بقیه بودن -
ولی فعلاً راضیم
به نظرم بهترین نتیجهایه که میشد داشت
...وجود اون رابطه و اعتماد دوطرفه
،با همتیمیهات، به نظرم خیلی خاصه
و چیزیه که اغلب تو چنین مواقعی نادیده گرفته میشه
حتی اگه از نظر فنی ،همهمون برعلیه هم باشیم
،به نظرم به عنوان انسان ،جوری ساخته شدیم که همکاری کنیم
پس میدونید، داشتن افرادی که بهشون تکیه کنی، خیلی خاصه
اوه، سم - بله -
یه لحظه لطفاً بیا اینجا
باید باهات صحبت کنم
عیب نداره؟ - نه، نه -
باشه. میشه از پلهها بریم بالا؟
آره
...میخوام شفافسازی کنم
که چرا تصمیم گرفتم دوستش ...شماره 278 رو حذف کنم
...تا اون من رو... به عنوان
یک تهدید نبینه
حالت چطوره؟
،از نظر احساسی خسته
چون اَشلی دوستِ خوبمه
،وقتی اون رو انتخاب کردی
هیچ کینهای بهت نگرفتم
میدونم بازیه - اوهوم -
...ولی به نظرم همه قبول داریم
که بازیش یه نجابت مدنی داره
اوهوم
...و به نظرم منطقِ همه این بود
...وقتی خودشون رو انتخاب کردن
چون خیلی سریع میتونست به هرج و مرج کشیده بشه
من 20 سال در نیروی دریایی کار کردم
،رفاقت خیلی مهمه هوای همدیگه رو داشتن
،وقتی روی پل شیشهای ایستادم ...فکر کردم اَشلی رو میشناختم
تا وقتی نشونم داد که کارِ تیمی بلد نیست
،ایستاده بود و واسه هیچکس ریسک نمیکرد
همه میومدن که براش تصمیم بگیرن
...به نظر من خودخواهیه، فقط میخواستم بدونی
از اَشلی بدم نمیاد
:شخصیتش باعث میشه سوال بپرسم
آیا اگه تو وضعیت مرگ یا زندگی باشم اون هوای من رو داره؟
درسته
،پس فقط میخواستم این رو بدونی که پشتِ قضیه چی بوده
...میخواستم جوری که سربلند باشم
...این بازی رو انجام بدم
و جوری که در دنیای بیرونی رفتار میکردم
تا وقتی مراقب احساسات و انسانیتمون باشیم
آره - چون همهمون ذاتِ خوب رو داریم -
همه باید مراقبش بشایم
بازیکن 287 بیقرارم کرده
...تصمیماتی گرفته
که خودم نمیگرفتم
تصمیماتی که انگار از سمت چپ میومد
،به نظرم بازی درگیرش کرده
پس باید باهاش عاقلانهتر رفتار کنم
به نظرت حاضره باهاش حرف بزنم؟
همیشه حاضر به صحبته - باشه -
به حرفات گوش میده. فقط همگی باید پای تصمیماتمون بایستیم، به قول خودش
آره - نیمکتها باعث میشه دردت بگیره -
شماره 278 رو یه بازیکن تیمی نمیبینم
ولی تو ذهنم دارم استراتژی میریزم که حرکت بعدی چیه
،با در نظر داشتنِ اون ...باید بدون اینکه خیلی مشکوک بزنم عذرخواهی کنم
چون باید خودم رو نجات بدم
،خب فرضاً تو یه مکان اجتماعی هستی
،که یه دختر خوشقیافه رو میبینی
و میخوای بری و باهاش صحبت کنی
تیکهی باحالی داری که بندازی؟
...آره، من یه حرکت باحال دارم
که کلاً نمیرم با دختره حرف بزنم
،وارد بازی مرکب شدم که با مردم آشنا بشم
...و به نظرم آشنا شدن
با بقیهی نُهتای برتر، خیلی لذتبخشه
،امیدوارم اونا هم نظرشون این باشه
و هیچکدوم به عنوان یه تهدید تلقی نشیم
خیلی خوبه
خیلی خوب بود. واقعاً میگم
،دوران کودکیم خوب بوده
ولی حس کردم زمان زیادی رو ...صرفِ ثابت کردن خودم کردم
ثابت کردنِ اینکه من سادهلوح نیستم
بچه که بودم، خواهر دوقلوم بود
باید بگم دوقلوم بهترین دوستمه
...کاملاً خلافِ همدیگهایم
،از نظر شخصیت، سرگرمی، رفتار
ولی بازم جلوی بقیه دنیا رو نگرفت که مقایسهمون نکنن
،پس عاشق اون دخترم
ولی اغلب ما رو به جون هم انداختن که حالِ آدم رو میگیره
سلام اَشلی - سلام مای -
میشه لطفاً باهات حرف بزنم؟ - آره. آره -
زودباش - باشه -
بریم صحبت کنیم
!دانداندان - چیزی نیست -
چه خبر، مای؟
...میخوام بدونی - اوهوم -
به عنوان یک شخص دوستت دارم - اوهوم -
،نمیدونم اون بالا چیشد ...ولی چیزی که میبینم
باشه، دقیق چی دیدی؟ - صبرکن. صبرکن -
،روی پل شیشهای
،وقتی ریسک نکردی ...حرکت کردنت رو ندیدم، گفتم
چی دیدی؟
که نپریدی
No comments yet. Be the first to leave one.