200 baris pertama.
هی، صورتمو نشون نده؟
گفتم نده دیگه؟
بفرما، اینم رسیدت
ممنون
همه چیز ردیفه
این نسخه پیش خودتون بمونه. از معامله با شما خوشحال شدم
شام چی بخوریم؟
من با دوستام میخورم. مگه بهت نگفته بودم؟
اونم بعد از اینکه این همه راه رو از کورومه کوبیدم اومدم؟
برای سال نو میای خونه؟
نمیدونم، شاید برم «یونیورسال استودیوز» توی اوساکا
با کی؟
با کی؟ فقط با یکی از همکارام
حالا هر جهنمی، حداقل برای سال نو بیا خونه
قبلاً به مامان گفتم
آخ، باید برم اداره. من همینجا پیاده میشم
زیرنویس از آلدی آرمان
ممنون که مشتری معرفی کردی. مشتری جدید پیدا کردن سخته
بابا، این مال شما
بفرمایید
مواظب باش، قابلمه هنوز داغه
خوشمزه به نظر میاد
آخ
داغه
یوشینو، مگه قرار نیست بعداً ماسو رو ببینی؟
دهنت بو میگیره ها
فقط یه کم میبینمش. فردا کار دارم
حتماً خیلی عاشق همید. واقعاً بهت حسودیم میشه
پدر و مادر ماسو یه مسافرخونه شیک دارن، نه؟
توی سایتشون زده شبی ۵۰ هزار ین میگیرن
سه شبش اندازه حقوق یه ماهه
اما اگه یوشینو اونجا خانمِ خونه بشه
جوگیر نشو دیگه. ای بابا
خانمِ خونه؟
تازه با هم آشنا شدید، درسته؟
تازه، شنیدم ماسو یه کم دختربازه
واقعاً؟
آره
انگار دلش میخواد با تو بیاد
فکر میکنی؟
صد در صد. جوابشو دادی؟
هنوز نه
یونیورسال استودیوز؟ باحال به نظر میاد
ولی خودش میگه توی تعطیلات خیلی شلوغه
همین الان بهش ایمیل بزن. اون به تو نه نمیگه
الان؟
آره
بفرست
ولی تو که قراره بعداً ببینیش
آره، ولی
خیلی رو مخه
کی؟
همون دختری که توی اون بار باهاش آشنا شدم
همون بازاریاب بیمه، یادته؟
اوه، داری میبینیش؟
عمراً. مدام بهم ایمیل میزنه
منم فقط دارم باهاش راه میام
پسر، تمام روز اعصابم خورد بوده. من دیگه رفتم
ممنون، خیلی مزخرف بود
هی
هر نفر ۲۶۸۰ ین
سر راه که دارم میرم دستشویی حساب میکنم، ممنون
یوشینو، نباید دیگه راه بیفتی؟
ها، چی؟
مگه با ماسو قرار نداری؟
آخ، راست میگی، دیگه باید برم
اون ماشین داره. اگه یه کم هم دیر کنم طوری نمیشه
جدی؟
بگو ببینم، اون پسره که توی سایت آشنا شده بودی چی شد؟
اگه «ساری» بشنوه چی؟
ببخشید
منظورم اینه که، واقعاً برام مهم نیست
ولی ساری مظهرِ عقدههای جنسیه
اگه بشنوه با یه نفر توی سایت آشنا شدم، پشت سرم حرف درمیاره
من الان ماسو رو دارم، اون یکی پسره هم که فقط رو اعصابمه
حرف زدنش خستهکننده است و اصلاً باهاش خوش نمیگذره
فقط یه کارگرِ بازنده است
ولی اون این همه راه رو از ناکازاکی میاد که تو رو ببینه، نه؟
کلاً یک ساعت و نیم طول میکشه
همین؟
آخه خیلی تند رانندگی میکنه
تنها کارایی که بلده رانندگی و سکسـه
به این زودی باهاش خوابیدی؟ تازه باهاش آشنا شدی که
اصلاً برای همین باهاش قرار گذاشتم
من دارم میرم اون سمت
که ببینمش
ما هم برمیگردیم خوابگاه کارکنان
به ماسو سلام برسون
باشه، فعلاً
فکر میکنی واقعاً با ماسو دوسته؟
باورش برام سخته
چرا؟
حتی یک بار هم اونها رو با هم ندیدیم
ولی خودش گفت که داره میره اون رو ببینه
شاید فقط داره میره تا مغازه سر کوچه
عمراً
هی، ماسو؟ اینجا چیکار میکنی؟
اِ، داشتم جیش میکردم
همین الان برات ایمیل زدم! چه تصادفی
خوابگاه من اونجاست
خوابگاه؟
یادت نیست؟ من توی خوابگاه شرکت بیمهمون زندگی میکنم
دوستپسرت بود؟
ابداً! فقط دوستِ یکی از دوستام بود
یه کم پول بهش قرض داده بودم
نگران اون نباش
امروز نه
دارم میرم خرید، امروز نمیتونم ببینمت
اما اون پولِ دفعه پیش
پولو برام حواله کن، بعداً اطلاعات حساب رو برات ایمیل میکنم
باز هم نخوابیدی؟
باز هم تا دیر وقت داشتی رانندگی میکردی، نه؟
جایی نرفتم
پدربزرگت چطوره؟ باز هم بیمارستانه؟
امروز بعد از کار میبرمش اونجا
چرا زودتر نگفتی؟
میتونستی برسونیش و بعداً دیرتر بیای سر کار
بیرون مواظب باش
دمای هوای ناکازاکی به ۸ درجه میرسه، یعنی ۵ درجه سردتر از دیروز
شنوندگان عزیز لباس گرم بپوشید تا سرما نخورید
از آتشنشانی به واحد فرماندهی
گزارشهای صحنه حاکی از اونه که یه زن حدوداً بیست ساله سر خورده
و حدود ۷ متر از جاده پرت شده پایین
تیم امداد و پلیس همین الان در صحنه حضور دارن
تیم امداد داره
آقای سانو، من کوبو هستم
دیر کردی، لعنتی
منم برم اون پایین؟
زحمت نکش
ولی محض احتیاط
برو کنار
دخترمو برای دانشگاه فرستادم توکیو، ولی همهاش دنبال مهمونیـه
فقط وقتی زنگ میزنه خونه که پول بخواد
دختر منم همینطوره
میتونه از خونه بره و بیاد، ولی اصرار داره که تنها زندگی کنه
حداقل یوشینو کار داره و از پس خودش برمیاد
ابداً! همین دیروز مجبور شدم براش مشتری جور کنم
فقط وقتی کمک لازم داره زنگ میزنه
سلام
خوش اومدید
ساتوکو، مشتری
الان دستم بنده
یعنی چی؟
مشتری منتظره
ولی من تازه شروع کردم روده میگوها رو دربیارم
بذارش برای بعد
فقط یه لحظه طول میکشه
باورکردنی نیست
زنِ یه آرایشگره و اصلاً کمک نمیکنه
زنِ منم همینطوره
الو، منزل ایشیباشی
چی؟
اِ
چی شده؟
درست نمیدونم، ولی پلیسه
زنعمو، منم، نوریو
اوه، اومدی
عمو داره میره بیمارستان؟
آره، همین که میاد خونه، دوباره برمیگرده
مطمئنم خودش ترجیح میده خونه بمونه
وقتی اونجاست، میگه میخواد بیاد خونه
وقتی خونه است، میگه بیمارستان رو ترجیح میده
عمو جان
حالت چطوره؟
یوییچی کجاست؟
توی اتاقشه
نباید برای هر کاری به یوییچی وابسته باشیم
ما برای همه چیز به اون وابسته نیستیم
شنیدم همه پیرمردهای این اطراف رو میبره بیمارستان
درسته، ولی
اون هنوز یه جوونه
اگه همهاش دنبال پیرمردها باشه، هیچوقت نمیتونه زن بگیره
میدونم، ولی خداییش اگه یوییچی نباشه
عموت حتی نمیتونه حموم بره
خب یه پرستار بگیرید
گفتنش برای تو آسونه
میدونی هزینه پرستار چقدر میشه؟
گرونه؟
معلومه که گرونه! دیگه ساکت شو
ببخشید
بابت ماهی ممنون
به میچییو سلام برسون
هی، یوییچی
باید زودتر گواهینامه ماشینآلات سنگینت رو بگیری
اگه لازم باشه، میتونی ماه دیگه یه هفته مرخصی بگیری
حموم کن، غذا بخور، بعد هم برو بیمارستان
به هر حال، زندگی یعنی فعال بودن
و برای اینکه مطمئن بشیم فعال میمونید، بیایید درباره سلامتیتون حرف بزنیم
آه، منشی زیبای من اومد
آقای شیمیزو، بیا اینجا
برات جا نگه داشتم
خب، اون دارویی که دفعه پیش بهت دادم چطور بود؟
بدنم رو گرم کرد و واقعاً کمک کرد بخوابم
اولش فکر کردم دارم گول میخورم
انگار با این پاهای کوتاهم کوبیدم اومدم اینجا که فقط سرت رو کلاه بذارم
حالا که منشی زیبای من هم اومد، بیایید شروع کنیم
امروز میخوایم درباره خون صحبت کنیم
توی اخبار شنیدم یه دانشجوی کالج فراری شده
اگه مجرم یه بچه دانشجو باشه، باز یه کم برای یوشیو تسلیبخشه
اگه همونطور که میگن کسی بوده که توی سایت باهاش آشنا شده
No comments yet. Be the first to leave one.