200 baris pertama.
...آنچه گذشت
مراقب باش، سفینهات تازه تصادف کرده
چیزیت نیست
به نمونهها و هر دادهای که هست نیاز دارم
،اگه مجبور بشم بکشمش تقصیر توئه
میخوای چیکار کنی؟ با پیادهروی فضایی از اینجا بری؟ هوم؟
!سفینهام تصادف کرده - یا فکر کردی من احمقم؟ هوم؟ -
کِرِست برنمیگرده دنبال تو
آیاِساِی کِی میاد دنبالت؟
...اَستر، خواهش میکنم
من جونت رو نجات دادم
هشدار، ورود شما به این بیکن غیرقانونی است
پس برای کیوتیِاِی کار میکنی؟
تو واسه یه پروژه علمی کوفتی اینجا نیستی
اینجایی که هرچیزی سالمون کشف کرده رو بدزدی
ها؟
دیگه نمیتونم تنها باشم
«بیکن 23» «فصل اول، قسمت سوم»
illusion مترجم: امیرعلی
:کانال من در تلگرام @Ak_Sub
به نظرت حالش خوبه؟
نسبت به چی؟
میخوام ببینم چی باعث شده غش کنه
ببینم چی گیرم میاد
...فکر نکنم وضعیت هیلن واضحتر بشه
صرفنظر از اینکه چی بفهمیم
خب، حداقل وضعش پایدار شده
،خب، پیتیاسدیش تحت کنترله
،ولی در مورد ثبات روانیش
توصیه میکنم یه اسلحه همراهت باشه
اَستر؟ - اوهوم؟ -
اینو ببین
نمونهها تحریکش میکنن
تنها توضیحش اینه
داره چه اتفاقی میوفته؟ من گیج شدم
لطفاً، بهم بگید جریان چیه
داری خواب میبینی، بارت
باید بیدار بشی
حافظهام کار نمیکنه
نظمش بهم ریخته. همین
داره چی میشه؟
قتل به شدت شنیع است
!صبرکن! اینو یادمه
بارت، داشتی از شکسپیر نقلقول میکردی
سالمون یادم داد که گفتار شایسته اینجوریه
...گفت شکسپیر
از "مکانیکی و سُربی" بودن، درمانم میکنه
حالا بخشی از پروتکلهای راهاندازی مجددمه
چقدر باملاحظه بوده
پروتکلهای راهاندازی مجددت چطوری هستن؟
بارتولومئو؟
صدامو میشنوی؟
پروتکلهای راهاندازی مجددت چطوری هستن؟
،از معنی اسمم بخوام استفاده کنم کوکِ کوکم
...گرچه کابوسِ دوباره ساکت شدن
مطمئنم داشت تلاش میکرد
بله، ولی نترس، من آمادهام !که کنترل بیکنم رو دوباره به دست بگیرم
بارت آماده است که وظایفش رو ادامه بده
اجازههاش رو بهش برگردونم؟
رأی من منفیه
خب، تمام روز گیر کرده بوده، مطمئنی؟
...آره، فکر کنم حقمه که چند روزی
صداش توی گوشم نپیچه
شنیدی چی گفت، هارم
یه چیزی برات دارم
حلقه امنیتی بیکن، بالأخره
مشکلی پیش اومده؟
اینو میبینی، درسته؟ - آره -
بگو که خیال برم نداشته
یکی هستن
دروغ نیست، هیلن. همهاش مرتبطه
"ممکنه باعث عوارض جانبی بشه"
،اگه همه میدونستن آدمو نئشه میکنه
کسی کاری از پیش نمیبرد
خدای من. تمام روز میخوام اینجا بشینم
اوضاعِ... همهچیزت چطوره؟
نمیدونم، اصلاً حسش نمیکنم
!بوپ - !آخ -
!لعنتی، ببخشید
اون چی بود؟
خنده واقعیت بود؟
...نمیدونم! نمیدونم، تو فقط
شبیه یه تخته دارت هستی - چی؟ -
...میدونی، یکی از اون
باشه، فکر کنم به اندازه کافی از این جیدبلیوبی استفاده کردی
نه، نه، نه - ...میدونی چیه؟ شاید بهتره -
از این دستگاه دور بشی - مجبورم کن -
اون از کجا اومده؟
...اون
مامانم بهم دادش
...اون
از معناش یه قصهای برام تعریف کرد
اینکه چقدر خاصه
خوبه، یه یادآور
یادآوری که تهش مثل اون نشم. نمیرم
تنهایی
بدون هیچی
ماجرا چقدر زشت شد
آره، خیلی دارک شد، شرمنده
خدای من
میدونی چیه؟ برگرد توی جیدبلیوبی
!آره، برگرد، برگرد
نفس عمیق، نفس عمیق
نفس عمیق
بگیرش
خب، سالمون... هیلن
آره - هیلن، درسته؟ -
اوهوم
اون چطوره؟
خیلی سوسکی میخوام بحث رو عوض کنم
چی، اونو میگی؟
نمیدونم
همیشه میخواستم بدونم چی توی فکرش میگذشت
...افتاد مُرد
یا تونست برگرده داخل؟ - کی میدونه؟ -
نظر تو چیه؟
هر روز یه نظر دارم
امروز چی؟
...امروز
به نظرم لِه شده
طفلک
طفلک، فقط یکم کمک میخواست
هوم
اولین بار بود که مراسم ترحیم انجام میدادی؟
آره
کارت خوب بود
خوشحالم تموم شد
،نگران نباش هر از گاهی رخ میده
.جای نگرانی نیست بارت؟ لامپها رو روشن کن
بارت؟
گفتی نمیخوای صداشو بشنوی
آره. هنوزم نمیخوام
هی، هارمونی؟
بله؟
یکم کمک نیاز داریم - دارم روش کار میکنم -
باید درخواست پاداش بدی
قصدش رو دارم
کیوتیاِی توی تسویه حساب خیلی خوبه
حتی در مورد سربازهایی که گم و گور شدن
،همونایی رو میگی که اوراقچیها رو فرستادن
بیکن رو هک کردن، سفینهات رو منفجر کردن؟
نه ممنون، نیاز ندارم - اونم یه تئوریه -
جدی میگم، اگه اونجوری ،با کارمنداشون رفتار میکنن
دلم نمیخواد بدونم چه بلایی سر من میارن
نمیخوای بدونی چرا ویژنهایی میبینی؟
ویژن؟ - آره -
اسمشون رو اون میذاریم؟
بیشتر تو مایههای کابوسه
،گوش کن، سنگها، گردنبند من خوابهای بد تو
.همهشون به همدیگه وصلن میخوام علتش رو بدونم
تو نمیخوای بدونی؟
راستش رو بگم؟ - آره -
فقط میخوام یه جایی گم و گور بشم
یه جایی که اتمسفر واقعی داره
اکسیژن؟ - آره -
آره! ابرهای پُفپفی سفید
بارون - !بارون -
فقط میخوام زیر بارون باشم
،میدونی، وقتی تازه دیدمت ...مطمئن بودم
روانی هستی
منم مطمئن بودم تو یه کارمند آیاِساِی معصومی
حالا چی؟
حالا؟
حالا مطمئن نیستم کی هستی
بهتره مشکل لامپها رو پیگیری کنم
هی هیلن؟ - بله؟ -
،هرجایی میخوای بری میرسونمت
مطمئنی تصمیمش با توئه؟
حلش میکنم
قولت یادم میمونه
اوه
لامپها رو روشن کردی - تا حدی که تونستم -
طبقات زیر محل سکونت هنوز خاموشه
نمیتونم به جیدبلیوبی نزدیک بشم
هی، میشه به اَستر بگی بیاد پایین؟
...حتماً. قبلش کلیدهای طبقه بارگیری رو
بررسی میکنم
بارت، واقعاً به کمکت نیاز دارم
،آره، ببخشید ...اجازه ندارم
مجوزهای ارتباطیت رو تغییر بدم
میدونی، اگه واسه یه بارم که شده ،میخواستی کمک کنی
...شاید هیلن
اون اوراقچیها بیکنِ تو رو نابود کردن
...هیلن و اَستر بودن که
هیلن سالمون رو نکشته
...دادههای تصادف سالمون رو معاینه کردم
و تصادفی بودنش انکارناپذیره
...باشه، هرچقدر میخوای
،حقایق رو بهم بریز چیزی رو تغییر نمیده
...باشه
...چون پیشنهاد کمک
به نظر میاد فراتر ،از توانایی یا میلِ تو باشه
باهات خدافظی میکنم. خدافظ
یعنی چی؟
!ورود شما به این بیکن غیرقانونی است
!هشدار، ورود شما به این بیکن غیرقانونی است
!هشدار، ورود شما به این بیکن غیرقانونی است
!هی
!هی! بس کنید! دوتاتون
!گفتم دوتاتون
No comments yet. Be the first to leave one.