200 baris pertama.
این فیلم، فیلمی از سینمای آلمانِ نازی هستش و در سالِ قدرت گرفتنِ حزبِ نازی در آلمان و با هدفِ محبوب کردنِ نازیها و منفور کردنِ کمونیستها برای مردمِ آلمان ساخته شده
ترجمهی این فیلم به معنای حمایت از ایدئولوژیِ پوسیدهی فاشیستیِ اثر نیست و صرفاً جنبهی سینمایی و تاریخسینمایی داره
با تشکر از پسران و دخترانِ انجمنِ" "جوانانِ پیروِ هیتلر در برلین
.پسر، عجب سیبی
.دلم میخواد بردارمش
پول داری؟ .نه. ولی گشنهم -
.هی. اون پسرا رو ببین
.خب پس بردارش .بدو، بردار
.سیبم رو برگردون
نمیذارم هیچکس .سیبهای من رو بدزده
اینجا چه خبره؟ .یکی سعی کرد یه چیزی بدزده -
مگه چی دزدیده؟
.این پسر باید زندانی بشه .خب، خب، تند نرو -
میخوای یه بچه رو بندازی زندان؟
اونم برای یه سیبِ کثیف؟
بیچاره حتی نتونست سیب رو .بخوره، حتی یه گاز هم نزد
.حتی نخوردش
دزدهای خیلی بزرگتری وجود دارن .که هر روز از همهی ما دزدی میکنن
مگه روزنامه نمیخونید؟
برای یه سیبِ کثیف انقدر جوش میزنید؟ .یه سیب -
خودت و سیبت .برید به جهنم
.بچه گرسنه بود
به حرفهام گوش .کنید ای قشرِ کارگر
این پسر تنها کسی نیست .که آسیب دیده
.همهی شما آسیب دیدید
.همهتون کتک خوردید
ولی چرا؟
.چون گرسنهاید
.شما قدرت دارید
یه نگاه به این همه چیزای خوب و گرون .بندازید که دارن توی فروشگاه خاک میخورن
.ولی شما گرسنهاید
چرا چیزی که میخواید رو بر نمیدارید؟
.اینا برای خودتونه
.به زور بردارید .تو خودِ شیطانی -
.پلیس. پلیس
از جونم چی میخواید؟ .من که باهاتون کاری نکردم
.بیا بشین
.پلیس
چی شده؟
منو زدن. سرم داره .گیج میره
خونهت کجاست؟
.همینجا، طبقهی چهارم .زود باش بیا -
.نباید اینجا بمونی
.دستتو بنداز دورِ گردنم
.انقدر ناله نکن
.ببینید چیکار کردن
خدای من. این دفعه چیکار کردی؟
.جنجال راه ننداز .از این سمت
چی شده؟
.با باتون زدنش خانم
.من استاپل هستم
چرا همیشه از این کارا میکنی؟
یه روز همهمون رو .بدبخت میکنی
.مزخرف نگو .لطفاً یهذره آب و یه لباسِ کهنه بیارید -
.بدجور زدنت که چی؟ -
.مهم اینه که دستگیر نشدیم
.بفرمایید، آب و کهنه
.خدایا
نترس خانم، یه .جراحتِ کوچیکه
.دارم تشنه میشم
.خیلی زیاد
پسرم میتونه چندتا آبجو برامون بیاره. اون رذلِ کوچولو اصلاً کجاست؟
.هاینی؟ هنوز سرِ کاره
.کارم تقریباً تمومه
بیشتر از این .نمیشد صبر کنم
نمیتونم تا نصفِ شب صبر کنم .تا چیز میزام چاپ بشن
.چه عجب
.خیلی زمان برد
نمیتونید تصور کنید امروز .چهقدر سرمون شلوغ بود
،اول بروشورهای سوسیالیستها
بعدش دعوتنامههای ورزشی
و بعدش فرمهای .خدماتِ رفاهی
چهقدر متنوع .آقای کوالسکی
من فقط چاپشون .میکنم. همین
.بفرمایید .تو بچهی باهوشی هستی -
.اینو بگیر .مرسی آقا -
.شب خوش .خدانگهدار -
.خداحافظ
چی بهت داد؟ یه مارک -
.عجب
.البته این در واقع پولِ منه
چرا؟ .چون سرش باهام چونه زد -
.حالا برو خونه
همهشو یهجا .خرج نکنی
.خوب شدی .خفه شو -
هنوز یهذره احساسِ .گیجی میکنم
.یهکم آب بخور
من کِی تا حالا آب خوردم؟ .محضِ رضای خدا یه آبجو بیار
.برای خریدِ آبجو پول لازمه .پول. آره -
.برای همهچیز پول لازمه
.وایسا
هی، چند پنی بهمون میدی؟ .من هیچ پولی ندارم -
.بده دیگه .واقعاً ندارم -
.ولی من سردرد دارم
.خب تشنهای. همین
.آره، چون سردرد دارم
.بده دیگه .من پول ندارم -
پس کارای اتو و رختشویی چی؟ .بهشون بدهکارم -
باید اینجاها یهذره .پول قایم کرده باشی
شرط میبندم دوباره .قایم کردی
.ولی من پیداش میکنم
بس کن. فقط داری یه .افتضاحِ جدید به بار میاری
.بس کن
باز شروع کردی .به خرابکاری
وقتی میگم دلم آبجو میخواد .یعنی دلم آبجو میخواد
توی اتاقنشیمن قایمش کردی، مگه نه؟
.ببین چه افتضاحی به بار آوردی .خفه شو -
اینجا چی داریم؟
.تو رو خدا بس کن
دست از خراب کردنِ .خونه بردار
.استاپل، کمکم کن
پول رو کجا قایم کردی؟
.به خدا پول ندارم
.هیچی ندارم
.آلبومِ عکسها رو ول کن
خودت که میدونی .هیچی نداریم
.خرابکاری میشه .خب بشه -
باورت میشه یه زن حاضر نباشه حتی چند پنی به شوهرش بده؟
بس کن دیگه. هیچی .اونجا نیست
.باور نمیکنم .لطفاً بس کن -
اگه پول ندی کاری میکنم .که پشیمون بشی
تو خوب میدونی که من .با کسی شوخی ندارم
.بدو، بدو، بده
به خدا خونه رو با .خاک یکسان میکنم
تو که میدونی بدجور .عصبانی میشم
.لعنتی
چرا انقدر طول دادی؟
آدم فقط کافیه قدرتش رو .به زنها نشون بده
.چه پسرِ خوش قد و بالایی
.پسرمهها اونم یکی از ماهاست؟ -
.خودت ازش بپرس
اسمت چیه؟ .هاینی -
جزو اعضا هستی؟ اعضا؟ -
مگه همه جزو اعضا نیستن؟ .من نیستم آقا -
پس دیگه وقتشه .که یکی از ما بشی
"انجمنِ بینالمللیِ کمونیستهای جوان"
من رئیسِ گروه در .ناحیهی "بوسل" هستم
نکنه میخوای نازی بشی؟
.بس کن دلقک
پسرِ من نازی بشه؟
.در اونصورت خودم میکُشمش
.بیا. بریم
.بعداً میبینمت هاینی
.خداحافظ
این چه زندگیایه؟
دیگه نمیتونم .تحمل کنم
مامان، انقدر .ناراحت نباش
.مشکلی نیست پسرم
مامان، ۱۰ "پفنیگ" داری بهم بدی؟
برای چی میخوای؟
یه چاقوی جیبی توی .نمایشگاه آوردن
.هشتتا تیغه داره
یه خراشنده، یه مته، یه .قیچی....اسباببازی نیست مامان
و یه اره داره که به اندازهی .دندونهای کوسه تیزه
تا حالا چیزی مثلِ .اون ندیدی مامان
.ولی حتماً خیلی گرونه
.نه، میشه برنده شد
برای شرکت کردن باید .حداقل ۱۰ پفنیگ داشته باشم
.واسه همین میخوام
.بگیر
مامان، شک نکن که اون .چاقو رو برنده میشم
بدونِ سختی کشیدن .هیچی به دست نمیاد
.بلیط بخرید خانمها و آقایان
.هر بلیطی برندهست
.هر بلیطی برندهست
خانمها و آقایان، من نمیتونم ،عروسی برگزار کنم
.ولی هر کارِ دیگهای رو میتونم
میتونید همهی .جهیزیهتون رو بیارید اینجا
این شانس فقط یه .بار میاد سراغتون
زندگی یه قماره ای .خانمها و آقایانِ عزیز
یکی قراره برنده بشه. هنوز .برای شرکت کردن دیر نشده
.فقط ۳۰ ثانیه وقت مونده
.فقط ۲۰ ثانیه مونده .هنوز وقت هست
.منم بلیط میخوام
.میشه ۱۰ پفنیگ
.خدمتِ شما
.وقتشه شروع کنیم
شمارهی ۷۱ برنده .شد خانمها و آقایان
شمارهی ۷۱ کیه؟
.منم .برنده شدم
چی برنده شدم؟
یه گلدون برای اتاقِ .پذیراییتون بانو
.عجب بازیگری
.چه مهربون
خانمها و آقایان، میخوایم .دستِ بعدی رو شروع کنیم
.ده پفنیگ .نا امید نشید -
این چاقو فروشیه؟
این چاقو؟ .فروشیه
قیمتش چهقدره؟ .هشت مارک -
هشت مارک؟
خانمها و آقایان، هر .بلیطی برندهست
.هر بلیطی برندهست
.هی، ناراحت نباش
.اون چاقو رو برات میگیرم
دربارهی "انجمنِ بینالمللیِ کمونیستهای جوان" فکر کردی؟
.اونجا رو ببین
بعضی وقتها همهچیز .خوب پیش میره
اما برای جورج .هیچوقت
بعضی وقتها همهچیز .خوب جلو میره
اما برای جورج .هرگز
No comments yet. Be the first to leave one.