Special Correspondents

Special Correspondents

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

special correspondents 2016 720p webrip x264 800mb-pahe in
special correspondents 2016 480p webrip x264 375mb-pahe in
multi 1080p webrip x264-sh0w
Komentar oleh AloneDarkman
@thealonedarkman تصحیح زمانبندی

Tag

webrip
web
x264
BRip
480p
480
1080
720p
720
Diterbitkan pada: 2022-04-22
Unduhan: 36
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‏ ‏‏ گزارش یه قتل داریم که احتمالاً کار جنایتکاراست

‏ ‏ ‏ ‏خبر نگاران ویژه

‏در هتل یورک

‏بله، دریافت شد، گشت 10-4

‏هتل یورک، هر چقدر زودتر میتونی برسون خودتو

‏ممنون، خشکله

‏هِی، فرانک، نظرت راجع به یه مجانیش چیه؟

‏ ‏ ‏ ‏اِریک بانا

ریکی گراویس

‏ممنون

ورا فارمیگا

‏ ‏ ‏ ‏کلی مک دونالد

کوین پولاک

‏- کارآگاه کرانکوویچ ‏- شرمنده، کارآگاه...؟

‏مانکوویچ، فرانک ‏فرانک مانکوویچ، کارآگاه

‏اجازه ی ورود به کسی ندید ، مخصوصاً جراید

‏- کارآگاه هانکوویچ ‏- کارآگاه

‏سلام، ما برای تحقیق اومدیم ‏کارآگاه فرانک هانکوویچ

‏کارآگاه کلر لیدی ‏چه اتفاقی اینجا افتاده؟

‏قبلاً همه چی رو به همکاراتون گفتم

‏خب، میتونی یه بار هم به من بگی

،‏خب، من تو پذیرش بودم که یه آقایی اومد ‏و کلاه ایمنی سرش بود

‏و یه اسلحه با خفه کننده داشت

‏اِهِم، و بعدش؟

‏خب، اسلحه رو به سمت آقای آیوانف گرفت

‏و فکر کنم یه چیزی به زبون روسی فریاد زد

‏و بعد بهش شلیک کرد

‏- چه شکلی بود؟ ‏- بانیویل

‏سرپرستمون

‏امیدوارم مزاحمتون نشده باشم، بانیویل؟

‏اوه، نه اصلاً

‏اوه، کلر مدداکس ‏پری، رئیس دایره ی جنایی

‏- سلام ‏- از اینجا برید، هردوتون

‏همین الان، وگرنه با اردنگی میندازمتون بازداشتگاه

‏- صبر کن، کارآگاه نیستی؟ ‏- نه

‏در هر صورت اسمم فرانکه ‏این یکی دروغ نبود

‏بینمون خوش گذشت، درسته؟

‏- کارآگاه، شرح میدید لطفاً؟ ‏- خیلی خب، بزارید رد بشن

‏- هِی، چیه؟ چیکار میکنی؟ ‏- اون گفت بزار برن داخل

‏- نباید بزاری کسی داخل بشه ‏- اوه

‏اوه، باید قطع کنم عزیزم

‏- اتاق کنترل رو بده من ‏- رو خطن

‏- هِی ‏- خب، داستانش چی بود، فرانک؟

"‏"جنگ مافیای روس ‏اینطوری چطوره؟

‏باشه، الان بریم سروقتش

‏آماده باش، الان رو آنتنی

‏ساعت 8:45 دقیقه، سرگی ایوانف ملقب به سه انگشتی

،‏که یکی از اعضای مافیای روس بود ‏اتاقش رو در هتل یورک ترک کرد

‏صبحانه تخم مرغ، نان تست، و قهوه ی تلخ خورده بود که ‏آخرین صبحانه اش بود

،‏زندگی پر خرج و مرفه سرگی ایوانف

...‏که کلابهای شبانه ی منهتن و نیوجرسی رو اداره میکرد

‏دو دقیقه تو هتل بوده و با یه داستان اومد بیرون

‏- یه هنرمند واقعیه، بهترینه ‏- مشخصه تو کارش بهترینه

‏... یه جنگ که تازه شروع شده ‏فرانک بانیویل از اخبار 365 گزارش میکنه

‏عالی بود

‏- کمک میخوای؟ ‏- نه، مشکلی نیست، یه دقیقه زمان میبره

"‏"عزیزم

‏- کی بود، دوست دخترت؟ ‏- من متاهلم

‏آه

‏پس، زنش بوده

‏- آره ‏- اِه! اون بازیکنه

‏نه، فینچ؟نیستی هان؟

‏- تو هر بندری یه جوجه داری؟ ‏- نه

‏اوه

‏- حالت خوبه؟ ‏- آره، خوبم

‏قهوه میخوای؟

‏آره، میتونم یه شیرخامه ی لاته بگیرم؟

‏- رژیم داری؟ ‏- یه کم،آره

،‏دستور پزشکه ‏ظاهراً 25 درصد اضافه وزن دارم

‏- بده؟ ‏- آره، بیشتر از یه مقدار میان وعده اس

!‏اوه

‏- باشه ‏- بعداً میبینمت

‏اینجاست

‏هان؟

‏نگاش کن

‏اولین خبرنگار با داستان، دوباره

‏باقی خبرنگارا از ورود به محل منع شدن

!‏ها

‏اوه، نه، صبر کن، اینها چین؟

"‏"جعل هویت افسری "‏" دست اندازی به صحنه ی جرم

‏- نتیجه گرفتم !‏- تو که "هری کثیف" نیستی (‏(پلیسی خشن با بازی ایستوود

‏در بهترین حالت، تو یه خبرنگار آماتور در ایستگاه رادیویی محلی میشی

‏اغلب اوقات ، یه آماتور مست

‏- ترجیح میدادی داستان نداشته باشم؟ ‏- پس باید قوانین رو زیر پا بزاری؟ آره

‏چرا قانونو میشکنی؟کلی اخبار هست که میشه ‏بدون شکستن قوانین پخش کرد

،‏اگه تو بخوای اجرا کنی ‏میتونی یه داستان از یه سگ گمشده بسازی ‏

‏من یه داستان از یه کارآگاه بودن ساختم

‏یه لغزش دیگه بکنی، اخراجی ‏اینو بالادستیا میگن، نه من

‏اونا به دست آوردن ‏بیشتر نمیخوان

‏تو گستاخی، یه آدم خودخواهی که اگه موندی

‏برای اینه که همه فکر میکنن تو معروفی

‏نمیتونم اخراجت کنم چون دوست ندارم

‏ولی اگه قوانین رو بشکنی اخراجت میکنم

‏یا اگه برای کار بعدی قوانین رو بشکنی

،حتی اگه بفهمم از توالت خراب استفاده کردی بعدش باهات خداحافظی میکنم

‏- مسخره اس ‏- آره، مسخره اس

‏ادامه بده، اسکل، روزمو بساز

‏- اونجا آدمای مشهوری هم هستن؟ ‏- اون زنه که گزارش آب و هوا میکنه

‏- به اسم آل روکر ‏- اینجاس؟

‏- نه، شاید

‏هِی، ساشا ‏ایشون همسر بنده، الِنور هستن

‏- اوه، سلام ‏- سلام

‏- خیلی تواَن؟ ‏- اوه، نه. شما اولین نفرایید

‏- یکی باید باشه ‏- دقیقاً

‏و خوبه که سر وقت رسیدیم تا تزئینات

‏یه واقعه ی معتبر رو ببینیم

‏بعداً میبینمتون، باشه ‏بریم تو

‏- سلام ‏- سلام

‏سلام

‏- بادکنکهارو ‏- بیرون هنوز آفتابیه

‏خب، هنوز ماه ژوئیه اس، مگه نه؟

‏- تا ساعت 9 هوا تارک نمیشه ‏- تصور کن تو تاریکی بری بیرون

‏- شما اولین نفر رسیدید ‏- آره، دوست نداشت دیر کنه

‏- شامپاین؟ ‏- اگه اشکال نداره خودم بریزم

‏بفرمائید

‏هِم

‏خب، نظرت در مورد اتفاق ایستگاه کوچک رادیویم چیه؟

،‏خب، راستش، اگه واقعاً ایستگاه رادیویی تو باشه ‏میتونه چیزی باشه

‏خب، من رئیس مهندسی صدام

‏و اگه رادیو رو فقط صدا در نظر بگیری

‏من یه جورایی رئیس اداره ام، واقعاً

‏تو یکی از بزرگترین ایستگاههای رادیوی محلی این اطراف

‏چیزی که من بهش فکر میکنم اینه که تو باید تا 50 تای بالا برسی

‏- منظورت چیه؟ ‏- رادیو

...‏- رادیو مثل ‏- چیزیه که من دوست دارم

‏آره، ولی خیلی جالب نیست

‏- شوخی میکنی ‏- نه، شوخی نمیکنم، ولی ادامه بده، بگو

‏واقعه ی تاثیر گذار تو این هفته چیه؟

...‏- باشه، من ‏- باشه

‏- خب، تو تصمیم گرفتی ‏- آره

چندتا از برنامه های ما الان جزء 50 تا پخش رو آی تیونز داشته؟

‏اوه

‏یا، جیمی الیور بوده که برنامه ی خودشو دیروز

‏- که با استیگ آرنولد در مورد بچه های چاق داشته نشون داده؟ ‏- اونم اینجاس؟

‏- استیگ تا حالا هیچ جشنی رو از دست نداده، پس آره ‏- منظورم جیمی الیور بود

‏کی میدونه؟

‏- پس، نه، نمیاد؟ ‏- نه، قطعاً

‏به جاش استیگ رو میبینی

‏وقتی که استیگ رو دیدی دیگه دلت نمیخواد جیمی الیور رو ببینی

‏شرمنده

‏تا حالا خواستی یه کار متفاوت بکنی؟

‏- فینچ ‏- سلام

،‏ایشون جفری مِلارد هستن ‏رئیس رادیو

‏- ایشون هم همسر بنده النور هستن ‏- از ملاقاتتون خوشوقتم

،‏داشتم دنبالت میگشتم ‏چنتا دیوونه خانواده اشون رو گروگان گرفتن

‏مسلحن ‏میخوام تو و کلر برید و ماجرارو پوشش بدید

‏- الان؟ ‏- آره، انتخاب دیگه ای ندارم

‏تو تنها آدم به درد بخور اینجایی

‏- کلر کجاس؟ ‏- داره میاد اینجا ‏از ملاقاتت خوشوقتم

‏باشه، خیلی شرمنده ام، غزیزم

‏نه، نه، نه، منو اینجا تنها نمیزاری ‏من کسی رو نمیشناسم

.‏راه دیگه ای ندارم ‏اون گفت من تنها کسیم که از پس این کار برمیاد

‏- نه، اون گفت تنها آدمش تو اینجایی ‏- نه معنی لفظیش این نبود

"‏منظورش از "من تنها کسیم که اینجاس ‏یعنی اینکه من تنها کسیم که میتونه اینکارو بکنه ‏

‏- اون اینجاس، نمیتونه اینکارو بکنه ‏- تو که نمیدونی

‏- اوه، بی خیال، نگاش کن ‏- نمیتونی اینکارو با من بکنی، بی خیال

‏- هیس !"‏- "هیس

‏نه، میدونی چیه؟ ولش کن ‏من میرم خونه

‏تروخدا اینکارو نکن، خواهش میکنم ‏فقط اینجا منتظر باش و از خودت پذیرایی کن

،‏و من سه سوت برمیگردم ... ‏و بعد ما

‏- تو میخوای یه چند ساعتی بری ‏- نه

‏تو این وضیعت پلیس معمولاً آدم مسلح رو ‏سریعاً میکشونه نزدیک پنجره

،‏و به سرش شلیک میکنه ‏و مغزش میپاشه بیرون

...‏پس نمیتونه هیچ عکس العملی نشون بده ‏اکشنه

‏- سلام ‏- ملارد رو دیدی؟

‏آره، آه، ایشون کلر مدداکس ‏و ایشون همسرم النور هستن

‏- از ملاقاتت خوشوقتم ‏- بله

‏- باید بریم ‏- آره

‏- تو سالن انتظار میبینمت ‏- آره، باشه

‏این کیه؟ تونیه؟ ‏این یارو رو ببین

‏- به هر حال ‏- حالت چطوره؟

‏- میخوام برم ‏- باشه، خب، برو

‏- جداً؟ ‏- آره

‏مشکلی نداری؟

‏- به زودی میبینمت، باشه ‏- باشه، اگه میخوای بری برو

‏- هِی فرانک ‏- سلام

‏- سلام ‏- سلام

،‏دیدی فرانک رسید ‏دیدی جوری راه میره انگار جیمز بانده؟

‏آره، فکر میکنم اون واقعاً عالیه ‏به هیچی اهمیت نمیده

‏اوه

‏- چطور اونقدر باحاله؟ ‏- سلام

‏- سلام ...‏- اوه

...‏نمیدونم، من فقط

...‏من فقط منظورم

‏فکر میکنم میتونه مثل بعضی وقتا عالی باشه، میدونی چی میگم؟

‏من به همه چی اهمیت میدم ‏و سعی میکنم بهترین کارم باشه

‏ولی انگار هیچ کاری نکردم ‏به خاطر اینکه من خسته کننده ام

‏- چرا همچین حرفی میزنی؟ ‏- به خاطر اینکه حقیقته

‏من... هیچوقت کار متفاوتی انجام ندادم

‏فکر میکنم به خاطر اینه که من بازی ویدیویی میکنم

‏چون از زندگی واقعی ترن

‏- "کودتای شورشیان"؟ ‏- آره، بازی میکنی؟

‏- سعی میکنم بزارم کنار ‏- آره، منهم

‏- بگیرش، احمق ‏- حرکت قشنگی بود

‏آقای بانیویل، عاشق کاراتون هستم

‏- شامپاین؟ ‏- ممنون، به سلامتی

‏- شما فرانک بانیویل هستی؟

‏- ظاهراً ‏- هر روز به شما گوش میکنم

‏- جداً؟ ‏- از دست نمیدم

‏- ممنون ‏- قابل نداشت

More Farsi Persian subtitles for Special Correspondents

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left