Aap Ki Khatir

Aap Ki Khatir

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Aap Ki Khatir
Komentar oleh azadeh65
کاری از تیم ترجمه ی فارسی سابتایتل

Tag

other
Diterbitkan pada: 2013-08-25
Unduhan: 36
Tuna Rungu: Yes

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

واسه خاطرِ تو" "دل و دنيام رو ميدم

واسه خاطرِ تو" "دل و دنيام رو ميدم

بذار تمامِ آرزوهاي دلم رو" "بهت بيان کنم

"بهت بيان کنم"

"بهت بيان کنم"

"بهت بيان کنم"

"عشق چيه؟"

"چيزيه که هوش و حواستو ميبره"

"...سلسله اي از آرامش و تسکينه"

"براي دلي که ديوانه ي معشوقشه"

"عشق چيه؟"

"چيزيه که هوش و حواستو ميبره"

"...سلسله اي از آرامش و تسکينه"

"براي دلي که ديوانه ي معشوقشه"

"...با حرفاي تو، ديدنت و فکر کردن بهت"

"خيلي تحت تاثير قرار گرفتم"

واسه خاطرِ تو" "دل و دنيام رو ميدم

بذار تمامِ آرزوهاي دلم رو" "بهت بيان کنم

"بهت بيان کنم"

"بهت بيان کنم"

"بهت بيان کنم"

واسه خاطرِ تو" "دل و دنيام رو ميدم

کاري از گروه ترجمه ي فارسي سابتايتل

سلام آنو، صبح بخير

بکي هستم، مامانت... پاشو

...از لندن تماس گرفتم که بهت يادآوري کنم

که امروز بايد ساعت 12 سوار هواپيما به مقصدِ لندن بشي

پس پاشو، پاشو عزيزم

خداحافظ دارم ميميرم که ببينمت

سلام آنو، صبح بخير امان هستم

امان مهرا از لوکانوالا

فقط تماس گرفتم که بهت بگم دير نکني

چون از منتظر موندن متنفرم، خداحافظ

الو... اوه

اوه خدايا مايا مايا بايد باهات صحبت کنم

ميدوني چي شده؟

هنوز گيجم که بايد برم لندن يا نه

و اون يارو احمقه از لاکانوالا زنگ زده

امان هستم از لاکونوالا، دير نکن چون از منتظر بودن متنفرم

چه رفتارِ بدي

آره ميدونم ...ما تو يه شرکت کار ميکنيم

ولي شرکتِ خيلي بزرگيه

مايا، من دارم کارِ درست رو انجام ميدم؟

منظورم اينه که با امان برم لندن

من زياد نميشناسمش ميدوني

فقط يکي دو بار ديدمش

و تصور کن اتاقِ من کجاست ...طبقه ي 21

و ميز اون کجاست؟ طبقه ي 10

يه کمي با هم تفاوت هست

يعني اين متقاعد کننده ست؟

تو خانواده ي منو ميشناسي

...اگه اون اين همه آدم سختگيري باشه

پس چطور موفق به اينکار شده؟

اوه پول... چقدر قابل پيش بيني

اشکالي نداره هر کسي يه نقطه ضعفايي داره

نقطه ضعفِ من کفش و نقطه ضعفِ اون پوله

خيلي خب، ولي اميدوارم ...کسي رو بخاطرِ پول

فريب نده مطمئني مايا؟

ببين مايا تو بهترين دوستمي

پس اون رو با مسئوليتِ تو همراهم ميبرم

فکر ميکنم، بايد بهش اعتماد کنم

انگار يه انتخاب دارم

خودش دير مياد اونوقت واسه من پيغام ميذاره

از منتظر بودن متنفرم دير نکني

منم از منتظر بودن متنفرم

واقعاً؟... فکرمون مثل همديگه ست سلام من امانم

سلام، پس بالاخره اومدي ...ميدوني واسه ورود

تاخير داريم؟

قبل از ورود ساعتت رو نگاه کن خانم

من دير نيومدم تو 5 دقيقه زود اومدي

اوه، ببخشيد

سفر هنوز شروع نشده ...و از حالا

شروع به عذرخواهي کردي؟

...در ضمن، مايا بايد درباره ي نقطه ضعفم

بهت گفته باشه، نه؟

بله، البته

...نه! الان نه، الان نه

به لندن که برسيم کارم شروع ميشه، درسته؟

و قبل از شروعِ کار، پول رو قبول نميکنم

اخلاقياتي حرفه اي، ميدوني

ولي به محض اينکه برسيم اونجا بايد پولمو بدي

ميدوني من ازت درخواست نميکنم از درخواست کردن متنفرم

از درخواست کردن متنفري از دير کردن متنفري

يعني تو زندگيت چيزي رو دوست داري؟

آره، دوست دارم - چي رو؟ -

راستش از اينکه بگم چي رو دوست دارم متنفرم

بريم؟

سلام، دو تا صندلي درجه يک نزديکِ استراحتگاه باشه لطفاً

ضمناً من هيچ علاقه اي به دونستن چيزايي که خوشت مياد و بدت مياد ندارم

...فقط به اين علاقه دارم که توي لندن هر کسي بايد

فکر کنه ما هر دو با هم تفاهمِ کامل داريم مفهومه؟

مفهومه ميشه لطفاً... صندلي من کنار پنجره باشه؟

...راستي، مايا برات

همه چيز رو روشن کرده، درسته؟

...آره تا حدي

ضمناً از خانواده ي تو کي اونجاست؟

از خانواده ي من مامان، بابا و خواهرم شيراني

شيراني؟ چه اسم غير عادي اي

...بعد از اينکه بابام مُرد

مامانم با باباي شيراني ازدواج کرد

ولي جالا اون باباي منم هست و خيلي هم دوستش دارم

هر دوتامون اون موقع خيلي کوچولو بوديم

احساس ميکنم تو هنوزم خيلي کوچولويي

.بليطتتون خانم

ممنون - خواهش ميکنم -

مرسي

سرنوشت خيلي عجيبه مامان و باباي تو رو با هم آشنا کرد

فکر نميکنم اين سرنوشته که ما دو نفر رو با هم آشنا کرده؟

شايد سرنوشت باعث بشه من و دني يه بار ديگه همديگه رو ببينيم

دني... دوست پسرت؟

خب بينتون چه اتفاقي افتاد؟

نميدونم چه اتفاقي افتاد

اون قبلاً خيلي دوستم داشت ميدوني

منم خيلي دوستش داشتم

ولي يک دفعه... نفهميدم چي شد

منو گذاشت و رفت، ميدوني

اون تو رو ترک کرد و تو لندن رو، درسته؟

مشکلِ شما دخترا همينه

...خونه، شغل، شوهر، بچه، آشپزخونه

ميتونين همه چيز رو مديريت کنين

ولي نميتونين دل شکستگي رو مديريت کنين

از ما ياد بگيرين هر دو سه روز يه بار دلمون ميشکنه

ولي آخرِ هفته دوباره خوب ميشه

...چهار تا دختر دلمون رو ميشکنن و ميرن

بعدش ما قلبِ 8 نفر رو ميشکنيم و ميريم

...مهم نيست از داخل چقدر شکسته و ترک خورده ست

ولي از بيرون کاملاً مثل سنگه

دل مثلِ درياست و چشم مثلِ بيابون

هرچقدر که ميخواي بگرد يه قطره آب هم پيدا نميکني

از گريه کردن متنفرم ناراحت بودن رو بس کن

ميدوني، حق با توئه

من بايد قوي باشم

بايد هميشه لبخند بزنم

ميشه يه فنجون قهوه ي پر رنگ بهم بدين لطفاً؟

متاسفم من دخترِ خيلي عصبي اي هستم

ميدوني دي وي تي چيه؟

لخته شدنِ خون تو سياهرگ

پاها ورم ميکنن و شخص ميميره

بايد همش آب بخوري و حرکت کني

برگرديم سرِ کار

...پس ميخواي به دني نشون بدي

که من تو زندگيِ تو جاش رو گرفتم؟

آره، بخاطرِ اينکه دني خيلي حسوده

وقتي ببينه من و تو با هميم ...خيلي حسودي ميکنه

و ممکنه به من برگرده

...دني... يه لندنيِ پولدار و خوش قيافه

...و من، کسي که يه قيافه ي متوسط داره

پولِ متوسط درمياره و تو لاکانوالا زندگي ميکنه

...متاسفم، ولي فکر نکن با ديدنِ من حسودي ميکنه

حتي يه چشمک هم با چشماش نميزنه

ميدونم دارم چيکار ميکنم، خب؟

فقط ميدونم دوستش دارم و به هر قيمتي ميخوام که برگرده

...خيلي وقت ميگذره، ولي هنوز ياد نگرفتم

بدوني دني زندگي کنم

...عروسيِ شيراني واسم يه فرصتِ طلاييه

و نميخوام از دستش بدم

چيزي ميخواين؟

اون دني رو ميخواد

يه دني دارين؟

اممم... اون چه جور نوشيدني ايه قربان؟

خيلي مست ميکنه فقط ميتوني تو لندن گيرش بياري

ممنون، چيزي نميخوايم

من يه گيلاس شامپاين ميخوام - چشم قربان -

الان چه وقتِ خوشحاليه؟

وقتِ ناراحت بودنه

تو چرا ناراحتي؟

تو که ناراحتي بخاطرِ همه ي ناراحتيهات يه گيلاس شامپاين

عجب مزاحمي هستي

خواهش ميکنم توجه کنيد ...از اينجا به بعد هواپيما کمي تلاطم خواهد داشت

از مسافران تقاضا ميشود کمربندهاي خود را ببندند

اوه! خوابيدي؟ بيدار شو

هيچوقت روز تو هواپيما نميخوابم

پس چرا چشمات بسته ست؟

...ببين، داريم فرود ميايم و موقع فرود

من خيلي ميترسم حالا خواهش ميکنم بيدار شو

من خيلي عصبي هستم نياز به حمايت دارم

از بلند شدنِ هواپيما ميترسي ...وسطاي پرواز ميترسي

از فرود اومدن هم ميترسي؟

ميشه يه پيشنهاد بهت بدم؟ - بگو -

...چرا يه چتر نجات نميپوشي و از هواپيما نميپري؟

تو هواي آزاد احساسِ راحتي ميکني

ببين، تو دکترِ من نيستي

تو نگهبانمي... مثل نگهبانها رفتار کن

چشم رئيس

آه

دستمو بگير - باشه -

حالم داره بهم ميخوره - بريزش اون طرف -

سرم گيج ميره

من دارم ميميرم... دارم ميميرم... دارم ميميرم

اوه... نه، نه، نه، نه - ديگه چي شده؟ -

دکترم بهم گفته به دختراي خيلي خوشگل نگاه نکنم

شوخي کردم

دکترت هم بايد شوخ باشه

نه ولي يه چيزي رو هم جدي گفت

که هيچوت دلتو به يه دختر خوشگل نده

بنظرت يه خورده زيادي خودموني نشدي؟

بريم؟ - بريم؟ چطور بريم؟ ماشين نيست که -

ببخشيد پرنس چارلز

ولي اون تاکسي سياه که داره مياد مال شماست

اه اه تاکسي؟ ليموزيني، چيزي

Aap Ki Khatir subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Aap Ki Khatir

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left