Informasi rilis

A Bittersweet Life 2005 DC 720p BRRip MkvCage
Komentar oleh sooraticamrang
فقط هماهنگ کردم

Tag

brrip
720p
720
mkv
MkvCage
Diterbitkan pada: 2017-12-19
Unduhan: 74
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

"كاري از تيم ترجمه ي "فارسي سابتايتل

... يه روز خوب بهاري

شاگردي شاخه هايي رو كه . توي باد ميرقصيد نگاه ميكرد

... از استادش پرسيد

استاد ، شاخه ها دارن تكون ميخورن" "يا باد ؟

بدون حتي برانداز ِ اونجايي كه شاگردش ... بهش اشاره كرده بود

... استاد لبخند زد و گفت

چيزي كه تكون ميخوره" "... نه شاخه هاست و نه باد

". اون قلب و ذهن توئه"

سانوو" ، يه لحظه بايد بري" . طبقه ي پائين

چرا ؟

. يه دردسر داريم

. باشه ، درستش ميكنم

ميبخشيد ، ولي . ساعت كاري تمومه

خواهشاً بلند شين و برين . قبل از اينكه تا سه بشمرم . يك

. دو

! سه

! بتمرگ ، كله پوك

. مين-گي" ، در رو قفل كن"

! بي پدر مادر

. تا فردا

. تا فردا - . بسيارخوب -

بله ، رئيس . پول رو . صبح منتقل ميكنم

. چشم ، شب تعطيل ميكنيم ، قربان

خب ، مسئوليت معامله ي ديروز رو به عهده گرفتي ؟

. بله ، قربان

خوبه . تو هميشه . خوب كارها رو مديريت ميكني

مثل اينكه پسر "چرمن بائك" كسيه كه . داره دردسر درست ميكنه

آره ، به نظر نمياد . كار خود ِ "چرمن بائك" باشه

پسر "چرمن بائك" عادت كرده ... به نزول خوري

شنيدم به اين كسب و كار . علاقمند شده

. حلزون دريايي ، قربان

زمزمه هايي هست كه اون داره با . آدماي جنوب شرقي آسيا داد و ستد ميكنه

براي چي ؟

داره اين كسب و كارش رو ميبره به سمت . اجاره ي دختراي فيليپيني به جاي دختراي روسي

. عوضي ها .پدر و پسر انگ همن

... منم

. "مون ساك"

... نبايد ماشينم رو مي آوردم

خدا كنه معطلتون نكرده باشم ؟

. اوه ، بسه

اين چيه ؟ حلزون دريايي ؟

. يكي هم براي من بيار

. چشم ، قربان

. هي ، بابت ديروز شرمنده

. باورم نميشه كه اونجوري شد . همش يه ثانيه رفتم بيرون

. بايد اون بالا كلي به زحمت افتاده باشين

آدماي ديروزي فقط . بر و بچه هاي محلي بودن

. جاي نگراني نيست ، قربان

حاليته داري چيكار ميكني ؟

قربان ؟

اينه روش تجارتت ؟

... من فقط - . گم شو ، همين حالا -

! گم شو و منتظر من باش

. حواست رو جمع كن

. حالا قراره خوش به حالت بشه

. ولي زندگي به اين راحتيا نيست

، ممكنه صد تا كارو درست انجام بدي . ولي يه اشتباه دودمانت رو به باد بده

. چشم ، اينو به خاطر ميسپارم

"من سعي ميكنم با "چرمن بائك . يه راه حلي پيدا كنم

در هر صورت ، دليل اصلي اي ... كه من تو رو اينجا خواستم

اينه كه من بايد فردا بعدازظهر ... براي كار برم شانگهاي

قبل از اينكه برم . ميخواستم يه خواهشي بكنم

... قضيه اينه كه

. يه ذره برام بريز

. اوه ، بله ، قربان . ببخشيد

، حقيقت اينه كه

. من يه دوست دختر جوون دارم

. يكي كه من واقعاً بهش اهميت ميدم

. اون مثل من و تو نيست . اون يه يه آدم خاصه

چيه ، حوصله ت رو سر بردم ؟

. آه... مباركه ، قربان

. مباركه" ديگه چيه"

مشكل اينجاست كه ، من فكر ميكنم . اون يه نفر جديد رو داره ملاقات ميكنه

. يه پسر جوونه كه داره سر كارش ميذاره

، داره ديوونه م ميكنه . منم نميتونستم اينو به كس ديگه اي بگم

ميدوني ، تو تنها كسي هستي . كه من راحت ميتونم باهاش حرف بزنم

هيچ كس ديگه اي نميدونه كه . من چقدر سر اين قضيه نگرانم

خب ، ميخوام فقط براي سه روز . هيسو" رو بپايي"

اونو بپام ؟

. اونو بپايي . مراقبش باشي

. ببيني واقعاً با كسي ملاقات ميكنه

. شايد اون حرومزاده داره اذيتش ميكنه

ببين آيا جسم و روح و همه چيزش رو . در اختيار اون پسره ميذاره يا نه

ميدوني جوون ها ، يه دستشون ميتونه ... ماليده شه روي شونه

، بعد دستاي هم رو بگيرن ، بعد همديگرو ببوسن ... و بعدش ... ميدوني

. پيش مياد ديگه

ولي من تحمل اينجور فكرا . در مورد اونو ندارم

احمقانه ست ، نه ؟

. نه ، قربان

. احمقانه ست

بنابراين... ميخوام اوني رو كه . باهاش ملاقات ميكنه گير بياري

و بفهمي وقتي همديگرو ميبينن . اون چيكارا ميكنه

. فقط به مدت سه روز

. اين آدرس و شماره ي "هيسو"ـه

، خدا كنه نره سراغ اون پسره ... ولي اگر اون

... اگه معلوم شد دستشون تو يه كاسه ست

. فوراً خبرم كن . يا خودت دخلشون رو بيار

ببخشيد ؟

خودت كه ميدوني من تحمل ندارم كه بهم دروغ بگن ، درسته ؟

اگه بهت دروغ بگه . اون عشق ديگه عشق نيست

ميتوني با اين شماره . تو شانگهاي با من تماس بگيري

. به طور مستقيم

. شب خوبي داشته باشين

تو دوست دختر داري ؟

. نه ، قربان

تا حالا عاشق شدي ؟

. نه ، نشدي

واسه همين اين كار رو . سپردم دست تو

. واسه همين ازت خوشم مياد

. خب ، بريم ديگه

! خداحافظ ، قربان

رئيس "كانگ" گفتن . كه شخصاً اينو به شما بدم

ببخشيد ؟

رئيس "كانگ" گفتن . شخصاً اينو به شما بدم

چي هست ؟

. واي ، چه بامزّه ست

. خيلي شبيه آقاي "كانگ"ـه

. بانمكه

تو اينطور فكر نميكني ؟

. سلام ، هنوز نه

... حاضري ؟ يه لحظه واستا

آقاي "كانگ" اينم گفتن كه . من بايد امروز شما رو برسونم

. اوه ، من نيازي به راننده ندارم . ميتوني بري ، مشكلي نيست

. ايشون گفتن خودم بايد شما رو ببرم - . من خودم اونو در جريان ميذارم -

. باشه ، پس ، بعداً ميبينمتون

، اگه چيزي لازم داشتين . لطفاً به اين شماره باهام تماس بگيرين

. مشكلي نيست ، من بهش نيازي ندارم

. اوه ، خب حالا بدش به من

. خداحافظ

. "هيسو" ، "هيسو"

اونا مطمئناً دوست دارن ... مجالش رو پيدا كنن شايدم واسه اينه كه هنوز جوونن ؟

چرا اين دختره بيرون نمياد ؟

. "هي ، "مون ساك همه چي مرتّبه ؟

چي ؟

... رئيس "بائك" ، اون عوضي

. مدام بهم زنگ ميزنه و مزاحمم ميشه

ميگه چطور تونستيم . همچين كاري باهاش بكنيم

ميگه به خاطر تو . آبروش رفته

. ميخواد تو رو ببينه

. منم گفتم نه ، تقصير آدماي خودش بود ديگه

. اما اون اصرار داره ببينتت

. هر ده دقيقه يه بار بهم زنگ ميزنه

... من فكر ميكنم بهتره تو

... چه ديگه كيه داره ذلّه ميكنه منو ؟

. ميبيني ؟ بازم خودشه . پدر منو درآورده

. حالا خودت جوابش رو بده

. سلام ، "كيم سانوو" هستم

، خب ، اگه حرفي داري . بيا اينجا و خودت بهم بگو

. دارم قطع ميكنم

. جوابش رو دادم

. الو . الو اون... الو ؟ الو ؟

. بي شرف ، تلفن رو روي من قطع ميكنه

عجب حرومزاده ي گستاخيه . الو ؟

من بايد... ؟

! دستت رو بكش

ميخندي ؟ فكر ميكني مسخره بازيه ؟ مسخره بازيه ؟ آره ؟

... مثل كله پوكا چتر شدي نيشتم بازه . واسه همينه ديگه كتك خور شدي

. لعنت به توي آشغال ، به من نگاه كن

. به من نگاه كن ، لعنتي

مسخره بازيه ؟

. ببخشيد ، قربان

فكر ميكني مسخره بازيه ؟

مسخره بازيه ، مسخره بازيه ، مسخره بازيه ؟

مسخره بازيه ؟

! كثافت

چي تو كله ي گچت ميگذره ؟ ! تو كه زدي ريدي

. هي ، اين مربوط به خودته

من جوابش رو دادم . چون تو اونجا نبودي

. ديگه اينجور چيزا مربوط به خودته . بهتره خودت جوابگو بشي

... اونا الآن ميخوان با ما كار كنن

. كه قبل از معامله ما رو بزنن زمين ...

اينو نميفهمي ؟

الآن چي داري برام نطق ميكني ؟

. هي ، اون تلفن رو بيار اينجا

. بله قربان

. بفرمائيد ، قربان

. تو ديگه عجب خري هستي بابا

چيه اين ؟ صداي بوق ؟

يعني به اين فكر نميكني كه بايد شماره بگيريم ؟

نكنه بايد با دهنم شماره بگيرم ؟

. پدرسگاي كودن

. موسانگ" از "سامسئونگيو" رو خبر كن"

. چشم ، قربان

، موبايلت رو كه جواب ندادي . منم اين پيغام رو ميذارم

اگه وقت داري ، من يه كوچولو . به كمكت احتياج دارم

. فقط تا ساعت سه بعدازظهر . بعد از اون ديگه كاري ندارم

... اگه اين پيغام رو گرفتي

. "بله ، منم . "سانوو

آه ، بله . چه ساعتي ؟ ... همين الآن

. من نهايتاً تا يك ساعت ديگه اونجام

. دارم راه ميوفتم...

. آقاي "كانگ" گفت تو يه آدم ترسناكي

ببخشيد ؟

ايشون گفتن ؟

... آره

تو يه قلدري ، نه ؟

. من كه كارتم رو اون روز بهتون دادم

. من توي يه هتل كار ميكنم

پس تو قلدر هتل هستي ؟

More Farsi Persian subtitles for A Bittersweet Life (Dalkomhan insaeng)

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left