200 baris pertama.
... آنچه گذشت
میخوای قلبشو از کار بندازی؟
مرگ باعث میشه یه سری اطلاعات از مغزش ... وارد مموری حافظه بشه، بعد درش میارم
.اینجوری کلارک برمیگرده
.باید قلبش رو احیا کنم
چرا بیدار نمیشه؟
.چون جوزفین هنوز توی سرشه
.اون دیگه مرده
!نه، نمرده
کلارک؟
!هیچکی نمیفهمه من خونِ شب دارم
!ساکت
.میراندا مرده
.اونا قراره امشب، یکی از آدماتو اعدام کنن
- مدی؟ - .نه. اون میزبانه
،بچه بخشیده میشه
ولی بقیهتون بخاطر جرمایی که .مرتکب شدین، اعدام میشین
منو ببر پیش یه پنجرهای .که روبروی محل اعدام باشه
.دارمش
.متاسفم
!بهم گوش کن باشه؟ هنوزم میتونی زنتو نجات بدی
.ما هنوز هم میتونم خونِ شب بسازیم
.مغز استخوان
.بیاریدشون پایین
دکتر جکسون؟
.من اینجام مدی
.دستم بی حسه، گمونم یه مشکلی هست
.لطفا کمکم کن. نمیتونم دستمو حس کنم
.نمیتونم نفس بکشم
.مدی، مشکلی نیست
!ابی! ریون! اموری
،چرا نزاشتی گلوشو ببرم
مثل قرارمون؟
!فکر کردم میخواستی انتقام بگیری
!نوبت توئه
.چون جکسون بیگناهه. اونم یکی از ماست
یکی از شما؟
اون همین الان حین صحبتمون !داره مغز استخوانتو میکشه بیرون
.بیخیال بیا بازی کنیم
!شطرنج بازی نیست
،یه درس برای فن تدابیر جنگیه
!ولی تو اصلا توجه نمیکنی
.کیش و مات
.جکسون پیاده شطرنجه
،اگه کشته بودیش الان آزاد بودیم
... و توی راهمون تا کاخ، کسایی رو میکشتیم که
.کلارک رو به قتل رسوندن
،در عوض احتمالا الان مثل اون میمیریم
!پس ایول
چی میخوای از جونم؟
.میخوام که بر این جهان حکومت کنی
.همونطور که آخرین بار من حکومت کردم
،ازت میخوام هر کسی که
.سر راهت قرار میگیره رو بکشی
.ازت میخوام که انتقام کلارک رو بگیری
.بهم بگو باید چیکار کنم
«: مـتـرجـمـیـن: سارا نصیری، میثم موسویان :» .:: Meysam.Unicorn, Galadriel ::.
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
هی
.مشکلی نیست
.من پیشتم
.ازت ممنونم
چند وقته که خواب بودم؟
.چند ساعتی میشه
.من واقعا متاسفم کلارک
.میدونستم تو براشون یه هدف بودی
.ازت مراقبت نکردم
.بلامی، تو جونمو نجات دادی
پس بقیهی کسایی که جاشون گذاشتم رو چجوری نجات بدیم؟
.میدونی، اگه اینکارو نمیکردی، من الان مرده بودم
.همشون میمردن ... اکو، مدی
.جوزفین کارشونو تموم میکرد
.نقشت خوب بود
نقشهم این بود که از مموری حافظهی .جوزفین برای برقراری صلح استفاده کنم
.و الان هیچ ذهنی توی اون مموری حافظه وجود نداره
،به مموری حافظهش نیازی نداریم
.شما منو دارید
!نه، به هیچ وجه
... بلامی، اگه دختر راسل رو بهش برنگردونیم
... کلارک، به محض اینکه بفهمه تو دخترش نیستی
،یعنی دقیقا وقتی که پاتو از در بزاری تو
... و اون مموری حافظه رو چک کنه
.تو دیگه مردی
!پس بزاریمش سر جاش
.مگه از رو جنازم رد شی
... ما از کاری که برامون کردی واقعا ممنونیم
،اما اینا مردمم ما هستن .از این به بعدشو خودمون ادامه میدیم
.این موضوع فقط راجع به مردممون نیست، بلامی
.خیلی خب، برای من هست، کلارک
!چه خوب، همه بیدارن
پس نقشه چیه؟
بیاید بازیِ « چی بیشتر از همه وقتو تلف میکنه » بازی کنیم؟
داری سعی میکنی قفل رو با دست خالی برداری؟
یا دعا کنیم یه روانیِ دوازده ... ساله بیاد نجاتمون بده
.اون روانی نیست
اون فقط یه بچهست که تحت !سلطهی یه شیطان خبیثه
... و هر چی بیشتر منتظر بمونیم
.کنترلش روی اون بچه بیشتر میشه
.آروم باش
.ریون پیگیرشه
،مطمئنم مدی حالش خوب میشه
به محض اینکه هودینی میلر ... ما رو از اینجا فراری بده
.و کتاب طلسمِ بکا رو پیدا کنیم
که توی کارگاه مکانیکیه، درسته؟
...اینطوری نمیشه !بدون وسیله نمیشه
!چه سورپرایزی
تو ایدهی بهتری داری مورفی؟
.نه، کمکم کن اینو از سر راه برداریم
کسی حدسی نداره چه بلایی سر اکو اومده؟
.اگه میتونست قطعا میومد نجاتمون بده
.باید فرض رو بر این بگیریم که اونوهم گرفتن
.درست کردن خون شب برامون یکم زمان خرید
،اما کسی واقعا اعتقاد داره که
وقتی کارو تموم کردیم، همینجوری میزارن بریم؟
.بازش کن، بیاین بریم
.مورفی، پاشو
.از کاخ تو رو خواستن
،تو به جرم تلاش برای کشتن یک پرایم
و انتشار شایعات توهین آمیز .به مقدسات، گناهکاری
!و جزای کارت مرگه
.اما میتونیم بخشنده هم باشیم
.دوستت جوردن، پرایای هفتم رو نجات داد
.نامش مقدس باد
.نامش مقدس باد
.اون شخصا در طول پیشرفت بهبودیش حضور داشته
چون جرایمی که مرتکب شدی ،بخاطر نجات مردمت بود
.یه فرصت بهت میدم که بخشیده بشی
.اما خودت باید بدستش بیاری
مثلا با این شروع کنی که بهمون .بگی به جز تای با کی حرف زدی
.هیچکس. فقط با اون حرف زدم
.خیلی بده که نمیتونی از اون بپرسی به کیا گفته
.اون مرد یه پرایم رو به قتل رسوند
شاید بهتر باشه این موضوع .رو یکم بیشتر جدی بگیری
.قتلی در کار نبوده
،سیمون پرایم، نامش مقدس باد
.برمیگرده
.اون جونی که میخواید بگیرید، اسمش قتله
.اون جونی که میخوایم بگیریم، جون توئه
.ببریدش کارگاه مکانیکی
.فرمول مغز استخوان اَبی رو چک کن
،اگه کار کنه و تو یه میزبان باشی
... پس این افتخار نصیبت میشه که
.با سیمون پرایم یکی بشی
.نامش مقدس باد
.نامش مقدس باد
.تا حالا هرگز با این روش پیش نرفته بودم
.خودت میدونی
،و من هم هیچوقت ازت نخواسته بودم .اما الان ازت میخوام
تو برای این کار آموزش دیدی .همهی ما آموزش دیدیم
.و دیگه نمیتونیم به طفره رفتن ادامه بدیم
.ما اینطوری خانوادمون رو برمیگردونیم
.خوبه. وقتی تموم شد خبرم کن
.میخوام موقعِ احیاش اونجا باشم
.اونم باهام میاد
... میخوایم بریم کارگاه مکانیکی
... تا کتاب بکا رو برداریم
- .ساکت شو - !سعی کن تا وقتی که برسیم، زنده بمونی
!حالا یکاری کن فکر کنن ازم متنفری
!مورفیِ خائن، با دستای خودم میکشمت
.همیشه خائن بودی
... همیشه یه آشغالِ
خب قراره من کی بشم؟
.تو غیر قابل اعتمادی جان
.همیشه طرفین رو بازی میدی
... شک دارم تا الان کاری کرده باشی که
.که به نفع خودت نبوده باشه
.بیخیال، خیلی دیگه بدجنسیه
،اشتباه برداشت نکن .از همینت خوشم میاد
اوه، جدی میگی؟
به این معنیه که میتونم بهت ... اعتماد کنم و ازت چیزی بخوام تا وقتی که
.یه پیشنهاد خوبی برات داشته باشم
خب حالا چی ازم میخوای؟
.بر اساس جید، دخترم هنوز زندهست
.یا حداقل تا دیشب زنده بوده
.ازت میخوام که بیاریش خونه
... اگه اینکارو کنی اونوقت خودت و دوست دخترت
.جاودانه میشید
- و اگه قبول نکنم؟ - .اینکارو نمیکنی
،البته، اگه موفق نشی
یا کاری کنی که دخترم .نتونه بیاد خونه کنار پدرش
.اونوقته که مجبور میشم تلافی کنم
.جاودانگی یا مرگ
.به نظر عادلانهست
.تو رو نمیکشم جان
.اموری رو میکشم
.تا ماه دوم وقت داری
.تو یه خونِ شب دار هستی
میتونی هر وقت که بخوای .از سپر رد شی و بیاریش پایین
چرا اینکارو نکردی؟
.چون نمیخواد آدمایی که اونجان رو به کشتن بده
،اون قصد داره که نجاتشون بده .ولی اونا خودشون رو فدای پرایمها میکنن
.خب برن فداشون بشن .من نمیخوام مردمم اعدام بشن
.چون اونا همشون متوهمن
.من کدی ندارم
اگه هم سعی میکردم .نمیتونستم سپر رو بیارم پایین
رایکر چی؟
.اون ساختش و خودش فراریت داد
.برو پیشش و سپر رو بیار پایین .بقیهش با ما
.رایکر کمکون نمیکنه
،اون در سلولم رو باز گذاشت
No comments yet. Be the first to leave one.