200 baris pertama.
بابا
کی؟ من؟
بله
ولی من هنوز ازدواج نکردم
چجوری میخوام بابات باشم؟
معلومه همچین چیزی میگی
منم به همین اندازه سر این قضیه شوکه شدم
تو چرا شوکه بشی؟
خیلی واضحه که شما شوکه شدی و همین منو مضطرب کرده
حرفت چیه؟
کسی بهت گفته بیای اینکارو بکنی؟
کجا زندگی میکنی؟ مامان بابات کجان؟
یه دفعه ای نمیتونم به همه این سوالا جواب بدم
درسته.مون بو را یی چند سالته؟
من 14 سالمه
پدر مادرت کی ان؟- مادرم مون سه یونگه-
کی؟- مون سه یونگ-
و اینم بابام
"ووک و سه یونگ"
حتما اونی که کنارشه بابامه، نه
مدل موت فرق داره
ولی هنوزم خوش قیافه ای
"ووک و سه یونگ ، 100امین روز زوج بودنمون"
...تو و سه یونگ
شبیه هم نیستین
معلومه. به بابام رفتم
پلک دوم
چشمهای بزرگ، و بینی تیز کپی برابر اصل شمام
...تو واقعا
دختر سه یونگی؟
بله گفتم دیگه
"گمشده: سوی دیگر 2"
این چه خزعبلاتیه دارم میشنوم؟
سریال بلند خانوادگی که نیست
چجوری یه دختر از ناکجا آباد پیداش شده؟
حالا نمیخواد بخاطرش هیجانزده بشی
فعلا بگیر بشین
...چجوری میتونم جدی نباشم
وقتی اوپا دختری داره که من ازش خبر نداشتم؟
تو دخترشی؟
ووک تو هم بشین
راه رفتنت فقط داره باعث سرگیجه من میشه
الان چجوری میتونم بشینم؟
تو دختر ووک اوپایی؟
نه، حتما کابوسه
یهویی یه دختر از کجا سبز شد؟
من که شباهتتون رو میبینم اونم خیلی
من باباش نیستم- ..چی-
داد نزن! بچه رو میترسونی
من بچه نیستم
میبینی چی میگم؟
باید حرف آخر رو خودش بزنه و حتما هم جواب پس بده
دقیقا خودتی، ووک
...سه یونگ میدونه
مادرت میدونه اینجایی؟
معلومه که نمیدونه
اگه باهاش در ارتباط بودم که الان اینجا نبودم
چی داره میگه؟
چند روزه نتونسته با مامانش ارتباط برقرار کنه
بخاطر همینم اومده باباش رو پیدا کنه
گفتم من باباش نیستم میشه اینقدر همینو نگی؟
آره، میگه باباش نیست
به پلیس زنگ زدی؟
بله، زنگ زدم
...ولی صاحب خونه مون گفته که
مامانم منو ول کرده و با یه مرد دیگه فرار کرده
چی؟
ها؟
اشکال نداره. دیگه به احساساتم صدمه نمیزنه
این سکوت عجیب چیه؟
خب؟ اینجا چیکار میکنی؟
...خب
میشه فعلا اینجا بمونم؟
چی؟
نه، نمیتونی
چرا نمیتونه؟
جای 3 تا همخونه میشیم 4تا یه نفر که خیلی فرقی نداره
آجوشی
بو را
...تازه فقط 3 ساعت شده همو دیدیم
اوه، من رژیمم
بیخیال، رژیم میخوای چیکار تو سن رشدی
آره، بیاین همگی یه چی بخوریم
من خیلی گشنمه
رئیس لی، یه دقیقه میای
همراهم بیا
بیا اینجا! گفتم یه دقیقه بیا
امروز میتونی از این اتاق استفاده کنی
امروز من تو اتاق آجوشی میخوابم
اینجا اتاق شماس، بابا؟
بذار همه چی رو روشن کنیم
من اون آدم تو عکس هستم
ولی مدرک نمیشه که من باباتم
میفهمی چی میگم، نه؟
بله
اعتراف کردی همون مرد تو عکسی، بابا
خب درسته من همون مرد تو عکسم
ولی من بابات نیستم
باشه، فهمیدم
شما همون مرد تو این عکسی
ولی ثابت نمیکنه بابامی
پس بر همین اساس همینطور ثابت نمیکنه که بابام هم نیستی
مگه نه؟
آیگو. هر دفعه باید جواب پس بده نه؟
بچه تو به کی رفتی؟
گفتم که به شما
یکم پیش دوستت هم همین رو گفت
واقعا نمیتونم به این که کسی "بابا" صدام کنه عادت کنم
برای منم به همون اندازه معذب کننده اس
بعد 14 سال برای اولین بار داریم این کلمه رو میگم بخاطر همین خیلی معذب کننده اس
فقط تا وقتی که مامان میاد بذار اینجا بمونم
خب، این اولین دفعه نیستش وسایلاش رو جمع کرده رفته
برمیگرده
سه یونگ زیاد اینجوری غیبش میزنه؟
خیلی وقتا شده که یکی دو روز نیاد خونه
بعضی وقتا، حتی بیشتر
ولی همیشه بهم زنگ میزد
دیگه منتظرش نمیمونم
...تحمل نگاه ترحم آمیز همسایه هارو ندارم
و اینکه اطراف صاحبخونه بخوام همش محتاط باشم
صاحب خونه ات؟ چرا؟
همینجوری بخاطر بعضی کارهایی که میکنه
بعضی کارها؟ مثلا چی؟ بگو؟
... اینکه چند ماهه اجاره مون عقب افتاده رو
جلوی همه همسایه ها میگه
چون خجالت میکشم دیگه نمیتونم اونجا زندگی کنم
آیگو
تو هم انگار خیلی مشکلات داری
به هرحال، وسایلات رو باز کن استراحت کن
منم واسه اینجا اومدن خوشحال نبودم
چرا اومدم اینجا؟
چون بابامی
"ووک و سه یونگ ، 100امین روز زوج بودنمون"
مامان
...بابا میگه
بابام نیست
"ووک و سه یونگ ، 100امین روز زوج بودنمون"
هنوز شماره سه یونگ رو دارم
...گوشی مشترک مورد نظر خاموش میباشد. لطفا پس از صدای بوق
خوابی؟
چجوری میتونم بخوابم؟
مطمئنی دخترت نیست؟
میگن وقتی کسی از خونت باشه نمیتونی قایمش کنی
بیخیال. من که هنوز ازدواج نکردم
حتما نباید ازدواج کنی که بچه دار بشی
همینجوری دارم میگم مردم میگن
حرف خودم نیست
در هر صورت، اون بچه هیچکار اشتباهی نکرده
منظورت چیه؟
اگه همینطور که اصرار میکنی باباش نیستی
ممکنه حس کنی در حقت نامردی شده
ولی بو را هیچ کار اشتباهی نکرده
التماس نکرده که به دنیا بیاد
و تقصیر خودشم نیست که بدون پدر بزرگ شده
میدونم
اگه میدونی، پس ساکت میشم
به هرحال، مادر بو را حالش خوبه؟
بو را گفت مامانش معمولا چند روز نمیاد خونه
ولی باید سعی کنم بهش زنگ بزنم
آره، زنگ بزن
مطمئن شو حالش خوبه تا خیال بو را هم راحت بشه
سعی کن بفهمی چه خبره
تو و اون بچه خیلی شبیه هم هستین
مطمئنی دخترت نیست؟
اَه بسه دیگه- آیگو-
داد نزن، کر که نیستم
یه چیزی رو میدونی؟
واقعا حال میده سر به سرت گذاشت
تو این وضعیت داری سر به سرم میذاری که بهت حال بده؟
فکرکنم تو سن پایین هم همه کاری کردی
آیگو
واقعا دختر ووک اوپایی؟
بله فکرکنم
فکر میکنی؟
پس مطمئن نیستی؟
شما دوست دختر بابامی؟
چی؟
به ما میاد که باهم قرار میذاریم؟
نه
اوه باشه
منو همینجا پیاده کن
باشه، حتما
ساعت چند کارت تموم میشه؟- میتونم تنها برم-
ممنون رسوندیم
خواهش میکنم
آیگو
هیچیش شبیه ووک اوپا نیست
ووک اوپا هیچوقت اینقدر سمج نیست
این فسقلی واقعا خاصه
آجوشی- بله-
آیگو، ها یون
آیگو
آیگو. خوبی ها یون؟
چرا دویدی؟ میتونستی راه بری
من خوبم
ولی درد میکنه
چی؟
گفتی میخوای یه چیزی بهم بدی چی؟
اوه درسته بفرما
این کلید چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.