A Harvest Wedding

A Harvest Wedding

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

a harvest wedding 2017 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian A Harvest Wedding 2017 زیرنویس فارسی فیلم

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-01-27
Unduhan: 8
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

وقتشه

در رو ببند

دودل شدی؟

تورِ پاره شده

کیفم رو بردار

قیچی؟

سوزن و نخ؟

اوهوم

سیم‌کشی

اونجا همه‌چیز مرتبه؟

بله، فقط یه لحظه

سیم‌کشی

نمی‌بینمش

پیداش کردم

ممنون

عالیه

خب، شاید یه کم رژ لب

فقط یه ذره

و حالا، مثل روز اولش شد

خیلی قشنگه

نه، تو قشنگی

اما یادت باشه که تازه درستت کردیم

پس تا بعد از بوسه از گریه خبری نباشه، باشه؟

عروسی، رویاییه که به واقعیت تبدیل شده

که بر پایه صدها تصمیم ساخته شده

که باید همگی دقیقاً سر جای خودشون قرار بگیرن

اونم درست در زمان مناسب

و وقتی همه‌چیز درست پیش میره، مثل معجزه‌ست

اما دلیلی داره که ۷۵ درصدِ زوج‌ها

موقع برنامه‌ریزی عروسی، به فکر فرار و ازدواج پنهانی می‌افتن

چون به حقیقت پیوستنِ یه رویا، کار سختیه

و به همین خاطره که با من تماس می‌گیرن

تشریفاتِ «عشق در شکوفه»، سارا بلوم بفرمایید

من به زوج‌ها کمک می‌کنم رویاهاشون رو به واقعیت تبدیل کنن

من بهشون دیدِ بهتری میدم

وقتی که دیدنِ واقعیت سخت میشه

وقتی گزینه‌ها محدود به نظر میاد، دیدشون رو وسیع‌تر می‌کنم

این لوسترها خیلی به تِمِتون میان

نور از لای پنجره‌ها مثل آبشار به داخل می‌تابه

و بعد هم سِنِ گروه موسیقی دقیقاً همین‌جا قرار می‌گیره

و من نشون میدم که چه کارهایی ممکنه

عاشقشم

حتی اگه فعلاً چیزی اونجا نباشه

چون، حداقل برای یک روز

معتقدم هر کسی حق داره که رویاهاش به حقیقت بپیونده

خب اول از همه، همه‌ی ما توی مجله‌ی «ودینگ اینسایدر»

خیلی تحت تأثیر کار شما قرار گرفتیم

ممنونم

و همون‌طور که می‌دونید، من با سردبیرهام صحبت کردم

بله

اما اونا نمی‌تونن توی شماره‌ی بعدی به شما بپردازن

اوه

مسئله شخصی نیست، اونا فقط هیچ‌وقت کسی رو

توی اولین درخواستش معرفی نمی‌کنن

من، خب

این رو نمی‌دونستم

پس غیبت نزنه

مطمئنم خیلی زود دوباره با هم صحبت می‌کنیم

از، اوم، آشنایی باهاتون خوشبختم

از آشنایی باهات خوشبختم، سارا بلوم

و گوش کن، اگه اتفاق مهمی افتاد

حتماً خبرمون کن، باشه؟

حتماً

ممنون، پیتون

خواهش می‌کنم، اِما

چطور پیش رفت؟

خب، اونا هیچ‌وقت کسی رو توی اولین درخواستش قبول نمی‌کنن

واقعاً؟

آره

من این رو نمی‌دونستم

منم همین‌طور

نشریاتِ دیگه‌ای هم هستن

آره، اما اونا مجله‌ی «ودینگ اینسایدر» نیستن

خودت که می‌دونی

منظورم اینه که اگه عکسمون بره روی جلد

از کل دنیا باهامون تماس می‌گیرن

این همون چیزیه که ورق رو برمی‌گردونه

بهش نیاز داریم

خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

کاری رو می‌کنم که همیشه می‌کنم

سرم رو می‌اندازم پایین و به کارم ادامه میدم

اوهوم

اوه، حالا که حرف از کاره

اوم، جلسه‌ی بعدی‌مون کیه؟

اوم... الان دیگه باید برسن

خوبه، خوبه

اوه، راستی یادم رفت بهت بگم

دیروز از طرف اسکات آگوست یه پیغام داشتی

اسکات آگوست. اسکات آگوست

من... من می‌شناسمش؟

نه واقعاً

اون همونیه که دو روز پیش باهاش قرار داشتی و نرفتی

و می‌خواست بهت بگه که قرار دومی در کار نخواهد بود

کلاً یادم رفته بود

تو همیشه یادت میره

خب، داشتم کار می‌کردم

چون تو همیشه داری کار می‌کنی

کی می‌خوای بفهمی که سخته بخوای برای

عروسیِ خودت برنامه‌ریزی کنی وقتی با کارت ازدواج کردی؟

باشه، همه‌ی این‌ها رو مد نظر دارم

اوه، ببین، شنیدی؟

فکر کنم مشتریِ بعدی‌مونه

من میرم دمِ در

ممنون

اَبی، باربارا، خوش اومدید

از دیدنِ جفتتون خیلی خوشبختم

تام، نامزدم، یه کم دیر کرده

اما باید به زودی برسه

بسیار خب

اول از همه، ممنون که با این وقتِ کم باهامون قرار گذاشتید

اوم، دلیلِ اینکه می‌خواستیم خیلی سریع هم رو ببینیم

اینه که من و تام چهارشنبه‌ی گذشته نامزد کردیم

اوه، تبریک می‌گم

می‌دونید، خیلی کار هوشمندانه‌ای کردید که زود

برای برنامه‌ریزی دست به کار شدید

این کار به کم شدنِ هر گونه اضطرابِ غیرضروری کمک می‌کنه

وقتی که به روزهای آخر می‌رسید

اما اگه همین الانشم توی اون روزها باشیم چی؟

بله؟

منظورِ مادرم اینه که تام داره دوره‌ی تخصصش رو

توی بیمارستانِ کلمبیا می‌گذرونه

اون همچنین توی نیروی ذخیره‌ی ارتشه و از قضای روزگار

درست یک روز بعد از نامزدیمون فهمیدیم

که آخرِ همین ماه اعزام میشه

صبر کن، همین ماه؟

همین ماه

که یعنی فقط دو هفته وقت داریم

پس اومدیم اینجا تا ببینیم اصلاً چنین چیزی ممکنه یا نه

خب، حق با شماست، یعنی دو هفته

زمانِ زیادی نیست

اما معتقدم هر چیزی ممکنه

ولی اگه بهتون نگم دروغ گفتم

که ممکنه سختی‌هایی هم داشته باشه

به نظرم اونا باید صبر کنن

مامان

نباید روی عروسی‌ای که دلت می‌خواد ریسک کنی

اما ما نمی‌خوایم صبر کنیم

می‌خوایم همین الان انجامش بدیم

می‌دونم اَبی، اما

مامان، خواهش می‌کنم

ببینید، اگه اجازه بدید؟

صحبتِ چند تا مهمونه؟

۴۰، شاید ۵۰ نفر

اوهوم

و دلم می‌خواد ساده برگزار بشه

و یه لیستِ خاص از ایده‌هایی دارم

که دلم می‌خواد اجرا بشن

خب، اول از همه

منظورم اینه که با توجه به محدودیتِ زمانی‌مون

فکر کنم باید به فکر پیدا کردنِ مکانی باشیم

که هنوز رزرو نشده باشه

اون رو ردیف کردیم

می‌خوایم توی مزرعه‌ی خانوادگیِ تام ازدواج کنیم

توی ویلیامزتاون، ماساچوست

ببخشید، گفتید ویلیامزتاون؟

بله

می‌دونم، ولی اونجا خیلی زیباس و من همیشه در آرزوی

داشتنِ یه عروسیِ روستایی بودم

نه، نه، نه، نه، نه

به نظرم خیلی هم عالیه، فقط موضوع اینه که

این خیلی عجیبه

من توی ویلیامزتاون بزرگ شدم

واقعاً؟

خانواده‌ی تام رو می‌شناسی؟

همون مزرعه‌ی نیکولز

نامزدِ شما تام نیکولزِ؟

کسی داره پشتِ سرم حرف می‌زنه؟

خیلی ببخشید که دیر کردم

سلام عزیزم

سلام

سلام مامان

من تام نیکولز هستم

شما باید سارا باشید

سلام، تام

چی رو از دست دادم؟

فقط این حقیقت رو که شما دو تا قبلاً هم رو دیدید

چی؟

تام، ایشون سارا بلوم از ویلیامزتاون هستن

سلام، تام

سارا؟

آره

خیلی وقت گذشته، تام

ببخشید، باورم نمیشه

اصلاً مغزم سوت می‌کشه

سارا و برادرم قبلاً... اوم

ما... ما با هم دوست بودیم

همین

اوه

با دیوید دوست بودی

همون کشاورزه؟

تو با کسی دوست بودی؟

بله

به همه‌ی این‌ها

خب، فکر کنم مسئولِ برنامه‌ریزیِ عروسی‌مون رو پیدا کردیم

ببخشید؟

خب، چی از این بهتر؟

منظورم اینه که اون ما رو می‌شناسه

شهر رو می‌شناسه، مزرعه رو می‌شناسه

تو موقعِ بزرگ شدنت، عملاً یکی از اعضای خانواده‌ی ما بودی

اگه قرار باشه کسی این عروسی رو برنامه‌ریزی کنه

A Harvest Wedding subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left