Midsomer Murders

Midsomer Murders

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 25

Informazioni sulla release

Midsomer Murders S25E02 Lawn of the Dead 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Un commento di warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 25 قسمت 2 Midsomer Murders 1998 زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Pubblicato il: 2025-12-23
Download: 18
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

ایول! آره

توپ کجا رفت؟

خوبه

اوه، عالیه

اوه! اوه

آره

اینو تحویل بگیر، آرچی

نیازی هست بهتون یادآوری کنم خانم گیلان

که اینجا یک باشگاه سیگار ممنوعه؟

پوزش می‌خوام بابت رفتار دخترم، ویلف

اخلاقش به باباش رفته

واسه همین هم ازش طلاق گرفتم

اون، و این حقیقت که با آرایشگرِ تو فرار کرد

که خیلی فاجعه‌بار بود

بهترین آرایشگری بود که تا حالا داشتم. با اجازه

خوبه

آره، عالیه. شاید با بازیکن‌هایی که اون پشتن

با... بیا. یکم بیا این‌طرف‌تر

بسیار خب. درسته، خوبه. فقط، آره، همین قشنگه

اینطوری خوبه؟ آره. عالیه

خیلی خوبه. یکم لبخند بزن. همینه. عالی

همین کارو بکن. خیلی خب

اوه، من خیلی... خیلی متاسفم. اوه

اممم

داری رد می‌شی؟ آره

ببخشید. من فقط... متاسفم

ببخشید

خیلی خب جنی. فقط آروم باش

اوه، باشه. باشه. بسیار خب. فقط واسه وب‌سایت باشگاه

بسیار خب. بیا زودتر تمومش کنیم

آره. خیلی خب. این... عالیه

دیل، هر چقدر دلت می‌خواد می‌تونی توپ‌هاتو برق بندازی

اما همه‌مون می‌دونیم که در اصل اهل تیله‌بازی هستی

آرچی رفیق، به این آماتورها نشون بده کار چطوری انجام می‌شه

با کمال میل

اوه

اضطراب بهت غلبه کرده، نه؟

عمراً

بیا دیگه خوشگلم

ایول. استاد وارد می‌شود

در واقع، فکر کنم مال من نزدیک‌تره

حالا نوبت توئه، ویلف

توپ مشکی نزدیک‌تره. تیم آرچی برنده شد

چی؟! امکان نداره! شوخی می‌کنی؟

اندازه‌گیری! این‌ها هیچ‌وقت دروغ نمی‌گن

کلویی، تو هم مثل بقیه‌ی ما

قوانین عضویت رو می‌دونی

تصمیم داور نهاییه

آره، اما توپ من نزدیک‌تر بود

کلویی راست می‌گه. شما فقط یه مشت متقلبید

حالم از این مسخره‌بازی به هم می‌خوره

می‌خوای بذاری همین‌طوری قسر در بره؟

بی‌خیال شو رفیق. اوه

اخراجش کن روت. اخراجش کن. خیلی خب، بیاید آروم باشیم

فقط یه بازی دوستانه‌ست

انرژی‌تون رو برای فینال مسابقات قهرمانی نگه دارید

باشه؟ تو. می‌خوام باهات حرف بزنم

حالا گوش کن

خیلی خب قهرمان. اونا یه مشت بازنده‌ان

عجب عصر دل‌انگیزی برای این کاره

اوه! آه

آه، آه. اوه

آااااه

بتی! صبح بخیر، وینتر

بتی! فکر کنم معمای عدد ۱۸ رو حل کردم

۱۶ گوش کن، ام... خب، ۴ ضربدر ۴ می‌شه

۴ به اضافه‌ی ۴ می‌شه ۲۰، منهای جذرِ

۱۸ که می‌شه ۲، مساوی است با... تادا!

آفرین عزیزم

۴ آه، چالش ریاضی چهارتا

خوب یادمه

۱۹؟

اوه، فکر کنم

باید بریم سر کار، مگه نه وینتر؟

اوه، بله قربان. آه. اوه، ببخشید عزیزم

برم ژاکتم رو بردارم

فاکتوریل... ۲۴. منهای ۴. منهای ۴ تقسیم بر ۴... ۴

اون می‌دونه. بتی در واقع تا ۵۳ رو حل کرده

اما اگه جان احساس کنه خودش کمک کرده

احتمال اینکه بذاره امشب بتی تا دیر وقت بیدار بمونه بیشتره

۵۳؟ واو

این دیگه ریاضیات سطح بالاست قربان

آفرین. اوه، خب، ممنونم

و، ام، من راستش بیشتر اهل شکسپیر هستم تا ریاضی

همم. بعداً می‌بینمت

خداحافظ

مقتول ویلفرد «ویلف» وورل هست

ساله، مجرد، عتیقه‌فروش بازنشسته و مسئول نگهداری زمین ۸۰

ممنون

هیچ‌وقت جذابیت این بازی «بولز» رو درک نکردم

واقعاً؟ من عاشق یه ذره بولینگ بازی کردنم

قدیما همیشه با پدربزرگم بازی می‌کردم

می‌دونی، قدمتش به قرن سیزدهم برمی‌گرده

به طرز عجیبی مهارت می‌خواد. همه‌ش به حرکت مچ دست بستگی داره

بسیار خب

عالی شد. باز هم عدد و رقم

فهمیدم. صبح بخیر، فلور

صبح بخیر

خوبی؟

دهنش رو پر کرده. برای ساکت کردنش بوده؟

برای هر چی که بوده، علت مرگ این نیست

علتش PBI یا همون آسیب مغزی نافذ هست

که توسط این‌ها ایجاد شده

کولیس‌های اندازه‌گیری

با نیروی قابل توجهی به داخل مجرای بینی فرو رفته

شواهدی از نفوذ به جمجمه

و تروماهای مغزی ناشی از اون دیده می‌شه

که باعث خونریزی داخل جمجمه شده

ممکنه مقتول اون‌ها رو همراه خودش داشته

یا شاید از اون انبارِ اونجا برداشته شده باشن

همم

زمان مرگ؟

با قضاوت از روی شدت کبودی

اطراف سوراخ‌های بینی، می‌گم که مربوط به اوایل عصره

نظرت در مورد این نشانه‌ها چیه؟

به نظر می‌رسه خودِ مقتول اونا رو اونجا گذاشته

یه امتیاز؟ منظورتون تصفیه حسابه قربان؟

هر چیزی به وقتش وینتر. تلفن همراه چی؟

اثری ازش نیست... و نه هیچ‌کدوم از وسایل شخصی دیگه‌اش

کی پیداش کرده؟ آه

کارِ اعضای باشگاه یوگای «سرود سحرگاهی» بوده

آه، بله. جنی پولاک مربی یوگا

به همراه روت و کلویی گیلان، مادر و دختر

مادر خانواده، روت، پزشک عمومی و رئیس باشگاه بولینگه

توی خیلی از گردهمایی‌های پزشکی دیدمش

روت گیلان؟

ویلف وورل از ستون‌های اصلی باشگاه بود؟

هوم، واقعاً همین‌طور بود. راستش حتی بیش از حد

چطور مگه؟

اوه، ویلف باید سال‌ها پیش بازنشسته می‌شد

حال جسمی خوبی نداشت. عمدتاً مشکلات تیروئید

وقتی بالاخره راضی‌اش کردم که یه دوره‌ی درمان

با استاتین‌ها و بتابلاکرها رو شروع کنه

با بی‌میلی پذیرفت که اینجا به کمک نیاز داره

و اون کمک کی می‌تونه باشه؟

لیبی. لیبی تروور. باغبان محلی

توی کارش فوق‌العاده‌ست

و در برابر ویلف صبر ایوب داشت

باید جواب بدی؟

نه، فقط از مطب پیگیر هستن

همم

کسی هم بود که در برابر ویلف صبر نداشته باشه؟

خب، انصافاً آدم خوش‌اخلاقی نبود

دیروز اوضاع یکم متشنج شد

اولی پترسون از داوری ویلف راضی نبود

چرا؟ اوه، چون فکر می‌کرد برنده شده

اندازه‌گیری‌های ویلف خلافش رو نشون می‌داد

احتمالاً اندازه‌گیری‌هایی که با کولیس انجام شده؟

بله. لوکاس واقعاً از کوره در رفت

و همه‌مون رو به تقلب متهم کرد

لوکاسِ چی؟ شاو

مدیر «میدسامر موکا»ست، همون کافه‌ی جدید و مد روز

مورد پسندِ همه نیست

یا قهوه‌شون

و آیا آقای وورل تقلب کرد؟

خب، ممکنه، اما لوکاس واکنش تندی نشون داد

آدم کله‌شق و یکم کنه‌اییه

شاید هم همه‌اش به خاطر اون همه کافئین باشه

اکثر ما از ایده‌های جدید استقبال می‌کنیم

اما ویلف، اصلاً این‌طور نبود

واسه همین وقتی لوکاس یه تیم بولینگ از جوون‌ها دور هم جمع کرد

ویلف در برابر ورودشون به باشگاه مقاومت کرد

و سعی کرد اونا رو بیرون بندازه

به چه دلیلی؟ اوه، خب، هر چیزی

امم، رعایت نکردن قوانین پوشش

قوانین آداب بازی، نفس کشیدن، کلاً هر چی که فکرش رو بکنی

چرا باشگاه بولینگ برای فروش گذاشته شده؟

خب اوضاع مالی‌مون خیلی داغونه

تعداد اعضا به شدت ریزش کرده

همم... عمدتاً به این خاطر که، خب

مردم اصرار دارن که بمیرن

کاملاً

آرچی پولاک رو دورِ برده

کاپیتان برنده مسابقات قهرمانی در ۱۲ سال اخیر

می‌بینم که سال ۱۹۲۶ هم برنده شده

اوه. پدربزرگش بوده

اون از یه دودمانِ طولانی از «آرچی‌»هاست

شاید بعضی‌ها بگن یه گله «پولاک»

تنها کسی که تهدیدی براش محسوب می‌شد خودِ «کاپیتان کِرو» بود

تدی مالکاهی

که دیگه بین ما نیست

اما رقابت‌شون افسانه‌ای بود

بهتره جلوی آرچی اسمی ازش نیارید

سعی می‌کنم نیارم

جنی پولاک، کلویی گیلان. گروهبان وینتر

در خدمتم

و، اه، شما؟

اه، لیبی تروور، مسئول زمین

بفرمایید

ببخشید. ام... معذرت می‌خوام

بـ... ببخشید

نه. ببخشید. نمی‌تونید اونجا بایستید

می‌تونید به من بگید امروز صبح اینجا چیکار می‌کردید؟

بله، من اینجا هفته‌ای دو بار کلاس یوگای طلوع خورشید برگزار می‌کنم

آه. و مادرم تاییدش کرد

اون مشتاق بود که یکم درآمد اضافی کسب کنه

اوه. البته ویلفرد متوقفش کرد

از اینکه از زمین چمن استفاده می‌کردیم راضی نبود

ویلف از هیچ‌چیز راضی نبود

پیرمردِ غُد و لجباز

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left