Pennyworth

Pennyworth

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 3

Informazioni sulla release

Pennyworth The Origin of Batmans Butler S03E07 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
Pennyworth The Origin of Batmans Butler S03E07 720p WEBRip x265-MiNX
Pennyworth The Origin of Batmans Butler S03E07 Dont Push It 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Pennyworth The Origin of Batmans Butler S03E07 Dont Push It 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Pennyworth The Origin of Batmans Butler S03E07 720p WEB x265-MiNX
Pennyworth The Origin of Batmans Butler 1080p WEB H264-CAKES
Un commento di MRLIGHTBORN11
🟣 علــیرضــا نــورزاده | NightMovie.Top 🟣

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
1080
Pubblicato il: 2022-11-05
Download: 28
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

نمی‌شه یک‌کم تنهامون بذارید؟

تخم بزها

چیزی نمی‌بینی؟

نه

هبرید لعنتی

مامانم همیشه درباره‌ش حرف می‌زد

می‌گفت جای قشنگیه

.ولی چرند می‌گفته ته دنیاست اینجا

واسه زندان که جای خوبیه

آره. این هم هست

ولی خب الان چند روزه داریم این جهنم‌دره رو شخم می‌زنیم

اگه زندانی درکار بود پیداش می‌کردیم

سرّیه دیگه

مخفیه

واسه همین پیداش نکردیم

دیگه اینجا تهِ هیبریده

از اینجا می‌شه شاشید روی گرین‌لند

دیگه کجا مونده که بخواد توش مخفی باشه؟

فاکس فکرمی‌کنه اینجاست - فکرمی‌کنه؟

مطمئن نیست؟

خب فقط شایعات ازش شنیده

واسه همینه که مثل ما

توی عن‌دونی نمی‌خوابه

نه، مطمئنم توی آزمایشگاه شخمیش

جاش گرم و نرمه و داره چایی می‌خوره

شک نکن

بهتره همه بیسکوییت‌ها رو نخوری

نظر من رو بخوای؛ از اولش هم این نقشه تخمی بود

واسه همین کسی ازت نظر نخواست

حالا گیرم پدر این دختره زهرا رو

فراری هم دادی بعدش چی؟

بابت اینکه 10 سال پیش دزدیدیش، می‌بخشتت؟

بعدش می‌زنین به دل دریا؟

مشکلی داره؟

شتر درخواب بیند پنبه دانه، داداشم

کاریه که باید بکنم

ختم کلام

کسخل طفلکی

من همه این بیسکوییت‌ها رو می‌خورم

چیزی می‌بینی؟

نه

آخیش

شوخی‌تون گرفته؟

دارین تعقیبم می‌کنین؟

...اگه دوباره ببینم‌تون

ذبح‌تون می‌کنم

مطمئن باشید

عجب‌ها

چیزی نمی‌بینی، نه؟

نه. همین فکر رو می‌کردم

پشم‌هام

چیه؟

آلفی، چی می‌بینی؟

هیچی

آهان

اگه الان راه بیفتیم

قبل از هوا تاریکی می‌رسیم دهکده

یعنی می‌تونیم آبجوی پاینت بزنیم و توی یک توالت درست حسابی برینیم

آلفی، هیچی اینجا نیست

آره، باشه

چه عجب، سر عقل اومدی

بهتر شد

امروز یک چیزی بالا پرتگاه دیدم

یک پسر بود

چی کار می‌کرد؟

ایستاده بود

بعدش غیب شد

لابد چوپون موپون بوده

نه

می‌شناختمش

یعنی چی؟

وای خدا

سال‌هاست که بهش فکر نکرده بودم

گویا یک‌کم از اون شنگولی‌جاتی

که سلی بهم داد خوردی

قشنگ مغز رو به‌گا می‌ده

توی توهماتم یک پروانه دیدم که لباس عمه رز رو پوشیده بود

نه، این‌جوری‌ها نبود

پس حتما روح بوده، آره؟

روح نبوده

زندان بی‌دیوار بوده

هن؟

چی می‌گی، داداش؟

دنبال زندانه می‌گردین، آره؟

چطور؟

اینجا بودن‌تون چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

می‌تونی بگی کجا می‌شه پیداش کرد؟

نباید بری سمتش

بهت پول می‌دم

پولت رو نمی‌خوام

چه‌قدر؟

خودم شخصا اون‌جا رو ندیدم

ولی بعضی‌ها می‌گن یک جایی بالای پرتگاه‌ست

.دیروز اون‌جا بودیم عن هم ندیدیم

...تو ندیدی

ولی رفیق‌مون یک چیزی دیده

مگه نه؟

پسره رو می‌گی؟

اون چه ربطی به این قضیه داره؟

رازش همینه

همون‌طور که گفتم؛ زندان بی‌دیواره

تو یک پیرمرد ترسناک دردسرساز کسخلی

مگه نه؟

تو هم یک قارچ سمی مو قرمزی

کون لقت

هرکسی یک‌سری مشکلات داره

بهم بگو چطور پیداش کنم

برو دنبال پسره

...خب

ریدی به 20 پوند رفت

چه کسشعرها

من می‌رم بخوابم

فردا می‌ریم

آلفی؟ - باشه -

آره، باشه

برو دنبال پسره

باید برم پیش روان‌شناس

هان؟

به درک

« Mr. Lightborn11 ترجمه از: علیرضا نورزاده » @MR_LIGHTBORN11 :تلگرام

توماس؟

جان سالت مُرده

چی؟ - جان سالت مُرده -

شما؟ - مهم نیست -

سالت یک آزمایشگاه داشت

داشت سربازهای ارتقایافته می‌ساخت

...ارتش همه‌چیزش رو مصادره کرده

اطلاعات، آزمایشگاه و سوژه‌های آزمایشگاهیش رو

امکان نداره

می‌خوان کارش رو ادامه بدن

امکان نداره

چرا؟ چون دولتت فقط به ا.ا.ی کمک می‌کنه؟

روشون تحقیق می‌کنه؟ - شما؟ -

یک پرونده دم در خونه‌اته

تو واقعی‌ای؟ - آروم باش، رفیق -

واقعی نیستی

اینا واقعی نیست

ببخشید خانم

خب؟ - دریچه رو بستیم -

لابد کار یکی از ساکنان جزیره بوده

اتفاقی پیداش کرده

نه، یکی وارد شده

کلِ طبقات زندان رو گشتیم

...کسی نمی‌تونه

.به فناوری اعتماد کن بیش‌تر از شماها سرش می‌شه

و بهم گفته که یک‌نفر وارد شده

و توی دهکده، یک‌سری همدست‌ها داره

پیداشون کن و بیارشون پیش من

چشم خانم

قدرت حصار رو بیش‌تر می‌کنم

...فردی که وارد شده، به‌زودی

حس ناخوشآیندی بهش دست می‌ده

بهت کمک می‌کنه که پیداش کنی

برو

آروم باش

می‌ذارمش زمین، باشه؟

هی

تموم شد

نوبت توئه

تفنگت رو بنداز

.کاریت ندارم چیزی نیست

تموم شد

نگو که باباته

پدرته؟

باباییته؟

نه

طوری نیست

کاپیتان بهمون یک چیزهایی گفته بود

می‌گفت جبهه مقابل بچه‌ها رو می‌دزده و اسلحه می‌ده دست‌شون

ولی نه هم‌سن و سال تو

حرومزاده‌ها

خیلی‌خب

الان چی کار کنیم؟

نمی‌تونم ببرمت پایگاه

.خیلی دوره اینجا هم نمی‌تونم ولت کنم

اینجا پر از رفقای سربازشه

نصف حومه شهر هم که مین‌گذاری شده

از این پرچم قرمز کوچولوها دیدی؟

یک قدم اشتباه بذاری بوم، می‌ری هوا

یک دهکده پیدا می‌کنیم که به زبونت مسلط باشن

می‌تونن ببرنت خونه

می‌فهمی؟ خونه؟

بهت آسیبی نمی‌زنم

قول می‌دم

تکون نخور

اینجا چه‌جور جاییه؟ داره با ذهنم چی کار می‌کنه؟

جواب بده

کارِ حصارِ فرا روانیه

چی؟ - الان دیگه می‌شناستت -

نمی‌تونی بری - بسه -

ضیا خین

ده ساله که اینجا زندانیه

من رو ببر پیشش

بازش کن

آقای خین؟

ضیا خین؟

ضیا خین خودتی؟

صحیح. شرمنده

باید فراریت بدم

جناب، اگه باهام بیای عاقلانه‌ست که هوشمندانه عمل کنیم

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left