Informazioni sulla release

붉은달 푸른해 Children Of Nobody E31-E32-END @KTteam
Un commento di Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tag

other
Pubblicato il: 2019-01-17
Download: 16
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

...همه چی

یادم اومد، مامان

...یادم اومد که تو

خواهرمو کشتی

تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه

خودت دیدی که من کشته باشمش؟

چی؟

هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

خواهرت خیلی غیر قابل کنترل بود

همیشه اذیتم میکرد

همیشه گریه زاری میکرد

لباساش بخاطر گریه هاش همیشه خیس بود

هر وقت هم که میخواستم حمومش کنم

داد میزد و گریه میکرد

همیشه سر حموم کردنش باهاش دعوا داشتم

روزی که داری ازش میگی رو یادمه

یه روز دیگه نتونست از خواب بیدار شه

...پدرت رنگش پریده بود

بردش اورژانس

خب؟

فکر کنم ذات‌الریه ی حاد داشت

به همین خاطر فرستادنش یه جای دیگه زندگی کنه

پدرت فهمیده بود من از پس نگهداری ازش بر نمیام

خب حالا اون بچه ای که فرستادین یه جای دیگه کجاست؟

نمیدونم

اگه میدونستم کجاست برش میگردوندم

دوستش نداشتم

همین چند لحظه پیش که گفتی گم شد

حالا میگی بابا فرستادش پیشِ یه خانواده ی دیگه؟

دروغ نمیگم، حقیقت داره

مامان

میتونی ثابت کنی که اون مرده؟

بر چه اساسی میگی مرده؟

من نمیدونم

Melody , Shandy , Farasot : مترجمین

برادرت با اون وضع مرد

چطور میتونی جوری وانمود کنی که اصلا نمیشناختیش؟

کره ای ها خیلی به روابط خونی اهمیت میدن

اگه میگفتم برادرم کسیه که ۵نفرو کشته

می‌تونستم به کارم ادامه بدم؟

منبع درآمدت رو از دست میدادی؟- همچین چیزی-

کار و شهرتم، همش از بین میرفت

کِی فهمیدی اون هو برادرته؟

چند ماه قبل

اومد کلینیکم که بروشورهای مرکز هانول رو بهم بده

پرستار بیرون بود

به همین خاطر خودم برگه ها رو امضا کردم

آقای لی اون هو؟

تو خانه ی فرشتگان هانول بزرگ شدی؟

بله

یه گفت و گوی کوتاه داشتیم

همون موقع فهمیدم اون برادریه که وقتی ۱۳ سالم بود گمش کردم

خیلی عجیبه که بعد از ۲۰ سال ببینمت

به کره ای چند سالته؟

۲۵سالمه

هیچ اتفاق احساسی ای نیفتاد

خیلی عجیب بود. دوتا آدم ، که هیچی واسه گفتن نداشتن

....مدت زیادی از هم دور بودیم

و تو شرایط متفاوتی بزرگ شدیم

بیشتر شبیه دوتا غریبه بودیم

...میگی اون مردِ سخاوتمندی که

که یه وثیقه ی ۲۰هزار دلاری برای یه دانش آموز ...که تو تصادف بزن در رو مقصر بوده، گذاشته

با برادر خودش سرد برخورد میکنه؟

...فک میکنم

بخاطر این بود که اون برادرم بود

یعنی چی؟

از اینکه درگیر احساسات بشم بدم میاد

به نظرت چرا اینجایی؟

نمیدونم

اینکه برادر لی اون هو ام که نمیتونه جرم باشه

چرا اینجام؟

برای پیدا کردن کار

یکی مادر شی وان رو قبل از قضیه ی قتل و دزدی، معرفی کرده بود

اون متهم ردیف اولمونه

مرکز پزشکی برونکس برات آشنا نیست؟

کاراگاه

مگه من تنها دکتریم که تو اون مرکز مطالعات انجام دادم؟

خیلی بی فکرید

دلیل اصلی ای که به من مظنونید چیه؟

چون برادر اون هو ام؟

!برادر یه قاتل، قاتله

همینه نه؟

آخه این کارای مسخره چیه؟

برو بیرون

چی؟

برو بیرون

آقای اشک سرخ

خوشحالی که برادرت تقصیر رو گردن گرفت و مرد؟

مشکلی نداری؟

چیه؟

فکر کردی نمیفهمم؟

خودتو به خنگی نزن

می‌دونم که تو اصل کاری ای

این کاریه که با اون هو کردی؟

بهش فشار آوردی که کارایی که میخوای رو برات بکنه؟

کارایی که میخوام؟

میخوای بدونی؟

برات شرح بدم؟

طرح اصلی رو کشیدی

اطلاعات رو از هانول دزدیدی و قربانی هارو انتخاب کردی

اون هو تنها و تحت فشار بود یه برادر بزرگتر باید پشتیبانش باشه

مجبورش کردی آدم بکشه

چطور میتونی با برادری که اینهمه وقت گمش کرده بودی اینکارو کنی؟

به خودت میگی انسان؟

اون هو کیا رو کشت؟

بابای هانا، اون گوشت سگ فروش؟

تو چیکار میکردی؟

یکی که دست اون دخترک و گرفتی و گذاشتی تو دست باباش

تو بودی

مراقب حرفات باش

تو هانا رو نجات ندادی، اون هو اینکار رو کرد

...بعدشم اون هو با دستای تو

مرد، تویِ قاتل

یادت نمیاد؟ فکر کن

حتما یادت میاد

نه؟

وقتی با تفنگت بهش شلیک کردی

به چی فکر می‌کردی؟

"بالاخره یه قاتلو گرفتم"

خوشحال بودی؟

به خودت افتخار میکردی؟

نه. نه

حتما خیلی ناراحت و پریشون بودی

نه

!لی اون هو, پاشو- حتما هرشب کابوسشو میبینی-

اون هو، اون هو

چرا؟

چون می‌دونستی که کار اون هو درست بود

مگه نه؟

واقعا دلت میخواد اشک سرخ رو بگیری؟

بادقت بهش فکر کن

...اون کاری رو می‌کنه که تو میخوای بکنی

ولی هیچوقت نمی تونی

اشتباه میکنم؟

حقه بازیتو بس کن

فکر کردی میتونی منو کنترل کنی؟

ببخشید

عصبانی شدی؟

فکر میکردم منطقی و بافکری

ولی در واقع خیلی احساساتی ای

و زود تغییر حالت میدی

من کنترلت نمیکنم

فقط حقیقت رو میگم

...در ضمن

من اشک سرخ نیستم

جی هون، لپ تاپ و موبایل یون ته جو رو چک کردم

بیخیال

داریم آزادش میکنیم

من که هنوز گزارشمو ندادم

چیه؟ چیزی پیدا کردی؟

نه

فهمیدم کی به اون هو جای فانوس دریایی رو گفته

یون ته جو برادر بزرگترِ اون هو ‍ه

همین الان بعد از بازجویی رفت

امکان نداره

وو کیونگ

من مطمئنم یون ته جو همون اشک سرخه

...مادر شی وان یه پیام از طرف اشک سرخ گرفت

اونم بلافاصله بعد از ملاقاتش با شی وان

وقتی داشته با شی وان حرف میزده

در مورد راز پدرش فهمیده

...فکر میکنم از اون موقع به عنوان

اشک سرخ به مادر شی وان نزدیک شده

ولی این برای مشکوک شدن به یون ته جو کافی نیست

اون اطلاعات مرکز هانول رو داره

ذهن تو رو هم می‌تونه بخونه

با هانا و شی وان ملاقات داشته

درضمن، می‌تونه کسی باشه که اون هو جونشو بخاطر محافظت ازش به خطر بندازه

برادرشه

کی بغیر از یون ته جو می‌تونه باشه؟

وو کیونگ

وقتی پیششی مراقب باش

یون ته جو برادر بزرگِ اون هو‍ه

...راجب اون شخص، اون هو

چرا تو هوای به این سردی بردت اونجا؟

هر وقت به اون هو فکر میکنم قلبم درد میگیره

مطمئنم یون ته جو اشک سرخ ‍ه

مامانم گفت خواهرمو فرستادن پیش یک نفر دیگه

و از اون موقع هیچ خبری ازش نداره

چرا فکر می‌کنی خواهرم مرده؟

بیشتر از ۲۰ ساله که من و تو همو میشناسیم

باید بهم میگفتی که برادرت رو پیدا کردی

...آدمایی مثل من با وضعیت خانوادگی پیچیدشون

...کمتر راجع‌به خانوادشون حرف میزنن

چون خیلی توضیح دادنش طول میکشه

کم پیش میومد همدیگه رو ببینیم

دروغگو

چی؟

یکی رو میشناسم که حرف مشابه حرف شما رو بهم زد

"چون همچین طرز فکری داری"

"...همینطوری هم"

"زندگی میکنی"

"کی براش مهمه که تو اونا رو خانوادت بدونی؟"

"اونا باهات مخالفن"

"مغزتو شستشو دادن"

"به همین خاطر به راحتی ازت سوءاستفاده میکنن"

...تو این حرفا رو

بهش گفتی نه؟

اون هو نمیتونست از مدیر کل دست بکشه

این حرفو زدی چون براش ناراحت بودی

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left