It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Specials

Informazioni sulla release

Its My Life E24(@Mehdi Rain)
Un commento di Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tag

TS
HD
Pubblicato il: 2018-12-30
Download: 11
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت بیست و چهارم

‫بله، سونگ جو؟

‫چی شد؟ راجبش فکر کردی؟

‫بله. نام جین

‫جوابم...

‫جوابم... بله ـس

‫ممنون، سونگ جو

‫میدونستم عضو تیمم میشی

‫البته یه شرط داره

‫شرط؟ ‫بیا برنده بشیم

‫چی؟ ‫اگه فقط میخوای برای کسایی که قراره اخراج بشن...

‫یه سال زمان بخری،

‫پس منم این کارو نمیکنم

‫بیا برنده بشیم

‫اگه نمیتونیم سه تا مرحله رو برنده بشیم،

‫بیا حداقل یکیش رو برنده بشیم

‫اگه همچین اراده ای داری، ‫عضو تیمت میشم

‫باشه. با تمام وجودم انجامش میدم

‫ممنون، سونگ جو

‫فردا جزییات اولین مرحله اعلام میشه

‫کارت رو با فروشگاه آنلاین تموم کن ‫و قبل از اون خودت رو برسون

‫باشه، فردا می بینمت

‫پدربزرگ، تمام تلاشمو میکنم

‫از شرکت هیون گانگِت محافظت میکنم

‫داری منو می بینی، نه؟

‫شنیدین؟ ‫چی رو؟

‫امروز مدیر چویی شی وو و مدیر آن نام جین...

‫مسابقه ـشون شروع میشه

‫ای بابا، نتیجه قابل پیش بینیه

‫میدونم مدیر آن نوه ی رئیس مرحومه،

‫اما اون سابقه کار کردن تو همچین شرکتی رو نداره

‫چطور میخواد مدیر چویی رو شکست بده؟

‫قبول داری؟ قبول داری؟ ‫آره کاملا

‫من شرط می بندم که مدیر چویی برنده میشه

‫آدم هیچوقت نمیدونه

‫یه توله ببر بازم یه حیوون وحشیه

‫این غرایز طبیعیه

‫از کجا معلوم؟

‫اگه به پدربزرگش رفته باشه، ‫ممکنه با جذبه ای که داره...

‫دلِ همه کارکنای هیون گانگ رو بدست بیاره

‫پس باید از کدوم یکی ـشون حمایت کنم؟

‫هی، تو توی تیم فروش کار میکنی ‫چرا اصلا نگران این قضیه ای؟

‫فقط روی افزایش فروشمون تمرکز کن

‫انقدر ساده نباش

‫اگه میخوایم برای مدت زیاد تو کارمون دووم بیاریم ‫باید رضایت کسی که قراره برنده بشه رو جلب کنیم

‫به هر حال،

‫من طرف کسی رو میگیرم که این مسابقه رو برنده بشه

‫احمقا

‫واقعا نمیتونن تشخیص بدن کی برنده میشه؟

‫امروز بعد از ظهر، راجب مسابقه اطلاع داده میشه

‫ما جزییات رو چک میکنیم ‫و فورا از فردا شروع میکنیم

‫هنوز طراح نداریم؟

‫چرا داریم ‫یه طراحی خیلی با استعداد بهمون محلق میشه

‫گفت باید کارای نکردشو تموم کنه ‫قبل از اعلام اطلاعیه میرسه اینجا

‫پس نگران نباشین

‫یه سوال دارم، مدیر آن

‫احیانا اگه تو اولین و دومین فشن شو ‫شکست بخوریم

‫امکان داره تیم ـمون منحل بشه؟

‫عجب آدمی هستیا ‫ما هنوز شروع نکردیم، این چه حرفیه؟

‫منم اولش همین فکرو میکردم

‫"وقتی همه انتظار دارن که ببازیم ‫چرا باید خودمون رو اذیت کنیم؟"

‫اما، همون موقع یادِ حرف پدربزرگ مرحومم افتادم

‫" هر چقدر تشنه تر باشی، ‫باید بیشتر حفاری کنی"

‫"اگه به کَندن ادامه بدی، ‫آخرش به آب زلال میرسی"

‫خب. بیاین به کَندن ادامه بدیم،

‫تا به آب زلال برسیم

‫دارین چیکار میکنین؟ ‫تشویق کنین

‫خجالتم ندین

‫این اغراق نیس که بگیم...

‫همه محصولات هیون گانگ گروپ ‫برای اولین بار به دست ایشون ساخته شده

‫ایشون اولین سرپرست طراحی ـمون، ‫آقای جانگ هی چول هستن

‫ایشون نابغه بازاریابی و تبلیغات هستن

‫آقای جو دوپیل شخصیت بزرگ ‫و استعداد فوق العاده ای دارن

‫ایشون خانم کیم جیونگ، ‫متخصص پارچه و مواد هستن

‫ایشون از تمام تغییراتی که در 20 سال گذشته ‫در هیون گانگ گروپ اتفاق افتاده، با خبر هستن

‫خانم سو یونجی

‫به طور قطع، استعداد ایشون برای همه ثابت شده

‫ایشون برنده مسابقه طراحی ـمون،

‫خانم جونگ جین آه هستن

‫تیم یک از بهترین افراد تشکیل شده

‫فقط باید مبارزه کنیم تا برنده بشیم

‫برای ما شکست قابل پذیرش نیست

‫تا یکسال بعد، تعطیلات آخر هفته ندارین

‫اما، پاداش بزرگی بهتون داده میشه

‫بیاین تمام تلاشمونُ بکنیم

‫خیلی خب. باشه

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫جین آه، تو چطوری اومدی اینجا؟

‫جین آه

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫حالا جزییات مرحله اول ‫مسابقه مد رو اعلام...

‫صبر کنید

‫ببخشید دیر کردم

‫من هان سونگ جو، سرپرست طراحی تیم دو هستم

‫اون طراحِ تیم دوئه؟

‫هدفش چیه؟

‫هان سونگ جو؟

‫پس تو هان سونگ جویی؟

‫دیر نکردم؟ ‫اومدی؟

‫آره

‫حالا جزییات مرحله اول ‫مسابقه مد رو اعلام میکنم

‫ موضوع مرحله اول : جوانان

‫موضوع مرحله اول، جوانان ـه

‫هر تیم باید سه تا طراحی ارائه بده

‫داورها طرح هاتون رو می بینن ‫و امتیاز میدن

‫اما این به تنهایی نمیتونه برنده نهایی رو مشخص کنه

‫50 درصد امتیاز نهایی ‫برای اساس رای داوران حساب میشه

‫و 50 درصد باقی مونده ‫بر اساس درآمد فروش طراحی ها حساب میشه

‫بعد از جمع آوری امتیازات، برنده نهایی تعیین میشه

‫شروعِ مرحله اول مسابقه...

‫صبر کن. میشه با هم حرف بزنیم؟

‫الان وقت مناسبی نیس ‫بعدا حرف میزنیم

‫من تو دفتر می مونم ‫وقتی کارت تموم شد بیا اونجا

‫تا اون موقع منتظرت می مونم

‫مدیر آن نام جین رو میشناسی، جونگ جین آه؟

‫بله، اون…

‫ما دوستای همشهری هستیم

‫دوستای همشهری؟

‫ناراحت کننده ـس که...

‫با سرپرستِ تیمِ دو دوستی

‫مدیر چویی اینو میدونه؟

‫بله، میدونم خانم چویی

‫اگه میدونی، پس چرا اونُ ‫به عنوان عضو تیمت انتخاب کردی؟

‫اگه مخفیانه ‫اطلاعات رو به دوست همشهریش لو بده چی؟

‫اونا با هم صمیمی نیستن

‫شنیدم که مدیر آن...

‫استاکر جونگ جین آهه

‫چی؟ استاکر؟

‫باور نکردنیه

‫نباید حکم حفظ حريم خصوصی بگیریم ‫که بهش نزدیک نشه؟

‫حقیقت داره؟

‫تو واقعا این حرفو زدی؟

‫اینطور نیس، نه؟ ‫تو این حرفو نزدی، نه؟

‫جین آه

‫چطور میتونی اینطوری باشی؟

‫استاکر؟

‫نمیدونی تموم شهر خبر دارن که ‫نام جین باهات چطور رفتار میکرده؟

‫هر وقت اتفاقی میفتاد، ‫با گریه و زاری میرفتی پیشش

‫اون تموم کاراش رو ول میکرد ‫که به تو کمک کنه

‫اما تو چطوری میتونی با نام جین اینجوری رفتار کنی؟

بسه آقای لی

‫تو یه توضیح بهم بدهکاری ‫و من حقمه که بشنوم

‫پس بیا بعدا با هم حرف بزنیم

‫و من انقدر بی شرم و عوضی نیستم ‫که از دوستم استفاده کنم و ازش اطلاعات بگیرم

‫علاوه بر این، من یه لات بی سروپا نیستم

‫که دنبال دخترا بیفتم

‫من کاری نمیکنم که باعث نگرانی ـتون بشه

‫پس خیالتون راحت باشه

‫فرشته ی من

‫نگران شدن راجب چیزای بی فایده ‫برای سلامتیت خوب نیس

‫بعدا تو خونه می بینمت

‫دوباره می بینمت

‫سلام، خانم چویی...

‫و مدیر چویی

‫من از امروز به عنوان طراح ‫برای تیم دو کار میکنم

‫تمام تلاشمو میکنم

‫مشتاقم که خیلی چیزا ازتون یاد بگیرم

‫بیا بریم نام جین

‫امشب باید دورهمی بگیریم؟

‫وقتی مسابقه شروع بشه ‫سرمون خیلی شلوغ میشه

‫امروز عالیه

‫خب. بیا بریم ‫زود باش بیا بریم. زود باش

‫بیا بریم. بریم

‫نمیدونم چه خبره، اما امیدوارم هیچوقت...

‫با اونا قاطی نشی

‫میفهمی که چی میگم؟

‫بله خانم

‫من و تو باید تو دفترم با هم حرف بزنیم

‫باشه

‫سونگ جو اینجا چیکار میکنه؟

‫طراحِ اون تیمه؟

‫هدفش از این کار چیه؟

‫نمیدونستم سونگ جو این کارو میکنه

‫اینطوری همه میفهمن که نامزدی بهم خورده

‫نامزد سابقت چطور میتونه طراح اونا باشه؟

‫در عرض یه روز شایعات همه جا پخش میشن

‫اصلا از این وضعیت خوشم نمیاد

‫باید به رئیس هان فشار بیارم که سهامش رو بده

‫باشه. با سونگ جو حرف میزنم

‫میخوای چیکار کنی؟ ‫منصرفش میکنم

‫بهش میگم تا قبل از اینکه تحقیر بشه ‫از اینجا بره

‫لازم نیس

‫وقتی سهام رو بدست بیاریم، ‫تمام روابط ـمون رو باهاشون قطع می کنیم

‫بعدش میگیم که ‫سونگ جو قبل از نامزدی،

‫با نام جین بهت خیانت کرده...

‫و ما بخاطر همین نامزدی رو بهم زدیم

‫راستی، حواست به اون دختره جونگ جین آه باشه

‫چرا؟

‫فکر نکنم دختر خوبی باشه

‫وقتی لی سانگ هیون اونقدر ناراحت بود،

‫فکر نکنم نام جین واقعا استاکرِ اون دختره باشه

‫پس چرا بهمون دروغ گفته؟

‫که بتونه عضو تیم ـمون بشه؟

‫واسه همین دوست صمیمیش رو ول کرده؟

‫من همه چی رو ول کردم

‫حتی دوست دوران بچگیم رو ول کردم

‫یعنی این کارم خیلی اشتباه بوده؟

‫وقتی یه نفر یه بار خیانت میکنه ‫براش آسون میشه که دوباره خیانت کنه

‫اینو یادت باشه

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left