Le prime 200 righe.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس ا
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از م
ترجمه و زیرنویس از مـ
ترجمه و زیرنویس از مــ
ترجمه و زیرنویس از مــم
ترجمه و زیرنویس از مــمـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد ن
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـو
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوب
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـر
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـری
بُعدِ پنجمی، ورای آنچه که برای انسان .آشکار شده است وجود دارد
بُعدی به وسعتِ فضا
.و به بیانتهاییِ ابدیت است
،این بُعد حدِ وسطی بین نور و سایه
.و میان علم و خرافات است
و این بُعد در میان اعماقِ ترس انسان
.و قلهی دانشش قرار دارد
.این بُعدِ تخیل است
.این منطقهایست که آن را توایلایت زون مینامیم
سیاهچالی ساختهشده از کوه، شورهزار ،و ماسه ساخته شده را مشاهده کنید
.که تا ابدیت ادامه دارد
...این سیاهچال یک زندانی درونش دارد
...جیمز اِی کوری
:و این سکونتگاه اوست
.آلونک فلزی
یک ماشین روباز که تمام مدت ،زیر آفتاب نشسته و جایی نمیرود
.چرا که جایی برای رفتن نیست
محض اطلاع، باید بدانید
که جیمز اِی کوری مجرم محکومشدهای است
.که در انفرادی زندانی شده
که در این مورد، این زندانـی است که ،تا چشم کار میکند ادامه دارد
بهخاطر اینکه این سیاهچالِ بخصوص، روی سیارکی .قرار دارد که چهارده میلیون کیلومتر با زمین فاصله دارد
حالا مشاهده کنید ذهن و بدن مردی ،را که زیر آفتاب در حال پرژمرده شدن است
.مردی که از تنهایی دارد میمیرد
،یادداشت روزانه، روز 15ـهم .ماهِ ششم، سال چهار
.تمام روزها و ماهها و سالها مثل هم هستند
.بهزودی قراره یه سفینه آذوقه بیاد، فکر کنم
.همیشه یا سر وقت میان یا دیر میکنند
و امیدوارم این دفعه سفینه اَلِنبی باشه
.چون مرد خوبیه و چیزای زیادی برام میاره
.مثلاً برام قطعات برای اون ماشین عتیقه رو آورد
،یک سال طول کشید ماشینه رو سر همش کنم
.با اینکه چیز خاصی هم نیست
.یک سالِ تمام برای سر هم کردنِ یه ماشین قدیمی
ولی خداروشکر بخاطر همین که فقط این ماشین رو داشتم .و بخاطر ساعتها، روزها و هفتههایی که صرف این ماشین کردم
.میتونم بهش نگاه کنم که اون بیرون هستش و واقعیه
.به واقعیت نیاز دارم
چون دیگه چی اینجا هست که بتونم بهش باور کنم؟
کویر و باد؟
سکوت؟
یا خودم؟
اصلاً دیگه میتونم خودمو باور داشته باشم؟
النبی؟
!النبی
!النبی
!النبی
چطوری کوری؟ - خوبم، تو چطور؟ -
.چه خونه جالبی داری اینجا
.خوشحالم ازش خوشت میاد
.نگفتم ازش خوشم میاد. بهنظرم بوی گَند میده
.خب اینجا که قرار نیست زندگی کنی
.نه، ولی باید سالی چهار بار برگردم اینجا
.8 ماه از سال رو اینجاییم کوری .دور از زمین
بعضی وقتها که برمیگردم خونه .اصلاً بچههام هم منو نمیشناسن
ولی تو اینجا وضعت خیلی خوبه، مگه نه؟
آره، اینجا باید زندگی خیلی ساده و راحتی داشته باشی، نه؟
،10 کیلومتر از شمال تا جنوب
،6 کیلومتر از شرق به غرب
.و همهش همینجوریه
.خیلی خب آدامز، بس کن
کوری، ما این دفعه فقط 15 دقیقه .وقت توقف داریم
.کسی که اینجا به برنامه زمانیـت نگاهی نمیکنه
.میتونیم یهکم ورقبازی کنیم
متأسفم کوری، اگه بیشتر از 15 دقیقه ،اینجا بمونیم
.موقع خروج توی یه موقعیت متفاوتی روی مدار قرار میگیریم
.اینجوری دیگه نمیتونیم به زمین برگردیم
اینجوری مجبوریم حداقل
خب، حداقل 14 روز اینجا بمونیم .تا دوباره توی موقعیت درست قرار بگیره
!اوه 14 روز .ببین، یهکم آبجو نگه داشتم
.میتونیم ورقبازی کنیم
میتونیم، منم دلم میخواست ،بکنیم، ولی همونطور که گفتم
.ما فقط 15 دقیقه وقت داریم
خب یه چند دقیقه اینجا باشین چی میشه؟
.آخه، هی ببین میتونیم یهکم شطرنج بازی کنیم
.خودم تخته شطرنج و مهره و اینا ساختم
.بیا بریم تو
.النبی، تازه فقط دو دقیقه گذشته
.به این زودی دو دقیقهش رفت
.فقط 13 دقیقه دیگه داریم
،من نمیخوام به برنامهت گَند بزنم
ولی فقط یهدست پاسوربازی چطوره؟
.خیلی خب گوش کن، ما واقعاً وقتش رو نداریم
ما دودقیقهست اینجاییم
.و در مورد عفو هم چیزی نپرسیده
حکم عفو چی شد النبی؟
.شانست ته کشیده، حکمـت 50 ساله
.و اونا حتی پروندههای قتل رو هم بازبینی نمیکنن
،تو هم 4 ساله که اینجایی
،پس 46 سال دیگه داری
پس حسابی به خونه جدیدت عادت کن باشه؟
.کوری قوانین که دست ما نیست
ما فقط آذوقه رو تحویل میدیم و .خبرها رو بهت میرسونیم
بهت دفعه قبل گفتم که روی زمین .در مورد اینجور مجازاتی خیلی اعتراض کردن
.خیلیا فکر میکنن این مجازات بیدلیل ظالمانهست
شاید نظرشون عوض شد ،و قانون رو تغییر دادن
.و مثل قدیما روی زمین زندانیت کردن
...ولی
.خدا میدونه توی چند سال بعدی چه اتفاقاتی قراره بیفته
سالها؟
،لعنتی هر روز صبح که بلند میشم
.به خودم میگم امروز آخرین روزیه که عقلم سر جاشه
دیگه حتی یه روزِ بیشتر هم .نمیتونم این تنهایی رو تحمل کنم
!حتی یک روز
عصر که میشه و دیگه نمیتونم جلوی
،و توی دهنم مزه باروت و مس سوخته میده
اون پایین توی دلم
.یه دردی میاد که انگار میخواد همهچی رو بریزه بیرون
.بعدش زور میزنم که برای یه روزِ دیگه هم تحمل کنم
!فقط یه روزِ دیگه
.ولی دیگه اینکارو نمیتونم تا 46 سال دیگه ادامه بدم
.رسماً دیگه رد میدم
.اشکم رو درآوردی
.آدامز، با کارتستیرز برو آذوقهها رو بیار
پای آقای کوری شکسته مگه؟
.کاری که بهت گفتم رو بکن
.همین حالا
،اون جعبه بزرگه .میدونی که کدومو میگم، اون گندههه
.اون یکی رو خیلی آروم و با ملایمت بیارینش
.برات یهکم کتاب جلدکاغذی آوردم
.مرسی
.کوری، یه چیزِ دیگه هم برات آوردم
.اگه اونا بویی ببرن من شغلم رو از دست میدم
.اگه ازش باخبر بشن حسابی تو دردسر میفتم
.ببین النبی
.من هیچ هدیهای نمیخوام
.من لقمه کوچیک نمیخوام
انگار که یه حیوون توی قفسم
و یه پیرزن از اون بیرون
.میخواد بادومزمینی پرت کنه طرفم
.عفو، النبی
.این تنها هدیهایه که میخوام
.من قاتل نیستم
.در دفاع از خودم کشتم
.هنوز هم خیلیا هستن که حرفمو باور دارن
!و اتفاقاً حقیقت هم داره! من در دفاع از خودم آدم کشتم
.میدونم. همهچی رو میدونم
...و شک دارم این باعث دلگرمیت بشه، ولی
...این برای ما مأموریت راحتی نیست
چهار بار توی سال بیایم اینجا و مجبور باشیم .عذاب کشیدن یه مرد رو تماشا کنیم
.درست میگی النبی
.اصلاً باعث دلگرمیم نشد
.من نمیتونم برات آزادی بیارم
تنها کاری که میتونم بکنم که اینه سعی کنم .یهچیزایی برات بیارم که کمکت کنه عقلتو از دست ندی
یهچیزی که... خب هرچی که بتونی باهاش .با تنهاییت مقابله کنی
!هی کاپیتان
میخوای در این جعبه رو باز کنیم؟
.نه. هنوز نه
.همونجا باشید الان میام
.دیگه باید بریم
.سه ماه دیگه برمیگردیم
ببین، وقتی که جعبه رو باز کردی
.کاری نمیخواد بکنی
.جنس توش بستهبندی خلأ شده
.به هیچ فعالسازـی نیاز نداری
.هوا خودش این کارو میکنه
یه دفترچه داخلش هست
.که به هر سؤالی داشته باشی جواب میده
.کوری
،اونا نمیدونن اینی که آوردم برات چیه
پس ممنون میشم صبر .کنی تا ما بریم بعد بازش کنی
.سفر برگشت به زمینت خوش بگذره
.سلام من رو به برادوی برسون
.باشه کوری
.سه ماه دیگه میبینمت
النبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.