Le prime 200 righe.
انچه در ملکه جنوب گذشت...
ما برادرتو اوردیم بیرون به نظر میاد که به ما مدیونی
تو تا زمانی که بخوای اعتبار داری
باعث خوشحالی منه،دوست من
تونل از بین رفته یک انفجار
کار کی بوده؟
ترسا
پوستاک و فلیکس رد گوئرو رو گم کردن
لعنت
من فقط داشتم به اینا کصشر تحویل میدادم
تا اینکه بتونم راه بازگشت به طرف تو رو پیدا کنم
تو یه دروغگویی
اگه کامیلا در مورد دی ای اِی بو ببره
اون تو رو میکشه منو میکشه
هر چیزی که داری پنهان میکنی بهتره که ارزشش رو داشته باشه
زندگی کردن توی یه خونه امن معنیش این نیست که جات امنه
این پرنده کوچیک
تمام مشکلات ما رو حل خواهد کرد
محموله چیه؟
دو کیلو
محموله هر چقدر کوچیک تر باشه ریسکش کمتره
اونا توی دو هفته میفرستنش و بار میزننش
همکاران ما توی تگزاس واقعا دارن روی محصول کم کار و سرمایه گذاری میکنن
و کلمبیاییها
دارن قدرتهای اجرایی مارو زیر سوال میبرن
کلمبیاییها مشکل ما نیستن
زنت مشکل ماست
بخواب زمین
میخوای یهحقه شعبده بازی ببینی؟
خوبه حالا خاموشش کن
چطوری انجامش دادی؟
جادو
چطوری انجامش دادی؟
سر دربیار خودت
خوبی؟
خوبم
یه چیزی پیش اومده داخل بهت نیاز دارم
الان میام اونجا
خب همه چی طبق برنامه پیش رفت
محمولت فردا به گالوستون میرسه
و افراد من اونجا خواهند بود که تحویلش بگیرن
تو یه کشتی سفت و سخت رو اداره میکنی کامیلا
چیزی که من همیشه به خاطرش تو رو تحسینمیکنم
خب چیزی که در مکزیک اتفاق افتاد یه شکست بود
اما به زودی تو به من بستهها رو هر هفته خواهی فرستاد
شکی ندارم
و من به جشن گرفتن همکاری جدیدمون در عروسی پسرخواندم
نیکو فکر میکنم
امیدوارم به ما ملحق بشی
سینالوا هنوز جای خیلی خطرناکی هست برای من، مانوعل
خب اگه تو در مورد اپیفانیو نگرانی
من میتونم هواپیمامو به همراه بادیگاردهام
برای اسکورت تو بفرستم
خب چطور میتونم به اوننه بگم؟
بواز خوشحال میشه
اونمیخواد شخصا ازت بابت نجات دادنش از دی ای اِی تشکر
و قدردانی کنه
داداشت چطوره؟
خب اگه راستشو بگیم
بواز برای من دردسره
اگه ننم زنده نبود
بهت میگفتم که یه تیر تو مخش خالی کنی
این منو از مشکلات زیادی نجات میداد
خانواده خانوادست،مانوعل
چی میتونم بهت بگم
ما همه مشکلاتی داریمکه باید تحمل کنیم
من بهت زنگ میزنم
باشه
دنی رو یادته؟ طرف ما توی دپارتمان پلیس؟
ما یه مشکلی داریم
بهش بگو
بعد از حمله من از یه مامور دی ای اِی اطلاعات گرفتم
دال بر سخنان اون اونا یه جاسوس دارن
و اون کسی هست که اونا رو به به انبار رسونده
اون بهت اسمی روگفته؟ نههنوز
و من یکم دیگه زمان احتیاج دارم
فهمیدم
ما رو بی خبر نذار
بدون یه اسم نمیتونیم بفهمیمکه اطلاعات ما از کجا درز میکنه
ما نمیتونیممنتظر دنی بمونیم
نه تا زمانی که محموله خیمنز داره وارد گالوستون میشه
من هیچفرصتی رو از دست نمیدم
تو به شکار کردن میری
و بعد
و تو اون عوضی رو میکشی
اون یه حمله برنامه ریزی شده بوده که با تونلها اغاز شده
ما نمیدونیم که کامیلا پشت این قضایا بوده
حمله میتونسته از جانب هر طرف باشه
کارتلهای رقیب
حتی از طرف خانواده نائب رعیس من
بابا
اوه
خوبی؟
من خوبم
اوه من نگرانت بودم
اوه من اینجائم الان
همهچیز خوبه چیزی برای نگرانی نیست
کار کارتل بود؟
اره اما این باعث نمیشه که من از بین بردن و خوابوندن اونا رو متوقف کنم
هی به من نگاه کن
من هیچ جا نمیرم
باشه؟
تو لابی منتظرم باش اونجا میبینمت
میجا
اونهایی که این کار رو کردن سگهای هار هستن
و اونا بههمون روش کشتهخواهند شد
و اگه من درست بگم؟
اگه کامیلا بود؟
بعد اونم به همون سرنوشت دچار میشه
خوبی،میجا؟
وقتی تو رئیس و حاکم شدی
فکر میکردم کارمون با اون زندگی تمومه و ازش رد شدیم
از اینکه نگران وضعیت باشیمرد شدیم
که کسی تو رو توی خیابونا بکشه
اشتباه میکردم؟
خوش بین بودم؟
بهمبگو
نه
اشتباه نمیکنی
اون قسمت زندگی من،قسمت زندگی ما
تموم شده
اندلا (نوعی مشروب)
من الان فقط حاکمم همش همینه
من مجبورم که با کارتل بجنگم
و خیابونا رو یبار برای همیشه از خشونت پاک کنیم
و در نتیجه
افردای وجود دارند که هیچی جز
مرده دیدن من نمیخوان
و اگه یه نفر
خدای نکرده
اگه موفق شدن
من ازت خواهش میکنم که
منو به عنوان مردی که بودم به خاطر نیاری
بلکه به عنوان مردی به خاطر بیاری که همیشه ارزو داشتم باشم
مردی که هیچ چیز جز اینکه
دخترش بهش افتخار کنه
هستم پدر
من خیلی به تو افتخار میکنم
بادیگاردهای مانوئل پایین منتظر تو هستند
تو به طالع اعتقاد داری؟
موقعی که امروز صبح بیدار شدم
یهکلاغ بودکه روی لبه پنجره نشسته بود
یه سعی در ارتکاب قتل اپیفانیو اتفاق افتاده
کی؟
امروز صبح اما نگران نباش ایزابلا حالشخوبه
اون باهاش نبوده
هر چندکه اون بدون یه خراش فرار کرد
خیالت راحت شد؟
اپیفانیو یه حرومزاده ست
اما اون هنوز پدر ایزابلاست
اگه اتفاقی براش بیوفته
ایزابلا به گای سگ میره
ما در جنگ هستیم
از این راه یا یه راه دیگه اون باید ناراحت و دل شکسته بشه (منظورش اینه که نهایتاً اپیفانیو باید بمیره)
اون تو رو مظنون دستور حمله میکنه
اره میدونم
خب تو میدونی که مکزیک
اخرین جایی هست که تو میخوای توش باشی
حواب سوالمرو ندادی
در مورد طالع
من به طالع اعتقاد ندارم
من به غریزه نجات اعتقاد دارم
همونطور که یه بار یهنفر بهمگفت از شیرهای زخمی فاصله بگیرم
گوئرو منم
گوئرو،درو باز کن
زندگی من تو مکزیک روب گا دادی که
منو بندازی تو یه زندان امریکایی ؟
گوش کن
من اونجاسوسه نیستم،باشه؟
اسلحه روبزار زمین
حقیقت روبهمبگو
اومدی اینجا کهکی رو ملاقاتکنی؟
بهمبگو!
گوئرو
گوئرو؟
اون زندست
دی ای اِی اونو قبل اینکه هواپیما منفجر بشه دزدید
اپیفانیو اونو نکشت
پس اون جاسوسه
و تو داشتی باهاش ملاقات میکردی
اصلا با عقل جور درنمیاد
ما بهت احتیاج داریم
باورت نمیکنم
هوهو
اروم بگیر داداش
داداش؟
داداش ماداش دیگه خبری نیست این کصشرا تمومه دیگه
لعنت میشم
همین الان تماسم با اینترپل رو قطع کردم
فهمیدم که تو باید الان وسطای راه کاستاریکا باشی
من فرار نمیکردم فقط..
نیاز داشتم که مخمو ازاد کنم
کصصصشر
اون زد به چاک که بره هانیا کوچولوشو ببینه
شرط میبیندم که سعی کردی اونم با خودت برای فرار ببری،ها؟
نیومد؟
یه کارتل روبجای تو انتخاب کرد
چی میگی گوئرو؟
دلت شکسته؟
حق با شماست
No comments yet. Be the first to leave one.